
حاشیه امن ذخایر جهانی نفت کوچکتر شد
کاهش دوباره ذخایر جهانی نفت پس از افزایش موقت موجودی انبارها در ژوئن، نشان میدهد بازار انرژی هنوز نتوانسته تبعات اختلال عرضه ناشی از جنگ خاورمیانه را پشت سر بگذارد. آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده است که موجودی قابل برداشت نفت جهان از ذخایر راهبردی در جولای ۶۹ میلیون بشکه کاهش یافته و مجموع افت ذخایر از آغاز جنگ تا پایان این ماه به ۴۱۰ میلیون بشکه رسیده است.
به گزارش نماد اقتصاد، محدود ماندن عبور نفتکشها از تنگه هرمز و بازگشت قیمت برنت به محدوده ۹۱ دلار، حساسیت بازار نسبت به اختلالهای تازه عرضه را افزایش داده است؛ در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر فقط میزان تولید نفت نیست؛ بلکه ظرفیت ذخایر نفت جهان برای جذب شوک بعدی اهمیت پیدا کرده است.
اگر روند برداشت از موجودیهای ذخایر نفت جهان ادامه پیدا کند، بازار با ضربهگیری کوچکتر وارد هرگونه بحران تازه خواهد شد؛ وضعیتی که میتواند واکنش قیمت نفت به یک اختلال جدید را شدیدتر کند.
طبق آخرین آمارهای منتشر شده ذخایر جهانی نفت در جولای ۲۰۲۶ بار دیگر کاهش یافت و نشان داد نخستین خط دفاعی بازار در برابر اختلال عرضه همچنان تحت فشار قرار دارد. بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، موجودی قابل برداشت نفت جهان در این ماه ۶۹ میلیون بشکه کاهش یافت؛ افتی که تقریبا بهطور کامل از کاهش نفت در حال حمل ناشی شد.
همچنین موجودی قابل برداشت نفت جهان از میادین در پایان جولای به کمتر از ۷.۹ میلیارد بشکه رسید. از پایان فوریه تا پایان جولای نیز مجموع کاهش ذخایر جهانی نفت به ۴۱۰ میلیون بشکه رسید؛ روندی که از نگاه آژانس بینالمللی انرژی نشاندهنده فرسایش قابلتوجه حاشیه امن بازار در جریان بحران عرضه است.
اهمیت این روند زمانی بیشتر مشخص میشود که میان سه مفهوم تولید، عرضه و ذخیره نفت تفاوت گذاشته شود. تولید به میزان نفت استخراجشده اشاره دارد، عرضه مقدار نفتی است که به بازار مصرف میرسد و ذخایر موجودیای هستند که در زمان اختلال برای جبران بخشی از کمبود مورد استفاده قرار میگیرند.
بنابراین، افزایش تولید لزوما به معنای بازگشت کامل امنیت عرضه نیست. اگر همزمان موجودیهای تجاری و راهبردی کاهش پیدا کنند، بازار بخشی از ظرفیت خود برای واکنش سریع به بحران بعدی را از دست میدهد.
ذخایر نفت جهان؛ ضربهگیر بازار زیر فشار
بررسی آمار ماه جولای ادامه مسیری است که در ماههای گذشته آغاز شده بود. طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی، موجودی قابل برداشت ذخایر نفت جهان در ژوئن ۲۱ میلیون بشکه افزایش یافت؛ افزایشی که عمدتا ناشی از رشد محمولههای نفت در حال حمل بود و کاهش ذخایر مستقر در انبارها را جبران کرد.
در عین حال این بهبود دوام نداشت. در ماه جولای، با تشدید اختلال در صادرات نفت خاورمیانه و کاهش جریانهای دریایی، ذخایر دوباره وارد مسیر نزولی شدند.
همزمان، تولید جهانی نفت در جولای ۲.۴ میلیون بشکه در روز افزایش یافت و به ۱۰۱.۵ میلیون بشکه در روز رسید؛ اما این میزان همچنان ۶.۳ میلیون بشکه در روز کمتر از سطح سال گذشته بود. آژانس بینالمللی انرژی همچنین اعلام کرده بود حدود ۸.۳ میلیون بشکه در روز از تولید کشورهای حوزه خلیج فارس همچنان متوقف مانده است. این ارقام نشان میدهد رشد تولید در سایر مناطق هنوز نتوانسته تمام آثار اختلال عرضه نفت در خاورمیانه را جبران کند.
از همینرو، ذخایر نفتی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. بازار برای جبران بخشی از کاهش عرضه، از موجودیهای فعلی ذخایر نفت جهان استفاده کرده است؛ اما ادامه این روند به معنای کوچکتر شدن ذخیره احتیاطی و راهبردی بازار خواهد بود.
تنگه هرمز و ریسک شوک بعدی
در این میان، تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیری بازار جهانی نفت است. رویترز در اول سپتامبر گزارش داد تنها پنج کشتی حمل کالا در روز دوشنبه از این مسیر عبور کردند؛ در حالی که میانگین ۱۰روزه عبور کشتیها حدود ۱۴ فروند بود. هیچیک از این پنج کشتی نیز نفتکش نبودند.
همزمان، نفت برنت در همان روز ۱.۳ درصد افزایش یافت و به ۹۱.۶۷ دلار در هر بشکه رسید. علت اصلی این افزایش، تشدید دوباره درگیری میان آمریکا و ایران و افزایش نگرانیها درباره اختلال بیشتر در جریان نفت خاورمیانه عنوان شد. این تحولات نشان میدهد قیمت نفت اکنون علاوه بر تولید روزانه، به ظرفیت بازار برای جبران اختلال نیز حساس است.
هرچه موجودیهای قابل استفاده کمتر باشد، یک اختلال مشخص میتواند اثر بزرگتری بر بازار بگذارد. در چنین شرایطی، حتی خبری که در مقایسه با شوک اولیه بحران از نظر حجم عرضه کوچکتر است، میتواند واکنش شدیدتری در قیمتها ایجاد کند.
ذخایر راهبردی آمریکا؛ یک ضربهگیر کوچکتر
در کنار کاهش ذخایر جهانی نفت، وضعیت ذخایر استراتژیک آمریکا نیز اهمیت ویژهای پیدا کرده است. در همین رابطه رویترز در ۳۱ آگوست گزارش داد موجودی ذخیره راهبردی نفت آمریکا با کاهش حدود ۳.۱ میلیون بشکهای به ۲۸۶.۶ میلیون بشکه رسیده است؛ که پایینترین سطح از سال ۱۹۸۲ میلادی به این سو محسوب میشود.
ذخیره راهبردی نفت آمریکا یکی از ابزارهای اصلی واشنگتن برای مقابله با اختلالهای شدید عرضه است. بنابراین، پایینتر رفتن موجودی آن به معنای محدودتر شدن ظرفیت این ابزار برای واکنش به بحرانهای آینده است.
رویترز همچنین گزارش داده است که موجودی ذخیره نفت راهبردی آمریکا پس از اجرای مرحله نهایی آزادسازیها ممکن است به حدود ۲۴۳ میلیون بشکه برسد. این گزارش به ارزیابی کارشناسانی اشاره کرده که سطح حدود ۲۵۰ میلیون بشکه را بهعنوان محدوده عملیاتی ایمن در نظر میگیرند.
به این ترتیب، کاهش ذخایر استراتژیک نفت آمریکا در کنار کاهش موجودیهای ذخایر جهانی نفت، یک پیام مشترک دارد و آن اینکه ظرفیت واکنش ذخیرهای بازار نسبت به آغاز بحران کمتر شده است.
چین؛ متغیری که فشار بازار را تعدیل میکند
با این حال، کاهش ذخایر جهانی نفت بهتنهایی نمیتواند مسیر قیمت را تعیین کند. سمت تقاضا نیز در این معادله نقش مهمی دارد و چین در مرکز آن قرار گرفته است.
رویترز گزارش داده واردات نفت خام چین در جولای نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۵ حدود ۲۴ درصد کاهش داشته است. این کشور از زمان آغاز جنگ حدود ۴۰۰ میلیون بشکه کمتر از مدت مشابه سال ۲۰۲۵ نفت وارد کرده است.
کاهش فعالیت پالایشگاهی، کاهش تقاضا و رشد استفاده از خودروهای الکتریکی از جمله عواملی هستند که در کاهش تقاضای نفت چین نقش داشتهاند.
از سوی دیگر، دادههای موسسه «Kpler» و «Vortexa» که رویترز به آنها استناد کرده است، نشان میدهد چین در جولای حدود ۲۵ تا ۲۸ میلیون بشکه از ذخایر نفت خام خود برداشت کرده است؛ رقمی که بزرگترین برداشت ماهانه از سپتامبر ۲۰۲۱ برآورد شده است.
این وضعیت یک تضاد مهم در بازار نفت ایجاد میکند. از یک طرف، کاهش تقاضای چین میتواند بخشی از فشار ناشی از اختلال عرضه را خنثی کند؛ از طرف دیگر، برداشت از ذخایر جهانی نفت نشان میدهد بخشی از نیاز بازار همچنان از موجودیهای قبلی تامین میشود. بنابراین، معادله فعلی را میتوان در سه متغیر عرضه مختلشده، ذخایر نفتی در حال کاهش و تقاضای ضعیفتر چین خلاصه کرد.
چالش بازار فقط نفت خام نیست
کاهش موجودیهای ذخایر جهانی نفت همچنین میتواند در بازار فرآوردههای نفتی پیامدهای مهمی ایجاد کند. بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، صادرات گازوئیل از روسیه، خاورمیانه و آسیا نسبت به سال قبل ۱.۳ میلیون بشکه در روز کاهش یافته که رقمی معادل حدود ۲۰ درصد تجارت دریایی جهانی این محصول است. صادرات سوخت جت نیز حدود ۶۷۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته که معادل ۳۴ درصد تجارت جهانی آن گزارش شده است.
این ارقام نشان میدهد بحران عرضه تنها به قیمت برنت محدود نیست. اختلال در فرآوردههای نفتی میتواند از مسیر افزایش هزینه سوخت به حملونقل، صنایع و مصرفکنندگان منتقل شود.
در نتیجه، ذخایر جهانی نفت نهفقط یک شاخص مربوط به بازار انرژی، بلکه یکی از متغیرهای اثرگذار بر هزینههای اقتصاد جهانی هستند. هرچه عرضه فرآوردهها محدودتر شود، هزینه حملونقل و تولید نیز میتواند تحت فشار بیشتری قرار گیرد؛ موضوعی که در صورت تداوم قیمتهای بالای نفت، نگرانیهای تورمی را افزایش میدهد.
چرا بازار به ذخایر جهانی نفت حساستر شده است؟
آژانس بینالمللی انرژی در گزارشهای خود نشان داده که بخش مهمی از کاهش موجودیهای اخیر ذخایر جهانی نفت با برداشت اضطراری برای جبران اختلال عرضه ارتباط داشته است.
کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی نیز در جریان بحران، بخشی از ذخایر اضطراری خود را آزاد کردند. طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی، پس از آزادسازی اضطراری ۴۰۰ میلیون بشکهای، تا جولای حدود ۲۹۰ میلیون بشکه از این حجم آزاد شده بود. اکنون چالش جدید، بازسازی این ذخایر است.
رویترز گزارش داده خرید مجدد ذخایر راهبردی نفت میتواند تا سال ۲۰۲۸ از تقاضای نفت حمایت کند و خریدهای دولتی برای بازسازی موجودیها ممکن است تا سهماهه سوم ۲۰۲۷ روزانه حدود ۶۶۴ هزار بشکه به تقاضا اضافه کند. این یعنی حتی اگر بحران عرضه فروکش کند، بازار با چالش بازسازی ذخایر نفت جهان دیگری روبهرو خواهد بود.
در واقع، پایان اختلال عرضه الزاما به معنای پایان فشار بر بازار نیست. پس از بحران، دولتها باید بخشی از موجودی مصرفشده را دوباره خریداری کنند و همین روند میتواند تقاضای اضافی ایجاد کند.
نفت، تورم و بازارهای مالی
اهمیت کاهش ذخایر جهانی نفت زمانی بیشتر میشود که اثر آن بر بازارهای مالی نیز در نظر گرفته شود. رویترز در اول سپتامبر گزارش داد افزایش قیمت نفت نگرانیهای تورمی را در بازارها تشدید کرده و بازده اوراق قرضه در چند اقتصاد بزرگ افزایش یافته است. در همین رابطه بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا به ۴.۷۹ درصد رسید و سرمایهگذاران احتمال تغییر مسیر سیاست پولی فدرال رزرو را مورد توجه قرار دادند. این واکنش نشان میدهد شوک نفتی میتواند بسیار فراتر از بازار انرژی حرکت کند.
افزایش قیمت نفت ابتدا هزینه انرژی را بالا میبرد و سپس از مسیر حملونقل، تولید و قیمت کالاها به تورم منتقل میشود. افزایش تورم نیز میتواند بر انتظارات مربوط به نرخ بهره و بازار اوراق اثر بگذارد. از این منظر، امنیت انرژی و وضعیت ذخایر نفتی بخشی از معادله بازارهای مالی نیز هستند.
رویترز در نظرسنجی آگوست خود از ۳۱ تحلیلگر گزارش داد انتظار میرود قیمت برنت در سال ۲۰۲۶ بهطور متوسط ۸۵.۸ دلار در هر بشکه باشد و قیمت نفت آمریکا به میانگین ۸۰.۲۰ دلار برسد. تحلیلگران در این نظرسنجی، تداوم ریسکهای عرضه در خاورمیانه را از عوامل حمایتکننده قیمت نفت دانستند.
نفت ایران؛ افزایش قیمت یا درآمد بیشتر؟
افزایش قیمت نفت برای ایران لزوماً به معنای رشد متناسب درآمد صادراتی نیست. در شرایطی که قیمت جهانی نفت افزایش مییابد، ارزش اسمی هر بشکه صادراتی بیشتر میشود؛ اما درآمد واقعی به حجم صادرات، امکان انتقال محموله، مسیر حملونقل و شرایط معامله نیز وابسته است.
رویترز در آگوست ۲۰۲۶ گزارش داد عرضه نفت ایران به چین تحت تاثیر محدودیتهای حملونقل و محاصره کاهش یافته است. بر اساس دادههای موسسه «Kpler» که این خبرگزاری به آن استناد کرده، واردات نفت ایران از سوی چین از میانگین ۱.۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز در آگوست ۲۰۲۶ کاهش یافته است. همچنین ذخایر شناور نفت ایران خارج از محدوده محاصره از حدود ۱۰۵ میلیون بشکه به حدود ۸۰ میلیون بشکه کاهش یافته بود.
بنابراین، برای ایران نیز باید میان قیمت نفت و درآمد نفتی تفاوت قائل شد. رشد قیمت میتواند درآمد اسمی هر بشکه را افزایش دهد، اما اگر همزمان حجم صادرات یا امکان تحویل محموله کاهش یابد، اثر نهایی بر درآمد کشور الزاما متناسب با افزایش قیمت نخواهد بود.
این مسئله نشان میدهد اختلال در بازار جهانی نفت برای صادرکنندگان تنها یک مسئله قیمتی نیست؛ مسیر دسترسی به بازار نیز اهمیت دارد.
سه سناریو برای بازار نفت
مسیر آینده ذخایر جهانی نفت بیش از هر چیز به سرنوشت اختلال عرضه بستگی دارد. در سناریوی نخست، اگر جریان نفت از تنگه هرمز و سایر مسیرهای مختلشده بهطور پایدار احیا شود، فشار بر عرضه کاهش مییابد و بازار فرصت بیشتری برای متوقف کردن برداشت از ذخایر خواهد داشت. در چنین شرایطی، روند بازسازی موجودیها میتواند به تدریج آغاز شود.
در سناریوی دوم، تداوم اختلال موجب برداشت بیشتر از ذخایر خواهد شد. در این وضعیت، حاشیه امن بازار کوچکتر میشود و حساسیت قیمت نفت نسبت به اخبار مربوط به تولید و حملونقل افزایش مییابد.
سناریوی سوم، زمانی شکل میگیرد که پیش از بازسازی ذخایر، شوک جدیدی در یک تولیدکننده بزرگ یا مسیر اصلی حملونقل رخ دهد. در این حالت، بازار باید با موجودی کمتر، عرضه محدودتر و رقابت شدیدتر برای محمولههای موجود مواجه شود.
در چنین وضعیتی، ریسک اصلی لزوما وقوع یک کاهش عظیم دیگر در تولید نیست؛ بلکه وقوع اختلال تازه در بازاری است که بخش مهمی از ظرفیت ذخیرهای خود را قبلا مصرف کرده است.
به طور خلاصه دادههای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد ذخایر جهانی نفت از زمان آغاز جنگ خاورمیانه تا پایان جولای ۴۱۰ میلیون بشکه کاهش یافته و موجودی قابل برداشت جهان از میادین نفتی به کمتر از ۷.۹ میلیارد بشکه رسیده است.
از سوی دیگر، ذخیره راهبردی آمریکا نیز به پایینترین سطح از سال ۱۹۸۲ رسیده و تردد کشتیها از تنگه هرمز همچنان بهشدت محدود است. همزمان، کاهش تقاضای چین بخشی از فشار عرضه را خنثی کرده، اما این کشور نیز برای پاسخ به نیاز خود از ذخایر نفت خام برداشت کرده است.
بنابراین، تصویر بازار پیچیدهتر از رابطه ساده میان تولید و قیمت است. آنچه اکنون اهمیت بیشتری دارد، اندازه حاشیه امنی است که بازار برای مواجهه با اختلال بعدی در اختیار دارد.
اگر جریان عرضه عادی شود، فرصت بازسازی ذخایر نفت جهان فراهم خواهد شد، اما اگر اختلال ادامه یابد یا پیش از بازسازی موجودیها شوک تازهای رخ دهد، ظرفیت بازار برای جذب کمبود کمتر خواهد بود.
در چنین شرایطی، پاسخ به پرسش «شوک بعدی بازار نفت از کجا میآید؟» بیش از آنکه فقط به میزان تولید وابسته باشد، به یک متغیر کلیدی بستگی دارد و آن اینکه ذخایر جهانی نفت تا چه زمانی توانایی ایفای نقش ضربهگیر بازار را دارند؟
حسین امیری
اخبار مرتبط

اثر اختلال صادرات نفت چه زمانی به سفره خانوار میرسد؟

صادرات نفت ایران در تنگنای جدید

بحران انرژی چگونه به زنجیره تامین ایران منتقل میشود؟

هزینه پنهان یارانه در بحران بنزین ایران چه نقشی دارد؟

تنگه هرمز باز شود، چه تغییراتی در اقتصاد ایران رخ میدهد؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه