
جنگ ایران و آمریکا چگونه جایگاه زغالسنگ را تقویت کرد؟
اختلال در جریان صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) از خاورمیانه در پی جنگ ایران و آمریکا، پیامدهای گستردهای برای بازار انرژی آسیا به همراه داشته است. به نظر میرسد به علت محدودیت دسترسی به برخی سوختهای فسیلی به سبب آغاز جنگ خاورمیانه شرایط به گونهای رقم خورده تا تقاضا برای زغالسنگ افزایش پیدا کند.
به گزارش نماد اقتصاد، در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران انتظار داشتند کشورهای آسیایی برای جبران کمبود گاز به سمت منابع تجدیدپذیر حرکت کنند، شرایط در بازار انرژی به گونهای دیگر رقم خورد و زغالسنگ بار دیگر به یکی از مهمترین گزینههای تامین برق در کشورهای بزرگ آسیا تبدیل شد.
افزایش ناگهانی قیمت «LNG» و محدودیت عرضه ناشی از اختلال در صادرات قطر، بسیاری از نیروگاههای آسیایی را به سمت استفاده بیشتر از ظرفیتهای فعلی زغالسنگ سوق داده است. این تحول اگرچه به معنای بازگشت کامل زغالسنگ به مرکز سیاستهای انرژی جهان نیست، اما نشان میدهد که در دوره گذار به انرژیهای تجدیدپذیر، سوختهای فسیلی سنتی همچنان نقش مهمی در حفظ امنیت انرژی کشورها ایفا میکنند.
شوک عرضه «LNG» و تغییر الگوی مصرف انرژی
با شروع جنگ ایران و آمریکا یکی از مهمترین مراکز صادرات گاز طبیعی مایع جهان یعنی قطر تحت تاثیر این اتفاق قرار گرفت. آسیب وارد شده به تاسیسات راس لفان قطر، به عنوان بزرگترین مجتمع صادرات «LNG» جهان، موجب خروج بیش از ۱۰ میلیون تن در سال از ظرفیت عرضه گاز مایع به بازار آسیا شد. این اختلال که با اعلام شرایط غیر قابل پیشبینی همراه بود، بازار گاز منطقه را با کمبود عرضه مواجه کرد و قیمتهای «LNG» در بازار فیزیکی آسیا را به بالاترین سطوح خود در نزدیک به سه سال اخیر رساند.
هرچند پس از پایان درگیریها روند مذاکرات سیاسی آغاز شد، اما محدودیتهای عملیاتی در برخی زیرساختهای صادراتی قطر همچنان پابرجاست و انتظار میرود بخشی از این اختلال تا ماههای آینده نیز ادامه یابد. در نتیجه، بسیاری از مصرفکنندگان آسیایی ناچار شدند برای تامین برق و حفظ پایداری شبکههای انرژی خود، استفاده از زغالسنگ را افزایش دهند.
چین و هند؛ اتکا به ذخایر داخلی
دو اقتصاد بزرگ آسیا یعنی چین و هند که طی سالهای اخیر سرمایهگذاریهای عظیمی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر انجام دادهاند، از جمله کشورهایی بودند که در واکنش به بحران عرضه گاز، استفاده از زغالسنگ را افزایش دادند.
اگرچه هر دو کشور در سالهای اخیر تلاش کردهاند وابستگی خود به واردات زغالسنگ را کاهش دهند، اما ظرفیت بالای تولید داخلی این ماده معدنی موجب شد در شرایط بحرانی بتوانند بخشی از نیاز نیروگاههای خود را از طریق ذخایر داخلی تامین کنند. در نتیجه، بخشی از برنامههای جایگزینی گاز در نیروگاهها به طور موقت متوقف شد و مصرف زغالسنگ افزایش یافت.
با این حال، روند یادشده تنها به چین و هند محدود نماند. کشورهای کرهجنوبی، ژاپن، تایوان، تایلند، ویتنام و فیلیپین نیز افزایش مصرف زغالسنگ در تولید برق را گزارش کردهاند؛ موضوعی که نشاندهنده تغییر گسترده در الگوی مصرف انرژی آسیا پس از اختلال در بازار «LNG» است.
شکاف عرضه گاز و رشد مصرف زغالسنگ
برآوردهای شرکت «Rystad Energy» نشان میدهد که اختلال در صادرات قطر میتواند در سال ۲۰۲۶ شکافی معادل ۳۵ میلیون تن در سال در عرضه «LNG» آسیا ایجاد کند؛ کمبودی که به سادگی قابل جبران نخواهد بود.
این شرکت تخمین زده که حدود ۹۰ تراواتساعت از تقاضای برق منطقه به سمت نیروگاههای زغالسنگسوز هدایت شده باشد. بر همین اساس، در سناریوی تداوم محدودیت عرضه گاز، مصرف زغالسنگ آسیا در سال ۲۰۲۶ ممکن است حدود ۷۰ میلیون تن افزایش یابد.
نکته قابلتوجه در همین رابطه اینکه افزایش مصرف این ماده معدنی عمدتا ریشه در افزایش بهرهبرداری و ضریب ظرفیت نیروگاههای فعلی داشته و به توسعه ظرفیتهای جدید از طریق احداث نیروگاههای زغالسنگ مرتبط نیست.
رشد تجارت زغالسنگ در بازارهای آسیایی
همزمان با کاهش نسبی مصرف گاز طبیعی، جریان تجارت زغالسنگ در بازارهای آسیایی نیز تقویت شده است. اگرچه چین و هند بخش بیشتری از نیاز خود را از منابع داخلی تامین میکنند، اما سایر کشورهای منطقه برای جبران کمبود انرژی به افزایش واردات روی آوردهاند.
برخی آمارها نشان میدهد تولید برق مبتنی بر زغالسنگ در ژاپن در زمان جنگ خاورمیانه نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۵ حدود ۱۱ درصد افزایش یافته، در حالی که تولید برق مبتنی بر گاز طبیعی با کاهش ۱۳ درصدی همراه بوده است. همچنین واردات زغالسنگ کرهجنوبی و ژاپن به ترتیب بیش از ۵۰ درصد و ۲۰ درصد در همین مدت نسبت به مدت مشابه در سال ۲۰۲۵ رشد کرده است.
این روند نشان میدهد که برای بسیاری از کشورهای آسیایی، استفاده بیشتر از زغالسنگ نه یک انتخاب راهبردی بلکه پاسخی اضطراری به محدودیتهای عرضه گاز بوده است؛ بهویژه آنکه زنجیره تامین زغالسنگ برخلاف «LNG»، تحت تاثیر مستقیم درگیریهای خاورمیانه قرار نگرفته است.
بازگشت زغالسنگ یا واقعیت گذار به تجدیدپذیرها؟
کارشناسان معتقدند افزایش مصرف زغالسنگ در آسیا را نباید به عنوان شکست سیاستهای انرژی پاک یا بازگشت گسترده این سوخت فسیلی به سبد انرژی جهان تفسیر کرد. آنچه امروز مشاهده میشود بیش از آنکه یک بازگشت تاریخی باشد، نمایانگر چالشهای عملی گذار به تجدیدپذیرها است.
واقعیت این است که افزایش شدید قیمت گاز طبیعی و نوسانات عرضه، هزینه تولید برق را در بسیاری از کشورها افزایش داده و نیروگاههای زغالسنگ را بار دیگر به گزینهای مقرون به صرفهتر تبدیل کرده است. در عین حال، این تحول هنوز به تغییر ساختاری در روند توسعه انرژیهای پاک منجر نشده است.
تحلیلگران معتقدند تجربه کنونی شباهتهایی با بحران انرژی ناشی از جنگ روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲ دارد، اما شدت آن کمتر است. در آن زمان کاهش صادرات گاز روسیه موجب جهش چشمگیر تقاضای جهانی زغالسنگ شد. اکنون اما شرایط متفاوت است؛ زیرا کشورهای آسیایی از ذخایر بالاتر زغالسنگ برخوردارند و ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر نیز نسبت به چند سال قبل به شکل محسوسی افزایش یافته است.
امنیت انرژی؛ حلقه مفقوده گذار سبز
بحران اخیر بار دیگر نشان داد که تحقق اهداف کربنزدایی بدون توسعه زیرساختهای ذخیرهسازی انرژی، انعطافپذیری شبکههای برق و افزایش ظرفیت تولید پایدار انرژیهای کمکربن با چالشهای جدی روبهرو خواهد بود.
تا زمانی که فناوریهای ذخیرهسازی برق، شبکههای هوشمند و منابع پایدار تولید انرژی تجدیدپذیر به سطحی نرسند که بتوانند پاسخگوی اوج مصرف و نوسانات تولید باشند، زغالسنگ همچنان به عنوان سوخت پشتیبان در بسیاری از کشورهای آسیایی باقی خواهد ماند.
در نتیجه، جنگ ایران و آمریکا را میتوان یکی از عوامل تقویتکننده جایگاه کوتاهمدت زغالسنگ در بازار انرژی آسیا دانست؛ رخدادی که اگرچه مسیر بلندمدت گذار به تجدیدپذیرها را تغییر نداده، اما بار دیگر اهمیت امنیت عرضه و تنوعبخشی به منابع انرژی را در معادلات اقتصادی و صنعتی جهان برجسته کرده است.
اخبار مرتبط

اتحادیه پایاپای آسیا بستری راهبردی برای تقویت مالی

زغالسنگ؛ صنعتی که خیال عقبنشینی ندارد

جنگ آمریکا علیه ایران گذار انرژی را به سمت مصرف زغالسنگ میبرد

استقلال از آسیا حذف شد

پوستر AFC به مناسبت عید نوروز با حضور دایی، مهدوی کیا+ عکس

 copy.webp)
۰ دیدگاه