جنگ آمریکا علیه ایران گذار انرژی را به سمت مصرف زغال‌سنگ می‌برد
هشداری برای بازار انرژی جهان؛

جنگ آمریکا علیه ایران گذار انرژی را به سمت مصرف زغال‌سنگ می‌برد

خبرنگار
۱۷ فروردین ۱۴۰۵

گاردین هشدار داده است که تنش میان آمریکا و ایران می‌تواند جهان را بیش از پیش به زغال‌سنگ وابسته کند؛ ادعایی که اگرچه به‌صورت قطعی رخ ندهد، اما با منطق بازار و تجربه تاریخی کاملاً سازگار است.

به گزارش نماد اقتصاد،  یاسمن عباسی/هنگامی که امنیت عرضه زیر سؤال می‌رود و قیمت حامل‌های انرژی بالا می‌رود، سیاست‌گذاران و اپراتورهای شبکه برق ناگزیر به انتخاب‌های عملی و کوتاه‌مدت می‌شوند؛ انتخاب‌هایی که اغلب بر مبنای تضمین تداوم عرضه و کنترل هزینه‌ها، نه اهداف اقلیمی، صورت می‌گیرد.

بازسازی تصویر بحران دهه ۱۹۷۰ در ذهن سیاستگذاران امروز آسان است: آن زمان، اختلال در عرضه نفت موجب شد دولت‌ها برای حفظ اقتصاد داخلی به توسعه منابع داخلی سوخت‌های فسیلی از جمله زغال‌سنگ روی آورند.

اکنون نیز با افزایش ریسک‌های ژئوپولیتیک و نگرانی از کمبود یا گران شدن نفت و گاز، فرآیند تصمیم‌گیری تا حدی مشابه می‌شود. اما تفاوت مهم این‌جاست که ساختار بازار انرژی امروز پیچیده‌تر و در عین حال به فناوری‌های نوین وابسته‌تر است؛ وابستگی‌ای که در شرایط بی‌ثباتی می‌تواند سرمایه‌گذاری در تجدیدپذیرها را کاهش داده و بازگشت به گزینه‌های سنتی را جذاب‌تر کند.

مکانیسم اثرگذاری جنگ بر مصرف زغال‌سنگ ساده و چندلایه است. اختلال در مسیرهای صادرات نفت یا اعمال تحریم‌ها می‌تواند عرضه مایع و گازی را تنگ کند و قیمت‌ها را بالا ببرد؛ در چنین فضایی، کشورها و شرکت‌ها برای جلوگیری از خاموشی یا اثرات شدید اقتصادی به منابع زغال‌سنگی که زیرساخت تولید و حمل‌ونقل آن‌ها آماده است، متوسل می‌شوند.

از سوی دیگر، ترس از نوسانات بلندمدت بازده سرمایه‌گذاری می‌تواند سرمایه‌گذاران خصوصی را از پروژه‌های بلندپروازانه‌تری مانند فازهای بزرگ نیروگاه‌های بادی و خورشیدی دور کند و به سمت کسب بازده سریع‌تر در سوخت‌های فسیلی سوق دهد.

این فرآیند نه‌تنها مصرف فعلی را افزایش می‌دهد بلکه ممکن است منجر به «قفل شدن سرمایه‌گذاری» در زیرساخت‌های طولانی‌مدت زغال‌سنگ شود؛ زیرساختی که ده‌ها سال انتشار گازهای گلخانه‌ای را تضمین می‌کند.

آثار چنین بازگشتی چندوجهی است؛ از منظر اقلیمی، افزایش سهم زغال‌سنگ در ترکیب انرژی جهانی روند کاهش انتشار را کند می‌کند و دستیابی به اهداف آب و هوایی بین‌المللی را دشوارتر می‌سازد.

از منظر اقتصادی، فشار کوتاه‌مدت برای کنترل قیمت‌ها ممکن است هزینه‌های پنهان بلندمدت از جمله هزینه‌های بهداشتی و خسارت‌های ناشی از تغییرات اقلیمی را افزایش دهد و بهره‌وری سرمایه را پایین آورد.

در سطح ژئوپولیتیک نیز یک بازگشت به زغال‌سنگ می‌تواند بلوک‌های جدیدی از وابستگی انرژی را شکل دهد و موازنه‌های منطقه‌ای را تغییر دهد؛ کشورهایی که منابع زغال‌سنگ دارند ممکن است موقعیت چانه‌زنی‌شان تقویت شود و کشورهایی که به واردات وابسته‌اند فشارهای سیاسی و اقتصادی بیشتری را تجربه کنند.

با این حال، سناریوی بازگشت کامل و بلندمدت به زغال‌سنگ قطعی نیست. عوامل متوازن‌کننده‌ای وجود دارند:

کاهش هزینه تولید انرژی‌های تجدیدپذیر، پیشرفت در ذخیره‌سازی انرژی و سیاست‌گذاری‌های ثبات‌بخش (مانند تضمین‌های مالی برای پروژه‌های پاک یا بازارهای کربن کارآمد) می‌توانند شوک‌های کوتاه‌مدت را جذب کنند و از تسلیم سیاست‌گذاران در برابر وسوسه بازگشت به سوخت‌های پرآلودگی جلوگیری کنند.

در عمل، موفقیت به واکنش سریع و هماهنگ دولت‌ها و بازیگران مالی بستگی دارد؛ اگر اقداماتی برای تضمین نقدینگی پروژه‌های تجدیدپذیر، تقویت زیرساخت‌های شبکه و دیپلماسی انرژی انجام نشود، مسیر به سمت افزایش استفاده از زغال‌سنگ هموارتر خواهد شد.

بر اساس این گزارش، تنش‌های ژئوپولیتیک مانند درگیری میان آمریکا و ایران می‌تواند محرکی برای بازگشت موقت یا حتی پایدار به زغال‌سنگ باشد، اما نتیجه نهایی محصول مجموعه‌ای از تصمیم‌های سیاست‌گذاران، سرمایه‌گذاران و بازیگران بین‌المللی است.

 

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=60414
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

0 دیدگاه