شکاف نرخ ارز چه اثری بر درآمد ریالی صادرکنندگان فولاد دارد؟
اختصاصی؛

شکاف نرخ ارز چه اثری بر درآمد ریالی صادرکنندگان فولاد دارد؟

یگانه بختیاری فردیس
۱۰ شهریور ۱۴۰۵

شکاف نرخ ارز چه اثری بر درآمد و سود فولادسازان صادراتی دارد؟ تفاوت نرخ فروش ارز با نرخ تسعیر، روش بررسی گزارش کدال و سناریوی حساسیت درآمد شرکت‌های فولادی را بخوانید.

به گزارش نماد اقتصاد، افزایش نرخ دلار در نگاه اول خبر مثبتی برای فولادسازان صادراتی است؛ زیرا هر واحد ارز حاصل از صادرات می‌تواند با ریال بیشتری در صورت‌های مالی ثبت شود. بااین‌حال، میان قیمت دلار در بازار آزاد، نرخ فروش ارز صادراتی و نرخ تسعیر حسابداری تفاوت مهمی وجود دارد. به همین دلیل، هر جهش دلار الزاما به همان نسبت درآمد و سود شرکت‌های فولادی را افزایش نمی‌دهد

بررسی عملکرد فولادسازان بورسی فقط با مشاهده قیمت دلار آزاد می‌تواند به نتیجه‌ای گمراه‌کننده منتهی شود. سهامداران برای ارزیابی اثر ارز بر درآمد شرکت‌هایی مانند فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، ذوب‌آهن و سایر صادرکنندگان زنجیره فولاد باید مقدار صادرات، نرخ واقعی فروش محصول، مسیر بازگشت ارز، نرخ تسعیر ثبت‌شده در گزارش کدال و هزینه‌های ارزی شرکت را هم‌زمان بررسی کنند.

شکاف نرخ ارز چیست؟

در اقتصاد ایران یک نرخ واحد برای دلار وجود ندارد. نرخ اسکناس، حواله تجاری، نرخ توافقی معاملات صادراتی و قیمت بازار آزاد ممکن است با یکدیگر متفاوت باشند. فاصله میان این نرخ‌ها «شکاف ارزی» نامیده می‌شود.

برای شرکت فولادی، نرخ مهم لزوما همان عددی نیست که در بازار آزاد دیده می‌شود. صادرکننده باید ارز خود را مطابق مقررات بازگشت ارز صادراتی و از مسیرهای مجاز عرضه یا مصرف کند. بنابراین ممکن است دلار در بازار آزاد رشد کند، اما نرخ قابل‌دسترس صادرکننده به همان اندازه افزایش نیابد.

بر اساس داده منتشرشده در صفحه نرخ ارز بانک مرکزی، نرخ دلار در ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ معادل یک میلیون و ۵۹۱ هزار و ۴۶۰ ریال، یعنی حدود ۱۵۹ هزار و ۱۴۶ تومان درج شده است. مرکز مبادله نیز تاکید کرده نرخ‌های اعلامی آن مربوط به حواله ارز تجاری است و نباید الزاما با نرخ اسکناس بانکی یا بازار آزاد یکسان تلقی شود.

تفاوت نرخ فروش با نرخ تسعیر ارز چیست؟

این دو اصطلاح معمولا به‌اشتباه به جای یکدیگر استفاده می‌شوند:

مفهومتعریفاثر بر صورت‌های مالی
نرخ فروش محصولقیمت دلاری یا ارزی هر تن فولاد در قرارداد صادراتیمبلغ ارزی درآمد را مشخص می‌کند
نرخ تبدیل درآمد صادراتینرخی که شرکت برای تبدیل مبلغ فروش ارزی به ریال به کار می‌گیرددرآمد ریالی فروش را تعیین می‌کند
نرخ فروش ارزنرخی که ارز صادراتی عملاً در مسیر مجاز فروخته یا واگذار می‌شودوجه ریالی دریافتی شرکت را مشخص می‌کند
نرخ تسعیرنرخ حسابداری تبدیل دارایی‌ها، بدهی‌ها و اقلام ارزی به ریال در تاریخ گزارشمی‌تواند سود یا زیان تسعیر ایجاد کند
نرخ دلار آزادقیمت معامله‌شده در بازار غیررسمیبیشتر یک متغیر انتظاری است و الزاماً نرخ در دسترس شرکت نیست

فرض کنید یک فولادساز محصول خود را با قیمت ۵۰۰ دلار به‌ازای هر تن صادر کند. این عدد «نرخ فروش محصول» است. اگر درآمد حاصل با دلار ۱۵۰ هزار تومانی به ریال تبدیل شود، درآمد ثبت‌شده هر تن ۷۵ میلیون تومان خواهد بود.

در مقابل، مانده حساب‌های دریافتنی، موجودی نقد ارزی یا بدهی ارزی شرکت ممکن است در پایان دوره با نرخ دیگری تسعیر شود. بنابراین نرخ تسعیر بیشتر به ارزش‌گذاری اقلام ارزی مربوط است، درحالی‌که نرخ فروش ارز نشان می‌دهد شرکت ارز صادراتی خود را عملاً با چه قیمتی به ریال تبدیل کرده است.

آیا هر رشد دلار به سود فولادسازان می‌رسد؟

خیر. رشد دلار زمانی می‌تواند اثر مثبت معناداری داشته باشد که نرخ مؤثر تبدیل ارز صادراتی شرکت نیز بالا برود و سایر متغیرها ثابت بمانند. چند عامل ممکن است بخشی از این منفعت را خنثی کند:

  • کاهش قیمت جهانی شمش، اسلب یا ورق فولادی
  • افت مقدار تولید یا صادرات به دلیل محدودیت برق و گاز
  • افزایش هزینه مواد اولیه، الکترود، قطعات و حمل‌ونقل
  • رشد هزینه‌های ارزی و بدهی‌های ارزی شرکت
  • تخفیف صادراتی برای حفظ مشتریان خارجی
  • هزینه تحریم، نقل‌وانتقال پول و تغییر مسیر حمل
  • تأخیر در وصول مطالبات صادراتی
  • الزام به عرضه ارز در نرخی پایین‌تر از بازار آزاد
  • افزایش حقوق دولتی، نرخ خوراک، دستمزد و هزینه مالی

در نتیجه ممکن است دلار آزاد ۲۰ درصد رشد کند، اما نرخ تبدیل واقعی ارز یک شرکت تنها ۱۰ درصد افزایش یابد. اگر در همین فاصله قیمت جهانی فولاد یا حجم صادرات کاهش پیدا کند، حتی احتمال افت درآمد صادراتی نیز وجود دارد.

مقررات تالار دوم چه اهمیتی برای زنجیره فولاد دارد؟

امکان عرضه بخشی از ارز صادراتی زنجیره فولاد در تالار دوم، نرخ مؤثر تبدیل ارز را برای برخی صادرکنندگان به نرخ‌های توافقی نزدیک‌تر کرده است. بااین‌حال، سهم قابل‌عرضه برای تمام محصولات یکسان نیست.

طبق جزئیات منتشرشده، سهم عرضه ارز صادراتی در تالار دوم برای محصولات نوردی تا ۸۰ درصد، شمش و اسلب ۶۰ درصد، آهن اسفنجی ۵۰ درصد، گندله ۳۰ درصد و کنسانتره سنگ‌آهن ۲۰ درصد تعیین شده بود. این ساختار نشان می‌دهد اثر افزایش نرخ ارز بر شرکت‌های مختلف زنجیره فولاد یکسان نیست.

این درصدها باید هنگام تحلیل هر دوره دوباره با مقررات جاری و گزارش رسمی شرکت تطبیق داده شوند؛ زیرا تغییر بخشنامه‌ها می‌تواند نرخ موثر وصول ارز را دگرگون کند.

فرمول ساده محاسبه درآمد ریالی صادرات

برای تخمین اولیه می‌توان از این رابطه استفاده کرد:

درآمد ریالی صادرات = مقدار صادرات × نرخ فروش دلاری هر تن × نرخ مؤثر تبدیل ارز

برای نمونه، اگر شرکتی یک میلیون تن محصول را با متوسط قیمت ۵۰۰ دلار صادر کند، درآمد ارزی آن ۵۰۰ میلیون دلار خواهد بود.

نرخ مؤثر دلاردرآمد ریالی صادرات
۱۴۰ هزار تومان۷۰ هزار میلیارد تومان
۱۵۰ هزار تومان۷۵ هزار میلیارد تومان
۱۶۰ هزار تومان۸۰ هزار میلیارد تومان
۱۷۰ هزار تومان۸۵ هزار میلیارد تومان

در این مثال، هر ۱۰ هزار تومان افزایش نرخ مؤثر دلار، در صورت ثبات کامل مقدار و قیمت صادرات، پنج هزار میلیارد تومان به درآمد ریالی اضافه می‌کند. این افزایش، «درآمد» است و نباید مستقیماً معادل افزایش سود خالص تلقی شود.

سناریوی حساسیت نرخ ارز؛ نه پیش‌بینی قطعی

برای ارزیابی دقیق‌تر، یک شرکت فرضی با فروش صادراتی ۱۰۰ میلیون دلار در نظر گرفته می‌شود:

سناریونرخ مؤثر تسعیر هر دلاردرآمد ریالی صادراتتغییر نسبت به سناریوی پایه
سناریوی محافظه‌کارانه۱۴۰ هزار تومان۱۴ هزار میلیارد تومانمنفی ۲ هزار میلیارد تومان
سناریوی پایه۱۶۰ هزار تومان۱۶ هزار میلیارد تومانمبنا
سناریوی افزایشی۱۸۰ هزار تومان۱۸ هزار میلیارد تومانمثبت ۲ هزار میلیارد تومان

این جدول صرفا حساسیت درآمد را نسبت به نرخ ارز نشان می‌دهد. ارقام آن پیش‌بینی دلار، توصیه سرمایه‌گذاری یا برآورد سود شرکت مشخصی نیست.

قاعده سرانگشتی این است که برای هر ۱۰۰ میلیون دلار فروش صادراتی، افزایش ۱۰ هزار تومانی نرخ مؤثر ارز می‌تواند حدود هزار میلیارد تومان درآمد ریالی بیشتر ایجاد کند؛ مشروط بر آنکه حجم صادرات، قیمت جهانی، ترکیب محصولات و امکان وصول ارز تغییر نکند.

گزارش کدال را چگونه بررسی کنیم؟

برای تشخیص اینکه رشد ارز واقعاً چه اثری بر یک نماد فولادی دارد، باید اطلاعات گزارش‌های ماهانه و صورت‌های مالی منتشرشده در کدال کنار یکدیگر قرار گیرد:

  1. مقدار فروش صادراتی هر محصول بررسی شود.
  2. مبلغ ریالی صادرات از گزارش فعالیت ماهانه استخراج شود.
  3. متوسط قیمت ریالی هر تن محاسبه شود.
  4. نرخ دلاری تقریبی محصول با قیمت‌های صادراتی مقایسه شود.
  5. نرخ مؤثر تبدیل درآمد ارزی برآورد شود.
  6. مانده دارایی‌ها و بدهی‌های ارزی در یادداشت‌های صورت مالی بررسی شود.
  7. سود یا زیان ناشی از تسعیر ارز جدا از سود عملیاتی تحلیل شود.
  8. هزینه انرژی، مواد اولیه، حمل، محدودیت تولید و تخفیف صادراتی در محاسبات لحاظ شود.

عدد درج‌شده تحت عنوان نرخ تسعیر در یک گزارش ممکن است «میانگین دوره»، «نرخ زمان معامله» یا «نرخ پایان دوره» باشد. بنابراین استفاده از یک عدد بدون مطالعه یادداشت توضیحی شرکت می‌تواند تحلیل را منحرف کند.

کدام فولادسازان از رشد نرخ ارز بیشتر منتفع می‌شوند؟

در شرایط برابر، شرکتی حساسیت مثبت بیشتری به افزایش نرخ ارز دارد که:

  • سهم صادرات آن از کل فروش بالاتر باشد؛
  • ارز صادراتی را با نرخ مؤثر بالاتری تبدیل کند؛
  • بدهی ارزی کمتری داشته باشد؛
  • وابستگی کمتری به مواد اولیه و تجهیزات وارداتی داشته باشد؛
  • محدودیت انرژی کمتری تجربه کند؛
  • بتواند مقدار تولید و صادرات خود را حفظ کند؛
  • محصول نهایی‌تر و با حاشیه سود بالاتری بفروشد.

در مقابل، شرکتی که صادرات اندکی دارد، با افت تولید روبه‌روست یا بخش بزرگی از هزینه‌هایش ارزی است، الزاماً از افزایش نرخ دلار سود قابل‌توجهی نخواهد برد.

شکاف دلار آزاد و نرخ صادراتی چه پیامی برای سهامداران دارد؟

هرچه فاصله دلار آزاد با نرخ مؤثر ارز صادراتی بیشتر شود، بخشی از مزیت ریالی شرکت صادرکننده روی کاغذ باقی می‌ماند. کاهش این شکاف، در صورت ثبات سایر عوامل، می‌تواند درآمد ریالی و حاشیه سود شرکت‌های صادرات‌محور را بهبود دهد.

اما واکنش بازار سهام معمولا پیش از انعکاس کامل این اثر در گزارش مالی شکل می‌گیرد. بنابراین صرف افزایش دلار نباید مبنای ارزش‌گذاری قرار گیرد. بازار ممکن است بخشی از رشد نرخ تسعیر را قبلا در قیمت سهام لحاظ کرده باشد.

رشد نرخ ارز برای فولادسازان صادراتی بالقوه مثبت است، اما رابطه‌ای مستقیم و یک‌به‌یک میان افزایش دلار آزاد و سود شرکت وجود ندارد. نرخ موثر فروش ارز، مقدار صادرات، قیمت جهانی فولاد، ترکیب محصولات، مقررات رفع تعهد ارزی، بدهی‌های ارزی و هزینه تولید تعیین می‌کنند چه میزان از رشد دلار به درآمد و در نهایت سود خالص برسد.

بهترین معیار برای تحلیل، کنار هم گذاشتن گزارش فروش ماهانه، صورت‌های مالی و یادداشت‌های ارزی منتشرشده در کدال است. جدول‌های حساسیت نیز باید به‌عنوان ابزار سنجش اثر تغییر متغیرها استفاده شوند، نه پیش‌بینی قطعی سود یا قیمت سهام.

Author

یگانه بختیاری فردیس

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=72046
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه