
فولاد خوزستان و اقتصاد زمان در روزهای بحران
بازسازی فولاد خوزستان پس از آسیبهای سنگین ناشی از حمله آمریکایی صهیونیستی، صرفا یک پروژه فنی برای ترمیم تجهیزات نبود؛ این عملیات آزمونی برای سنجش تابآوری یک بنگاه بزرگ صنعتی بود. وقتی دو کوره فولادسازی با ۶۵ درصد آسیب، دو مدول احیا با تخریب کامل و چند واحد دیگر با خسارت ۶۰ تا ۸۰ درصدی مواجه شدند، مهمترین متغیر دیگر فقط میزان خسارت نبود و زمان به یک شاخص اقتصادی تبدیل شد. هر روز توقف تولید، به معنای از دست رفتن بخشی از ظرفیت تولید، درآمد و بازار بود.
به گزارش نماد اقتصاد، در یک مجتمع فولادی یکپارچه مانند فولاد خوزستان، آسیب به یک بخش میتواند زنجیرهای از اختلالات را در واحدهای دیگر ایجاد کند. تولید فولاد به مجموعهای از حلقههای بههمپیوسته شامل برق، آب، گاز، واحدهای احیا، فولادسازی، تجهیزات انتقال مواد، جرثقیلها، تاسیسات و سامانههای کنترل وابسته است. بنابراین، بازگشت یک واحد زمانی ارزش اقتصادی واقعی پیدا میکند که سایر حلقههای مورد نیاز نیز آماده باشند.
وقتی زمان به یک دارایی اقتصادی تبدیل میشود
مسیر بازسازی در شرکت فولاد خوزستان از ارزیابی دقیق خسارت آغاز شد. تیمهای تخصصی میزان آسیب، وابستگی واحدها و نقش هر تجهیز در زنجیره تولید را بررسی کردند و با تهیه نقشه حرارتی، اولویتهای بازسازی مشخص شد. سپس کمیته عالی بازسازی و ستادهای اجرایی شکل گرفت و عملیات در چند جبهه بهصورت همزمان پیش رفت.
واحدهایی که امکان بازگشت سریعتری داشتند، در اولویت قرار گرفتند و بخشهایی که تخریب کامل شده بودند، وارد مرحله مهندسی مجدد شدند. این رویکرد از منظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد زیرا در یک بحران صنعتی، اولویتبندی صحیح تجهیزات میتواند زمان بازگشت تولید را به حداقل برساند.
در چنین شرایطی، کاهش زمان توقف فقط یک موفقیت فنی نیست بلکه مستقیما با درآمد، جریان نقدی و حفظ بازار ارتباط دارد.
کاهش ۳۵ درصدی زمان بازسازی کورهها
یکی از مهمترین نتایج عملیات بازسازی در شرکت فولاد خوزستان، کاهش حدود ۳۵ درصدی زمان بازسازی کورههای فولادسازی نسبت به برنامه بوده است.
اهمیت این عدد در خود ۳۵ درصد خلاصه نمیشود بلکه باید آن را در قالب روزهایی دید که زودتر به تولید بازگشتهاند. در صنعت فولاد، توقف هر واحد به معنای کاهش تولید و تحمیل هزینههای مستقیم و غیرمستقیم است. بنابراین، کوتاه شدن دوره بازسازی عملا بخشی از خسارت اقتصادی ناشی از توقف را جبران میکند.
این همان مفهوم «اقتصاد زمان» است؛ یعنی در یک پروژه صنعتی، سرعت بازگشت ظرفیت تولید میتواند به اندازه هزینه اجرای پروژه اهمیت داشته باشد.
سرمایهای که پیش از بحران ساخته شده بود
سرعت عملیات بازسازی تنها محصول تصمیمهای پس از حادثه نبود. بخش مهمی از این توان طی سالهای گذشته و از طریق انباشت دانش فنی، تجربه عملیاتی و توسعه ظرفیتهای ساخت و تعمیر داخل شرکت شکل گرفته بود.
در این دوره، حدود ۳۰ هزار مترمربع سقف و دیواره بازسازی، ۱۵۰ تن مقاطع فلزی ساخته و یک هزار و ۵۰۰ متر تیر تولید شد. همچنین عملیات پیچیده ساخت و تعویض کرینگیردر کورههای یک و شش برای نخستین بار انجام گرفت.
این ارقام نشان میدهد سرمایه واقعی یک مجتمع صنعتی تنها در تجهیزات و ماشینآلات خلاصه نمیشود. نیروی انسانی متخصص، دانش فنی، توان ساخت داخل و تجربه تعمیرات نیز داراییهایی هستند که در زمان بحران ارزش اقتصادی خود را آشکار میکنند.
از همین منظر، بومیسازی تجهیزات را نباید صرفا سیاستی برای کاهش ارزبری دانست. در شرایط بحران، برخورداری از ظرفیت داخلی ساخت و تعمیر میتواند وابستگی به زنجیره تامین خارجی را کاهش و سرعت بازگشت تولید را افزایش دهد.
بیش از ۲.۳ میلیون نفرساعت کار
مقیاس عملیات انجامشده را میتوان در میزان نیروی انسانی بهکارگرفتهشده نیز مشاهده کرد. تا روز ۲۶ مرداد ماه، بیش از دو میلیون و ۳۱۱ هزار نفرساعت کار در پروژه بازسازی انجام شده و پیشرفت کلی عملیات به حدود ۹۲ درصد رسیده بود.
بازسازی یک مجتمع فولادی در این ابعاد، پروژهای چندرشتهای است که به هماهنگی همزمان تیمهای سازه، مکانیک، برق و تاسیسات نیاز دارد. در چنین شرایطی، توان مدیریت چند جبهه اجرایی بهصورت همزمان، خود یکی از شاخصهای مهم تابآوری صنعتی محسوب میشود.
هزینه واقعی توقف تولید
در تحلیل اقتصادی بازسازی باید میان هزینه تعمیر و هزینه توقف تفاوت قائل شد. هزینه تعمیر شامل منابع مورد نیاز برای ساخت یا تامین تجهیزات و اجرای عملیات مهندسی است اما هزینه توقف میتواند کاهش درآمد، از دست رفتن مشتری، اختلال در زنجیره تامین و کاهش سهم بازار را نیز شامل شود.
به همین دلیل، سرمایهگذاری برای افزایش سرعت بازسازی در بسیاری از موارد از نظر اقتصادی توجیهپذیر بوده زیرا هزینه یک روز توقف اضافی ممکن است از هزینه ایجاد یک جبهه کاری جدید یا اجرای عملیات همزمان بیشتر باشد.
تابآوری؛ سرمایهای که در بحران دیده میشود
آنچه در شرکت فولاد خوزستان رخ داد، صرفا بازسازی چند واحد آسیبدیده نبود بلکه آزمونی برای سنجش توان یک بنگاه بزرگ صنعتی در برابر یک شوک سنگین بود.
کاهش ۳۵ درصدی زمان بازسازی کورهها، انجام بیش از ۲.۳ میلیون نفرساعت کار و پیشرفت حدود ۹۲ درصدی عملیات تا روز ۲۶ مرداد، نشان میدهد بخش مهمی از ظرفیت بازسازی در داخل مجموعه فعال شده است.
در نهایت، مهمترین دستاورد این عملیات را باید در روزهایی که از دست نرفتند، جستوجو کرد. در صنعت فولاد، هر روز توقف تولید هزینه دارد و هر روز بازگشت زودتر به مدار میتواند بخشی از درآمد و بازار را حفظ کند.
تجربه شرکت فولاد خوزستان یک پیام روشن برای صنعت کشور دارد؛ تابآوری در روز بحران ساخته نمیشود بلکه حاصل سالها سرمایهگذاری در دانش فنی، نیروی انسانی، ساخت داخل، تعمیرات و زیرساخت است. بحران تنها نشان میدهد یک بنگاه تا چه اندازه برای بازگشت سریع به مدار تولید آماده بوده است.
انتهای پیام//
محمدرضا طارمی
اخبار مرتبط

روایت بازسازی فولادسازی و کورههای پاتیلی فولاد خوزستان

افزایش قیمت و تولید؛ کدام یک منجر به رشد فروش فولادیها در مرداد ماه شد؟

فولاد خوزستان؛ روایت یک بازگشت از دل ویرانی

از زخمهای فروردین تا خبرهای خوب شهریور ۱۴۰۵ فولاد خوزستان

ویندفنسینگ فولاد خوزستان، اقدامی خلاقانه برای کاهش انتشار آلایندهها

 copy.webp)
۰ دیدگاه