تامین ۵۰ درصد نیاز آب سالانه تولید کنونی فولاد سنگان
مدیر پروژه انتقال آب فولاد سنگان عنوان کرد:

تامین ۵۰ درصد نیاز آب سالانه تولید کنونی فولاد سنگان

محمدرضا طارمی
۳۱ مرداد ۱۴۰۵

مدیر پروژه انتقال آب فولاد سنگان گفت: پروژه‌های آب پایدار فولاد سنگان را باید یکی از طرح‌های مهم زیرساختی شرکت در مسیر تضمین تولید و توسعه پایدار دانست. این پروژه با سالانه حدود 8.5 میلیون مترمکعب آب، در شرایط فعلی می‌تواند حدود 50 درصد از نیاز سالانه فولاد سنگان را پوشش دهد.

به گزارش نماد اقتصاد، حسین ربیع‌زاد در پاسخ به این سوال که با راه‌اندازی و اجرای طرح آب پایدار، چند درصد نیاز آبی و آینده فولاد سنگان خواهد شد، اظهار داشت: پروژه‌های آب پایدار فولاد سنگان را باید یکی از طرح‌های مهم زیرساختی شرکت در مسیر تضمین تولید و توسعه پایدار دانست. این پروژه با سالانه حدود ۸.۵ میلیون مترمکعب آب، در شرایط فعلی می‌تواند حدود ۵۰ درصد از نیاز سالانه فولاد سنگان را پوشش دهد. اهمیت این پروژه صرفا در میزان آب انتقالی به کارخانه‌ها خلاصه نمی‌شود و آنچه برای مجموعه صنعتی با ظرفیت و برنامه‌های توسعه‌ای مثل فولاد سنگان وجود دارد، دسترسی به یک منبع آب پایدار، قابل اتکا و قابل برنامه ریزی است. تامین مطمئن آب به این معناست که شرکت می‌تواند برای حفظ و افزایش توان تولید با توجه به تأمین آب مورد نیاز برنامه‌ریزی کند. از سوی دیگر، باید توجه داشت که مجموعه فولاد سنگان یک مجموعه در حال توسعه است و نیاز آبی آن طی سال‌های آینده با توجه به راه‌اندازی پروژه‌ها و رشد تولید افزایش خواهد یافت. به همین دلیل، تمرکز فولاد سنگان در حوزه آب، تنوع‌بخشی به منابع و ایجاد یک سبد پایدار آب است. در کنار استفاده از پساب و منابع موجود، پروژه‌های بلندمدت‌تری به عنوان انتقال آب از دریای عمان نیز باید دنبال شوند تا نیاز آبی شرکت با افق توسعه آن ادامه یابد.

وی در ادامه به تاثیر ۸.۵ میلیون مترمکعب بر  پساب بر روند تولید و افزایش بهره‌وری در فولاد سنگان اشاره کرد و گفت: مهم‌ترین اثر این پروژه، افزایش پایداری تولید است که می‌تواند مستقیما بر برنامه تولید، بهره‌برداری و حتی استمرار فعالیت‌های واحدهای تولیدی و در نهایت سودآوری اثرگذار باشد. هنگامی که بخشی از آب مورد نیاز شرکت از طریق یک منبع پایدار و قابل اطمینان اتکا می‌شود، توقف یا کاهش ناشی از کمبود منابع آب کاهش پیدا می‌کند. بنابراین می‌توان با اطمینان از قابلیت‌های موجود استفاده و برنامه‌های تولید و توسعه خود را دقیق‌تر برنامه‌ریزی کرد. همچنین از منظر بهره‌وری می‌توان از پساب استفاده بهینه کرد. در این مدل، بخشی از آب مورد نیاز از طریق بازچرخانی و استفاده از منابع آبی پساب شهری تامین خواهد شد. بنابراین، این پروژه را باید فراتر از یک طرح انتقال آب دید که برای حرکت به سمت بهره‌برداری بیشتر، مصرف بهینه آب و در مسیر توسعه پایدار منطقه‌ای است.

مدیر پروژه انتقال آب فولاد سنگان در ارتباط با سناریوهای پیش‌بینی‌شده مرتبط با قطعی برق، خرابی تجهیزات، کاهش ورودی یا حادثه در خط انتقال، خاطرنشان کرد: به منظور پایداری پروژه نباید صرفا به ظرفیت طراحی اکتفا کرد؛ باید برای ریسک‌های اصلی سناریوی پشتیبان تعریف شود. در مورد قطعی برق، برق اضطراری و اولویت‌بندی تجهیزات حیاتی مهم است تا در صورت بروز مشکل، بخش‌های حساس پروژه به فعالیت خود ادامه دهند و بنابراین پیش‌بینی برق اضطراری و اولویت‌بندی تجهیزات حیاتی اهمیت دارد.  در حوزه خرابی تجهیزات نیز استفاده از تجهیزات برای نقاط حساس، تجهیزات رزرو و اجرای برنامه‌های منظم نگهداری و تعمیرات پیش‌گیرانه و پیش‌بینی‌ها و همچنین داشتن برنامه برای تعمیرات ضروری است. از سوی دیگر، در خصوص خطر یا شکستگی در خط انتقال، امکان ایزوله‌کردن بخش‌های مختلف خط، استفاده از شیرآلات کنترلی، پیش‌بینی مخازن ذخیره شده و در صورت امکان مسیرهای جایگزین از جمله‌های مهم برای کاهش خطر وجود دارد. در کنار همه این موارد، موضوع مهم دیگر تعریف «KPI»های مشخص برای پایش عملکرد و شاخص‌های واکنش و واکنش به حادثه است. به عبارت دیگر، پروژه پایداری باید به صورت مستمر اندازه گیری و مدیریت شود نه اینکه صرفا در زمان وقوع حادثه درباره آن تصمیم‌گیری صورت پذیرد.

ربیع‌زاد در خصوص توجیه اقتصادی هزینه تمام‌شده هر مترمکعب آب در مقایسه با سایر منابع آبی، خاطرنشان کرد: به منظور اعلام رقم دقیق هزینه تمام‌شده هر مترمکعب آب باید یک محاسبه جامع اقتصادی انجام شود. هزینه‌های تمام‌شده صرفا از تقسیم سرمایه اولیه بر حجم آب پرداختی به دست نمی‌آید بلکه مجموعه‌ای از عوامل سرمایه‌گذاری اولیه یا «CAPEX»، هزینه‌های بهره‌برداری و نگهداری یا «OPEX»، مصرف انرژی، تعمیرات، تجهیزات استهلاک، هزینه‌های مالی و هزینه‌های مرتبط با انتقال و دریافت، محاسبه می‌شوند. بنابراین برای ارائه یک عدد دقیق و قابل استناد، باید کل دوره بهره‌برداری پروژه و هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم آن در نظر گرفته شود اما در مورد ارزیابی اقتصادی این پروژه، یک موضوع بسیار مهم وجود دارد و آن، ارزش اقتصادی پایداری آب به دلیل کاهش توقفات تولید بسیار بهینه و سودآور است که ارزش بسیار بیشتری برای مجموعه ایجاد خواهد کرد.

وی در پاسخ به این سوال که با وجود اجرای این پروژه، چرا فولاد سنگان به گزینه‌هایی مانند انتقال آب دریای عمان نیاز داشته و این پروژه در سبد بلندمدت در آب شرکت چه جایگاهی دارد، مطرح کرد: اساسا هدف پروژه تامین آب پایدار از پساب، رفع کل نیاز آبی شرکت نیست. این پروژه تابع یک راهبرد جامع و چندمنبعی برای تامین آب است. فولاد سنگان با توجه به ظرفیت‌های تولیدی موجود و طرح‌های توسعه‌ای که در دستور کار قرار دارند، طی سال‌های آینده به منابع بیشتری نیاز خواهند داشت. بنابراین، یک منبع نمی‌تواند پاسخ‌گوی تمام نیازهای آبی مجموعه در افق بلندمدت باشد. درست در چنین شرایطی، ایجاد یک سبد مختلف از منابع آب است؛ به این معنا که بخشی از نیاز به روش بازچرخانی و بخشی با استفاده از پساب کارخانه، بخشی از منابع موجود و منابع پایدار داخلی و در افق بلندمدت نیز از طریق‌هایی مانند انتقال آب از دریای عمان می‌شود. مزیت این تنوع آن است که وابستگی به یک منبع خاص کاهش پیدا کند و در مقابل، تاب‌آوری و امنیت آبی مجموعه افزایش می‌یابد.  پروژه‌هایی در کوتاه‌مدت و میان‌مدت نقش مهمی در تامین آب پایدار دارد و در کنار پروژه‌های بزرگ‌تر، مسیر دستیابی فولاد سنگان به امنیت آبی در افق بلندمدت را تکمیل می‌کند.

مدیر پروژه انتقال آب فولاد سنگان در پایان درباره مهم‌ترین اندوخته مدیریتی از اجرای این پروژه‌ برای آینده فولاد سنگان، یادآور شد: در پروژه‌های این‌چنینی، مهم‌ترین ریسک‌ها معمولا در بخش‌های بین‌سازمانی، مسیر خطوط انتقال، تامین تجهیزات، مجوزها و هماهنگی بین بخش‌های مختلف پروژه ایجاد می‌شوند. درس اصلی این است که قبل از شروع عملیات اجرایی باید مسیر، مجوزها، تامین تجهیزات «Long Lead»، نقاط تحویل و «Interface» بین پیمانکاران به‌ طور کامل شناسایی شود. همچنین برای ریسک‌های بحرانی باید «Contingency» زمانی و مالی در برنامه پروژه لحاظ شود و تغییرات از ابتدا با «Change Control» مدیریت شوند. به طور کلی و جامع می‌توان گفت مهم‌ترین درس پروژه برای ما این است که در پروژه‌های زیرساختی، مدیریت «Interface»ها به اندازه مدیریت فعالیت‌های اجرایی اهمیت دارد. اگر ذی‌نفعان، مجوزها، مسیر انتقال، تامین تجهیزات و نقاط تحویل از ابتدا یکپارچه مدیریت نشوند، حتی با عملکرد مناسب هم پروژه دچار تاخیر و افزایش هزینه خواهد شد.

انتهای پیام//

Author

محمدرضا طارمی

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=71293
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه