جنگ خاورمیانه چگونه راهبردهای امنیت انرژی جهان را دگرگون کرد؟
توسعه ذخایر راهبردی، کلید حل بحران انرژی؛

جنگ خاورمیانه چگونه راهبردهای امنیت انرژی جهان را دگرگون کرد؟

حسین امیری
۲ تیر ۱۴۰۵

اختلالات ناشی از جنگ ایران و آمریکا و بسته شدن موقت تنگه هرمز، بسیاری از دولت‌ها را وادار کرده است تا در رویکردهای خود نسبت به امنیت انرژی بازنگری کنند. کشورهایی که در جریان این بحران با محدودیت عرضه، افزایش شدید قیمت‌ها و خسارت‌های اقتصادی مواجه شدند، اکنون به دنبال تقویت ظرفیت ذخایر راهبردی نفت و گاز خود هستند؛ روندی که می‌تواند طی سال‌های آینده تقاضایی معادل صدها میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های انرژی در سطح جهان ایجاد کند.

به گزارش نماد اقتصاد، بسته شدن تنگه هرمز که یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان به شمار می‌رود، بیش از سه ماه حدود یک‌پنجم عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) را مختل کرد و شوک گسترده‌ای را به بازارهای انرژی وارد ساخت.

در نتیجه این اختلال، قیمت نفت خام برنت تا نزدیکی ۱۲۰ دلار در هر بشکه افزایش یافت و اقتصادهای وابسته به واردات انرژی با رشد هزینه‌های سوخت، ابهام در تامین انرژی و فشارهای فزاینده تورمی روبه‌رو شدند. این رخداد بار دیگر نشان داد که حتی در شرایط وفور منابع انرژی، وابستگی به مسیرهای محدود انتقال می‌تواند امنیت انرژی کشورها را به شدت تهدید کند.

ذخایر اضطراری چگونه از تعمیق بحران جلوگیری کردند؟

یکی از مهم‌ترین عواملی که مانع از تبدیل شدن بحران هرمز به یک بحران انرژی فراگیر شد، استفاده گسترده از ذخایر راهبردی نفت بود.

در اقدامی کم‌سابقه، تمامی ۳۲ عضو آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) با آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر اضطراری خود موافقت کردند. این اقدام هماهنگ توانست بخشی از محدودیت عرضه را جبران کرده و فشار وارد بر بازارهای جهانی را کاهش دهد. عملکرد موفق این ذخایر در مدیریت بحران، اهمیت برخورداری از ذخایر بزرگ و قابل اتکا را در مواجهه با شوک‌های ژئوپلیتیکی بیش از پیش آشکار ساخت.

موفقیت راهبرد چین در انباشت ذخایر نفتی

در میان واردکنندگان بزرگ انرژی، چین یکی از کشورهایی بود که توانست با کمترین آسیب از بحران عبور کند. پکن طی سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری عظیمی در توسعه ذخایر راهبردی نفت انجام داده و برآورد می‌شود اکنون بزرگ‌ترین ذخیره اضطراری نفت جهان را با ظرفیتی بیش از یک میلیارد بشکه در اختیار داشته باشد.

در طول بحران، چین توانست واردات نفت خام خود را به میزان قابل‌توجهی کاهش دهد و به جای خرید نفت با قیمت‌های بسیار بالا، از ذخایر داخلی استفاده کند. این راهبرد نه‌تنها هزینه‌های اقتصادی کشور را محدود کرد، بلکه انعطاف‌پذیری بالایی را در مدیریت بازار داخلی انرژی برای دولت چین فراهم آورد.

فشار مضاعف بر اقتصادهای وابسته به واردات

در مقابل، کشورهایی که از ذخایر راهبردی محدودتری برخوردار بودند، با مشکلات بیشتری مواجه شدند. در این میان برخی کشورهای آسیایی ناچار شدند مجموعه‌ای از اقدامات اضطراری را برای کنترل مصرف انرژی و کاهش فشار اقتصادی به اجرا بگذارند. پرداخت یارانه‌های سوخت، اعمال محدودیت در مصرف انرژی، کاهش ساعات کاری در برخی بخش‌ها و اجرای برنامه‌های صرفه‌جویی انرژی از جمله مهم‌ترین این اقدامات به شمار می‌رود.

این تجربه نشان داد کشورهایی که به شدت به انرژی خاورمیانه وابسته‌اند اما از ذخایر راهبردی کافی برخوردار نیستند، در برابر بحران‌های ژئوپلیتیکی بسیار آسیب‌پذیر هستند.

هند به دنبال توسعه ذخایر راهبردی

هند از جمله کشورهایی است که به احتمال زیاد در سال‌های آینده سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی نفت انجام خواهد داد. این کشور به عنوان سومین واردکننده بزرگ نفت جهان و یکی از سریع‌ترین بازارهای در حال رشد انرژی، در حال حاضر تنها ذخایری در اختیار دارد که بخش محدودی از نیاز وارداتی آن را پوشش می‌دهد.

برای دستیابی به استانداردهای مورد نظر آژانس بین‌المللی انرژی، دهلی‌نو نیازمند ایجاد ظرفیت ذخیره‌سازی صدها میلیون بشکه نفت اضافی خواهد بود. برنامه‌های اخیر دولت هند نیز نشان می‌دهد توسعه شبکه ذخایر راهبردی نفتی به یکی از اولویت‌های سیاست انرژی این کشور تبدیل شده است.

پاکستان در حال بازنگری در سیاست‌های امنیت انرژی

پاکستان نیز که پیش از بحران وابستگی بالایی به واردات نفت و «LNG» از خاورمیانه داشت، اکنون در حال بررسی راهکارهای افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی داخلی است. اختلال در تنگه هرمز بار دیگر نشان داد کشورهایی که از ذخایر کافی برای مقابله با وقفه‌های طولانی‌مدت عرضه برخوردار نیستند، در برابر شوک‌های ژئوپلیتیکی آسیب‌پذیری بالایی دارند.

استرالیا و تلاش برای جبران عقب‌ماندگی در ذخایر راهبردی

استرالیا نیز که سال‌ها به دلیل ناتوانی در رعایت الزامات ذخیره‌سازی آژانس بین‌المللی انرژی مورد انتقاد قرار گرفته بود، برنامه‌هایی را برای افزایش قابل‌توجه ذخایر راهبردی سوخت خود اعلام کرده است. این تصمیم نشان‌دهنده آن است که امنیت انرژی بیش از گذشته به عنوان بخشی از امنیت ملی کشورها مورد توجه قرار گرفته و دولت‌ها دیگر آن را صرفا یک موضوع اقتصادی تلقی نمی‌کنند.

اروپا و بازنگری در سیاست ذخیره‌سازی گاز

اروپا از پیش دارای زیرساخت‌های گسترده ذخیره‌سازی گاز طبیعی برای مدیریت تقاضای فصلی، به‌ویژه در زمستان بوده است. با این حال جنگ ایران و آمریکا نگرانی‌های تازه‌ای را درباره وابستگی فزاینده این قاره به واردات «LNG» ایجاد کرد. در نتیجه، ایجاد ظرفیت‌های جدید ذخیره‌سازی گاز تحت کنترل دولت‌ها می‌تواند به بخشی از راهبردهای آینده امنیت انرژی اروپا تبدیل شود.

تولیدکنندگان خلیج فارس به دنبال ذخیره‌سازی در خارج از منطقه

پیامدهای بحران هرمز تنها محدود به مصرف‌کنندگان انرژی نبوده و صادرکنندگان بزرگ نیز برای در امان بودن از آسیب‌هایی این چنینی در حال بازنگری در سیاست‌های خود هستند.

شرکت‌های ملی نفت در کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون در حال بررسی فرصت‌های توسعه ظرفیت ذخیره‌سازی در خارج از منطقه هستند تا در صورت وقوع بحران‌های مشابه، انعطاف‌پذیری بیشتری در حفظ صادرات خود داشته باشند.

استقرار مخازن ذخیره‌سازی در بازارهای مصرف یا نقاط راهبردی جهان می‌تواند به تولیدکنندگان اجازه دهد حتی در صورت اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل منطقه‌ای، همچنان به تامین مشتریان خود ادامه دهند.

تاثیر توسعه ذخایر راهبردی بر بازار جهانی نفت

گسترش برنامه‌های ذخیره‌سازی در کشورهای مختلف جهان می‌تواند منبع جدید و قابل‌توجهی از تقاضا برای نفت خام و فرآورده‌های نفتی ایجاد کند. از سوی دیگر، ذخایری که در طول بحران مصرف شده‌اند نیز باید مجددا تکمیل شوند.

ترکیب این دو عامل، یعنی بازسازی ذخایر تخلیه‌شده و ایجاد ظرفیت‌های جدید، می‌تواند طی سال‌های آینده تقاضایی در حدود یک میلیارد بشکه نفت ایجاد کند؛ موضوعی که حتی در صورت رشد عرضه جهانی، می‌تواند موجب افزایش قیمت نفت شود.

پیامدهای بلندمدت برای امنیت انرژی جهان

بحران هرمز یک درس مهم را بار دیگر به دولت‌ها یادآوری کرد و آن اینکه امنیت عرضه انرژی به اندازه دسترسی به منابع آن اهمیت دارد. امروزه بسیاری از کشورها ذخایر راهبردی را دیگر صرفا به عنوان ابزاری اضطراری برای شرایط بحرانی نمی‌بینند، بلکه آن را بخشی جدایی‌ناپذیر از سیاست‌های امنیت ملی و اقتصادی خود تلقی می‌کنند.

این بحران همچنین نشان داد برخورداری از ذخایر راهبردی بزرگ به دولت‌ها اجازه می‌دهد در دوره‌های افزایش شدید قیمت‌ها و تنش‌های بازار، واردات خود را کاهش داده و انعطاف بیشتری در مدیریت اقتصاد داخلی داشته باشند. شاید مهم‌ترین پیامد جنگ ایران و آمریکا نه افزایش موقت قیمت نفت، بلکه تغییر بنیادین در نگاه کشورها به مفهوم امنیت انرژی باشد.

بحران تنگه هرمز شکاف میان کشورهایی را که از ذخایر راهبردی گسترده برخوردارند و کشورهایی که ناچار به تحمل مستقیم پیامدهای اختلالات عرضه هستند، به‌وضوح آشکار کرد. در این میان، چین به الگویی از تاب‌آوری انرژی تبدیل شد، در حالی که کشورهایی نظیر هند و پاکستان بار دیگر با آسیب‌پذیری ساختاری خود در برابر شوک‌های ژئوپلیتیکی مواجه شدند.

اگر دولت‌ها برنامه‌های اعلام‌شده برای توسعه ذخایر راهبردی را اجرایی کنند، بازار جهانی نفت در سال‌های آینده با منبع جدیدی از تقاضای ساختاری روبه‌رو خواهد شد. ساخت مخازن جدید و بازسازی ذخایر مصرف‌شده می‌تواند بخشی از مازاد عرضه احتمالی را جذب کرده و از افت شدید قیمت‌ها در دوره‌های رکود اقتصادی جلوگیری کند.

در عین حال، گسترش ذخایر راهبردی احتمالا شدت شوک‌های نفتی آینده را کاهش خواهد داد؛ زیرا کشورهایی که از ذخایر کافی برخوردارند می‌توانند در زمان بحران واردات خود را محدود کرده و از جهش‌های شدید تقاضا و نوسانات قیمتی جلوگیری کنند.

در بلندمدت، جهان ممکن است از دل بحران هرمز با نظام انرژی مقاوم‌تری خارج شود؛ نظامی که در آن ذخایر راهبردی نقشی بسیار پررنگ‌تر در شکل‌دهی به تقاضای نفت، مسیرهای تجارت انرژی و سیاست‌گذاری دولت‌ها ایفا خواهند کرد.

انتهای پیام//

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=66698
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه