اقتصاد جهانی قربانی اهرم تصمیمات سیاسی می‌شود
پشت دیوار بلند تحریم‌های دوجانبه،

اقتصاد جهانی قربانی اهرم تصمیمات سیاسی می‌شود

حسین امیری
۲ تیر ۱۴۰۵

در حالی‌که تنش‌های اقتصادی میان ایالات متحده و چین در سال‌های اخیر به یکی از محورهای اصلی بی‌ثباتی در اقتصاد جهانی تبدیل شده است، این تقابل اکنون وارد مرحله‌ای جدید از تشدید متقابل اقدامات تجاری و محدودیت‌های هدفمند علیه شرکت‌ها و صنایع دو کشور شده است؛ مرحله‌ای که بیش از گذشته ماهیتی ساختاری و بلندمدت پیدا کرده است.

به گزارش نماد اقتصاد، در حالی‌که تنش‌های اقتصادی میان ایالات متحده و چین در سال‌های اخیر به یکی از محورهای اصلی بی‌ثباتی در اقتصاد جهانی تبدیل شده است، این تقابل اکنون وارد مرحله‌ای جدید از تشدید متقابل اقدامات تجاری و محدودیت‌های هدفمند علیه شرکت‌ها و صنایع دو کشور شده است؛ مرحله‌ای که بیش از گذشته ماهیتی ساختاری و بلندمدت پیدا کرده است.

چین در تازه‌ترین اقدام خود مجموعه‌ای از محدودیت‌های جدید را علیه شرکت‌های آمریکایی اعمال کرده است؛ اقدامی که در پاسخ به تصمیم ایالات متحده برای گسترش فهرست شرکت‌های چینی با ادعای ارتباط با نهادهای نظامی صورت گرفته و نشان‌دهنده ورود دو اقتصاد بزرگ جهان به چرخه‌ای جدید از اقدام و واکنش است.

چرخه اقدامات تلافی‌جویانه میان واشنگتن و پکن

در این مرحله جدید از جنگ اقتصادی، محدودیت‌های چین نه‌تنها شرکت‌های صنعتی، بلکه مجموعه‌ای از بنگاه‌های مرتبط با صنایع دفاعی را نیز هدف قرار داده است. این اقدام در امتداد سیاستی تعریف می‌شود که پکن بر اساس آن اعلام کرده در صورت گسترش فشارهای آمریکا بر شرکت‌های چینی، واکنش‌های متقابل در دستور کار قرار خواهد گرفت.

در واقع، آنچه اکنون در حال وقوع است، صرفا یک اختلاف تجاری مقطعی نیست، بلکه شکل‌گیری یک سازوکار پایدار از اعمال فشار متقابل اقتصادی است که در آن هر اقدام طرف مقابل، به سرعت با ابزارهای محدودکننده جدید پاسخ داده می‌شود.

تشدید پیوند سیاست و اقتصاد در رقابت راهبردی

تحلیلگران معتقدند بخش مهمی از اقدامات اخیر چین ماهیتی بیش از آنکه صرفا اقتصادی داشته باشد، جنبه سیاسی دارد. بسیاری از شرکت‌های آمریکایی که هدف این محدودیت‌ها قرار گرفته‌اند، سهم محدودی از بازار چین دارند؛ با این حال انتخاب آن‌ها به‌عنوان هدف تحریم‌ها، نشان‌دهنده استفاده از ابزارهای اقتصادی برای ارسال پیام‌های سیاسی در سطح کلان است.

این روند بیانگر آن است که مرز میان سیاست و اقتصاد در روابط دو کشور به‌طور فزاینده‌ای در حال کمرنگ شدن است و تصمیمات تجاری بیش از پیش در چارچوب رقابت ژئوپلیتیکی تفسیر می‌شوند.

گسترش فضای بی‌اعتمادی در تجارت دوجانبه

در ادامه این روند، فضای بی‌اعتمادی میان دو قدرت اقتصادی جهان عمیق‌تر شده و شرکت‌ها در هر دو کشور با عدم قطعیت فزاینده‌ای در خصوص آینده دسترسی به بازارها، زنجیره تامین و چارچوب‌های قانونی مواجه هستند.

این وضعیت باعث شده است بسیاری از بنگاه‌های چندملیتی در استراتژی‌های خود را بازنگری کرده و بخشی از فعالیت‌های تولیدی و زنجیره تامین خود را از مسیرهای پرریسک خارج کنند؛ روندی که در بلندمدت می‌تواند به بازآرایی ساختار تجارت جهانی منجر شود.

تقابل ساختاری در قالب کنترل فناوری و امنیت اقتصادی

آنچه در این مرحله از جنگ اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا کرده، تمرکز دو کشور بر حوزه فناوری و صنایع حساس است. فهرست‌گذاری شرکت‌ها، محدودیت‌های سرمایه‌گذاری و کنترل دسترسی به فناوری‌های پیشرفته، اکنون به ابزارهای اصلی این رقابت تبدیل شده‌اند.

در این چارچوب، اقتصاد دیگر صرفا یک حوزه رقابت تجاری نیست، بلکه به بخشی از معماری امنیت ملی تبدیل شده است؛ موضوعی که شدت و پایداری این درگیری را نسبت به دوره‌های قبلی افزایش می‌دهد.

ورود به عصر نبرد اقتصادی پایدار

مجموع تحولات اخیر نشان می‌دهد که جنگ اقتصادی میان چین و ایالات متحده از مرحله تعرفه‌ها و اختلافات تجاری سنتی عبور کرده و وارد مرحله‌ای ساختاری‌تر از تقابل متقابل در حوزه‌های صنعتی، فناوری و سرمایه‌گذاری شده است.

در چنین شرایطی، هر اقدام جدید نه‌تنها یک واکنش کوتاه‌مدت، بلکه بخشی از یک الگوی پایدار رقابت اقتصاد سیاسی است که می‌تواند در سال‌های آینده نیز به شکل‌گیری نظم جدیدی در تجارت جهانی منجر شود؛ نظمی که در آن وابستگی متقابل جای خود را به رقابت کنترل‌شده و مدیریت‌شده داده است.

انتهای پیام//

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=66652
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه