
مسیرهای جایگزین روند صادرات انرژی خاورمیانه را متحول میکند
جنگ اخیر ایران و آمریکا و تحولات ناشی از آن، یکی از مهمترین آسیبپذیریهای ساختار انرژی خاورمیانه را که وابستگی گسترده کشورهای تولیدکننده نفت و گاز به تنگه هرمز بهعنوان شاهراه اصلی صادرات انرژی بود آشکار کرد.
به گزارش نماد اقتصاد، تجربه انسداد این گذرگاه راهبردی نشان داد که اتکای بیش از حد به یک مسیر صادراتی به ویژه در بخش انرژی، میتواند اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس را در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی به شدت آسیبپذیر کند. از همین رو، توسعه مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت، گاز، محصولات پتروشیمی و کودهای شیمیایی اکنون به یکی از اولویتهای اصلی دولتهای منطقه تبدیل شده است.
تا پیش از وقوع جنگ، بسیاری از تحلیلگران معتقد بودند مسدود شدن تنگه هرمز سناریویی بسیار بعید و در حد یک رویداد آخرالزمانی است. تصور غالب این بود که اجرای چنین اقدامی نیازمند عملیات نظامی گسترده بوده و ایران نیز به دلیل وابستگی صادرات نفت خود به این مسیر، تمایلی به ایجاد اختلال در آن نخواهد داشت.
در عین حال تحولات اخیر این فرضیات را به چالش کشید. انسداد عملی تنگه هرمز با استفاده از تجهیزات کمهزینهای همچون پهپادها، شناورهای کوچک و مینهای دریایی، بخش قابلتوجهی از تجارت انرژی جهان را مختل کرد. این وضعیت تا زمانی ادامه یافت که دو طرف بر سر یک تفاهمنامه ۱۴ مادهای برای ادامه روند مذاکرات به توافق رسیدند.
پیامدهای این بحران فراتر از منطقه بود. توقف یا اختلال در انتقال حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان، بازارهای انرژی را با شوک جدی مواجه کرد و بسیاری از کشورهای صادرکننده منطقه ناچار شدند بخشی از تولید خود را متوقف کنند. برآوردها نشان میدهد در اوج بحران، حدود ۱۱ میلیون بشکه در روز از ظرفیت تولید نفت منطقه از مدار خارج شد و تعدادی از پالایشگاهها و تاسیسات «LNG» نیز فعالیت خود را محدود کردند.
اگرچه مذاکرات میان تهران و واشنگتن برای دستیابی به یک توافق پایدار در جریان بوده، اما واقعیت آن است که ریسک بسته شدن مجدد تنگه هرمز اکنون به یکی از متغیرهای دائمی معادلات انرژی جهان تبدیل شده است. به همین دلیل، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در حال بازنگری اساسی در راهبردهای صادراتی خود هستند.
عربستان؛ نمونه موفق تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی
عربستان سعودی بیش از هر کشور دیگری از مزایای سرمایهگذاری بلندمدت در زیرساختهای جایگزین بهرهمند شده است. ریاض سالها پیش با احداث خط لوله شرق به غرب، امکان انتقال بخش قابلتوجهی از نفت خود از سواحل خلیج فارس به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ را فراهم کرد.
این خط لوله که در دهه ۱۹۸۰ میلادی توسط شرکت آرامکو احداث شد، در جریان بحران اخیر اهمیت راهبردی خود را بهخوبی نشان داد. پیش از جنگ، حدود ۶۰ درصد صادرات نفت عربستان از طریق این مسیر انجام میشد و همین موضوع موجب شد اقتصاد این کشور در مقایسه با سایر تولیدکنندگان منطقه آسیب کمتری متحمل شود.
در حالی که صندوق بینالمللی پول رشد اقتصادی عربستان در سال ۲۰۲۶ را همچنان بیش از سه درصد برآورد کرده است، کشورهایی که فاقد مسیرهای جایگزین صادراتی هستند با چشمانداز بسیار دشوارتری روبهرو شدهاند.
امارات؛ توسعه زیرساخت برای دور زدن تنگه هرمز
امارات متحده عربی نیز در جریان بحران توانست بخشی از صادرات خود را از طریق خط لوله منتهی به پایانه فجیره ادامه دهد. اگرچه این پایانه نیز در مقاطعی هدف حملات قرار گرفت، اما همچنان امکان صادرات روزانه حدود ۱.۸ میلیون بشکه نفت، رقمی معادل نیمی از ظرفیت تولید پیش از جنگ را برای ابوظبی فراهم کرد.
اکنون امارات برنامه توسعه یک خط لوله جدید را در دستور کار قرار داده است؛ پروژهای که در صورت تکمیل، ظرفیت صادرات نفت از مسیر فجیره را تا سال ۲۰۲۷ به دو برابر افزایش خواهد داد. این اقدام بخشی از راهبرد بلندمدت ابوظبی برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز و افزایش انعطافپذیری صادرات انرژی محسوب میشود.
عراق؛ گرفتار جغرافیای انرژی
در میان کشورهای منطقه، عراق همچنان یکی از آسیبپذیرترین بازیگران به شمار میرود. بخش عمده تولید نفت این کشور در مناطق جنوبی متمرکز شده و صادرات آن به شدت به تنگه هرمز وابسته است.
به همین دلیل، بغداد در حال بررسی گزینههای مختلف برای توسعه مسیرهای صادراتی شمالی از طریق ترکیه و سوریه است. با این حال، چالشهای امنیتی، اختلافات سیاسی و پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی همچنان موانع مهمی بر سر راه اجرای این طرحها به شمار میروند.
وابستگی اجتنابناپذیر قطر و کویت به همسایگان
شرایط برای قطر و کویت پیچیدهتر از سایر کشورهای منطقه است. هر دو کشور فاقد مسیرهای مستقل برای دور زدن تنگه هرمز هستند و ناچار خواهند بود برای ایجاد مسیرهای جایگزین، به همکاری با همسایگان خود متکی باشند.
این مسئله برای قطر که بزرگترین صادرکننده گاز طبیعی مایع جهان محسوب میشود، اهمیت دوچندانی دارد. دوحه برای دسترسی به بازارهای جهانی بدون عبور از تنگه هرمز، ناچار خواهد بود خطوط لوله جدیدی را از طریق امارات، عمان یا عربستان سعودی توسعه دهد؛ پروژههایی که علاوه بر هزینههای بسیار بالا، با ملاحظات سیاسی و ژئوپلیتیکی قابلتوجهی نیز همراه هستند.
از سوی دیگر، ایجاد ظرفیتهای جدید مایعسازی گاز در خارج از حوزه خلیج فارس نیز نیازمند سرمایهگذاریهای سنگین خواهد بود. چنین شرایطی میتواند وابستگی راهبردی قطر به برخی همسایگان خود را افزایش دهد؛ موضوعی که در سالهای گذشته همواره یکی از دغدغههای سیاست خارجی دوحه بوده است.
کویت نیز با چالش مشابهی مواجه است و احتمالا برای تضمین امنیت صادرات انرژی خود ناچار به تعمیق همکاریهای انرژی با عربستان سعودی خواهد شد؛ روندی که میتواند آرایش سیاسی و اقتصادی منطقه را در سالهای آینده تحت تاثیر قرار دهد.
تنوعبخشی فراتر از خاورمیانه
در کنار توسعه خطوط لوله و زیرساختهای منطقهای، یکی دیگر از راهبردهای مورد توجه کشورهای حوزه خلیج فارس، گسترش سرمایهگذاریهای انرژی در خارج از منطقه است.
شرکتهای بزرگ ملی نفت و گاز، بهویژه قطر انرژی و شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC)، طی سالهای اخیر حضور خود را در بازارهای بینالمللی افزایش دادهاند. سرمایهگذاری در میادین نفت و گاز، پالایشگاهها، پایانههای ذخیرهسازی و پروژههای «LNG» در نقاط مختلف جهان، اکنون بیش از گذشته به ابزاری برای مدیریت ریسکهای ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
چنین رویکردی به کشورهای صادرکننده این امکان را میدهد که بخشی از درآمدهای خود را از داراییهایی کسب کنند که خارج از حوزه ریسکهای منطقهای قرار دارند. در شرایطی که امنیت تنگه هرمز دیگر یک فرض بدیهی تلقی نمیشود، این سرمایهگذاریها علاوه بر ایجاد فرصتهای رشد، نقش مهمی در افزایش تابآوری اقتصادی کشورهای تولیدکننده انرژی ایفا خواهند کرد.
خاورمیانه در آستانه بازآرایی ژئوپلیتیک انرژی
بحران هرمز تنها یک اختلال موقت در تجارت جهانی انرژی نیست؛ بلکه نقطه عطفی در نگاه کشورهای منطقه به امنیت صادرات انرژی محسوب میشود. رقابت برای توسعه مسیرهای جایگزین، سرمایهگذاری در زیرساختهای جدید و گسترش حضور در بازارهای بینالمللی میتواند طی دهههای آینده نقشه اقتصادی و سیاسی خاورمیانه را دگرگون کند.
در واقع، تلاش کشورهای منطقه برای کاهش وابستگی به هرمز صرفا یک پروژه زیرساختی نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای جدید از بازتعریف اتحادهای منطقهای، تغییر اولویتهای سرمایهگذاری و شکلگیری معماری تازهای در ژئوپلیتیک انرژی جهان به شمار میرود.
حسین امیری
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

بازگشایی تنگه هرمز پایان بحران نیست/ ورود صنعت انرژی خاورمیانه به عصر بازتعریف راهبردی

اعتبار چتر امنیتی آمریکا در منطقه تضعیف شد

ترس از تنش ایران و آمریکا، موتور رشد قیمت نفت را روشن کرد

موضع جدید ترامپ درباره وضعیت عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه

نفت به بالای ۱۰۰ دلار رسید/ آیا آزادسازی ذخایر اضطراری میتواند بحران را کنترل کند؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه