
بحران خاورمیانه لرزه بر اندام بازار انرژی آسیا اقیانوسیه انداخته است
تشدید تنشها و درگیریهای نظامی در خاورمیانه بار دیگر آسیبپذیری بازارهای جهانی انرژی را در برابر ریسکهای ژئوپلیتیکی به خصوص در منطقه آسیا اقیانوسیه آشکار کرده است.
به گزارش نماد اقتصاد، اگرچه نخستین واکنش بازارها به این بحران در افزایش قیمت نفت نمایان شد، اما پیامدهای عمیقتر آن در بازار گاز طبیعی مایع (LNG) و بهویژه در کشورهای وابسته به واردات انرژی خصوصا در منطقه آسیا اقیانوسیه در حال شکلگیری است.
منطقه آسیا اقیانوسیه که بخش قابلتوجهی از برق مورد نیاز خود را از طریق نیروگاههای گازسوز تامین میکند، بیش از بسیاری از نقاط جهان در معرض تبعات اختلال در عرضه «LNG» قرار دارد. از این رو، تحولات اخیر نه تنها نگرانیهایی درباره هزینه تولید برق ایجاد کرده، بلکه بحث امنیت انرژی و تنوعبخشی به منابع تامین سوخت را نیز به یکی از اولویتهای اصلی سیاستگذاران تبدیل کرده است.
تنگه هرمز؛ گلوگاه حیاتی انرژی جهان
اهمیت بحران اخیر زمانی روشنتر میشود که جایگاه تنگه هرمز در تجارت جهانی انرژی مورد توجه قرار گیرد. در همین رابطه حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی «LNG» و نزدیک به ۲۵ درصد محمولههای دریایی نفت جهان از این گذرگاه راهبردی عبور میکند. در حقیقت هرگونه اختلال در فعالیت این مسیر میتواند پیامدهای گستردهای برای بازارهای جهانی انرژی به همراه داشته باشد.
در این میان، قطر به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان «LNG» جهان نقشی کلیدی در تامین انرژی کشورهای آسیایی ایفا میکند. این کشور حدود یکپنجم عرضه جهانی «LNG» را در اختیار دارد و بخش مهمی از نیاز انرژی کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا را تامین میکند. بنابراین هرگونه اختلال در زیرساختهای تولید یا صادرات گاز قطر به سرعت خود را در افزایش هزینههای تولید برق و رشد قیمت انرژی در کشورهای مصرفکننده نشان خواهد داد.
افت ظرفیت صادراتی قطر و نگرانی بازارهای انرژی
توقف فعالیت در تاسیسات راس لفان قطر در مارس ۲۰۲۶ به دلیل جنگ در خاورمیانه، نگرانیهای گستردهای درباره تداوم عرضه «LNG» ایجاد کرد. برآوردهای انجام شده نشان میدهد حدود ۱۷ درصد از ظرفیت صادراتی «LNG» قطر به دلیل جنگ خاورمیانه کاهش یافته است.
با این حال، تولید گاز از میدان عظیم «North Field» همچنان تداوم داشته و خطوط انتقال زمینی گاز قطر به امارات متحده عربی و عمان نیز همچنان فعال است.
ناگفته نماند که پس از برقراری آتشبس موقت میان آمریکا و ایران، نخستین محموله «LNG» با موفقیت از تنگه هرمز عبور کرد. با این وجود، کارشناسان معتقدند بازگشت کامل ظرفیت صادراتی قطر به شرایط پیش از بحران فرایندی زمانبر خواهد بود. البته برخی تاسیسات آسیبدیده طی چند ماه آینده به مدار تولید بازخواهند گشت، اما زیرساختهایی که خسارتهای سنگینتری متحمل شدهاند ممکن است برای مدت طولانیتری از چرخه فعالیت خارج بمانند.
در عین حال، ظرفیت انتقال زمینی گاز در منطقه به هیچ عنوان قادر نیست حجم عظیم صادرات محمولههای دریایی «LNG» قطر را جبران کند؛ موضوعی که نگرانیها درباره تداوم محدودیت عرضه این سوخت در بازار جهانی را افزایش داده است.
چرا بازار «LNG» آسیبپذیرتر از بازار نفت است؟
اگرچه بحران خاورمیانه همزمان بازار نفت و گاز را تحت تاثیر قرار داده، اما انعطافپذیری این دو بازار تفاوت قابلتوجهی با یکدیگر دارد. واردکنندگان نفت معمولا میتوانند در کوتاهمدت منابع جایگزین متعددی برای تامین نیاز خود پیدا کنند، زیرا نفت کالایی با نقدشوندگی بالا بوده و بازار جهانی آن گسترده است.
در مقابل، بازار «LNG» از انعطاف کمتری برخوردار است. همچنین تفاوت ویژگیهای فنی و ارزش حرارتی گاز تولیدی در کشورهای مختلف میتواند بر سازگاری آن با پایانههای دریافت و تجهیزات مصرفکنندگان تاثیر بگذارد. به همین دلیل، برخلاف نفت خام، تجارت «LNG» همچنان تا حد زیادی بر قراردادهای بلندمدت خرید و فروش متکی است و امکان جایگزینی سریع عرضهکنندگان محدودتر است.
همین ویژگی موجب شده است که اختلال در صادرات قطر فشار بیشتری بر کشورهای واردکننده «LNG» وارد کند و امنیت عرضه را به یکی از دغدغههای اصلی سیاستگذاران انرژی تبدیل سازد.
جهش قیمت انرژی و پیامدهای آن برای تولید برق
یکی از نخستین پیامدهای بحران اخیر، افزایش شدید قیمت حاملهای انرژی بوده است. در حال حاضر قیمت نفت برنت برای تحویل کوتاهمدت در مقایسه با سطوح پیش از آغاز درگیریها بین ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش یافته است. هرچند آثار مستقیم این افزایش قیمت بر بازار نفت قابل مشاهده است، اما نگرانی اصلی بسیاری از کشورهای آسیایی به افزایش هزینه واردات «LNG» و در نتیجه رشد هزینه تولید برق بازمیگردد.
اقتصاد کشورهای شرق آسیا، از ژاپن و کرهجنوبی گرفته تا بسیاری از کشورهای جنوب شرق آسیا، طی سالهای اخیر برای کاهش وابستگی به زغالسنگ و حرکت به سمت سوختهای کمکربنتر، سرمایهگذاری گستردهای در توسعه نیروگاههای گازسوز انجام دادهاند. اکنون محدودیت عرضه و افزایش قیمت «LNG» میتواند این کشورها را با چالشهای جدیدی در حوزه تامین برق و مدیریت هزینههای انرژی مواجه کند.
بازنگری در مفهوم امنیت انرژی
شاید مهمترین پیامد بلندمدت بحران کنونی، تغییر نگاه دولتها به مفهوم امنیت عرضه انرژی باشد. تا پیش از این، قیمت رقابتی «LNG» خاورمیانه مهمترین معیار انتخاب تامینکنندگان محسوب میشد، اما اکنون ریسکهای ژئوپلیتیکی نیز به یکی از عوامل تعیینکننده تبدیل شده است.
در این شرایط، برخی خریداران آسیایی ممکن است به سمت منابعی حرکت کنند که اگرچه هزینه تولید بالاتری دارند، اما از منظر امنیت عرضه قابلاتکاتر هستند. واردات «LNG» استرالیا نمونه بارز چنین گزینههایی به شمار میرود. استرالیا به دلیل نزدیکی جغرافیایی به بازارهای جنوب و جنوب شرق آسیا، از مسیرهای حملونقل کوتاهتر و کمریسکتری برخوردار است. البته بخش عمده ظرفیت تولید پروژههای «LNG» فعلی این کشور پیشتر در قالب قراردادهای بلندمدت به فروش رسیده و امکان افزایش سریع عرضه آن محدود است.
بازگشت زغالسنگ و نقش پررنگتر انرژیهای تجدیدپذیر
در کوتاهمدت، بسیاری از کشورها برای حفظ امنیت انرژی ناچار خواهند بود بار دیگر به زغالسنگ به عنوان یک منبع قابلاتکا برای تولید برق تکیه کنند. هرچند این رویکرد با اهداف زیستمحیطی و کاهش انتشار کربن در تضاد است، اما در شرایط بحران میتواند نقش مهمی در جلوگیری از کمبود برق ایفا کند.
با این حال، در افق بلندمدت راهکار اصلی کاهش آسیبپذیری در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی، توسعه گسترده انرژیهای تجدیدپذیر، سامانههای ذخیرهسازی انرژی و مکانیزمهای مدیریت تقاضا خواهد بود. سرمایهگذاری در این حوزهها میتواند وابستگی کشورها به واردات سوختهای فسیلی را کاهش داده و انعطافپذیری شبکههای برق را در برابر بحرانهای مشابه افزایش دهد.
نظم جدید انرژی در آسیا اقیانوسیه
بحران خاورمیانه بار دیگر نشان داد که امنیت انرژی تنها به میزان ذخایر یا ظرفیت تولید محدود نمیشود، بلکه به پایداری مسیرهای حملونقل، تنوع منابع تامین و تابآوری زنجیرههای عرضه نیز وابسته است. اختلال در صادرات «LNG» قطر، اگرچه در ظاهر یک رویداد منطقهای به نظر میرسد، اما پیامدهای آن از خلیج فارس تا نیروگاههای برق آسیا امتداد یافته است.
در نتیجه، انتظار میرود در سالهای آینده، سیاستگذاران به جای اولویتدهی مطلق به گزینههای محدود، توازنی سنجیده میان «قیمت مقرونبهصرفه» و «تضمین پایدار جریان انرژی» برقرار کنند. این تحول میتواند ساختار بازار «LNG»، الگوی سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی و حتی مسیر گذار به انرژیهای تجدیدپذیر در منطقه آسیا اقیانوسیه را برای سالهای آینده تحت تاثیر قرار دهد.
 copy.webp)

۰ دیدگاه