
ایران پیر شد؛ جمعیت کودکان آب رفت
نرخ تولد در هفت سال ۳۵ درصد سقوط کرده، جمعیت کودکان کوچکتر شده و شمار سالمندان نزدیک به ۳۸ درصد افزایش یافته است؛ ایران در حال عبور از دوران جوانی است، بیآنکه زیرساختهای اقتصادی، درمانی و حمایتی خود را برای روزهای سالمندی آماده کرده باشد. نسلی که میتوانست نیروی کار و موتور اقتصادی فردا باشد، هر سال کوچکتر میشود و هزینه این تغییر آرام، بهتدریج بر دوش خانوادهها و اقتصاد کشور سنگینی خواهد کرد.
به گزارش نماد اقتصاد، ایران آرامآرام در حال تغییر چهره است؛ به طوری که تعداد کودکانی که به دنیا میآیند کمتر شده، خانوادهها کوچکتر شدهاند و در مقابل، شمار سالمندانی که به خدمات درمانی، مراقبتی و حمایتهای اجتماعی نیاز دارند، هر سال بیشتر میشود. این تغییر شاید در زندگی روزمره چندان به چشم نیاید، اما آمارها نشان میدهند که ترکیب جمعیت کشور دیگر شبیه چند سال قبل نیست.
در سال ۱۳۹۷، بیش از یک میلیون و ۳۶۶ هزار نوزاد در ایران متولد شدند. هفت سال بعد، یعنی در سال ۱۴۰۴، تعداد تولدها به ۸۹۲ هزار و ۲۷۸ مورد رسید. به این ترتیب، تعداد نوزادان متولدشده در کشور حدود ۳۵ درصد کاهش پیدا کرد. این روند در سال جاری نیز ادامه داشته است؛ بهطوری که در بهار ۱۴۰۵، تعداد ۲۰۵ هزار و ۷۸ مورد ولادت ثبت شد که ۹ هزار و ۱۵۰ مورد کمتر از بهار سال گذشته است.
کاهش تولدها فقط به شهرهای بزرگ محدود نیست و در مناطق روستایی نیز دیده میشود. به نظر میرسد کوچکترشدن خانوادهها و کاهش تعداد فرزندان، بهتدریج به بخشی از واقعیت زندگی در سراسر کشور تبدیل شده است.
البته این اتفاق به معنای کاهش فوری جمعیت ایران نیست. جمعیت کشور همچنان افزایش داشته و از حدود ۸۱ میلیون و ۹۶۲ هزار نفر در سال ۱۳۹۷ به حدود ۸۷ میلیون و ۱۳۴ هزار نفر در سال ۱۴۰۵ رسیده است. با این حال، در دل همین افزایش جمعیت، اتفاق دیگری در جریان است: تعداد کودکان کمتر شده و سهم سالمندان رو به افزایش گذاشته است.
کودکان کمتر، سالمندان بیشتر
به گزارش مرکز آمار ایران، در سال ۱۳۹۷ حدود ۱۹ میلیون و ۹۶۰ هزار نفر از جمعیت کشور در گروه سنی صفر تا ۱۴ سال قرار داشتند. این تعداد در سال ۱۴۰۵ به حدود ۱۹ میلیون و ۱۳۰ هزار نفر رسیده است. یعنی با وجود افزایش جمعیت کل کشور، تعداد کودکان نهتنها بیشتر نشده، بلکه کاهش هم پیدا کرده است.
در سوی دیگر، جمعیت سالمندان مسیر کاملاً متفاوتی را طی کرده است. شمار افراد ۶۵ ساله و بیشتر از حدود پنج میلیون و ۱۲۰ هزار نفر در سال ۱۳۹۷ به حدود هفت میلیون و ۵۰ هزار نفر در سال ۱۴۰۵ رسیده؛ افزایشی نزدیک به ۳۸ درصد.
این تغییر را میتوان در کنار وضعیت جمعیت در سن کار بهتر درک کرد. جمعیت ۱۵ تا ۶۴ سال کشور نیز از حدود ۵۶ میلیون و ۸۹۰ هزار نفر به نزدیک ۶۰ میلیون و ۹۶۰ هزار نفر افزایش یافته است. بنابراین، ایران هنوز جمعیت بزرگی در سن کار دارد، اما همزمان نشانههای تغییر ترکیب سنی آن آشکار شده است.
این اعداد وقتی کنار هم قرار میگیرند، تصویری از آیندهای میسازند که در آن تعداد سالمندان بیشتر و نسلهای جوانتر کوچکتر خواهند بود. چنین تغییری بهتدریج بر نیازهای جامعه اثر میگذارد؛ از تعداد کلاسهای درس و فرصتهای شغلی گرفته تا خدمات درمانی و هزینههای بازنشستگی.
سالمندی فقط به بازنشستگی ختم نمیشود
افزایش تعداد سالمندان را نمیتوان بهخودیخود اتفاقی منفی دانست. اینکه افراد عمر طولانیتری داشته باشند، اتفاق ارزشمندی است؛ اما زندگی در سنین بالا نیازهایی دارد که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
سالمندی معمولاً با افزایش نیاز به خدمات درمانی، مراقبتهای مستمر، توانبخشی و گاهی کمک در انجام کارهای روزمره همراه است. بسیاری از سالمندان به مراقبتهایی نیاز دارند که با یک مراجعه معمولی به پزشک یا دریافت مستمری بازنشستگی تأمین نمیشود.
در چنین شرایطی، خانوادهها نقش مهمی پیدا میکنند. فرزندانی که خودشان با هزینههای زندگی، اشتغال و تربیت فرزندانشان روبهرو هستند، ممکن است در کنار همه این مسئولیتها، مراقبت از والدین سالمند را نیز بر عهده بگیرند. این مسئولیت بهویژه برای خانوادههایی که دسترسی محدودی به خدمات پرستاری و مراقبت در منزل دارند، میتواند دشوار باشد.
افزایش میانگین سن فوت نیز بخشی از همین تغییرات جمعیتی است. این شاخص از ۶۴.۸ سال در سال ۱۳۹۷ به ۶۶.۸ سال در سال ۱۴۰۴ رسیده است. میانگین سن فوت مردان از ۶۳.۲ به ۶۴.۱ سال و در زنان از ۶۶.۸ به ۷۰.۶ سال افزایش یافته است.
البته این ارقام بهتنهایی نمیتوانند وضعیت سلامت جامعه را توضیح دهند، اما در کنار افزایش تعداد سالمندان نشان میدهند که نیازهای درمانی و مراقبتی کشور در حال تغییر است. بیماریهای مزمن، مراقبتهای طولانیمدت و مشکلات حرکتی در سنین بالا اهمیت بیشتری پیدا میکنند و نظام سلامت باید برای پاسخگویی به این نیازها آماده باشد.
هزینه سالمندی برای اقتصاد
بیشترشدن تعداد سالمندان فقط به افزایش مراجعه به بیمارستانها و مراکز درمانی محدود نمیشود. این تغییر میتواند تعادل مالی صندوقهای بازنشستگی و نظام تأمین اجتماعی را هم تحت تأثیر قرار دهد.
وقتی تعداد بازنشستگان افزایش پیدا میکند، منابع بیشتری برای پرداخت مستمری مورد نیاز است. در مقابل، کاهش تولدها به این معناست که در سالهای آینده نسلهای کوچکتری وارد بازار کار خواهند شد. این نسلها باید در کنار تأمین زندگی خود، بخشی از هزینههای نظام بازنشستگی و حمایت اجتماعی را نیز بر عهده بگیرند.
البته این اتفاق بهمعنای بروز فوری بحران نیست، اما اگر منابع مالی صندوقها، وضعیت اشتغال و نظام بیمهای متناسب با تغییرات جمعیتی اصلاح نشود، فشار بیشتری به این بخشها وارد خواهد شد.
در چنین شرایطی، حتی کیفیت زندگی سالمندان نیز به وضعیت اقتصاد وابسته میشود. مستمری ناکافی، هزینه بالای درمان و کمبود خدمات مراقبتی میتواند سالهای بازنشستگی را برای بسیاری از افراد دشوار کند.
فرصت جوانی هنوز باقی است
با وجود کاهش تولدها، ایران همچنان از جمعیت بزرگی در سن کار برخوردار است. تعداد افراد ۱۵ تا ۶۴ سال کشور در سال ۱۴۰۵ به نزدیک ۶۰ میلیون و ۹۶۰ هزار نفر رسیده است. این جمعیت میتواند همچنان پشتوانه مهمی برای تولید، رشد اقتصادی و تأمین منابع مورد نیاز نسلهای آینده باشد.
اما قرارگرفتن در سن کار بهتنهایی به معنای داشتن شغل یا مشارکت اقتصادی نیست. بخشی از این جمعیت امکان ورود به بازار کار را پیدا نمیکنند یا با شغلهایی روبهرو هستند که درآمد و امنیت کافی ندارند.
آمار مشارکت اقتصادی زنان در بهار ۱۴۰۵ تنها ۱۳.۷ درصد گزارش شده، در حالی که این شاخص برای مردان ۶۷.۸ درصد بوده است. این فاصله نشان میدهد که بخش مهمی از ظرفیت نیروی انسانی کشور هنوز در فعالیت اقتصادی حضور ندارد.
در شرایطی که تعداد متولدان هر سال کمتر میشود، استفاده از توان و مهارت جمعیت موجود اهمیت بیشتری پیدا میکند. اقتصادی که نتواند فرصت شغلی مناسبی برای جوانان و زنان فراهم کند، بهتدریج بخش مهمی از ظرفیت خود را از دست میدهد؛ آن هم درست در زمانی که به منابع بیشتری برای حمایت از جمعیت سالمند نیاز خواهد داشت.
زندگی شهری و خانوادههای کوچکتر
تغییرات جمعیتی در کنار افزایش شهرنشینی، شکل تازهای به زندگی خانوارها داده است. سهم جمعیت شهری از ۷۴.۸ درصد در سال ۱۳۹۷ به ۷۷.۷ درصد در سال ۱۴۰۵ رسیده است. به این ترتیب، نزدیک به چهارپنجم جمعیت کشور در شهرها زندگی میکنند.
زندگی شهری برای سالمندان میتواند هم فرصت باشد و هم محدودیت. دسترسی به بیمارستان و مراکز درمانی در شهرها معمولاً آسانتر است، اما هزینه مسکن، حملونقل و خدمات مراقبتی نیز بیشتر است. از طرف دیگر، پیادهروهای نامناسب، نبود امکانات کافی برای رفتوآمد افراد کمتوان و فاصله میان محل زندگی و مراکز خدماتی، میتواند زندگی مستقل را برای سالمندان دشوار کند.
در همین حال، کوچکترشدن خانوادهها باعث میشود تعداد اعضایی که میتوانند در مراقبت از سالمندان مشارکت داشته باشند کمتر شود. در گذشته، خانوادههای پرجمعیتتر معمولاً امکان تقسیم مسئولیت مراقبت از والدین را میان چند فرزند داشتند؛ اما در خانوادههای کوچکتر، این مسئولیت ممکن است بر دوش یک یا دو نفر باقی بماند.
این شرایط در سالهای آینده اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ بهخصوص اگر خدمات مراقبت در منزل، مراکز روزانه سالمندان و حمایتهای اجتماعی به اندازه نیاز جامعه توسعه پیدا نکنند.
فرزندآوری در سایه هزینههای زندگی
کاهش تولدها را نمیتوان جدا از شرایط اقتصادی و اجتماعی خانوادهها بررسی کرد. تصمیم به داشتن فرزند، برای بسیاری از زوجها با مجموعهای از نگرانیها همراه است؛ از هزینه مسکن و مخارج روزمره گرفته تا امنیت شغلی، آینده تحصیلی کودک و امکان تأمین هزینههای نگهداری و آموزش او.
خانوادهای که هنوز برای تأمین اجاره خانه یا هزینههای اولیه زندگی با مشکل روبهروست، ممکن است فرزندآوری را به آینده موکول کند یا به داشتن یک فرزند بسنده کند. برای بسیاری از زنان نیز نگرانی درباره ادامه اشتغال و امکان بازگشت به کار پس از زایمان، بخشی از همین تصمیمگیری است.
به همین دلیل، سیاستهای تشویقی فرزندآوری زمانی میتوانند اثرگذار باشند که با شرایط واقعی زندگی خانوادهها همراه شوند. حمایت مالی مقطعی، بدون دسترسی به مسکن مناسب، شغل باثبات، خدمات نگهداری کودک و امنیت اقتصادی، نمیتواند بهتنهایی نگرانیهای خانوادهها را برطرف کند.
آمارهای موجود علت دقیق کاهش تولدها را مشخص نمیکنند، اما ادامه این روند نشان میدهد که شرایط زندگی و چشمانداز اقتصادی خانوادهها باید در سیاستگذاریهای جمعیتی جدی گرفته شود.
آیندهای با نیازهای متفاوت
ایران هنوز جمعیت بزرگی در سن کار دارد و فرصت استفاده از این ظرفیت از بین نرفته است. اما این فرصت محدود است. نسلهایی که امروز در بازار کار حضور دارند، در سالهای آینده به جمعیت سالمند کشور اضافه خواهند شد و نسلهای کوچکتر باید بخشی از نیازهای اقتصادی و اجتماعی آنها را تأمین کنند.
این تغییر، برنامهریزی در حوزههای مختلف را ضروری میکند. مدارس و نظام آموزشی باید با تغییر تعداد و پراکندگی دانشآموزان هماهنگ شوند. نظام سلامت باید برای افزایش بیماریهای مزمن و مراقبتهای طولانیمدت آماده باشد. صندوقهای بازنشستگی به منابع پایدار نیاز دارند و بازار کار باید بتواند از ظرفیت نیروی انسانی موجود بهتر استفاده کند.
در کنار همه اینها، حمایت از خانوادهها و فراهمکردن شرایط مناسب برای فرزندآوری نیز اهمیت دارد. نمیتوان از یک طرف نگران کاهش تولدها بود و از طرف دیگر، هزینهها و نااطمینانیهایی را که تصمیم به فرزندآوری را دشوار میکنند نادیده گرفت.
آمارها از کشوری خبر میدهند که هنوز جمعیت جوان و فعال قابل توجهی دارد، اما نشانههای تغییر در ساختار سنی آن هر سال پررنگتر میشود. کاهش تولدها، افزایش سالمندان و تغییر شکل خانوادهها، هر کدام بخشی از آیندهای را نشان میدهند که از همین امروز باید برای آن آماده شد.
نسل آینده ایران کوچکتر از نسل امروز خواهد بود و سالمندان بیشتری به خدمات و حمایت نیاز خواهند داشت. این واقعیت بهتدریج در زندگی خانوادهها، بازار کار و هزینههای عمومی خود را نشان میدهد. هرچه آمادگی برای این تغییر به تأخیر بیفتد، سازگارشدن با آن دشوارتر و پرهزینهتر خواهد شد.
اخبار مرتبط

لغو یک تبصره جنجالی وارداتی

چهار هزینه که سود کارخانهها را میبلعد

هزینه خانواده بیصدا گران شد

فرصت زندگی کمتر در خانههای میلیاردی

صورتحساب پنهان اقتصاد ایران را چه کسی پرداخت میکند؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه