
کسی از شهرزاد مشیری خبر دارد؟
سه حکم انتصاب در بیست ماه، شهرزاد مشیری را به سوژه انتقادها تبدیل کرده است؛ اما پشت این جابهجاییها، سالها تجربه در بانکداری بینالملل و مدیریت ارزی قرار دارد که در هیاهوی تیترها کمتر دیده شده است. آیا میتوان کارنامه یک مدیر را تنها با شمارش حکمهایش قضاوت کرد؟
به گزارش نماد اقتصاد، شهرزاد مشیری این روزها با حکمهایش شناخته میشود. سه حکم از سه وزیر در بیست ماه؛ عددی آماده برای تیتر، برای طعنه، برای فرستادن در گروهها. از لابهلای این تیترها، زنی بیرون میآید که انگار تازه از راه رسیده؛ از این وزارتخانه به آن وزارتخانه رفته و سرانجام روی صندلی هیئتمدیره یک بانک نشسته است. ظاهراً همهچیز روشن است.جز سالهایی که پیش از این بیست ماه گذشته است.
مشیری از درون بانک کشاورزی بالا آمده است. پیش از آنکه نامش به خبرهای انتصاب راه پیدا کند، سالها در امور بینالملل بانک کار کرده، مسئولیت گرفته و مسیر مدیریت را پیموده بود. بانک برای او مقصد تازهای نیست. بخش مهمی از زندگی حرفهایاش همانجا گذشته؛ در حوزهای که کارش کمتر دیده میشود و معمولاً نام مدیرانش به گوش مردم نمیرسد.
کار بینالملل یک بانک، بهخصوص زیر فشار تحریم، اغلب پشت صحنه میگذرد: مذاکره، شناخت مقررات، پیگیری انتقال پول و پیداکردن راهی برای انجام معاملهای که هر مرحلهاش ممکن است به مانع بخورد. حاصل کار، اگر به نتیجه برسد، در تأمین مالی و انجام مبادله دیده میشود. کمتر کسی میپرسد چه کسانی ساعتها بر سر جزئیات آن کار کردهاند.
تجربه مشیری در همین فضا شکل گرفته است؛ در بانکداری بینالملل، روابط کارگزاری و مسائل ارزی و تحریم. حالا از میان این مسیر، نام رشته دانشگاهیاش بیرون کشیده میشود تا مخاطب بپرسد: «زبان انگلیسی چه ربطی به بانک دارد؟» پرسش مؤثر است، چون سالهای میان دانشگاه و مسئولیت امروز را از برابر چشم کنار میزند. مخاطب مدرک را میبیند، اما فرصت نمیکند مسیر حرفهای صاحب آن را ببیند.
سیاستمداران معمولاً تنها وارد میدان نمیشوند؛ حامیانی دارند که از آنها دفاع میکنند و مخالفانی که کارنامهشان را زیر سؤال میبرند. مدیران حرفهایِ کمترشناختهشده اغلب از چنین پشتوانهای برخوردار نیستند. ممکن است کسی سالها در یک ساختار کار کرده باشد و وقتی نامش هدف حمله قرار میگیرد، روایت زندگی حرفهایاش حتی به اندازه یک طعنه فرصت انتشار پیدا نکند.
دوره حضور مشیری در وزارت جهاد کشاورزی را هم باید در امتداد همین مسیر دید. او از حوزه بانک و ارز وارد مسئولیتی شد که واردات، تأمین مالی و تعهدات ارزی از مسائل اصلی آن بود. بنا بر یافتههای این بررسی، تلاش برای ساماندادن به تخصیص ارز و روشنکردن تعهدات گذشته، بخشی از کار او در این دوره بوده است. تخصیص ارز و تعیین تکلیف تعهدات گذشته، فقط کار اداری نیست؛ تصمیمهایی است که میتواند بر موقعیت واردکنندگان و دسترسی آنها به منابع اثر بگذارد.
مشیری در همان دوره از بدهیهای چند میلیارد دلاری بهجامانده از سالهای پیش سخن گفته بود. این بخش از داستان کمتر از رفتن و آمدنش شنیده شد. حال آنکه تفاوت بزرگی وجود دارد میان مدیری که تعهدی ایجاد کرده و مدیری که با تعهدات پرداختنشده روبهرو شده است. بدون دیدن این تفاوت، میتوان تمام مشکلات موجود را به نام آخرین کسی نوشت که پشت میز نشسته است.
گرانی هم برای چنین روایتی زمینه آمادهای فراهم میکند. مردم فشار آن را هر روز لمس میکنند و حق دارند پاسخ بخواهند. اما اگر قرار است مدیری بابت گرانی پاسخ بدهد، باید روشن باشد کدام تصمیم او چه اثری بر بازار گذاشته است. وگرنه نام یک نفر جای توضیح علتها را میگیرد. بعد از آن، هر حکم تازه نیز به جای آنکه جداگانه سنجیده شود، ادامه همان اتهام به نظر میرسد.
بازگشت مشیری به بانک کشاورزی را از این زاویه هم میتوان دید: بازگشت به مجموعهای که در آن رشد کرده و به حوزهای که تجربهاش را اندوخته است. حضور در بازرگانی کشاورزی و سپس وزارت خارجه، بخشهای تازه این مسیرند؛ پیشینه بانکی او با این رفتوآمدها از بین نمیرود.
هیچکدام از اینها یک مدیر را از نقد بینیاز نمیکند. اتفاقاً وقتی درباره تصمیم، اختیار و نتیجه کار او حرف بزنیم، نقد جدیتر میشود. اما فروکاستن سالها کار به چند حکم انتصاب، راه شناخت کارنامه نیست.
کسی از شهرزاد مشیری خبر دارد؟ از زنی که پیش از این تیترها، سالها در همان بانکی کار کرده بود که امروز حضورش در آن «عجیب» خوانده میشود؟
حکمهایش را شمردهایم؛ سالهای کارش را هم ببینیم.

 copy.webp)

۰ دیدگاه