پارادوکس جدید نفت گران و ارز محدود
دو روی سکه اقتصاد‌؛

پارادوکس جدید نفت گران و ارز محدود

حسین امیری
۱۴ شهریور ۱۴۰۵

افزایش قیمت نفت در بازار جهانی لزوما به معنای افزایش درآمد ارزی ایران نیست. در شرایطی که قیمت نفت برنت در پایان هفته منتهی به ۴ سپتامبر به 92.68 دلار در هر بشکه رسید، برآوردهای منتشرشده درباره صادرات نفت ایران از کاهش شدید حجم بارگیری در ماه آگوست حکایت دارد؛ وضعیتی که نشان می‌دهد میان قیمت نفت و ارزی که واقعا در اقتصاد ایران قرار دارد فاصله قابل‌توجهی وجود دارد. این شکاف، هسته اصلی پدیده نفت گران و ارز محدود است.

به گزارش نماد اقتصاد، برای درک پدیده نفت گران و ارز محدود باید زنجیره درآمد نفتی ایران را از نخستین حلقه یعنی قیمت جهانی نفت تا آخرین حلقه یعنی عرضه ارز در اقتصاد داخلی دنبال کرد. قیمت نفت تنها ارزش اسمی هر بشکه را مشخص می‌کند. درآمد نفتی زمانی افزایش پیدا می‌کند که قیمت بالاتر با حجم مناسب صادرات همراه باشد. پس از آن نیز فروشنده باید بتواند محموله را منتقل، وجه معامله را دریافت و درآمد حاصل را از مسیرهای مالی قابل استفاده وارد چرخه اقتصادی کند.

نفت گران و ارز کمتر؛ وقتی قیمت نفت با حجم صادرات همراه نیست

گزارش رویترز در اول سپتامبر نشان داد بارگیری نفت خام و میعانات ایران در ماه آگوست به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز رسیده است؛ در حالی که این رقم در ماه جولای حدود ۷۴۰ هزار بشکه و در ماه مارس حدود ۲ میلیون بشکه در روز برآورد شده بود. این کاهش شدید، اهمیت حجم صادرات را در کنار قیمت نفت برجسته می‌کند.

در چنین وضعیتی، حتی افزایش قابل‌توجه قیمت هر بشکه نمی‌تواند لزوما افت تعداد بشکه‌های فروخته‌شده را جبران کند. بنابراین نخستین نکته در تحلیل موضوع نفت گران و ارز محدود آن است که قیمت و حجم صادرات باید هم‌زمان دیده شوند. اگر قیمت هر بشکه افزایش یابد اما تعداد بشکه‌های صادراتی کاهش پیدا کند، رشد قیمت الزاماً به افزایش درآمد نفتی منجر نمی‌شود.

چرا قیمت نفت بالا رفته است؟

رشد اخیر قیمت نفت نیز در خلا اتفاق نیفتاده است. بازار جهانی انرژی در هفته‌های اخیر تحت تاثیر نگرانی درباره اختلال عرضه و وضعیت تردد نفتکش‌ها در مسیرهای مهم انرژی قرار گرفته است.

رویترز گزارش داد قیمت نفت برنت در معاملات ۴ سپتامبر با ۷۶ سنت افزایش به ۹۲.۶۸ دلار در هر بشکه رسید و رشد هفتگی آن به ۷.۶ درصد رسید. قیمت نفت وست‌تگزاس اینترمدیت نیز در پایان همان هفته ۹۱.۴۸ دلار بود.

هم‌زمان، جریان کشتیرانی از تنگه هرمز نیز با محدودیت مواجه شده است. بر اساس داده‌های منتشرشده توسط رویترز، در روز پنج‌شنبه ۴ سپتامبر تنها چهار کشتی حامل کالا از این مسیر عبور کردند؛ در حالی که میانگین ۱۰روزه عبور کشتی‌ها ۱۵ فروند بود.

این نکته برای ایران اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا بخشی از افزایش قیمت نفت ناشی از همان ریسک ژئوپلیتیکی است که می‌تواند صادرات نفت ایران را نیز محدود کند.

به این ترتیب، بازار با یک پارادوکس مواجه است: قیمت نفت افزایش می‌یابد، اما همان عاملی که قیمت را بالا می‌برد می‌تواند توان فروش و انتقال نفت ایران را کاهش دهد. از همین‌جا مفهوم نفت گران و ارز محدود از یک تیتر خبری فراتر می‌رود و به مسئله‌ای در اقتصاد کلان ایران تبدیل می‌شود.

سه درآمد گوناگون؛ سه واقعیت متفاوت

یکی از مهم‌ترین نکات در بررسی موضوع نفت گران و ارز محدود، تفکیک سه مفهوم درآمد اسمی نفتی، درآمد نفتی قابل وصول و ارز قابل عرضه در اقتصاد داخلی است. درآمد اسمی نفتی حاصل ترکیب قیمت و حجم فروش است. اگر نفت گران‌تر شود، ارزش هر بشکه افزایش می‌یابد؛ اما اگر حجم صادرات به‌شدت کاهش پیدا کند، درآمد نهایی می‌تواند کاهش یابد.

در مرحله دوم، مسئله وصول درآمد مطرح می‌شود. نفت ممکن است فروخته شده باشد، اما دریافت وجه آن به همان سادگی فروش یک کالا در یک بازار عادی نیست. محدودیت‌های بانکی، تحریم‌های ثانویه، واسطه‌های مالی، مسیرهای غیرمستقیم پرداخت و محدودیت‌های انتقال پول می‌توانند فاصله میان فروش نفت و دریافت درآمد را افزایش دهند.

مرحله سوم از این هم مهم‌تر است: درآمد نفتی وصول‌شده الزاما برابر با ارزی نیست که همان لحظه در بازار داخلی قابل عرضه باشد. به همین دلیل، در تحلیل نفت گران و ارز محدود باید میان «ارزش نفت فروخته‌شده» و «ارزی که در اختیار سیاست‌گذار یا بازار داخلی قرار می‌گیرد» تفاوت قائل شد.

کاهش صادرات نفت؛ مولفه که افزایش قیمت را خنثی می‌کند

داده‌های مربوط به صادرات ماه آگوست، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر شرایط بازار نفت ایران است. بر اساس گزارش رویترز، صادرات نفت ایران که در مارس حدود ۲ میلیون بشکه در روز برآورد شده بود، در آگوست به محدوده ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز سقوط کرده است.

این تغییر تنها یک نوسان معمول در صادرات نیست. چنین افتی نشان می‌دهد افزایش ارزش هر بشکه باید در برابر کاهش تعداد بشکه‌های فروخته‌شده سنجیده شود.

به همین دلیل، اگر قیمت نفت ۲۰ یا ۳۰ درصد افزایش پیدا کند اما حجم صادرات با افت بسیار بیشتری مواجه شود، نتیجه نهایی برای درآمد نفتی می‌تواند کاملا متفاوت از تصویری باشد که صرفا با مشاهده قیمت جهانی نفت به دست می‌آید.

این همان نقطه‌ای است که تحلیل پدیده نفت گران و ارز محدود اهمیت پیدا می‌کند: درآمد نفتی ایران تابع یک متغیر نیست، بلکه نتیجه عملکرد هم‌زمان قیمت، حجم صادرات و امکان دسترسی به درآمد است.

فروش نفت پایان زنجیره نیست

حتی زمانی که محموله نفت به خریدار می‌رسد، مسئله درآمد ارزی تمام نشده است. در همین زمینه رویترز گزارش داده است که از زمان بازگشت محاصره دریایی آمریکا در ۱۴ جولای، محموله‌های نفت خام ایران نتوانسته‌اند از تنگه هرمز به چین منتقل شوند و بخشی از نفت ایران در ذخایر شناور در آسیا باقی مانده است.

این مسئله اهمیت حمل‌ونقل را در زنجیره درآمد نفتی نشان می‌دهد. نفتی که در مخازن ذخیره شده است، با نفتی که فروخته شده، پول آن دریافت شده و امکان استفاده از درآمد آن وجود دارد، یکسان نیست. در چنین شرایطی، هزینه حمل، ریسک محموله، زمان تسویه و مسیر انتقال پول همگی بر ارزش اقتصادی نهایی صادرات اثر می‌گذارند.

بنابراین پدیده نفت گران و ارز محدود می‌تواند در شرایطی رخ دهد که ارزش اسمی هر بشکه افزایش یافته اما توان انتقال و فروش واقعی کاهش پیدا کرده است.

تحریم مالی؛ مولفه پنهان درآمد نفتی

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این معادله، شبکه مالی است. رویترز در سوم سپتامبر گزارش داد فشار آمریکا بر شبکه‌های مالی مورد استفاده ایران افزایش یافته و تحریم‌های ثانویه، شرکت‌ها و موسسات کشورهای ثالث را نیز درگیر کرده است.

در چهارم سپتامبر نیز وزارت خزانه‌داری آمریکا یک بانک ترکیه‌ای و دو شرکت وابسته به آن را تحریم کرد و مدعی شد این مجموعه در انتقال درآمدهای نفتی ایران از چین به ترکیه و تبدیل آن به وجه نقد و طلا نقش داشته است. البته بانک مذکور این اتهامات را رد کرد.

فارغ از اختلاف میان طرفین درباره این پرونده، اهمیت اقتصادی آن در جای دیگری قرار دارد: صادرات نفت تنها زمانی برای اقتصاد ایران ارز ایجاد می‌کند که زنجیره مالی پس از فروش نیز کار کند.

اگر انتقال پول دشوارتر شود، فروش نفت لزوما به معنای دسترسی سریع‌تر به ارز نیست. هزینه واسطه‌گری و انتقال نیز افزایش می‌یابد و در نتیجه فاصله میان درآمد اسمی و درآمد قابل استفاده بیشتر می‌شود.

این مسئله یکی از مهم‌ترین دلایل اهمیت نفت گران و ارز محدود است؛ زیرا بازار ارز به جریان واقعی منابع نگاه می‌کند، نه صرفا به قیمت نفت در بازار جهانی.

تخفیف و هزینه دور زدن تحریم‌ها چه نقشی دارند؟

قیمت جهانی نفت معیار مناسبی برای ارزش‌گذاری کلی بازار است، اما لزوما همان قیمتی نیست که صادرکننده نفت در شرایط تحریمی دریافت می‌کند.

گزارش‌های رویترز درباره تجارت نفت ایران با چین به استفاده از تخفیف و شبکه‌های واسطه‌ای اشاره کرده‌اند. بنابراین افزایش قیمت جهانی نفت لزوما به همان نسبت در قیمت خالص فروش نفت ایران منعکس نمی‌شود. علاوه بر تخفیف، هزینه‌های حمل، بیمه، واسطه‌ها و مسیرهای مالی غیرمستقیم نیز اهمیت دارند. به این ترتیب، اگر قیمت جهانی نفت افزایش پیدا کند اما هزینه فروش و انتقال نفت ایران نیز افزایش یابد، بخشی از منفعت افزایش قیمت از بین می‌رود.

در نتیجه، برای بررسی پدیده نفت گران و ارز محدود باید به جای تمرکز صرف بر قیمت برنت، به «قیمت خالص قابل تحقق» و سپس «ارز قابل وصول» توجه کرد.

منابع ارزی ایران؛ آیا تناقضی وجود دارد؟

در طرف دیگر این معادله، مقام‌های ایرانی بر وجود منابع ارزی کافی تاکید کرده‌اند. عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، در اول سپتامبر اعلام کرد ایران منابع ارزی کافی دارد و بانک مرکزی آمادگی دارد تا سقف ۲ میلیارد دلار برای آرام کردن بازار ارز مداخله کند. او همچنین از ادامه وصول مطالبات ارزی خبر داد. این اظهارات در نگاه نخست ممکن است با گزارش‌های مربوط به افت شدید صادرات نفت متناقض به نظر برسد؛ اما این دو داده الزاما یکدیگر را نقض نمی‌کنند.

منابع ارزی موجود می‌تواند حاصل فروش‌های قبلی، ذخایر یا مطالبات گذشته باشد؛ در حالی که آمار صادرات نفت اوت، جریان جدید فروش را نشان می‌دهد. همین تفکیک زمانی برای فهم نفت گران و ارز محدود ضروری است. موجودی منابع ارزی با جریان تازه درآمد نفتی یک مفهوم نیست.

خبرگزاری‌های داخلی نیز از انتقال حدود ۷.۵ میلیارد دلار درآمد نفتی مربوط به چهار ماه نخست سال به بانک مرکزی خبر داده‌اند، اما این رقم مربوط به دوره پیش از افت شدید صادرات در ماه آگوست است و نمی‌توان آن را معادل جریان درآمد نفتی در ماه‌های بعد دانست.

آیا نفت گران برای ایران همیشه خبر خوبی است؟

پاسخ به این پرسش به علت افزایش قیمت نفت بستگی دارد. اگر قیمت نفت به دلیل افزایش تقاضای جهانی یا محدودیت عرضه‌ای افزایش یابد که صادرات ایران را تحت تاثیر قرار ندهد، قیمت بالاتر می‌تواند ارزش فروش هر بشکه را افزایش دهد.

در عین حال اگر افزایش قیمت نفت حاصل یک شوک ژئوپلیتیکی باشد که هم‌زمان حمل‌ونقل، صادرات و دسترسی مالی ایران را محدود کند، اثر مثبت افزایش قیمت می‌تواند تا حد زیادی خنثی شود. این دقیقا همان پارادوکسی است که مفهوم نفت گران و ارز محدود را شکل می‌دهد.

در شرایط کنونی، رشد قیمت نفت را نمی‌توان بدون بررسی علت آن ارزیابی کرد. قیمت بالاتر زمانی برای صادرکننده مزیت واقعی ایجاد می‌کند که حجم فروش و دسترسی به درآمد نیز حفظ شود.

فشار احتمالی بر بازار ارز و تورم

کاهش صادرات نفت در نهایت می‌تواند مسئله عرضه ارز را برای اقتصاد ایران مهم‌تر کند. رویترز گزارش داده است که کاهش صادرات نفت می‌تواند فشار مالی بیشتری بر دولت وارد کند و در صورت جبران کسری از مسیر پول پرقدرت، ریسک‌های تورمی افزایش یابد.

هم‌زمان، این رسانه گزارش کرده ارزش نرخ ریال در ماه آگوست از مرز ۲ میلیون ریال برای هر دلار عبور کرده و تورم سالانه در مرداد ۱۴۰۵ به ۶۹.۹ درصد رسیده است.

با این حال، نمی‌توان این تحولات را تنها به کاهش صادرات نفت نسبت داد. گزارش‌های اخیر به مجموعه‌ای از عوامل شامل تحریم، اختلال تجارت، جنگ، فشارهای مالی و کاهش ارزش پول اشاره دارند. بنابراین مسیر اثرگذاری نفت گران و ارز محدود بر تورم باید مشروط در نظر گرفته شود.

آنچه اهمیت دارد این است که چه مقدار ارز واقعا وارد اقتصاد می‌شود و چه مقدار از آن در اختیار واردکنندگان، دولت، بانک مرکزی و سایر فعالان اقتصادی قرار می‌گیرد. ممکن است نفت در بازار جهانی گران‌تر شود، اما اگر حجم صادرات کاهش یابد یا درآمد صادراتی با تاخیر و هزینه بیشتری قابل انتقال باشد، عرضه ارز در داخل الزاما افزایش پیدا نمی‌کند.

در چنین شرایطی، مفهوم نفت گران و ارز محدود بیش از آنکه درباره قیمت نفت باشد، درباره «قابلیت تبدیل نفت به ارز» است. این تفاوت برای سیاست‌گذار بخش مالی نیز اهمیت دارد؛ زیرا مداخله در بازار ارز با استفاده از ذخایر موجود می‌تواند فشار کوتاه‌مدت را کنترل کند، اما استمرار عرضه ارز به جریان پایدار منابع وابسته است.

اهمیت قابلیت دسترسی به درآمد نفتی

تحولات اخیر یک نکته اساسی را درباره مفهوم نفت گران و ارز محدود آشکار می‌کند و آن این‌که در اقتصاد ایران، قیمت نفت تنها آغاز زنجیره درآمد ارزی و نه پایان آن است.

قیمت بالاتر هر بشکه در شرایطی که حجم صادرات کاهش یافته، الزاما به درآمد بیشتر منجر نمی‌شود. حتی فروش نفت نیز پایان مسیر نیست؛ زیرا امکان حمل، تخفیف فروش، هزینه واسطه‌ها، تحریم‌های مالی، انتقال وجوه و دسترسی به درآمد همگی در تعیین میزان ارز قابل استفاده نقش دارند.

در حالی که قیمت برنت ۴ سپتامبر به ۹۲.۶۸ دلار رسید، صادرات نفت ایران بر اساس برآوردهای منتشرشده برای ماه آگوست به ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز کاهش یافت. این دو داده در کنار یکدیگر نشان می‌دهند که افزایش قیمت جهانی نفت به‌تنهایی تصویر کاملی از وضعیت درآمد ارزی ایران ارائه نمی‌کند.

از سوی دیگر، اعلام بانک مرکزی درباره وجود منابع ارزی و آمادگی برای مداخله در بازار نیز الزاما با کاهش جریان صادرات نفت تناقض ندارد؛ زیرا ذخایر و مطالبات موجود با درآمد جدید حاصل از صادرات نفت یکسان نیستند.

در نهایت، برای سنجش اثر نفت بر اقتصاد ایران باید چهار سوال جداگانه پاسخ داده شود: نفت با چه قیمتی فروخته می‌شود؟ چه حجمی از آن صادر می‌شود؟ چه مقدار از درآمد آن قابل وصول است؟ و چه میزان از ارز حاصل واقعا قابلیت عرضه در اقتصاد داخلی را دارد؟

به همین دلیل، در شرایط فعلی شاید شاخص مهم‌تر برای اقتصاد ایران نه صرفا «قیمت نفت»، بلکه توان تبدیل نفت فروخته‌شده به ارز قابل دسترس باشد. این همان جایی است که پارادوکس مفهوم نفت گران و ارز محدود خود را نشان می‌دهد.

Author

حسین امیری

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=72301
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه