هوشمندسازی مناطق آزاد؛ هوش‌مصنوعی کجای معادله قرار دارد؟
تحول دیجیتال یا ویترین فناورانه؟

هوشمندسازی مناطق آزاد؛ هوش‌مصنوعی کجای معادله قرار دارد؟

حسین امیری
۱۱ شهریور ۱۴۰۵

رونمایی از سه سامانه جدید در مناطق آزاد ایران، از کارت گردشگری و خدمات تخفیفی تا نوبت‌دهی و رصد آنلاین حمل بار، مسیر حرکت این مناطق به سمت خدمات دیجیتال را نشان می‌دهد؛ اما یک پرسش مهم همچنان بی‌پاسخ مانده است و آن این‌که آیا این پروژه‌ها واقعا از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند یا عمدتا نمونه‌ای از دیجیتالی‌کردن فرآیندهای موجود هستند؟ اگر هوشمندسازی مناطق آزاد قرار است به بهبود حکمرانی، کاهش هزینه مبادله، افزایش بهره‌وری و تصمیم‌گیری داده‌محور منجر شود، باید بتوان تفاوت میان یک سامانه آنلاین و یک سامانه واقعا هوشمند را با شاخص‌های قابل اندازه‌گیری نشان داد.

به گزارش نماد اقتصاد، تیرماه ۱۴۰۴ نقطه عطفی در مسیر هوشمندسازی مناطق آزاد ایران بود؛ جایی که در حاشیه جلسه شورایعالی، سه پروژه عملیاتی با محوریت تحول دیجیتال در این مناطق معرفی شدند. این پروژه‌ها شامل سامانه کارت گردشگری برای تسهیل خرید گردشگران خارجی، سامانه گردشگری برای ارائه تخفیف به مسافران در هتل‌ها و رستوران‌ها و سامانه حمل بار برای نوبت‌دهی و رصد آنلاین بار بود.

در روایت رسمی، این طرح‌ها با استفاده از ظرفیت شرکت‌های دانش‌بنیان و فناوری‌های نوین، بخشی از مسیر تحول دیجیتال مناطق آزاد معرفی شدند و هدف نهایی آن‌ها حرکت به سمت مناطق نسل هفتم با محوریت اقتصاد دیجیتال عنوان شد. همچنین اعلام شد که این زیرساخت‌ها قرار است در ادامه با اتصال سایر زنجیره‌های خدمات توسعه پیدا کنند.

در عین حال همین نقطه، مرز مهم میان هوشمندسازی مناطق آزاد و دیجیتالی‌سازی خدمات را آشکار می‌کند. وجود کارت دیجیتال، سامانه تخفیف، نوبت‌دهی الکترونیکی یا امکان رصد آنلاین، به خودی خود اثبات‌کننده استفاده از هوش مصنوعی نیست.

بر اساس تعریف سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، یک سامانه هوش مصنوعی باید بتواند از داده‌های ورودی برای تولید خروجی‌هایی مانند پیش‌بینی، توصیه، محتوا یا تصمیم استفاده کند؛ بنابراین صرف انتقال یک فرآیند از کاغذ و مراجعه حضوری به یک بستر آنلاین، الزاما به معنای استقرار هوش مصنوعی نیست.

سه سامانه جدید چه چیزی را ثابت می‌کنند؟

آنچه درباره پروژه‌های رونمایی‌شده می‌توان با اتکا به اسناد عمومی گفت، وجود خدمات دیجیتال و فرآیندهای برخط است. سامانه کارت گردشگران خارجی برای تسهیل خرید گردشگران، سامانه گردشگری برای ارائه خدمات تخفیفی و سامانه مدیریت متمرکز بار برای نوبت‌دهی و رصد آنلاین طراحی شده‌اند.

در بخش حمل‌ونقل، نوبت‌دهی و رصد آنلاین نشان می‌دهد بخشی از فرآیند عملیاتی حمل بار از حالت غیرمتمرکز به محیط دیجیتال منتقل شده است. در بخش گردشگری نیز دیجیتالی‌شدن ارتباط میان گردشگر و خدمات منطقه، امکان ارائه خدمات الکترونیکی را افزایش می‌دهد. این موارد را می‌توان مصداقی از هوشمندسازی مناطق آزاد در معنای گسترده تحول دیجیتال دانست، اما هنوز نمی‌توان از همین شواهد نتیجه گرفت که سامانه‌ها دارای موتور یادگیری ماشین یا تصمیم‌گیری مبتنی بر هوش مصنوعی هستند.

در گزارش‌های عمومی بررسی‌شده، مشخصاتی درباره مدل یادگیری ماشین، مدل زبانی بزرگ، بینایی ماشین، الگوریتم پیش‌بینی، سیستم توصیه‌گر یا تصمیم‌یار مبتنی بر هوش مصنوعی برای این سه پروژه ارائه نشده است. به همین دلیل، دقیق‌ترین توصیف رسانه‌ای در وضعیت فعلی، سامانه‌های دیجیتال و داده‌محور و نه پروژه‌های اثبات‌شده هوش مصنوعی است.

نسل هفتم مناطق آزاد دقیقا چه معنایی دارد؟

بحث هوشمندسازی مناطق آزاد زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که مفهوم نسل هفتم از یک عنوان سیاستی به یک مدل عملیاتی تبدیل شود.

در برخی روایت‌های رسمی، نسل هفتم مناطق آزاد با اقتصاد دیجیتال، فناوری‌های نوین و تحول در شیوه حکمرانی پیوند خورده است. در گزارش‌های مرتبط با برنامه تحول مناطق آزاد نیز حرکت به سمت نسل هفتم در کنار محورهایی مانند اقتصاد دیجیتال و بازمهندسی عملکرد مناطق مطرح شده است.

از منظر حکمرانی دیجیتال، اما صرف وجود چند سامانه برای تعریف یک اکوسیستم دیجیتال یکپارچه کافی نیست. بانک جهانی در چارچوب پلتفرم «GovTech»، تحول دیجیتال بخش عمومی را در حوزه‌هایی مانند سامانه‌های اصلی دولت، ارائه خدمات آنلاین، مشارکت دیجیتال شهروندان و توانمندسازهای نهادی و فناورانه ارزیابی می‌کند.

این نگاه یک پرسش مهم برای هوشمندسازی مناطق آزاد ایجاد می‌کند و آن این‌که آیا سامانه‌های جدید به یک زیرساخت مشترک داده متصل هستند یا هرکدام یک خدمت دیجیتال مستقل ارائه می‌کنند؟

پاسخ به این سوال برای مرحله بعدی تحول اهمیت زیادی دارد. در همین رابطه بانک جهانی بر اهمیت قابلیت همکاری میان سامانه‌ها تاکید کرده و آن را یکی از پیش‌نیازهای حرکت از سیستم‌های جزیره‌ای به حکمرانی داده‌محور می‌داند.

پارامتر پنهان؛ داده قابل اندازه‌گیری

ضعف اصلی در روایت فعلی هوشمندسازی مناطق آزاد لزوما نبود فناوری نیست؛ بلکه کمبود داده عمومی درباره عملکرد فناوری است.

در گزارش‌های منتشرشده درباره سه پروژه، اهدافی مانند شفافیت، تسهیل خدمات، چابک‌سازی مدیریتی و ساماندهی فرآیندها مطرح شده است. با این حال، در منابع عمومی بررسی‌شده، شاخص‌های قبل و بعدی که نشان دهد اجرای این سامانه‌ها چه میزان از زمان انتظار، هزینه عملیاتی، خطا یا هزینه مبادله کاسته، ارائه نشده است.

این خلا اهمیت زیادی دارد، زیرا دیجیتالی‌کردن یک فرآیند الزاما به معنای افزایش بهره‌وری آن نیست. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی نیز در چارچوب حکمرانی دیجیتال بر ضرورت وجود مبنای روشن برای استفاده از منابع و پایش نتایج تأکید می‌کند.

حتی در حوزه پیشرفته‌تر هوش مصنوعی دولتی نیز مسئله سنجش اثرگذاری همچنان یک چالش است. گزارش «Digital Government Outlook 2026» سازمان همکاری اقتصادی و توسعه نشان می‌دهد تنها ۱۰ کشور از ۳۶ کشور این سازمان بررسی‌شده، هرگونه سنجش اثر مالی یا غیرمالی برای موارد استفاده از هوش مصنوعی در دولت را گزارش کرده‌اند.

بنابراین، اگر هوشمندسازی مناطق آزاد قرار است از مرحله دیجیتالی‌کردن خدمات به مرحله استفاده از هوش مصنوعی برسد، انتشار شاخص کلیدی عملکرد اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

استفاده از هوش مصنوعی چه زمانی قابل اثبات است؟

برای آنکه بتوان یک پروژه را در حوزه هوشمندسازی مناطق آزاد واقعا مبتنی بر هوش مصنوعی توصیف کرد، باید شواهد فنی و عملیاتی بیشتری منتشر شود.

برای نمونه، در سامانه حمل بار می‌توان پرسید آیا سیستم صرفا نوبت ثبت می‌کند و وضعیت محموله را نمایش می‌دهد یا بر اساس داده‌های تاریخی، حجم بار، زمان ورود، ظرفیت مسیر و شرایط عملیاتی، زمان انتظار یا تراکم را پیش‌بینی می‌کند؟

در حوزه گردشگری نیز تفاوت میان یک کارت دیجیتال و یک سامانه هوشمند قابل‌توجه است. اگر سامانه صرفا پرداخت، احراز هویت یا تخفیف را مدیریت کند، با یک زیرساخت خدمات دیجیتال مواجه هستیم؛ اما اگر رفتار گردشگر را تحلیل و بر اساس آن پیشنهاد شخصی‌سازی‌شده تولید کند، می‌توان درباره استفاده از الگوریتم‌های هوشمند سخن گفت؛ البته به شرط آنکه چنین قابلیتی مستند و اعلام شده باشد.

سازمان توسعه و همکاری اقتصادی در بررسی استفاده از هوش مصنوعی در دولت، از کاربردهایی مانند افزایش بهره‌وری، ارائه خدمات پاسخ‌گوتر و کمک به تصمیم‌گیری سخن می‌گوید و هم‌زمان بر اهمیت داده و مدیریت اطلاعات به عنوان پیش‌نیاز تاکید دارد.

از این منظر، هوشمندسازی مناطق آزاد زمانی وارد مرحله واقعی هوش مصنوعی می‌شود که داده‌های تولیدشده توسط سامانه‌های گردشگری، حمل‌ونقل، گمرک، سرمایه‌گذاری و خدمات بتوانند در یک معماری قابل‌اتصال گردآوری و تحلیل شوند.

مسئله بعدی؛ اتصال سامانه‌ها

در حال حاضر یکی از مهم‌ترین نشانه‌های قابل پیگیری در مسیر هوشمندسازی مناطق آزاد، موضوع اتصال زنجیره‌های خدماتی است. در روایت رسمی پروژه‌ها نیز اعلام شده که این زیرساخت‌ها قرار است به مرور با سایر زنجیره‌های خدماتی پیوند بخورند.

این موضوع از نظر حکمرانی دیجیتال اهمیت بیشتری از تعداد سامانه‌ها دارد. بانک جهانی تاکید می‌کند که زیرساخت‌های دیجیتال عمومی زمانی بیشترین اثر را دارند که سیستم‌هایی مانند هویت دیجیتال، پرداخت و تبادل امن داده بتوانند به شکل قابل اعتماد و قابل همکاری در کنار یکدیگر کار کنند.

برای مناطق آزاد، چنین معماری می‌تواند به معنای ارتباط داده‌ای میان گردشگر، حمل‌ونقل، گمرک، سرمایه‌گذاری، تجارت و خدمات منطقه باشد؛ اما درباره میزان تحقق چنین اتصال یکپارچه‌ای در پروژه‌های فعلی، اطلاعات عمومی کافی برای ارائه یک ارزیابی قطعی وجود ندارد.

نسل هفتم هوشمندسازی مناطق آزاد بدون شاخص کلیدی عملکرد کامل نیست

در نهایت، هوشمندسازی مناطق آزاد با تعداد سامانه‌های راه‌اندازی‌شده سنجیده نمی‌شود؛ بلکه معیار اصلی باید میزان تغییر در کیفیت حکمرانی و عملکرد اقتصادی باشد.

اگر سامانه حمل بار راه‌اندازی شده است، باید بتوان میزان کاهش زمان انتظار یا افزایش قابلیت پیش‌بینی عملیات را سنجید. اگر خدمات گردشگری دیجیتال شده‌اند، باید مشخص شود نرخ استفاده، تعداد تراکنش‌ها، زمان ارائه خدمت یا هزینه عملیاتی چه تغییری کرده است. اگر هدف افزایش شفافیت است، باید شاخصی برای اندازه‌گیری آن وجود داشته باشد.

همین منطق در مورد هوشمندسازی مناطق آزاد و ادعای استفاده از هوش مصنوعی نیز صادق است. یک پروژه هوش مصنوعی بدون داده درباره عملکرد، تنها یک ادعای فناورانه باقی می‌ماند.

از دیجیتال‌سازی به تصمیم‌گیری داده‌محور

آنچه تاکنون قابل اثبات است، حرکت بخشی از خدمات مناطق آزاد به سمت دیجیتالی‌شدن و نه استقرار اثبات‌شده هوش مصنوعی در سه پروژه مورد بررسی است. این تمایز برای ارزیابی مسیر هوشمندسازی مناطق آزاد اهمیت اساسی دارد.

زیرساخت دیجیتال البته می‌تواند پایه‌ای برای مرحله بعد باشد. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی نقش داده در ایجاد خدمات کارآمدتر و تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد تاکید می‌کند و بانک جهانی نیز قابلیت همکاری و زیرساخت دیجیتال عمومی را از اجزای مهم تحول دیجیتال می‌داند.

بنابراین، نشانه‌های مهم برای ارزیابی مرحله بعدی هوشمندسازی مناطق آزاد روشن است که شامل ایجاد شاخص کلیدی عملکرد مشترک میان مناطق، اتصال داده‌های گمرک و حمل‌ونقل با خدمات سرمایه‌گذاری و گردشگری، استفاده مستند از مدل‌های یادگیری ماشین در پیش‌بینی و تصمیم‌گیری و انتشار شاخص‌های عملکرد قبل و بعد از اجرای سامانه‌ها می‌شود.

اگر چنین شاخص‌هایی منتشر شود، می‌توان درباره عبور از دیجیتال‌سازی به حکمرانی هوشمند با پشتوانه داده سخن گفت. تا آن زمان، بر اساس شواهد عمومی موجود، توصیف دقیق‌تر این است که مناطق آزاد در بخشی از خدمات خود وارد مرحله دیجیتال شده‌اند، اما ادعای وجود هوش مصنوعی در پروژه‌های مورد بررسی هنوز نیازمند شواهد فنی و عملکردی بیشتری است.

به طور خلاصه بررسی اسناد و منابع عمومی نشان می‌دهد پروژه‌های معرفی‌شده در تیر ۱۴۰۴، هوشمندسازی مناطق آزاد ایران را دست‌کم در سطح دیجیتالی‌کردن بخشی از خدمات گردشگری و حمل بار پیش برده‌اند. با این حال، در اطلاعات عمومی منتشرشده درباره این سه پروژه، شواهد کافی برای نسبت‌دادن مشخص فناوری‌هایی مانند یادگیری ماشین، مدل‌های زبانی، بینایی ماشین یا تصمیم‌یار هوش مصنوعی مشاهده نشد.

در نتیجه، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا مناطق آزاد سامانه دیجیتال دارند یا خیر؛ بلکه این است که این سامانه‌ها چه داده‌ای تولید می‌کنند، چگونه به یکدیگر متصل می‌شوند و آیا از این داده‌ها برای پیش‌بینی، توصیه یا تصمیم‌گیری استفاده می‌شود. پاسخ مستند به این پرسش‌ها می‌تواند مشخص کند نسل هفتم مناطق آزاد تا چه اندازه از یک عنوان سیاستی به یک مدل واقعی حکمرانی داده‌محور و هوشمند نزدیک شده است.

Author

حسین امیری

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=72149
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه