توقف خاموشی‌ها پایان ناترازی برق نیست
ظرفیت بالا رفت یا مصرف پایین آمد؟

توقف خاموشی‌ها پایان ناترازی برق نیست

حسین امیری
۱۰ شهریور ۱۴۰۵

کاهش خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده در روزهای پایانی تابستان و اظهارات وزیر نیرو درباره عبور بخش خانگی و صنعتی از ناترازی، نشانه‌ای از بهبود شرایط شبکه برق است. آنچه در پایان فصل اوج مصرف اهمیت دارد، نه فقط تعداد خاموشی‌ها، بلکه میزان فاصله میان ظرفیت قابل اتکای تولید و تقاضای برق است. داده‌های منتشرشده از سوی بخش برق وزارت نیرو نشان می‌دهد ناترازی برق نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.

به گزارش نماد اقتصاد، ناترازی برق در ایران وارد فاز تازه‌ای شده که در آن، تمایز میان مدیریت بحران و حل بحران بیش از هر زمان دیگری به چالش اصلی سیاستگذاری انرژی تبدیل شده است؛ چراکه ادامه مسیر مدیریتی، تنها به تعویق انداختن خاموشی‌ها و نه پایان دادن به آن‌ها است. در روزهای پایانی مرداد، وزیر نیرو اعلام کرد که در صورت عبور بدون حادثه از روزهای باقی‌مانده مرداد، از هفته بعد بخش خانگی و صنعتی در شرایط تراز قرار خواهند گرفت.

این اظهارنظر در شرایطی مطرح شد که پیش‌تر مدیرعامل شرکت مدیریت شبکه برق ایران از کاهش حدود ۳۰ درصدی ناترازی برق نسبت به سال ۱۴۰۴ خبر داده بود. این کاهش نشان می‌دهد فشار وارد بر شبکه نسبت به سال ۱۴۰۴ کمتر شده، اما به خودی خود به معنای حذف شکاف میان تولید و مصرف نیست.

خاموشی کاهش یافته؛ اما مشکل ناترازی برق همچنان باقی است

مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که ظرفیت اسمی نیروگاه‌ها با ظرفیت واقعی قابل استفاده در زمان اوج مصرف یکسان در نظر گرفته نشود. یک نیروگاه ممکن است ظرفیت اسمی مشخصی داشته باشد، اما میزان برق قابل تحویل آن در هر مقطع به آمادگی واحد، سوخت، تعمیرات و محدودیت‌های شبکه وابسته است. به همین دلیل، برای ارزیابی وضعیت بحران برق ایران نمی‌توان تنها به این پرسش پاسخ داد که «خاموشی وجود دارد یا ندارد». پرسش مهم‌تر این است که شبکه برای تامین برق در زمان اوج تقاضا تا چه اندازه حاشیه اطمینان دارد.

ناترازی برق چگونه کاهش یافت؟

کاهش خاموشی برق می‌تواند نتیجه چند عامل هم‌زمان باشد. افزایش تولید، بازگشت واحدهای نیروگاهی پس از تعمیرات، توسعه ظرفیت تجدیدپذیر، مدیریت بار و تغییرات مصرف از جمله عواملی هستند که در گزارش‌های وزارت نیرو درباره وضعیت تابستان مورد توجه قرار گرفته‌اند.

وزارت نیرو اعلام کرده است که بخشی از ظرفیت نیروگاهی جدید در سال جاری وارد مدار شده و توسعه نیروگاه‌های تجدیدپذیر نیز ادامه داشته است. ظرفیت نصب‌شده انرژی‌های تجدیدپذیر در مردادماه از پنج هزار مگاوات عبور کرده بود.

با این حال، میان افزایش ظرفیت اسمی و افزایش ظرفیت قابل اتکا تفاوت وجود دارد. ظرفیت جدید زمانی می‌تواند شکاف برق را به شکل پایدار کاهش دهد که در زمان مورد نیاز شبکه در دسترس باشد و هم‌زمان زیرساخت انتقال و توزیع نیز توان جابه‌جایی آن را داشته باشد.

از این منظر، کاهش ناترازی برق را باید در کنار سایر شاخص‌ها بررسی کرد؛ نه اینکه صرفا آن را از روی تعداد خاموشی‌ها سنجید.

پایان تابستان، آزمون واقعی شبکه را به تعویق می‌اندازد

یکی از متغیرهای مهم در تحلیل وضعیت فعلی، تغییرات فصلی مصرف برق است. بخش قابل‌توجهی از فشار تابستانی بر شبکه با افزایش مصرف سرمایشی همراه می‌شود. بنابراین با عبور از گرم‌ترین روزهای سال، کاهش تقاضا می‌تواند فشار روی شبکه را نیز کمتر کند. همین مسئله یک پرسش اساسی ایجاد می‌کند و آن این‌که آیا شرایط شبکه بهتر شده یا تقاضا برای برق کاهش یافته است؟

پاسخ به این سوال برای آینده ناترازی برق اهمیت زیادی دارد. اگر بخش مهمی از کاهش فشار شبکه ناشی از عبور از دوره اوج مصرف باشد، این وضعیت لزوما به معنای افزایش متناسب ظرفیت تولید نیست.

در چنین شرایطی، ممکن است خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده کاهش پیدا کنند، اما شکاف ساختاری میان عرضه و تقاضا همچنان باقی بماند و در دوره اوج مصرف بعدی دوباره نمایان شود.

مرکز پژوهش‌های مجلس نیز پیش از آغاز تابستان، در بررسی سناریوهای ناترازی، فاصله قابل‌توجهی میان توان تامین برق و تقاضای اوج را برآورد کرده بود. این گزارش نشان می‌داد مسئله برق کشور فراتر از مدیریت چند روز گرم تابستان است. بنابراین، کاهش قطعی برق در پایان تابستان باید در چارچوب تغییرات تقاضا و وضعیت عرضه تحلیل شود.

سوخت نیروگاه‌ها؛ مولفه مهم معادله برق

یکی از متغیرهایی که در بررسی ناترازی انرژی نمی‌توان از آن چشم پوشید، سوخت نیروگاه‌هاست. زنجیره تولید برق از تامین سوخت آغاز می‌شود. نیروگاه برای تولید برق باید به گاز یا سوخت جایگزین دسترسی داشته باشد و این سوخت باید در زمان مناسب به واحدهای تولیدی برسد. هر اختلال در این زنجیره می‌تواند ظرفیت عملیاتی نیروگاه را تحت تاثیر قرار دهد.

این مسئله در ایران اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا گاز طبیعی جایگاه مهمی در تامین سوخت نیروگاه‌ها دارد. آژانس بین‌المللی انرژی نیز در بررسی بازار برق خاورمیانه و شمال آفریقا، وابستگی بالای تولید برق منطقه به سوخت‌های فسیلی، به‌ویژه گاز طبیعی، را مورد تاکید قرار داده است.

سوخت مایع در ایران نیز به‌عنوان گزینه پشتیبان برای نیروگاه‌ها اهمیت دارد. بر اساس آخرین گزارش‌های منتشرشده، ذخایر گازوئیل نیروگاه‌ها به حدود ۳.۲ میلیارد لیتر رسیده است.

افزایش ذخایر سوخت نیروگاه‌ها از این جهت اهمیت دارد که در دوره‌هایی که دسترسی به گاز محدود می‌شود، نیروگاه‌ها امکان استفاده از سوخت جایگزین داشته باشند. بنابراین وضعیت سوخت را باید یکی از شاخص‌های مهم سنجش آمادگی شبکه برای دوره‌های پرمصرف دانست.

در نتیجه، بررسی ناترازی برق بدون بررسی هم‌زمان وضعیت گاز نیروگاه‌ها، سوخت مایع و زیرساخت انتقال انرژی، تصویر کاملی از وضعیت عرضه برق ارائه نمی‌دهد.

ظرفیت اسمی با برق قابل اتکا تفاوت دارد

یکی از خطاهای رایج در تحلیل نیروگاه‌های ایران، برابر دانستن ظرفیت نصب‌شده با میزان برق قابل تولید در هر لحظه است. ظرفیت اسمی نشان‌دهنده توان طراحی‌شده یک واحد است؛ اما ظرفیت قابل اتکا به این بستگی دارد که نیروگاه در زمان نیاز شبکه با چه میزان آمادگی در مدار قرار دارد.

تعمیرات، فرسودگی تجهیزات، محدودیت سوخت و شرایط عملیاتی می‌توانند میزان تولید واقعی را تغییر دهند. به همین دلیل، افزایش ظرفیت اسمی اگر با افزایش آمادگی نیروگاه‌ها همراه نباشد، الزاما به همان میزان شکاف عرضه و تقاضا را کاهش نمی‌دهد.

وزارت نیرو در سال جاری از بازگشت بخشی از واحدهای نیروگاهی پس از تعمیرات به مدار خبر داده است. چنین اقداماتی در کوتاه‌مدت می‌تواند توان تولید موجود را افزایش دهد، اما رفع پایدار ناترازی برق به توسعه ظرفیت و بهبود مستمر آمادگی واحدها نیاز دارد.

همین تفاوت میان ظرفیت اسمی و ظرفیت قابل اتکا، دلیل مهمی است که چرا پایان خاموشی برنامه‌ریزی‌شده را نباید به‌تنهایی معادل پایان بحران برق دانست.

هزینه بحران می‌تواند از خانه به کارخانه منتقل شود

یکی از حساس‌ترین بخش‌های مدیریت برق صنایع در تابستان است. زمانی که عرضه برق برای پاسخ‌گویی هم‌زمان به همه مشترکان کافی نیست، نحوه توزیع محدودیت میان بخش‌های مختلف اقتصاد اهمیت پیدا می‌کند.

وزارت نیرو در سال جاری از تلاش برای کاهش محدودیت برق صنایع سخن گفته است. با این حال، گزارش‌های منتشرشده در طول تابستان از تداوم محدودیت برای برخی واحدهای صنعتی حکایت داشت. این وضعیت یک مسئله مهم ایجاد می‌کند و آن این‌که کاهش خاموشی خانگی الزاما به معنای حذف هزینه اقتصادی ناترازی برق نیست.

اگر برای حفظ پایداری شبکه، بخشی از محدودیت به صنایع منتقل شود، هزینه بحران می‌تواند از مصرف خانگی به بخش تولید انتقال یابد. در این شرایط، خانوار ممکن است برق پایدارتر دریافت کند، اما بنگاه اقتصادی با کاهش ساعات فعالیت یا محدودیت در برنامه تولید مواجه شود.

برای اقتصاد صنعتی، مسئله فقط قطع برق نیست. تغییر برنامه تولید، توقف خطوط، کاهش بهره‌وری و اختلال در برنامه‌ریزی عملیاتی نیز می‌تواند هزینه‌هایی ایجاد کند. با این حال، برای برآورد دقیق هزینه اقتصادی برق صنایع در مقیاس کل اقتصاد، منابع بررسی‌شده رقم واحد و قابل اتکایی ارائه نمی‌کنند. بنابراین نمی‌توان عدد مشخصی را به‌عنوان زیان قطعی ناترازی اعلام کرد.

برق پایدارتر، اما با چه هزینه‌ای؟

اهمیت ناترازی برق زمانی بیشتر آشکار می‌شود که پیامد آن را در زنجیره تولید دنبال کنیم. یک بنگاه صنعتی برای فعالیت مستمر به برق پایدار نیاز دارد. محدودیت برق می‌تواند برنامه تولید را تغییر دهد و در صورت توقف خطوط، هزینه‌های عملیاتی را افزایش دهد. در صنایع پیوسته نیز مدیریت قطع و وصل برق می‌تواند پیچیدگی بیشتری داشته باشد.

از سوی دیگر، کاهش تولید صنعتی می‌تواند بر عرضه کالا اثر بگذارد، اما درباره میزان انتقال این هزینه به قیمت مصرف‌کننده، نمی‌توان بدون داده مشخص اظهارنظر قطعی کرد.

آنچه می‌توان با اتکا به داده‌های موجود گفت این است که ناترازی برق تنها یک مسئله فنی برای شبکه نیست؛ بلکه موضوعی مرتبط با تولید، انرژی و عملکرد بخش صنعتی اقتصاد نیز محسوب می‌شود.

سه سناریو برای ناترازی برق

وضعیت فعلی را می‌توان در سه مسیر اصلی دنبال کرد.

سناریوی نخست؛ رفع پایدار ناترازی

در این سناریو، افزایش ظرفیت تولید با توسعه شبکه، افزایش آمادگی نیروگاه‌ها، تامین پایدار سوخت و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر همراه می‌شود. در صورت تحقق چنین مسیری، کاهش ناترازی برق فقط نتیجه افت مصرف تابستانی نخواهد بود، بلکه ظرفیت قابل اتکای شبکه نیز افزایش می‌یابد.

سناریوی دوم؛ پایان موقت خاموشی‌ها

در این حالت، عبور از فصل اوج مصرف باعث کاهش فشار بر شبکه می‌شود، در حالی که ظرفیت تولید با سرعت کافی افزایش نیافته است. در این سناریو، قطعی برق کاهش می‌یابد، اما ناترازی ساختاری همچنان باقی می‌ماند و با بازگشت دوره اوج مصرف دوباره اهمیت پیدا می‌کند.

سناریوی سوم؛ انتقال محدودیت به بخش تولید

در این وضعیت، برق خانگی پایدارتر می‌شود، اما برای حفظ تعادل شبکه بخشی از محدودیت به صنایع یا سایر مشترکان منتقل می‌شود. در نتیجه، شاخص خاموشی خانگی بهبود پیدا می‌کند، اما هزینه اقتصادی ناترازی برق در بخش دیگری از اقتصاد ظاهر می‌شود.

شاخص واقعی، فقط تعداد خاموشی‌ها نیست

تحولات روزهای پایانی تابستان نشان می‌دهد وضعیت شبکه نسبت به سال ۱۴۰۴ بهبودهایی داشته است. کاهش اعلام‌شده در ناترازی برق، افزایش ظرفیت‌های جدید، توسعه تجدیدپذیرها و تقویت ذخایر سوخت نیروگاه‌ها از جمله اقداماتی هستند که در مدیریت شرایط امسال نقش داشته‌اند.

در عین حال برای پاسخ به این پرسش که آیا بحران واقعا حل شده است، باید چند شاخص ظرفیت قابل اتکای نیروگاه‌ها، روند مصرف برق، میزان آمادگی واحدهای تولیدی، وضعیت سوخت، ظرفیت شبکه انتقال و میزان برق در دسترس صنایع در کنار یکدیگر بررسی شوند.

اظهارات وزیر نیرو درباره قرار گرفتن بخش خانگی و صنعتی در شرایط تراز، در صورت تحقق، یک تحول مثبت برای مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان خواهد بود، اما تراز شدن شبکه در پایان دوره اوج مصرف با رفع تمام عوامل ساختاری ناترازی برق یکسان نیست. از این منظر، پایان تابستان بیشتر یک نقطه سنجش است تا پایان پرونده بحران.

اگر ظرفیت قابل اتکای تولید و زیرساخت شبکه هم‌زمان با تقاضا رشد کرده باشد، کاهش خاموشی می‌تواند نشانه‌ای از بهبود پایدار باشد. در عین حال اگر بخش مهمی از این کاهش ناشی از افت تقاضای فصلی و مدیریت بار باشد، مسئله اصلی همچنان باقی خواهد ماند.

در نهایت، معیار واقعی برای ارزیابی وضعیت بحران برق ایران این نیست که در پایان تابستان چند ساعت خاموشی ثبت شده است؛ معیار اصلی آن است که شبکه در اوج تقاضای بعدی چه میزان ظرفیت قابل اتکا برای پاسخ‌گویی به مصرف خواهد داشت. به همین دلیل، ممکن است خاموشی کاهش یافته باشد، اما پاسخ به پرسش درباره پایان ناترازی برق هنوز به داده‌های فصل‌های بعدی وابسته باشد.

Author

حسین امیری

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=72053
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه