
زنان آرامآرام وارد مشاغل فنی میشوند
افزایش حضور زنان در رشتههای مهندسی و مشاغل تخصصی، نشانهای از تغییر تدریجی ترکیب نیروی کار است؛ تغییری که با وجود رشد تحصیلات زنان، هنوز با موانعی مانند فرصتهای محدود استخدام، شکاف دستمزد و نگاه سنتی به تقسیم کار روبهروست.
به گزارش نماد اقتصاد، بازار کار ایران در حال تجربه تغییری تدریجی است؛ زنانی که سالها سهم بیشتری از فرصتهای شغلی در آموزش، خدمات و مشاغل اداری داشتند، حالا در بخشهایی از اقتصاد که به مهارتهای فنی و تخصصی وابسته است نیز حضور پررنگتری پیدا میکنند.
از مهندسی و فناوری اطلاعات تا کنترل کیفیت، تعمیرات صنعتی، آزمایشگاهها و اپراتوری تجهیزات، دامنه فعالیت زنان در حال گسترش است. با این حال، فاصله میان ظرفیت آموزشی زنان و سهم واقعی آنها از اشتغال همچنان قابلتوجه است.
این تغییر در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که صنایع کشور با چالشهایی مانند کمبود نیروی ماهر، مهاجرت نیروی متخصص و ضرورت افزایش بهرهوری روبهرو هستند. در چنین فضایی، استفاده از ظرفیت زنان تحصیلکرده و آموزشدیده فقط یک موضوع مرتبط با عدالت شغلی نیست بلکه میتواند بخشی از پاسخ بنگاهها به نیاز روزافزون بازار به نیروی انسانی متخصص باشد.
فاصله میان تحصیلات و اشتغال
آمارهای آموزش عالی از افزایش سهم زنان در جمعیت دانشجویی حکایت دارد. در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴، تعداد دانشجویان زن دانشگاههای کشور به حدود یک میلیون و ۸۱۸ هزار نفر رسید؛ رقمی که بیش از نیمی از کل دانشجویان را تشکیل میدهد. با این وجود، ترکیب رشتههای تحصیلی نشان میدهد که حضور زنان در رشتههای فنی و مهندسی همچنان بهمراتب کمتر از رشتههایی مانند علوم انسانی، پزشکی و هنر است.
براساس دادههای وزارت علوم، از مجموع حدود ۷۷۴ هزار دانشجوی رشتههای فنی و مهندسی در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴، نزدیک به ۱۹۲ هزار نفر زن بودهاند؛ یعنی سهم زنان در این گروه آموزشی حدود ۲۵ درصد است.
این نسبت در میان دانشآموختگان نیز پایین باقی مانده است؛ از بیش از ۱۰۴ هزار فارغالتحصیل رشتههای فنی و مهندسی در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳، حدود ۲۵ هزار نفر زن بودهاند. به بیان دیگر، کمتر از یکچهارم فارغالتحصیلان این رشتهها را زنان تشکیل دادهاند.
این ارقام نشان میدهد که اگرچه زنان در آموزش عالی به سهم قابلتوجهی رسیدهاند اما توزیع آنها در رشتههای مختلف یکسان نیست. از سوی دیگر، تحصیل در رشته مهندسی نیز بهتنهایی تضمینکننده ورود به شغل مرتبط نیست.
بخشی از زنان فارغالتحصیل به دلیل محدودیت فرصتهای استخدامی، شرایط محیط کار یا نبود مسیر روشن پیشرفت شغلی، در حوزههایی غیرمرتبط با تخصص خود فعالیت میکنند یا اساساً از بازار کار خارج میشوند.
رشد مشاغل تخصصی در بازار کار زنان
بررسی روند اشتغال زنان در ایران طی سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۳ نشان میدهد ترکیب مشاغل آنها بهتدریج تغییر کرده است. براساس تحلیلی که با استفاده از دادههای طرح نیروی کار مرکز آمار ایران انجام شده، سهم مشاغل با مهارت بالا در اشتغال زنان از حدود ۳۳ درصد به ۴۳ درصد افزایش یافته است. این گروه شامل مدیران، متخصصان و تکنسینها و نیروهای حرفهای وابسته است. همزمان، سهم مشاغل کممهارت و بخشی از مشاغل با مهارت متوسط کاهش پیدا کرده است.
این تغییر را میتوان نشانهای از حرکت بخشی از نیروی کار زن به سمت فعالیتهای تخصصیتر دانست؛ هرچند نباید آن را معادل افزایش حضور زنان در تمام مشاغل صنعتی و فنی تلقی کرد. مشاغل تخصصی فقط به کارخانه و کارگاه محدود نیستند و حوزههایی مانند آموزش، سلامت، مدیریت و خدمات حرفهای را نیز در بر میگیرند. با این حال، افزایش سهم زنان در گروههای شغلی با مهارت بالا نشان میدهد که الگوی اشتغال آنها در حال فاصله گرفتن از تمرکز سنتی بر مشاغل کممهارت و کمدرآمد است.
در بخش صنعت، این تغییر میتواند در قالب حضور زنان در آزمایشگاههای کنترل کیفیت، واحدهای فنی و مهندسی، برنامهریزی تولید، تعمیر و نگهداری تجهیزات، طراحی صنعتی و فناوریهای نوین دیده شود. توسعه ابزارهای دیجیتال و اتوماسیون نیز در برخی مشاغل، اهمیت توانایی تخصصی و مهارت کار با فناوری را افزایش داده و از وابستگی بعضی فعالیتها به توان جسمی کاسته است.
صنعت به نیروی ماهر نیاز دارد
تغییر فناوری در صنایع، تعریف بسیاری از مشاغل فنی را دگرگون کرده است. در گذشته، بخشی از فعالیتهای صنعتی به دلیل ماهیت فیزیکی کار، بهطور سنتی در اختیار مردان قرار داشت اما امروز بسیاری از وظایف به دانش فنی، تحلیل داده، کار با نرمافزار، تنظیم دستگاهها و نظارت بر فرایند تولید وابستهاند.
در چنین شرایطی، مهارت و تخصص باید معیار اصلی استخدام باشد. برای مثال، در واحدهای کنترل کیفیت، آزمایشگاههای صنعتی، طراحی و نقشهکشی، برنامهریزی تولید و پشتیبانی فنی، توانایی تحلیل و دانش تخصصی نقش تعیینکنندهای دارد. گسترش این فعالیتها میتواند فرصتهای تازهای برای زنان ایجاد کند؛ بهویژه در صنایعی که برای ارتقای کیفیت و کاهش خطای تولید به نیروی انسانی آموزشدیده نیاز دارند.
با این حال، ورود زنان به مشاغل فنی فقط به داشتن مدرک دانشگاهی یا گذراندن دوره آموزشی وابسته نیست. تجربه عملی، کارآموزی، دسترسی به تجهیزات و امکان کسب سابقه در محیط واقعی کار، نقش مهمی در استخدام دارد. اگر زنان در دورههای کارآموزی و مسیرهای کسب تجربه صنعتی با محدودیت روبهرو باشند، حتی برخورداری از تحصیلات مرتبط نیز لزوما به اشتغال تخصصی منجر نخواهد شد.
مهارتآموزی، حلقه اتصال آموزش و بازار کار
آموزشهای فنی و حرفهای میتوانند یکی از مسیرهای مهم ورود زنان به مشاغل تخصصی باشند. این آموزشها بهویژه برای افرادی که تحصیلات دانشگاهی مرتبط ندارند یا قصد تغییر مسیر شغلی دارند، امکان کسب مهارتهای کاربردی را فراهم میکنند. حوزههایی مانند برق صنعتی، تعمیر تجهیزات، برنامهنویسی، طراحی دیجیتال، نصب و راهاندازی سامانهها و کنترل کیفیت میتوانند بخشی از فرصتهای قابل توسعه برای زنان باشند.
با این حال، کیفیت آموزش زمانی اهمیت اقتصادی پیدا میکند که با نیاز واقعی بنگاهها ارتباط داشته باشد. دورهای که بدون ارتباط با کارفرمایان و فرصتهای استخدامی برگزار شود، ممکن است به افزایش تعداد گواهینامهها منجر شود اما لزوما شغل پایداری ایجاد نمیکند. ارتباط مراکز آموزش فنی و حرفهای با کارخانهها، شرکتهای صنعتی و بنگاههای فناوری میتواند این فاصله را کاهش دهد.
همکاری میان مراکز آموزشی و کارفرمایان، طراحی دورههای مبتنی بر نیاز صنعت و فراهم کردن فرصت کارآموزی برای زنان، ازجمله اقداماتی است که میتواند مسیر ورود آنها به بازار کار را هموارتر کند. در این الگو، آموزش به جای آنکه صرفا به ارائه مدرک ختم شود، به مرحله استخدام و کسب تجربه عملی متصل خواهد شد.

موانعی فراتر از مهارت
با وجود تغییرات آموزشی و فناوری، زنان برای ورود و ماندگاری در مشاغل فنی با موانع متعددی روبهرو هستند. یکی از این موانع، نگاه جنسیتی به برخی مشاغل است. در بخشی از بنگاهها، هنوز تصور میشود فعالیتهایی مانند تعمیرات، کار با تجهیزات صنعتی، حضور در محیط کارخانه یا مسئولیتهای فنی برای مردان مناسبتر است. چنین نگرشی میتواند حتی پیش از ارزیابی توانایی متقاضی، فرصت استخدام را از زنان بگیرد.
شرایط محیط کار نیز اهمیت دارد. نبود امکانات بهداشتی و رفاهی مناسب، شیفتهای کاری نامتناسب، دشواری رفتوآمد به شهرکهای صنعتی و محدودیت امکانات مراقبت از کودک، از عواملی هستند که بر امکان اشتغال زنان اثر میگذارند. در برخی موارد، مسئله نه ناتوانی فرد در انجام کار بلکه آماده نبودن محیط کار برای پذیرش نیروی انسانی متنوع است.
شکاف دستمزد و محدودیت ارتقای شغلی نیز از موانع مهم به شمار میروند. اگر زنان با وجود برخورداری از تخصص و مسئولیت مشابه، دستمزد پایینتری دریافت کنند یا امکان رسیدن به موقعیتهای مدیریتی و سرپرستی برای آنها محدود باشد، انگیزه ورود و ماندگاری در این مشاغل کاهش پیدا میکند
این وضعیت در نهایت به زیان بنگاه نیز تمام میشود زیرا هزینه جذب و آموزش نیروی متخصص زمانی بازده اقتصادی دارد که امکان حفظ و پیشرفت نیروی کار فراهم باشد.
سهم پایین زنان از بازار کار
چالش اصلی در کنار تغییر ترکیب مشاغل، پایین بودن مشارکت اقتصادی زنان است. براساس دادههای بانک جهانی و برآوردهای سازمان بینالمللی کار، نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۴ درصد بوده؛ در حالی که این نرخ برای مردان بیش از ۶۷ درصد برآورد شده است. این فاصله نشان میدهد که بخش بزرگی از ظرفیت بالقوه نیروی کار زن هنوز وارد بازار کار نشده است.
بنابراین، افزایش حضور زنان در مشاغل فنی را نباید جدا از وضعیت کلی اشتغال آنها بررسی کرد. حتی اگر سهم زنان در برخی مشاغل تخصصی افزایش یابد، پایین بودن مشارکت اقتصادی به این معناست که این تغییر هنوز به استفاده گسترده از ظرفیت نیروی انسانی زنان منجر نشده است.
برای اقتصاد ایران، این مسئله اهمیت مستقیمی دارد. سرمایهگذاری در آموزش زنان، بدون فراهم کردن امکان استفاده از مهارتهای آنان در بازار کار، بازده کامل خود را ایجاد نمیکند. از سوی دیگر، بنگاههایی که با کمبود نیروی متخصص مواجهاند، نمیتوانند نسبت به بخشی از جمعیت تحصیلکرده و آموزشدیده بیتفاوت بمانند.
تغییر بازار کار به نفع مهارت
افزایش حضور زنان در مشاغل فنی و تخصصی، بیش از آنکه یک تحول ناگهانی باشد، نتیجه تغییر تدریجی آموزش، فناوری و نیازهای بازار کار است. رشد سهم زنان در مشاغل با مهارت بالا نشان میدهد که مسیر اشتغال آنها در حال تغییر است اما پایین بودن سهم زنان در رشتههای فنی و مهندسی و نرخ مشارکت اقتصادی، همچنان فاصله زیادی میان ظرفیت موجود و فرصتهای واقعی ایجاد کرده است.
در نهایت، توسعه اشتغال فنی زنان فقط با افزایش دورههای آموزشی یا صدور مجوز استخدام محقق نمیشود. دسترسی برابر به آموزش عملی، فرصت کارآموزی، محیط کار مناسب، دستمزد منصفانه و امکان ارتقای شغلی، اجزای اصلی این مسیر هستند. برای صنایع نیز استفاده از نیروی متخصص زن صرفا اقدامی در جهت مسئولیت اجتماعی نیست بلکه میتواند به گسترش دامنه جذب نیروی ماهر، افزایش بهرهوری و کاهش محدودیتهای بازار کار کمک کند.
بازار کار زمانی از ظرفیت واقعی نیروی انسانی بهره میبرد که تخصص و مهارت، نه جنسیت، تعیینکننده فرصت استخدام و پیشرفت شغلی باشد.
 copy.webp)



۰ دیدگاه