
تولید فولاد سبز در ایران تا چه اندازه محقق شده است؟
اصفهان از ۵ تا ۷ آبان ماه ۵ ۱۴۰ میزبان بیستوهشتمین سمپوزیوم فولاد ایران خواهد بود؛ رویدادی که با محور «همافزایی اکوسیستم علمی ـ صنعتی برای شتابدهی تولید فولاد سبز» برگزار میشود و قرار است پیوند میان صنعت، دانشگاه و شرکتهای فناور را برای پاسخگویی به چالشهای پیشروی زنجیره فولاد تقویت کند اما فراتر از نشستها و ارائههای تخصصی، پرسش اصلی این است که صنعت فولاد ایران در مسیر سبزشدن تا کجا پیش رفته و چه فاصلهای میان اقدامات انجامشده و تولید کمکربنِ قابلاندازهگیری وجود دارد؟
به گزارش نماد اقتصاد، تولید فولاد سبز صرفا به معنای استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر یا کاهش مصرف سوخت در یک واحد صنعتی نیست بلکه به مجموعهای از تغییرات فناورانه و مدیریتی در کل زنجیره تولید اشاره دارد که هدف آن، کاهش انتشار گازهای گلخانهای به ازای هر تن فولاد تولیدشده است. از استخراج و آمادهسازی مواد اولیه تا احیای آهن، فولادسازی، ریختهگری، حملونقل و تامین انرژی، هر مرحله میتواند بر ردپای کربن محصول نهایی اثر بگذارد.
از همین رو، برای سنجش میزان تحقق فولاد سبز در ایران باید به شاخصهایی مانند شدت انتشار دیاکسیدکربن به ازای هر تن محصول، سهم انرژیهای تجدیدپذیر در تامین برق، بهرهوری انرژی، میزان بازیافت مواد و استفاده از فناوریهای کمانتشار توجه کرد. صرف اعلام سرمایهگذاری در نیروگاه خورشیدی یا اجرای یک طرح بهینهسازی، بهتنهایی برای اثبات تولید فولاد سبز کافی نیست و نتیجه باید در دادههای واقعی مصرف انرژی و انتشار ثبت شود.
مزیت فنی ایران؛ مسیر تولید متفاوت از کوره بلند
یکی از ویژگیهای ساختاری صنعت فولاد ایران، اتکای گسترده آن به فناوری احیای مستقیم با استفاده از گاز طبیعی و کورههای قوس الکتریکی است. این مسیر تولید در مقایسه با روش متداول کوره بلند مبتنی بر زغالسنگ، میتواند انتشار مستقیم کمتری داشته باشد.
بنابراین ایران از نظر ساختار فناوری، در برخی بخشهای زنجیره از مزیتی اولیه برخوردار استو با این حال، فولاد مبتنی بر گاز طبیعی الزاما فولاد سبز محسوب نمیشود زیرا همچنان در فرآیند احیای مستقیم کربن منتشر میشود و میزان انتشار غیرمستقیم نیز به ترکیب برق مصرفی وابسته است.
به بیان دیگر، مزیت فناوری موجود میتواند نقطه شروع گذار به تولید کمکربن باشد اما تحقق این هدف به کاهش مصرف انرژی، تامین برق پاک، توسعه فناوریهای جدید و اندازهگیری شفاف انتشار در سطح کارخانه نیاز دارد.
انرژی؛ گلوگاه اصلی گذار به فولاد سبز
یکی از مهمترین موانع پیشروی فولادسازان ایرانی، ناترازی انرژی است. تولید فولاد به برق و گاز پایدار نیاز دارد و محدودیت در تأامین هر یک از این دو حامل انرژی، هم تولید را مختل میکند و هم برنامهریزی برای سرمایهگذاریهای بلندمدت را دشوار میسازد. از سوی دیگر، اگر هدف کاهش انتشار کربن باشد، صرف دسترسی به انرژی ارزان کافی نیست و ترکیب منابع انرژی و میزان انتشار ناشی از مصرف آنها نیز اهمیت دارد.
در چنین شرایطی، توسعه نیروگاههای اختصاصی و تجدیدپذیر برای فولادسازان دو کارکرد دارد. کاهش وابستگی به شبکه سراسری و کمک به کاهش انتشار غیرمستقیم ناشی از مصرف برق؛ البته اثر زیستمحیطی این سرمایهگذاریها زمانی دقیقتر مشخص میشود که میزان برق پاک تولیدشده و مصرفشده در فرآیند فولادسازی، سهم آن از کل مصرف و کاهش واقعی انتشار بهصورت مستند گزارش شود.
فولاد مبارکه؛ نمونهای از سرمایهگذاری در انرژی پاک
در میان پروژههای مرتبط با گذار به فولاد کمکربن، طرح نیروگاه خورشیدی فولاد مبارکه در شرق اصفهان یکی از نمونههای قابل توجه است. این پروژه با ظرفیت نهایی برنامهریزیشده ۶۰۰ مگاوات تعریف شده و فاز نخست آن با ظرفیت ۱۲۰ مگاوات وارد مرحله بهرهبرداری شده است. این سرمایهگذاری میتواند بخشی از نیاز انرژی مجموعه را از منبع تجدیدپذیر تامین کند و در کاهش وابستگی به برق شبکه نقش داشته باشد.
با این حال، باید میان ظرفیت طراحیشده نیروگاه، ظرفیت نصبشده و برق واقعی تحویلی به واحدهای تولیدی تفاوت قائل شد. همچنین، احداث نیروگاه خورشیدی بهتنهایی به معنای تولید کامل فولاد سبز نیست؛ چراکه گاز مصرفی در احیای مستقیم، فناوری کورهها، بهرهوری مواد اولیه و انتشار در سایر مراحل زنجیره همچنان در محاسبه ردپای کربن موثرند.
از منظر اقتصادی نیز این پروژهها با دو پرسش اساسی روبهرو هستند: نخست، هزینه سرمایهگذاری و تأمین مالی آنها در چه مدتی بازمیگردد؟ دوم، برق تجدیدپذیر تا چه اندازه میتواند هزینه توقف تولید ناشی از محدودیت انرژی و ریسک تأمین برق را کاهش دهد؟ پاسخ به این پرسشها برای ارزیابی توجیه اقتصادی پروژهها به دادههای مربوط به هزینه تمامشده، تولید واقعی برق و میزان صرفهجویی نیاز دارد.
سمپوزیوم فولاد ۴۰۵؛ از پژوهش تا تجاریسازی
برنامه سمپوزیوم فولاد ۴۰۵ نیز نشان میدهد که موضوع فولاد سبز به یک حوزه محدود نیست. سیاستگذاری و بازار، کاهش انتشار گازهای گلخانهای، بهرهوری منابع، اقتصاد چرخهای، فناوریهای نوین فرایندی، دیجیتالسازی و هوش مصنوعی ازجمله محورهای این رویداد هستند.
اهمیت این محورها در آن است که گذار به تولید کمکربن، صرفا با خرید تجهیزات جدید اتفاق نمیافتد. صنعت فولاد به پژوهشهای قابل اجرا، دسترسی به فناوری، سرمایهگذاری هدفمند، نیروی انسانی متخصص و سازوکارهایی برای سنجش عملکرد نیاز دارد. به عنوان مثال، هوش مصنوعی و سامانههای پایش میتوانند بهینهسازی مصرف انرژی و کنترل فرایند را بهبود دهند؛ بازیافت و اقتصاد چرخهای نیز میتوانند مصرف مواد اولیه و ضایعات را کاهش دهند. با این حال، میزان اثرگذاری هر راهکار باید در مقیاس صنعتی و با شاخصهای قابل مقایسه ارزیابی شود.

فولاد سبز و رقابتپذیری در بازارهای جهانی
اهمیت کاهش انتشار برای صنعت فولاد فقط به مسئولیت زیستمحیطی محدود نمیشود. در بازارهای جهانی، ردپای کربن محصولات صنعتی بهتدریج در حال تبدیلشدن به یکی از مؤلفههای رقابتپذیری است. برای فولادسازان ایرانی که به دنبال توسعه صادرات هستند، نادیدهگرفتن این روند میتواند در آینده هزینهساز باشد؛ بهویژه اگر مشتریان خارجی به اطلاعات دقیق درباره انتشار محصول و روشهای تأیید مستقل آن نیاز داشته باشند.
در چنین فضایی، اعلام پروژههای سبز بهتنهایی مزیت رقابتی پایدار ایجاد نمیکند. شرکتها باید بتوانند شدت انتشار محصولات خود را با روشهای پذیرفتهشده اندازهگیری کنند، دادههای زنجیره تأمین را ثبت کنند و در صورت نیاز، گزارشهای قابل راستیآزمایی ارائه دهند. در غیر این صورت، ممکن است سرمایهگذاریهای زیستمحیطی انجام شود، اما اثر آنها در بازار و قیمتگذاری محصول بهطور کامل به رسمیت شناخته نشود.
از سوی دیگر، کاهش کربن نیازمند سرمایهگذاری است و هزینه تامین مالی، قیمت انرژی، دسترسی به تجهیزات و زیرساختهای لازم بر سرعت اجرای پروژهها اثر میگذارند. بنابراین سیاستهای حمایتی و مقررات روشن میتوانند در کنار سرمایهگذاری شرکتها، به ایجاد بازار برای محصولات کمکربن کمک کنند.
فولاد سبز در ایران؛ پیشرفت در مسیر اما فاصله تا اثبات نتیجه
صنعت فولاد ایران نشانههایی از حرکت به سمت تولید کمکربن را بروز داده است؛ از اتکای گسترده به احیای مستقیم گازمحور تا پروژههای انرژی تجدیدپذیر و تلاش برای بهینهسازی فرایندها. بااین حال، برای پاسخ دقیق به این پرسش که چه میزان از فولاد تولیدی کشور را میتوان «فولاد سبز» دانست، هنوز به یک تصویر جامع و قابل مقایسه از شدت انتشار در سطح شرکتها و کل صنعت نیاز است.
از این منظر، سمپوزیوم فولاد ۴۰۵ در اصفهان میتواند فرصتی برای عبور از کلیگویی درباره فولاد سبز و تمرکز بر شاخصهای سنجشپذیر باشد. مسئله اصلی دیگر صرفا این نیست که چه تعداد پروژه جدید تعریف شده یا چه میزان ظرفیت تولید انرژی پاک در دست احداث است بلکه این بوده که این سرمایهگذاریها چه مقدار از انتشار را کاهش میدهند، چه اثری بر هزینه تمامشده دارند و چگونه میتوانند رقابتپذیری فولاد ایران را در بازارهای آینده حفظ کنند.
در نهایت، فولاد سبز زمانی از یک هدف راهبردی به دستاورد صنعتی تبدیل میشود که کاهش انتشار، قابل اندازهگیری، قابل مقایسه و از نظر اقتصادی پایدار باشد. اصفهان طی روزهای ۵ تا ۷ آبان ماه میزبان گفتوگو درباره این مسیر خواهد بود؛ مسیری که موفقیت آن نه با تعداد نشستها بلکه با نتایج قابل سنجش در کارخانهها مشخص میشود.
اخبار مرتبط

همافزایی دانشگاه و صنعت؛ کلید شتابدهی به تولید فولاد سبز ایران

نمایشگاه بینالمللی فولاد ۱۴۰۵؛ گردهمایی بزرگ زنجیره فولاد و صنایع مرتبط

فولاد خوزستان؛ مزیت فناوری در مسیر فولاد سبز

فولاد سبز؛ گامی مهم در جهت توسعه پایدار ایران

فولاد سبز، کلید حل بحران محیط زیست در صنعت فولاد

 copy.webp)
۰ دیدگاه