
طراحان ایرانی چطور به انتخاب اول خریداران تبدیل میشوند؟
قیمت لباس بالا رفته، قدرت خرید پایین آمده و در عین حال میل مردم به خوشپوش بودن از بین نرفته است. پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ درباره رفتار مصرفکنندگان پوشاک در ایران منتشر شد، نشان میدهد با وجود فشار تورمی، اهمیت ظاهر و لباس برای بسیاری از مصرفکنندگان از بین نرفته، اما شیوه خریدشان تغییر کرده است؛ خرید کمتر، مراقبت بیشتر از لباسهای قبلی و توجه بیشتر به گزینههای داخلی از جمله این تغییرات بوده است.
به گزارش نماد اقتصاد، خرید لباس برای خیلیها دیگر شبیه گذشته نیست. مشتری وارد فروشگاه میشود، چند لباس را نگاه میکند، قیمتها را میبیند، جنس پارچه را لمس میکند و قبل از اینکه تصمیم بگیرد، یک حساب سرانگشتی در ذهنش انجام میدهد: «اگر این لباس را بخرم، چند بار میتوانم بپوشمش؟» این سؤال ساده، بخش مهمی از وضعیت امروز بازار پوشاک ایران را توضیح میدهد.
قیمت لباس بالا رفته، قدرت خرید پایین آمده و در عین حال میل مردم به خوشپوش بودن از بین نرفته است. پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ درباره رفتار مصرفکنندگان پوشاک در ایران منتشر شد، نشان میدهد با وجود فشار تورمی، اهمیت ظاهر و لباس برای بسیاری از مصرفکنندگان از بین نرفته، اما شیوه خریدشان تغییر کرده است؛ خرید کمتر، مراقبت بیشتر از لباسهای قبلی و توجه بیشتر به گزینههای داخلی از جمله این تغییرات بوده است.
در چنین بازاری، برند ایرانی با یک فرصت و یک دردسر همزمان روبهروست: مشتری به دنبال جایگزین داخلی است، اما حاضر نیست هر قیمتی را برای هر کیفیتی بپردازد.
برندهای ایرانی چطور جان گرفتند؟
رشد برندهای مستقل ایرانی، بهخصوص در دهه ۱۳۹۰، با تغییر شیوه خرید مردم و رشد شبکههای اجتماعی سرعت گرفت. برای یک طراح جوان دیگر لازم نبود حتماً مغازهای در یک خیابان گرانقیمت داشته باشد تا دیده شود. یک صفحه در شبکههای اجتماعی میتوانست ویترین او باشد؛ جایی برای معرفی لباس، گرفتن سفارش و پیدا کردن مشتری.
محدودتر شدن حضور بسیاری از برندهای خارجی و بالا رفتن قیمت کالاهای وارداتی هم فضای بیشتری برای تولیدکنندگان ایرانی ایجاد کرد.
نتیجه، شکلگیری مجموعهای از برندهای کوچک و متوسط بود؛ بعضی با تمرکز بر لباس روزمره، بعضی روی طراحی خاص و بعضی هم با تلاش برای ساختن یک هویت ایرانی در لباس.
این رشد فقط به معنی زیاد شدن اسم برندها نیست. پشت هر لباس، زنجیرهای از آدمها قرار دارند؛ طراح، الگوساز، برشکار، خیاط، تأمینکننده پارچه، عکاس، فروشنده، بستهبند، پیک و فعال حوزه تبلیغات و فروش. بنابراین حتی یک برند کوچک هم میتواند بخشی از اشتغال این زنجیره را به حرکت دربیاورد.
اما سهم برند ایرانی از بازار چقدر است؟
اینجا یکی از مشکلات همیشگی بازار پوشاک خودش را نشان میدهد: آمار دقیق و یکدست کم است. در یک گزارش تخصصی منتشرشده در سپتامبر ۲۰۲۵، اندازه بازار پوشاک ایران حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلار در سال برآورد شده و سهم برندهای ایرانی حدود ۲۰ درصد اعلام شده است. این عدد اما یک برآورد منتشرشده در یک نشریه تخصصی است و نباید آن را بهعنوان آمار رسمی و قطعی کل بازار در نظر گرفت.
همین تفاوت مهم است؛ چون وقتی درباره «سهم برندهای ایرانی» صحبت میکنیم، باید مشخص باشد منظور تولید داخلی است، برند ایرانی است، فروش پوشاک ایرانی است یا کل محصولاتی که داخل کشور تولید میشوند. با این حال، حتی همین برآورد هم یک تصویر کلی به ما میدهد: بخش قابلتوجهی از بازار هنوز در اختیار برندهای ایرانی نیست.
چرا تولید لباس در ایران گران شده؟
برای مشتری، قیمت روی اتیکت فقط یک عدد است. برای تولیدکننده، پشت آن عدد یک فهرست بلندبالا قرار دارد. پارچه، نخ، خرجکار، دستمزد، اجاره کارگاه، برق، ماشینآلات، تعمیرات، حملونقل، بستهبندی، تبلیغات، فروش و مالیات، همه در قیمت نهایی لباس نقش دارند. مشکل وقتی جدیتر میشود که تولیدکننده تیراژ پایینی داشته باشد.
کارخانهای که تعداد زیادی لباس تولید میکند، هزینههای ثابت را بین تعداد زیادی محصول تقسیم میکند. اما یک برند کوچک که از یک مدل فقط چند ده یا چند صد قطعه میدوزد، سهم بیشتری از هزینههای ثابت را روی هر لباس میگذارد. به زبان ساده، لباس کمتیراژ لزوماً ارزان تولید نمیشود؛ حتی اگر ساده باشد.
از طرف دیگر، محدودیت سرمایه و دسترسی به ماشینآلات و فناوری تولید هم میتواند روی بهرهوری اثر بگذارد. در برخی بخشهای صنعت پوشاک و چرم نیز تولیدکنندگان برای افزایش کیفیت و ظرفیت، به واردات ماشینآلات از کشورهایی مانند چین و ایتالیا متکی بودهاند. پس وقتی از گرانی لباس ایرانی حرف میزنیم، نمیتوانیم فقط انگشت اتهام را به سمت فروشنده بگیریم.
چرا گاهی لباس گران است، اما کیفیتش مشتری را راضی نمیکند؟
اینجا همان نقطهای است که رابطه مشتری و برند خراب میشود. اگر تولیدکننده با افزایش قیمت مواد اولیه روبهرو شود اما مشتری حاضر نباشد افزایش قیمت را بپذیرد، ناچار است از جایی هزینه را کم کند. یکی از راهها استفاده از مواد اولیه ارزانتر است. پارچه ارزانتر، خرجکار ارزانتر یا کاهش برخی هزینههای تولید میتواند قیمت تمامشده را پایین بیاورد، اما در بعضی موارد نتیجهاش کیفیت پایینتر است. در نهایت مشتری با لباسی روبهرو میشود که هم گران است و هم آن کیفیتی را که انتظار داشته ندارد. همین تجربه است که به یک جمله آشنا در بازار تبدیل میشود: «لباس ایرانی چرا اینقدر گران است، وقتی کیفیتش هم خیلی فرق ندارد؟»
البته این مسئله را نمیشود به همه برندهای ایرانی تعمیم داد. کیفیت تولید داخل یکدست نیست؛ همانطور که کیفیت لباس خارجی هم یکدست نیست. مشکل اصلی، فاصله میان قیمت و ارزشی است که مشتری احساس میکند دریافت کرده است.
خارجی همیشه بهتر نیست؛ ایرانی هم همیشه ارزان نیست
مقایسه لباس ایرانی و خارجی، بدون شناخت نوع کالا، میتواند گمراهکننده باشد. «لباس خارجی» میتواند یک محصول رسمی و گرانقیمت یک برند جهانی باشد، یا کالای واداتی معمولی، استوک، مازاد تولید یا کالایی که از مسیر غیررسمی وارد بازار شده است. قیمت این گروهها با هم قابل مقایسه نیست. از آن طرف، یک تولیدکننده ایرانی هم با یک برند بزرگ داخلی تفاوت دارد.
بنابراین سؤال واقعی مشتری دیگر این نیست که «ایرانی بخرم یا خارجی؟» سؤال این است: «در برابر پولی که میدهم، کدام لباس کیفیت، دوام و طراحی بهتری به من میدهد؟» تورم، لباس را از یک خرید معمولی به یک تصمیم اقتصادی تبدیل کرده است
فشار تورم فقط قیمت لباس را بالا نبرده؛ رفتار مشتری را هم تغییر داده است. در مطالعه سال ۲۰۲۵ درباره مصرفکنندگان ایرانی، ۱۸ زن ۲۲ تا ۴۰ ساله که علاقه زیادی به مد و پوشاک داشتند مورد مصاحبه قرار گرفتند. این مطالعه نشان داد فشار اقتصادی باعث شده این افراد خرید لباس را کاهش دهند، بیشتر از لباسهای قبلی مراقبت کنند و به برندهای داخلی فرصت بیشتری بدهند.
این نکته مهم است: مردم از لباس دست نکشیدهاند؛ مدل خریدشان عوض شده است. وقتی پول کمتر میشود، مشتری به جای اینکه هر چیزی را بخرد، بیشتر فکر میکند که چه چیزی بخرد. لباسی که قرار است فقط چند بار پوشیده شود، جذابیت سابق را ندارد. لباس بادوامتر، کاربردیتر و قابل استفاده در موقعیتهای مختلف ارزش بیشتری پیدا میکند.
تازهترین اعداد چه میگویند؟
فشار قیمتی در سال ۲۰۲۶ هم ادامه داشته است. بر اساس دادههای منتشرشده از شاخص قیمت مصرفکننده، گروه «پوشاک و کفش» در تیر ۱۴۰۵ تورم ماهانه ۴.۸ درصدی را ثبت کرده است. در دادههای ماه اوت ۲۰۲۶ نیز شاخص قیمت پوشاک و کفش نسبت به سطح پایه اعلامشده در آن مجموعه داده، رشد ۸۹.۳ درصدی نشان میدهد. برای نمونه، قیمت ثبتشده برخی اقلام در این مجموعه شامل رشد قابلتوجه برای کت مردانه، لباس ورزشی و کفش است. این اعداد یک نکته مهم را روشن میکنند: هزینهای که مردم امروز برای پوشاک میپردازند، در مقایسه با سالهای قبل به شکل محسوسی افزایش یافته است.
البته باید بین تورم قیمت مصرفکننده و افزایش هزینه تولید تفاوت گذاشت. شاخص قیمت مصرفکننده نشان میدهد کالا برای مصرفکننده چقدر گرانتر شده، اما بهتنهایی نمیگوید هزینه تولیدکننده دقیقاً چند درصد افزایش پیدا کرده است. دادههای رسمی CPI نیز تغییر قیمت یک سبد مشخص از کالاها و خدمات مصرفی را اندازهگیری میکنند. بنابراین نمیتوان گفت «هزینه تولید لباس دقیقاً به همان اندازه تورم پوشاک بالا رفته است».
چرا با وجود گرانی، مردم هنوز لباس میخواهند؟
اینجا داستان فقط اقتصاد نیست. لباس برای بخشی از جامعه فقط یک کالای مصرفی نیست. ظاهر، استایل و نوع پوشش با اعتمادبهنفس، حضور اجتماعی و تصویری که فرد از خودش ارائه میدهد گره خورده است. مطالعه سال ۲۰۲۵ نیز نشان داد حتی در شرایط فشار اقتصادی، اهمیت ظاهر برای شرکتکنندگان کاهش پیدا نکرده بود. در عوض، آنها راههای دیگری برای مدیریت هزینه پیدا کرده بودند. یعنی ممکن است فرد کمتر لباس بخرد، اما همچنان بخواهد خوشپوش باشد.
همین تناقض یکی از ویژگیهای جالب بازار پوشاک ایران است: قدرت خرید پایین آمده، اما اهمیت ظاهر از بین نرفته است.
مردم لباس خاص میخواهند یا ساده؟
پاسخ این سؤال در یک جمله خلاصه نمی شود. بخشی از مشتریها لباس ساده، راحت و روزمره میخواهند؛ لباسی که بتوانند زیاد بپوشند و با لباسهای دیگر ست کنند. در مقابل، بخشی از بازار دنبال طراحی متفاوت، رنگ خاص، برش متفاوت و هویت برند است.
اما بین این دو، یک نقطه میانی هم وجود دارد که میتواند برای برندهای ایرانی جذاب باشد: لباس ساده اما متمایز.لباسی که قرار نیست با دهها جزئیات عجیب خودش را خاص نشان دهد، اما در پارچه، برش، رنگ یا یک جزئیات کوچک، هویت خودش را دارد.
برای لباسهای پایه مثل تیشرت، شلوار، هودی و پیراهن ساده، این مسئله مهمتر است؛ چون وقتی طراحی خیلی پیچیده نیست، مشتری بیشتر قیمت، کیفیت و دوام را مقایسه میکند.
چرا قاچاق و استوک برای تولیدکننده دردسرسازند؟
تولیدکننده داخلی فقط با برند خارجی رسمی رقابت نمیکند. استوک، مازاد تولید و کالاهای واردشده از مسیرهای غیررسمی هم در بازار حضور دارند. این کالاها گاهی به دلیل ساختار متفاوت هزینه، با قیمتی عرضه میشوند که برای مشتری جذاب است. تولیدکننده داخلی اما از همان ابتدا باید هزینه پارچه، دستمزد، اجاره، انرژی، حملونقل و سایر هزینههای تولید را بپردازد.
برای مشتری، همه این داستان دیده نمیشود. او دو لباس را کنار هم میگذارد و قیمتها را نگاه میکند. اگر کیفیت دو لباس از نظر او نزدیک باشد، انتخاب ارزانتر طبیعی است.
آیا برند ایرانی میتواند برگ برنده داشته باشد؟
بله، اما نه صرفاً با شعار «از تولید ایرانی حمایت کنیم». حمایت از تولید داخل ممکن است برای بخشی از مشتریها مهم باشد، اما برای ساختن یک بازار پایدار کافی نیست. برند ایرانی باید دلیلی برای انتخاب شدن داشته باشد. ممکن است این دلیل کیفیت باشد یا طراحی یا دوام یا قیمت منطقی یا شناخت بهتر سلیقه مشتری ایرانی و یا حتی ترکیبی از همه اینها.
پژوهش ۲۰۲۵ درباره مصرفکنندگان ایرانی نشان داده که بخشی از مصرفکنندگان در شرایط کاهش دسترسی و افزایش قیمت کالاهای خارجی، به برندهای داخلی روی آوردهاند و بعضی از شرکتکنندگان کیفیت و طراحی برخی برندهای ایرانی را قابلقبول یا حتی بهتر از گزینههای خارجی موجود در بازار توصیف کردهاند. البته این مطالعه کیفی بوده و نمونه آن فقط ۱۸ زن ۲۲ تا ۴۰ ساله با علاقه زیاد به مد بوده است؛ بنابراین نمیتوان نتایج آن را به کل جمعیت ایران تعمیم داد.
این محدودیت مهم است، اما یک نکته اجتماعی جالب را نشان میدهد: تصویر مصرفکننده از لباس ایرانی ثابت نیست و میتواند تغییر کند.
مسئله فقط «کیفیت پایین» نیست
اگر بخواهیم همه مشکلات بازار پوشاک ایران را با جمله «کیفیت لباسهای ایرانی پایین است» توضیح دهیم، بخش بزرگی از ماجرا را از دست میدهیم. یک لباس ممکن است کیفیت قابلقبولی داشته باشد، اما آنقدر گران باشد که مشتری احساس کند نمیارزد. یک لباس دیگر ممکن است ارزان باشد، اما کیفیتش آنقدر پایین باشد که خرید دوبارهاش منطقی نباشد. یک لباس هم ممکن است گران باشد، اما طراحی و کیفیتش آنقدر متفاوت باشد که مشتری حاضر شود برایش پول بیشتری بدهد. پس بحث اصلی ارزش خرید است.
همان چیزی که مشتری بعد از پرو کردن لباس در ذهنش حساب میکند: «این مبلغ را میدهم؛ در عوض چه چیزی میگیرم؟»
بازار پوشاک ایران در یک دوراهی
از یک طرف، تولیدکننده ایرانی با افزایش هزینهها، مشکل سرمایه، تیراژ پایین، محدودیت فناوری و رقابت با کالاهای خارجی و استوک روبهروست. از طرف دیگر، مشتری با قدرت خرید کمتر، قیمتهای بالاتر و انتخابهایی مواجه است که همیشه کیفیتشان با قیمتشان همخوان نیست. با این حال، بازار کاملاً هم بنبست نیست.
رشد برندهای ایرانی، تغییر رفتار مصرفکننده و افزایش توجه به خرید داخلی نشان میدهد هنوز برای تولیدکننده ایرانی فرصت وجود دارد. گزارش تخصصی سال ۲۰۲۵ سهم برندهای ایرانی را حدود ۲۰ درصد از بازار پوشاک برآورد کرده است؛ عددی که اگرچه قطعی و رسمی نیست، اما نشان میدهد بخش بزرگی از بازار همچنان در اختیار سایر کانالها و کالاهاست. یعنی هنوز جا برای رشد وجود دارد. اما این رشد احتمالاً با تکیه بر «ایرانی بودن» بهتنهایی اتفاق نمیافتد.
مشتری امروز یک چیز ساده میخواهد
مشتری امروز الزاماً دنبال لباس ارزان نیست. او دنبال لباسی است که به قیمتش بیارزد. اگر لباس ایرانی کیفیت خوبی داشته باشد، طراحی مناسبی داشته باشد و قیمتش برای مشتری قابلقبول باشد، دلیلی برای نادیده گرفتن آن وجود ندارد. اما اگر یک لباس معمولی با کیفیت متوسط، فقط به دلیل اسم برند یا برچسب ایرانی با قیمت بالا فروخته شود، طبیعی است که مشتری سراغ گزینه دیگری برود. در نهایت، دعوای اصلی بازار پوشاک ایران میان «ایرانی و خارجی» نیست. دعوا میان قیمت و ارزش است. و شاید مهمترین سؤالی که آینده برندهای ایرانی را تعیین میکند، همین باشد: «مشتری وقتی از فروشگاه بیرون میرود، احساس میکند لباس خوبی خریده یا فقط پول زیادی خرج کرده است؟»
 copy.webp)
۰ دیدگاه