پیمان‌های دفاعی چگونه بازدارندگی ایجاد می‌کنند؟
بازدارندگی واقعی یا تعهد پرریسک؟

پیمان‌های دفاعی چگونه بازدارندگی ایجاد می‌کنند؟

۱۷ مرداد ۱۴۰۵

افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی و بازگشت رقابت قدرت‌های بزرگ، بار دیگر نقش پیمان‌های دفاعی را در جلوگیری از جنگ و افزایش هزینه حمله به کشورها برجسته کرده است. تجربه ناتو، شبکه ائتلاف‌های آمریکا در آسیا و توافق‌های امنیتی جدید نشان می‌دهد که یک تعهد دفاعی زمانی می‌تواند بازدارندگی ایجاد کند که طرف مقابل، هم توان نظامی ائتلاف و هم اراده سیاسی اعضای آن برای اجرای تعهدات را باور داشته باشد. با این حال، پیمان‌های دفاعی به‌تنهایی تضمین‌کننده امنیت نیستند.

به گزارش نماد اقتصاد، پیمان‌های دفاعی اساسا با تغییر محاسبه هزینه و فایده جنگ عمل می‌کنند. منطق بازدارندگی بر این فرض استوار است که اگر یک کشور بداند حمله به یک طرف، واکنش چند کشور دیگر را نیز به دنبال خواهد داشت، هزینه احتمالی اقدام نظامی افزایش می‌یابد و انگیزه آغاز جنگ کاهش پیدا می‌کند. موسسه بروکینگز نیز بازدارندگی را تلاش برای متقاعد کردن رقیب به این موضوع توصیف می‌کند که هزینه جنگ از منافع احتمالی آن بیشتر خواهد بود و ائتلاف‌های دفاعی یکی از ابزارهای اصلی تحقق این هدف هستند.

ناتو یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این سازوکار است. در ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی تصریح شده که حمله مسلحانه به یک یا چند عضو، حمله علیه همه اعضا تلقی می‌شود و هر کشور عضو موظف است اقداماتی را که برای کمک به عضو مورد حمله ضروری می‌داند انجام دهد. ناتو این سازوکار را یکی از پایه‌های بازدارندگی و دفاع جمعی خود می‌داند.

اهمیت این سازوکار فقط به متن حقوقی پیمان محدود نیست. ناتو در راهبرد رسمی خود، بازدارندگی و دفاع را در کنار پیشگیری و مدیریت بحران و امنیت همکاری‌محور، یکی از سه وظیفه اصلی ائتلاف تعریف کرده است. بنابراین، بازدارندگی در این چارچوب حاصل ترکیب تعهد سیاسی، قابلیت نظامی و سازوکارهای هماهنگی میان اعضاست.

اعتبار تعهد و بازدارندگی

وجود یک پیمان روی کاغذ الزاما به معنای ایجاد بازدارندگی نیست. آنچه اهمیت دارد این است که رقیب تا چه اندازه باور داشته باشد اعضای پیمان در صورت وقوع بحران واقعا به تعهد خود عمل خواهند کرد.

ارزیابی پژوهش‌های اندیشکده سیاست‌گذاری جهانی غیرانتفاعی آمریکایی (RAND) درباره شبکه ائتلاف‌های آمریکا نشان می‌دهد کیفیت ائتلاف‌ها یکسان نیست و عواملی مانند اعتبار تعهد، توانایی اعضا و احتمال اجرای تعهدات، بر ارزش بازدارندگی یک اتحاد اثر می‌گذارند. از این منظر، قدرت یک پیمان را نمی‌توان صرفا با تعداد اعضای آن اندازه‌گیری کرد؛ کیفیت تعهدات و ظرفیت‌هایی که هر عضو وارد شبکه می‌کند نیز اهمیت دارد.

این مسئله در سال‌های اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرده است. چاتم‌هاوس هشدار داده است که اعتبار برنامه‌های دفاعی ناتو به نیروی انسانی، منابع و قابلیت‌های واقعی وابسته است و شکاف میان تعهدات سیاسی و ظرفیت‌های عملیاتی می‌تواند اعتبار بازدارندگی ائتلاف را تضعیف کند.

به همین دلیل، افزایش بودجه دفاعی اعضای ائتلاف‌ها صرفا یک مسئله مالی نیست، بلکه بخشی از پیام بازدارندگی محسوب می‌شود. داده‌های انستیتو بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم (SIPRI) نشان می‌دهد هزینه نظامی جهان در سال ۲۰۲۵ با رشد واقعی ۲.۹ درصدی به حدود ۲.۹ تریلیون دلار رسید و هزینه نظامی اروپا نیز با رشد ۱۴ درصدی به حدود ۸۶۴ میلیارد دلار افزایش یافت.

در ناتو نیز فشار برای افزایش هزینه‌های دفاعی شدت گرفته است. بر اساس گزارش رویترز در جولای ۲۰۲۶، اعضای ناتو در نشست ۲۰۲۵ لاهه هدف جدیدی را برای افزایش هزینه‌های دفاعی تعیین کردند که شامل ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی برای دفاع اصلی و ۱.۵ درصد برای حوزه‌های گسترده‌تر مرتبط با دفاع و امنیت است.

ناتو؛ نمونه‌ای از بازدارندگی مبتنی بر ائتلاف

تجربه ناتو نشان می‌دهد که پیمان‌های دفاعی زمانی می‌توانند اثر بازدارنده بیشتری داشته باشند که تعهد سیاسی با حضور نظامی، برنامه‌ریزی مشترک و قابلیت واکنش همراه شود.

در سال ۲۰۲۵، تعداد ۲۹ عضو اروپایی ناتو مجموعا حدود ۵۵۹ میلیارد دلار هزینه نظامی داشتند و بر اساس داده‌های انستیتو بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم، ۲۲ کشور از این مجموعه حداقل معادل ۲ درصد تولید ناخالص داخلی خود را به هزینه‌های نظامی اختصاص دادند. این افزایش هزینه در شرایطی رخ داد که کشورهای اروپایی تلاش کردند ظرفیت دفاعی خود را افزایش دهند و سهم بیشتری از مسئولیت امنیت اروپا را بر عهده بگیرند.

با این حال، افزایش بودجه به‌تنهایی کافی نیست. رویترز گزارش داده است که یکی از چالش‌های اصلی ناتو تبدیل منابع مالی بیشتر به قابلیت‌های نظامی واقعی است؛ زیرا افزایش بودجه زمانی به بازدارندگی کمک می‌کند که به نیروی انسانی، تسلیحات، زیرساخت، تولید دفاعی و آمادگی عملیاتی منجر شود.

از این منظر، بازدارندگی یک پیمان را باید حاصل یک زنجیره دانست و آن تعهد سیاسی، توان نظامی، هماهنگی عملیاتی و اراده برای استفاده از این ظرفیت‌هاست. ضعف هر یک از این حلقه‌ها می‌تواند اعتبار کل ساختار را کاهش دهد.

شبکه ائتلاف‌ها در آسیا

نقش پیمان‌های دفاعی تنها به اروپا محدود نیست. در آسیا نیز آمریکا طی دهه‌های گذشته شبکه‌ای از روابط امنیتی را با کشورهایی مانند ژاپن، کره‌جنوبی و فیلیپین ایجاد کرده و در سال‌های اخیر تلاش برای توسعه شبکه‌های چندلایه امنیتی افزایش یافته است.

ژاپن در مارس ۲۰۲۵ بر اهمیت ایجاد شبکه‌ای چندلایه از ائتلاف‌ها و کشورهای همسو تاکید کرد و این رویکرد را ابزاری برای تقویت بازدارندگی در محیط امنیتی پیچیده منطقه هند اقیانوسیه دانست. همکاری چهارجانبه آمریکا، ژاپن، استرالیا و فیلیپین نیز بر همکاری دفاعی، تبادل اطلاعات و رزمایش‌های مشترک متمرکز است.

در همین چارچوب، توافق‌های دفاعی می‌توانند علاوه بر ایجاد تعهد سیاسی، امکان اشتراک اطلاعات، هماهنگی نظامی، توسعه ظرفیت‌های دفاعی و افزایش سرعت واکنش را فراهم کنند. مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا نیز تاکید کرده است که همکاری دفاعی میان متحدان می‌تواند قابلیت‌های صنعتی، لجستیکی و عملیاتی مشترک را تقویت کند و به ایجاد بازدارندگی در خطوط مقدم کمک کند.

نمونه دیگر، پیمان امنیتی آمریکا و کره‌جنوبی است. مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در گزارشی در فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرد که تعهد بازدارندگی گسترده آمریکا در قبال کره‌جنوبی طی هفت دهه دو هدف اصلی داشته و آن جلوگیری از احتمال حمله کره شمالی و فراهم کردن یک جایگزین معتبر برای توسعه سلاح هسته‌ای از سوی سئول است.

این تجربه نشان می‌دهد پیمان‌های دفاعی می‌توانند کارکردی فراتر از جلوگیری مستقیم از جنگ داشته باشند و حتی بر تصمیم کشورها درباره توسعه توانمندی‌های نظامی راهبردی اثر بگذارند.

آیا پیمان‌های دفاعی همیشه خطر جنگ را کاهش می‌دهند؟

پاسخ به این پرسش مطلق نیست. اگرچه منطق اصلی ائتلاف‌های دفاعی بر افزایش هزینه حمله و کاهش احتمال تجاوز استوار است، پژوهش‌های راهبردی نشان می‌دهد اتحادها می‌توانند در شرایطی به افزایش ریسک تشدید بحران نیز منجر شوند.

اندیشکده سیاست‌گذاری جهانی غیرانتفاعی آمریکایی در بررسی رابطه ائتلاف‌ها و ورود آمریکا به جنگ‌ها، به مسئله درگیرشدن ناخواسته پرداخته است؛ وضعیتی که در آن تعهدات امنیتی می‌تواند مسیرهایی برای ورود یک کشور به درگیری ایجاد کند که بدون وجود آن رابطه امنیتی، احتمالا از آن اجتناب می‌کرد. این پژوهش در عین حال تاکید می‌کند که میزان چنین خطری قطعی و از پیش تعیین‌شده نیست و سیاست‌گذاران می‌توانند با نحوه تعریف منافع، مدیریت متحدان و تعیین شرایط مداخله بر آن اثر بگذارند.

یک گزارش دیگر اندیشکده سیاست‌گذاری جهانی غیرانتفاعی آمریکایی نیز نشان می‌دهد که روابط امنیتی از یک سو می‌توانند بازدارندگی را تقویت کنند، اما از سوی دیگر مسیرهای تازه‌ای برای آغاز یا تشدید بحران ایجاد کنند. در این چارچوب، میزان تعهد، شرایط پیمان و نوع قابلیت‌هایی که میان اعضا ایجاد می‌شود، اهمیت تعیین‌کننده دارد.

به همین دلیل، یک پیمان دفاعی ضعیف یا مبهم لزوما اثر مشابه یک اتحاد نظامی منسجم ندارد. اندیشکده سیاست‌گذاری جهانی غیرانتفاعی آمریکایی در بررسی بازدارندگی در اروپا اشاره می‌کند که توافق‌های نظامی غیرهم‌پیمانی، در مقایسه با تعهدات مستمر ائتلافی، ممکن است ارزش بازدارندگی کمتری داشته باشند؛ زیرا طرف مقابل درباره میزان تعهد واقعی اعضا به دفاع از یکدیگر اطمینان کمتری دارد.

هزینه اقتصادی بازدارندگی

گسترش پیمان‌های دفاعی تنها پیامد نظامی ندارد و می‌تواند بر اقتصاد کشورها نیز اثر بگذارد. افزایش قابلیت‌های دفاعی به سرمایه‌گذاری در تجهیزات نظامی، زیرساخت، فناوری، نیروی انسانی و صنایع دفاعی نیاز دارد.

رشد هزینه‌های نظامی جهان در سال ۲۰۲۵ به بالاترین سطح ثبت‌شده در داده‌های انستیتو بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم (SIPRI) رسید و سهم هزینه نظامی از تولید ناخالص داخلی جهان به ۲.۵ درصد افزایش یافت. این روند نشان می‌دهد رقابت امنیتی در حال تخصیص منابع بیشتری از اقتصاد کشورها به حوزه دفاع است.

در اروپا، افزایش هزینه‌های دفاعی هم‌زمان با فشارهای مالی بر دولت‌ها رخ داده است. رویترز گزارش داده است که برخی کشورهای اروپایی برای تامین منابع مورد نیاز افزایش هزینه‌های دفاعی با محدودیت‌های بودجه‌ای مواجه شده‌اند. در نتیجه، مسئله اصلی تنها تصمیم برای افزایش هزینه نیست، بلکه چگونگی تامین مالی پایدار این تعهدات نیز اهمیت پیدا کرده است.

از سوی دیگر، همکاری دفاعی می‌تواند مزایای صنعتی نیز ایجاد کند. همکاری در تولید تسلیحات، لجستیک، فناوری و زنجیره تامین دفاعی می‌تواند ظرفیت تولیدی متحدان را افزایش دهد و وابستگی برخی کشورها به منابع خارجی را کاهش دهد. مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی این همکاری صنعتی را یکی از عناصر تقویت بازدارندگی و افزایش توان واکنش ائتلافی ارزیابی کرده است.

شکنندگی اعتماد در ائتلاف‌ها

یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیمان‌های دفاعی، حفظ اعتماد میان اعضاست. اگر یک کشور عضو نسبت به تعهد شریک بزرگ‌تر خود تردید داشته باشد، ارزش بازدارندگی پیمان کاهش پیدا می‌کند؛ حتی اگر ظرفیت نظامی آن اتحاد همچنان بالا باشد.

کارنگی در سال ۲۰۲۵ گزارش کرد که برخی متحدان آمریکا نسبت به میزان قابل اتکابودن تعهدات امنیتی واشنگتن نگرانی‌هایی پیدا کرده‌اند و این تردیدها می‌تواند حتی بحث درباره گزینه‌های مستقل هسته‌ای را در برخی کشورهای متحد افزایش دهد.

این موضوع نشان می‌دهد بازدارندگی فقط به توانایی مربوط نیست؛ اراده نیز اهمیت دارد. یک کشور ممکن است توانایی نظامی لازم برای دفاع از متحد خود را داشته باشد، اما اگر رقیب تصور کند در شرایط بحران از استفاده از این توانایی اجتناب خواهد کرد، اثر بازدارندگی کاهش می‌یابد.

به همین دلیل، شفافیت سیاسی، رزمایش‌های مشترک، حضور نظامی، برنامه‌ریزی مشترک و سازوکارهای هماهنگی می‌توانند بخشی از فرآیند ایجاد اعتبار باشند. کارنگی نیز در بحث بازدارندگی گسترده بر اهمیت ترکیب قابلیت‌های نظامی با سازوکارهای سیاسی و نظامی هماهنگ‌کننده تاکید کرده است.

تحلیل پیامدها

مجموع شواهد موجود نشان می‌دهد که پیمان‌های دفاعی زمانی بیشترین اثر بازدارندگی را دارند که چند شرط تعهدات روشن، قابلیت نظامی واقعی، آمادگی عملیاتی، هماهنگی میان اعضا، تقسیم نسبتا پایدار هزینه‌ها و باورپذیری اراده سیاسی برای اجرای تعهدات هم‌زمان برقرار باشد. ناتو نمونه‌ای از تلاش برای جمع کردن این عناصر در یک ساختار نهادی و نظامی منسجم است.

در مقابل، پیمانی که صرفاً بیانیه سیاسی باشد و پشتوانه نظامی و اقتصادی کافی نداشته باشد، ممکن است اثر بازدارندگی محدودتری ایجاد کند. همچنین اگر اختلافات داخلی میان اعضا به حدی برسد که رقیب بتواند درباره واکنش مشترک آن‌ها تردید کند، اعتبار پیمان کاهش خواهد یافت. گزارش‌های اخیر درباره فشارهای بودجه‌ای و اختلافات مربوط به تقسیم مسئولیت در ناتو نیز نشان می‌دهد که حفظ انسجام ائتلاف بخشی جدایی‌ناپذیر از مسئله بازدارندگی است.

از سوی دیگر، افزایش تعداد اعضا الزاماً به معنای افزایش متناسب قدرت بازدارندگی نیست. کیفیت روابط، قابلیت‌های نظامی هر عضو و میزان آمادگی برای اقدام مشترک اهمیت بیشتری از تعداد صرف اعضا دارد. پژوهش اندیشکده سیاست‌گذاری جهانی غیرانتفاعی آمریکایی درباره شبکه‌های ائتلافی نیز بر تفاوت کیفیت تعهدات میان کشورها تلکید می‌کند.

به طور کلی پیمان‌های دفاعی می‌توانند یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازدارندگی در نظام بین‌الملل باشند، اما اثر آن‌ها به وجود پیمان روی کاغذ محدود نمی‌شود. بازدارندگی زمانی معتبر است که رقیب باور کند حمله به یک عضو، واکنشی واقعی، هماهنگ و پرهزینه از سوی مجموعه‌ای از کشورها ایجاد خواهد کرد.

تجربه ناتو، روابط امنیتی آمریکا در آسیا و همکاری‌های دفاعی جدید نشان می‌دهد که قدرت بازدارندگی از ترکیب تعهد سیاسی، توان نظامی، همکاری صنعتی، اطلاعاتی و عملیاتی و اعتماد متقابل شکل می‌گیرد. در مقابل، شکاف میان تعهدات سیاسی و توانایی اجرای آن‌ها می‌تواند اعتبار یک پیمان را کاهش دهد و حتی در برخی شرایط، ریسک محاسبه اشتباه و تشدید بحران را افزایش دهد.

بنابراین، پاسخ به این پرسش که «بستن پیمان‌های دفاعی تا چه اندازه می‌تواند برای کشورها بازدارندگی ایجاد کند؟» به کیفیت پیمان، نه صرفا وجود آن، وابسته است. هرچه تعهدات روشن‌تر، قابلیت‌های نظامی واقعی‌تر، هماهنگی عمیق‌تر و اراده سیاسی باورپذیرتر باشد، ظرفیت بازدارندگی افزایش می‌یابد؛ اما هرچه این فاصله بیشتر شود، پیمان از یک ابزار معتبر بازدارندگی به تعهدی تبدیل می‌شود که اثربخشی آن برای رقیب قابل تردید است.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=70360
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه