پایان جنگی که اقتصاد جهانی را به گروگان گرفت
ترامپ در توافق با ایران به دنبال نجات بازارها؛

پایان جنگی که اقتصاد جهانی را به گروگان گرفت

یگانه بختیاری فردیس
۳۰ خرداد ۱۴۰۵

امضای تفاهم‌نامه میان ایالات متحده و ایران برای پایان دادن به جنگ، از نگاه بسیاری از ناظران بیش از آنکه یک دستاورد نظامی یا دیپلماتیک برای دونالد ترامپ باشد، تلاشی برای بازگرداندن ثبات به بازارهای جهانی و مهار پیامدهای اقتصادی ناشی از ادامه درگیری‌ها تلقی می‌شود.

به گزارش نماد اقتصاد، امضای تفاهم‌نامه میان ایالات متحده و ایران برای پایان دادن به جنگ، از نگاه بسیاری از ناظران بیش از آنکه یک دستاورد نظامی یا دیپلماتیک برای دونالد ترامپ باشد، تلاشی برای بازگرداندن ثبات به بازارهای جهانی و مهار پیامدهای اقتصادی ناشی از ادامه درگیری‌ها تلقی می‌شود.

در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در سال ۱۹۹۲، جیمز کارویل، استراتژیست انتخاباتی بیل کلینتون، با طرح این گزاره مشهور که «اقتصاد تعیین‌کننده انتخابات است»، بر نقش مسائل معیشتی و اقتصادی در تصمیم‌گیری رأی‌دهندگان تأکید کرد.

اکنون، بیش از سه دهه بعد، برخی تحلیلگران معتقدند در رویکرد دولت دونالد ترامپ می‌توان بازتابی متفاوت از همان منطق را مشاهده کرد؛ با این تفاوت که این بار نه صرفاً اقتصاد، بلکه واکنش بازارهای مالی و انرژی در کانون توجه قرار گرفته است.

ترامپ در دفاع از تفاهم‌نامه‌ای که به درگیری‌های آغازشده در ۲۸ فوریه پایان می‌دهد، این توافق را عامل بازگشت اعتماد به بازارهای جهانی دانسته و تأکید کرده است که شاخص‌های بورس روندی صعودی یافته‌اند و قیمت نفت نیز در مسیر کاهش قرار گرفته است.

رئیس‌جمهور آمریکا در حاشیه نشست گروه هفت (G7) با اشاره به واکنش بازارها گفت: هیچ شاخصی بهتر از بازارها نمی‌تواند ارزیابی کند که یک تصمیم درست بوده است؛ و بازارها از این توافق استقبال کرده‌اند.

تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی ایران در تغییر معادلات جنگ

از نگاه بسیاری از ناظران، نقطه عطف جنگ زمانی رقم خورد که ایران توانست از موقعیت راهبردی خود در تنگه هرمز به‌عنوان مهم‌ترین گذرگاه انرژی جهان بهره بگیرد. این آبراه حیاتی که بخش قابل توجهی از نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند، به مهم‌ترین اهرم فشار ایران در برابر آمریکا و متحدانش تبدیل شد.

ایران علاوه بر پاسخ‌های موشکی به اهداف نظامی اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در منطقه، با اعمال محدودیت بر تردد دریایی در تنگه هرمز نشان داد که هرگونه ناامنی در منطقه می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد جهانی داشته باشد. این اقدام، هزینه‌های ادامه جنگ را برای طرف مقابل به شکل چشمگیری افزایش داد و معادلات میدانی را دگرگون کرد.

به باور تحلیلگران، واشنگتن در برابر این واقعیت قرار گرفت که ادامه درگیری نه‌تنها به اهداف اعلام‌شده خود منجر نخواهد شد، بلکه ثبات بازارهای جهانی و منافع اقتصادی آمریکا را نیز با تهدید جدی مواجه می‌کند. در چنین شرایطی، دولت ترامپ ناچار شد گزینه مذاکره و توافق را در دستور کار قرار دهد.

شکاف واشنگتن و تل‌آویو بر سر ادامه جنگ

اگرچه آمریکا و اسرائیل در آغاز جنگ با اهدافی مشترک وارد میدان شدند، اما با گذشت زمان اختلافات میان دو طرف آشکارتر شد. در حالی که بنیامین نتانیاهو همچنان بر ادامه جنگ و افزایش فشارها علیه ایران تأکید داشت، دولت آمریکا با هزینه‌های فزاینده اقتصادی و سیاسی این درگیری مواجه بود.

ترامپ که با نگرانی بازارهای مالی، افزایش قیمت انرژی و فشار افکار عمومی آمریکا مواجه شده بود، بیش از هر زمان دیگری به پایان دادن به جنگ و بازگرداندن ثبات اقتصادی نیاز داشت. از همین رو، کاخ سفید مسیر مذاکره با تهران را در پیش گرفت؛ مسیری که نشان می‌داد منافع واشنگتن دیگر الزاماً با اهداف دولت اسرائیل همسو نیست.

این روند در نهایت به شکل‌گیری مذاکراتی انجامید که از نگاه بسیاری از تحلیلگران، بیش از هر چیز بازتاب‌دهنده موفقیت ایران در تحمیل هزینه‌های راهبردی جنگ به طرف مقابل و تغییر محاسبات سیاسی آمریکا بود.

رفع بخشی از تحریم‌ها و ازسرگیری صادرات نفت ایران

بر اساس مفاد تفاهم‌نامه، محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا پایان می‌یابد و تهران می‌تواند صادرات نفت خود را از سر بگیرد. همچنین واشنگتن متعهد شده است برای معاملات مالی و لجستیکی مرتبط با فروش نفت ایران معافیت‌های تحریمی صادر کند. انتظار می‌رود در صورت نهایی شدن توافق صلح، بخشی از تحریم‌های اصلی نیز لغو شود.

آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران در بانک‌های خارجی نیز از دیگر بندهای مورد بحث در این روند است.

پرونده هسته‌ای؛ حفظ حقوق هسته‌ای ایران در کانون مذاکرات

یکی از مهم‌ترین نکات تفاهم‌نامه، عدم تحمیل محدودیت‌های جدید و فراگیر بر برنامه هسته‌ای ایران است؛ موضوعی که از نگاه تهران به معنای حفظ بخش مهمی از دستاوردهای هسته‌ای کشور در جریان مذاکرات محسوب می‌شود.

بر اساس مفاد اولیه توافق، ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران که حدود ۴۵۰ کیلوگرم برآورد می‌شود، قرار است در چارچوبی مورد توافق و در داخل خاک ایران مدیریت و درباره جزئیات آن در مذاکرات آینده تصمیم‌گیری شود.

این مسئله نشان می‌دهد که برخلاف خواسته‌های اولیه واشنگتن و تل‌آویو، پرونده هسته‌ای ایران نه از طریق فشار نظامی، بلکه از مسیر مذاکره دنبال خواهد شد.

دولت ترامپ یکی از مهم‌ترین دستاوردهای خود را درج بندی در توافق می‌داند که بر عدم حرکت ایران به سمت تولید سلاح هسته‌ای تأکید دارد.

با این حال، مقام‌های ایرانی همواره اعلام کرده‌اند که تولید و به‌کارگیری سلاح هسته‌ای در اهداف دفاعی جمهوری اسلامی جایگاهی ندارد و این موضع پیش‌تر نیز در توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ (برجام) مورد تأکید قرار گرفته بود.

از این منظر، برخی تحلیلگران معتقدند آنچه واشنگتن به‌عنوان یک امتیاز جدید معرفی می‌کند، در واقع تکرار همان تعهداتی است که ایران سال‌ها پیش نیز پذیرفته بود؛ در حالی که تهران توانسته است بدون عقب‌نشینی از اصول و حقوق هسته‌ای خود، وارد مرحله جدیدی از مذاکرات شود.

خشم اسرائیل از توافق واشنگتن و تهران

در اسرائیل، بسیاری از سیاستمداران و تحلیلگران از این توافق به شدت انتقاد کرده‌اند و آن را نوعی عقب‌نشینی آمریکا تلقی می‌کنند.

«یائیر لاپید» رهبر اپوزیسیون اسرائیل، با حمله به نتانیاهو گفت: نتانیاهو وعده یک پیروزی تاریخی را داد، اما نتیجه آن بحران با آمریکا، منابع مالی برای سپاه پاسداران و موشک‌های بالستیک نشانه‌رفته به سوی اسرائیل بود.

در همین حال، برخی محافل سیاسی اسرائیل خواستار تشدید عملیات نظامی در لبنان هستند تا آنچه را «شکست راهبردی» در برابر ایران می‌نامند، جبران کنند.

مذاکرات پیش‌رو؛ تأکید تهران بر حفظ خطوط قرمز

با وجود امضای تفاهم‌نامه، روند دستیابی به توافق نهایی و صلح پایدار همچنان نیازمند مذاکرات فشرده و پیچیده‌ای است. با این حال، آنچه در این مرحله بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفته، تثبیت جایگاه ایران به‌عنوان یکی از طرف‌های اصلی و تأثیرگذار در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی است.

دونالد ترامپ اگرچه همچنان از گزینه نظامی سخن می‌گوید، اما بسیاری از ناظران معتقدند روی آوردن واشنگتن به مسیر مذاکره، خود نشانه‌ای از ناکامی راهبرد فشار و تقابل نظامی در تحقق اهداف اعلام‌شده آمریکا است.

در مقابل، رهبر انقلاب با تأکید بر حفظ منافع ملی و حقوق ملت ایران تصریح کرده‌اند که مذاکرات آینده به هیچ وجه به معنای پذیرش خواسته‌های یکجانبه آمریکا نخواهد بود و جمهوری اسلامی از خطوط قرمز و اصول اساسی خود عقب‌نشینی نخواهد کرد.

به باور تحلیلگران، موفقیت مذاکرات آینده بیش از هر چیز به میزان واقع‌بینی طرف آمریکایی و پذیرش حقوق مشروع ایران بستگی خواهد داشت؛ چرا که تهران بارها اعلام کرده است تنها توافقی را خواهد پذیرفت که ضمن حفظ عزت ملی، منافع و حقوق ملت ایران را به طور کامل تأمین کند.

برچسب‌ها: اقتصاد جهانی
Author

یگانه بختیاری فردیس

مشاهده دیگر مطالب
لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=66255
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه