
اقتصاد جهانی بهای جنگ خاورمیانه را پرداخت میکند
با وجود دستیابی ایران و ایالات متحده به چارچوبی برای توقف درگیریها و بازگشایی مجدد تنگه هرمز، پیامدهای اقتصادی جنگی که ماهها بازارهای بینالمللی را تحت تاثیر قرار داد، همچنان در بخشهای مختلف اقتصاد جهانی قابل مشاهده است.
به گزارش نماد اقتصاد، اگرچه تمدید آتشبس اخیر میان آمریکا و ایران بخشی از نگرانیهای فعالان اقتصادی را کاهش داده، اما آثار این بحران بر بازار انرژی، تجارت جهانی، رشد اقتصادی، تورم و هزینههای نظامی به گونهای است که به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، تا سالها بر معادلات اقتصاد جهانی سایه خواهد انداخت.
درگیری میان ایران و آمریکا تنها یک رویارویی نظامی منطقهای نبود، بلکه به سرعت به بحرانی فراگیر برای اقتصاد جهان تبدیل شد. اختلال در یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان، افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی و برهم خوردن زنجیرههای تامین بینالمللی موجب شد هزینههای این جنگ از مرزهای منطقه خاورمیانه فراتر رود و اثرات آن به اقتصادهای بزرگ و کوچک جهان منتقل شود. در حالی که مذاکرات سیاسی برای تثبیت صلح ادامه دارد، کارشناسان هشدار میدهند بخش مهمی از خسارتهای اقتصادی ایجادشده حتی با پایان رسمی جنگ نیز به سرعت قابل جبران نخواهد بود.
شوک انرژی؛ محرک اصلی افزایش هزینههای جهانی
مهمترین پیامد اقتصادی جنگ ایران و آمریکا را میتوان در بازار انرژی مشاهده کرد. محدود شدن تردد نفتکشها در تنگه هرمز و کاهش صادرات نفت و گاز منطقه موجب شد قیمت جهانی نفت جهش کمسابقهای را تجربه کند. در اوج بحران، بهای نفت از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد و بازارهای جهانی با نگرانی از کمبود عرضه مواجه شدند. تنگه هرمز به طور معمول مسیر انتقال حدود یکپنجم نفت مصرفی جهان محسوب میشود و هرگونه اختلال در این مسیر به سرعت بر قیمت انرژی در سراسر جهان اثر میگذارد.
افزایش قیمت نفت به سرعت به سایر بخشهای اقتصادی نیز سرایت کرد. هزینه حملونقل، سوخت هواپیما، تولید صنعتی و حتی قیمت مواد غذایی در بسیاری از کشورها افزایش یافت. در ایالات متحده قیمت بنزین که پیش از آغاز جنگ کمتر از سه دلار در هر گالن بود، در مقاطعی به بیش از ۴.۵ دلار رسید و فشار مضاعفی بر خانوارها وارد کرد. این روند بار دیگر نگرانیها درباره بازگشت تورم و دشوارتر شدن سیاستگذاری پولی را افزایش داد.
آثار جنگ بر اقتصاد آمریکا
اگرچه بخش عمده درگیریها در خاورمیانه رخ داد، اما اقتصاد آمریکا نیز از تبعات آن مصون نماند. برآوردهای منتشرشده نشان میدهد مجموع هزینههای تحمیلشده به مصرفکنندگان و مالیاتدهندگان آمریکایی به بیش از ۱۳۲ میلیارد دلار رسیده است. بخش مهمی از این هزینهها ناشی از رشد قیمت انرژی، افزایش هزینههای حملونقل و تاثیرات تورمی جنگ بوده است.
در کنار هزینههای اقتصادی، مخارج مستقیم نظامی نیز رقم قابلتوجهی را به خود اختصاص داده است. بر اساس گزارشهای ارائهشده در کنگره آمریکا، هزینه عملیاتی جنگ تا اواسط سال ۲۰۲۶ به حدود ۲۹ میلیارد دلار رسیده است. این رقم تنها هزینه عملیات نظامی را در بر میگیرد و شامل بازسازی پایگاههای آسیبدیده، جایگزینی تجهیزات از دست رفته و هزینههای بلندمدت استقرار نیروها در منطقه نمیشود. به همین دلیل انتظار میرود هزینه نهایی جنگ برای دولت آمریکا به مراتب بیشتر از برآوردهای فعلی باشد.
کاهش رشد اقتصادی جهان در سایه ابهامات
جنگ ایران و آمریکا تنها بازار انرژی را متلاطم نکرد، بلکه بر روند رشد اقتصاد جهانی نیز اثرگذار بود. افزایش هزینههای تولید، اختلال در تجارت بینالمللی و کاهش سرمایهگذاری موجب شد نهادهای بینالمللی چشمانداز رشد اقتصادی جهان را تعدیل کنند. بانک جهانی پیشبینی رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ را به ۲.۵ درصد کاهش داد که پایینترین سطح از زمان همهگیری کرونا محسوب میشود.
کشورهای واردکننده انرژی بیشترین آسیب را از این شرایط متحمل شدند. افزایش قیمت سوخت و مواد اولیه صنعتی موجب شد بسیاری از بنگاههای تولیدی با رشد هزینهها مواجه شوند و برخی صنایع نیز ناچار به کاهش ظرفیت تولید شوند. از سوی دیگر، افزایش نرخ تورم باعث شد بانکهای مرکزی در بسیاری از کشورها سیاستهای پولی انقباضی خود را برای مدت طولانیتری حفظ کنند که این موضوع فشار مضاعفی بر رشد اقتصادی وارد کرد.
خاورمیانه بیشترین آسیب اقتصادی را متحمل شد
در میان مناطق مختلف جهان، اقتصاد کشورهای خاورمیانه بیشترین تاثیر را از جنگ پذیرفت. اختلال در صادرات انرژی، کاهش فعالیتهای تجاری و افت سرمایهگذاری خارجی موجب شد چشمانداز رشد اقتصادی کشورهای حوزه خلیج فارس به طور محسوسی تضعیف شود. بانک جهانی رشد اقتصادی کشورهای این منطقه در سال ۲۰۲۶ را تنها ۱.۳ درصد برآورد کرده؛ در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۵ حدود ۴.۵ درصد بوده است.
قطر یکی از کشورهایی بود که آسیب قابلتوجهی از جنگ متحمل شد. حملات صورتگرفته به تاسیسات انرژی این کشور موجب اختلال در صادرات گاز طبیعی مایع و از دست رفتن میلیاردها دلار درآمد شد. صنعت هوانوردی و گردشگری منطقه نیز با کاهش شدید فعالیتها مواجه شد؛ بهگونهای که تعداد پروازها در برخی مراکز اصلی ترانزیت هوایی خلیج فارس به شدت کاهش یافت و بسیاری از رویدادهای تجاری و گردشگری لغو شدند.
اختلال در زنجیرههای تامین جهانی
یکی دیگر از پیامدهای مهم جنگ، اختلال در زنجیرههای تامین جهانی بود. محدودیت در حملونقل دریایی و افزایش هزینههای لجستیکی باعث شد تامین بسیاری از کالاهای استراتژیک با دشواری مواجه شود. صنایع وابسته به نیمههادیها، کودهای شیمیایی، محصولات پتروشیمی و مواد اولیه صنعتی از جمله بخشهایی بودند که بیشترین آسیب را از این وضعیت متحمل شدند.
در برخی کشورهای آسیایی و آفریقایی، اختلال در عرضه سوخت و مواد اولیه حتی به سهمیهبندی انرژی و افزایش قیمت کالاهای اساسی منجر شد. کارشناسان سازمان ملل هشدار دادهاند که پیامدهای این اختلالات میتواند به تشدید فقر و ناامنی غذایی در برخی مناطق جهان منجر شود؛ موضوعی که آثار آن حتی پس از پایان درگیریها نیز ادامه خواهد داشت.
هزینههای سیاسی؛ چالش جدید واشنگتن
جنگ علاوه بر هزینههای اقتصادی و نظامی، تبعات سیاسی قابلتوجهی نیز برای دولت آمریکا به همراه داشت. افزایش قیمت انرژی و رشد هزینههای زندگی باعث کاهش رضایت عمومی از عملکرد دولت شد و بر فضای سیاسی این کشور تاثیر گذاشت. تحلیلگران معتقدند فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ یکی از مهمترین عواملی بوده که بر کاهش محبوبیت دولت در ماههای اخیر اثر گذاشته است.
در همین حال، افزایش هزینههای بودجهای جنگ میتواند در سالهای آینده بر کسری بودجه دولت فدرال و سیاستهای مالی آمریکا نیز اثرگذار باشد. بسیاری از کارشناسان هشدار میدهند که هزینههای واقعی این درگیری تنها به مخارج نظامی محدود نخواهد شد و تبعات آن در قالب بدهیهای عمومی، فشارهای تورمی و کاهش قدرت خرید خانوارها برای مدت طولانی باقی خواهد ماند.
پایان جنگ، آغاز دوره بازسازی
اگرچه توافق اخیر میان ایران و آمریکا امیدها برای بازگشت ثبات به بازارهای جهانی را افزایش داده است، اما واقعیت آن است که بخش قابلتوجهی از خسارتهای اقتصادی ایجادشده در کوتاهمدت قابل جبران نیست. بازسازی زیرساختهای آسیبدیده، احیا تجارت منطقهای، بازگرداندن اعتماد سرمایهگذاران و ترمیم زنجیرههای تامین جهانی فرایندی زمانبر خواهد بود. حتی در چارچوب توافق اولیه، برنامهای برای اختصاص صدها میلیارد دلار به بازسازی اقتصاد ایران مطرح شده که نشاندهنده ابعاد گسترده خسارتهای ناشی از جنگ است.
به نظر میرسد مهمترین میراث اقتصادی جنگ ایران و آمریکا، افزایش حساسیت دولتها و شرکتهای بزرگ نسبت به ریسکهای ژئوپلیتیکی باشد. بحران اخیر بار دیگر نشان داد که امنیت انرژی، پایداری زنجیرههای تامین و تابآوری اقتصادی به عوامل کلیدی در رقابت میان کشورها تبدیل شدهاند. از این منظر، اگرچه درگیری نظامی متوقف شده است، اما هزینههای اقتصادی آن همچنان در بازارها، بودجه دولتها و زندگی میلیونها نفر در سراسر جهان احساس خواهد شد.
حسین امیری
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

بیشترین میلیاردرها در کدام شهرهای جهان هستند؟

بحران خاورمیانه بازتوزیع سود در اقتصاد جهانی را رقم زد

چین و اندونزی فرشته نجات بازار جهانی آلومینیوم شدند

توافق ایران و آمریکا چه تاثیری بر صنایع غذایی جهان میگذارد؟

چشم و چراغ اقتصاد جهانی روشن شد

 copy.webp)
۰ دیدگاه