
چین گروگان مسیر نفت؛ یک اختلال در هرمز سبب تورم در جهان
در حالی که نگاه افکار عمومی جهان به ابعاد نظامی و امنیتی بحرانهای خاورمیانه دوخته شده، در پشت صحنه، یکی از مهمترین پیامدهای این تنشها در بازار انرژی و اقتصاد آسیا در حال شکلگیری است؛ جایی که چین بهعنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان، بیش از هر قدرت اقتصادی دیگری نگران آینده خلیج فارس و تنگه هرمز است.
به گزارش نماد اقتصاد، در حالی که نگاه افکار عمومی جهان به ابعاد نظامی و امنیتی بحرانهای خاورمیانه دوخته شده، در پشت صحنه، یکی از مهمترین پیامدهای این تنشها در بازار انرژی و اقتصاد آسیا در حال شکلگیری است؛ جایی که چین بهعنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان، بیش از هر قدرت اقتصادی دیگری نگران آینده خلیج فارس و تنگه هرمز است.
تحولات اخیر منطقه بار دیگر این واقعیت را آشکار کرده که امنیت انرژی چین نه در پکن، بلکه هزاران کیلومتر دورتر و در آبراههای راهبردی خاورمیانه تعریف میشود.
هرچند چین طی دو دهه گذشته تلاش کرده با توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، افزایش ذخایر استراتژیک نفت و گسترش واردات از روسیه و آسیای مرکزی، وابستگی خود را کاهش دهد، اما همچنان بخش بزرگی از نفت مورد نیاز صنایع این کشور از خلیج فارس تأمین میشود.
برآوردها نشان میدهد بیش از ۷۰ درصد نفت مصرفی چین از خارج وارد میشود و بخش قابل توجهی از این واردات از مسیر تنگه هرمز عبور میکند.
تنگه هرمز؛ گلوگاه اقتصاد چین
آنچه پکن را نگران میکند صرفاً کاهش عرضه نفت نیست؛ بلکه شکنندگی مسیر انتقال انرژی است. در ادبیات راهبردی چین، سالهاست از اصطلاح «معضل مالاکا» یاد میشود؛ یعنی وابستگی شدید اقتصاد این کشور به مسیرهای دریایی. اکنون اما به نظر میرسد «معضل هرمز» به همان اندازه برای سیاستگذاران چینی اهمیت یافته است.
بر اساس دادههای بینالمللی، نزدیک به یکسوم تجارت دریایی نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند و چین بزرگترین دریافتکننده نفتی است که از این مسیر منتقل میشود.
برخی برآوردها نشان میدهد حدود ۴۰ درصد واردات نفت چین بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به این آبراه وابسته است. به همین دلیل هر بار که احتمال درگیری نظامی یا اختلال در کشتیرانی منطقه مطرح میشود، نخستین واکنش در بازارهای جهانی، جهش قیمت نفت است؛ رخدادی که برای اقتصاد صادراتمحور چین به معنای افزایش هزینه تولید، حملونقل و در نهایت کاهش قدرت رقابت در بازارهای جهانی خواهد بود.
شوک نفتی در زمانی نامناسب
بحران خاورمیانه در شرایطی اقتصاد چین را تهدید میکند که این کشور خود با مجموعهای از مشکلات ساختاری مواجه است. رکود در بازار مسکن، کاهش تقاضای داخلی، افت سرمایهگذاری خارجی و تشدید رقابت تجاری با آمریکا، همگی سرعت رشد اقتصادی چین را کاهش دادهاند.
در چنین فضایی، افزایش قیمت انرژی میتواند به عاملی برای تشدید فشارهای تورمی و کاهش سودآوری صنایع تبدیل شود. گزارشهای بینالمللی نشان میدهد با اوجگیری تنشهای منطقهای، قیمت نفت بار دیگر به سطوح بالاتر بازگشته و نگرانیها درباره بازگشت موج تورمی در اقتصادهای بزرگ افزایش یافته است.
برای کارخانهای در چین بحران خاورمیانه شاید هزاران کیلومتر دورتر رخ دهد، اما افزایش هزینه انرژی مستقیماً در قیمت تمامشده کالاها منعکس میشود. این همان نقطهای است که ژئوپلیتیک به اقتصاد واقعی پیوند میخورد.
طی سالهای اخیر پکن تلاش کرده وابستگی خود به نفت خلیج فارس را کاهش دهد. افزایش واردات از روسیه، سرمایهگذاری در خطوط لوله آسیای مرکزی و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر بخشی از این راهبرد بوده است.
اما تجربه بحران اخیر نشان میدهد حتی تنوعبخشی جغرافیایی نیز لزوماً به معنای مصونیت نیست. زیرا مشکل اصلی تنها کشور تأمینکننده نیست؛ بلکه شبکه حملونقل جهانی انرژی است.
بسیاری از تحلیلگران غربی معتقدند آسیبپذیری چین بیش از آنکه به تولیدکنندگان نفت مربوط باشد، به مسیرهای انتقال وابسته است. به بیان دیگر، حتی اگر پکن نفت خود را از چندین کشور مختلف تأمین کند، همچنان بخش بزرگی از این انرژی باید از آبراههایی عبور کند که در معرض تنشهای ژئوپلیتیکی قرار دارند.
چرا پکن خواهان ثبات در خاورمیانه است؟
برخلاف ایالات متحده که طی سالهای اخیر با توسعه تولید نفت شیل تا حدی از واردات انرژی بینیاز شده، چین همچنان بزرگترین ذینفع ثبات در خاورمیانه محسوب میشود. به همین دلیل سیاست خارجی پکن در منطقه عمدتاً بر اصل «ثبات به جای تقابل» استوار شده است.
میانجیگری میان تهران و ریاض، گسترش همکاریهای اقتصادی با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و تلاش برای حفظ روابط همزمان با ایران و رقبای منطقهای آن، همگی در چارچوب یک هدف کلان قابل تفسیر است: حفاظت از امنیت انرژی چین.
اقتصاد جهان در برابر یک گلوگاه
نکته مهم آن است که تبعات تنش در خلیج فارس محدود به چین نمیشود. بسیاری از زنجیرههای تأمین جهانی، از صنایع پتروشیمی گرفته تا تولید تراشه، کودهای شیمیایی و حملونقل دریایی، به انرژی عبوری از این منطقه وابستهاند. از این منظر، هرگونه اختلال در هرمز میتواند به موج جدیدی از تورم جهانی و بیثباتی اقتصادی منجر شود.
به همین دلیل، آنچه امروز در خاورمیانه رخ میدهد، تنها یک بحران منطقهای نیست؛ بلکه آزمونی برای تابآوری اقتصاد جهانی است. در این میان، چین بیش از بسیاری از قدرتهای اقتصادی دیگر در معرض این شوک قرار دارد؛ زیرا موتور رشد این کشور همچنان با نفتی کار میکند که بخش مهمی از آن از خلیج فارس عبور میکند.
شاید به همین دلیل باشد که هر بار تنشها در منطقه افزایش مییابد، نگاه پکن نه به میدانهای نبرد، بلکه به خطوط کشتیرانی و مسیر نفتکشهایی دوخته میشود که شریان حیاتی اقتصاد چین را تغذیه میکنند.
یگانه بختیاری فردیس
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

حمایت مجلس از واگذاری مدیریت واحد مرزها به وزارت اقتصاد

سایهی سنگین جنگ بر بازارهای انرژی

از تحرکات دیپلماتیک تا پیامدهای میدانی

مجلس به دنبال قانونمند کردن مدیریت راهبردی تنگه هرمز

تنگه هرمز به شرایط قبل از جنگ برنمیگردد؛ عبور و مرور کشتیها مشروط میشود

 copy.webp)
0 دیدگاه