
صنعت پخش در بزنگاه تحول؛ از بحران نقدینگی تا آزمون هوشمندسازی
هشتمین نمایشگاه و کنفرانس بینالمللی صنعت پخش ایران طی روزهای 10 تا 13 شهریور ماه 1405 با محوریت «بازآفرینی صنعت پخش؛ از هوشمندسازی تا تابآوری» در مرکز نمایشگاه و همایش بینالمللی ایرانمال برگزار خواهد شد؛ نمایشگاهی که اگر بتواند از سطح معرفی محصولات و خدمات فراتر رود و به بستری برای تعریف پروژههای واقعی تبدیل شود، نقش مهمی در حل بخشی از چالشهای این صنعت ایفا خواهد کرد.
به گزارش نماد اقتصاد، صنعت پخش دیگر صرفا حلقه واسط میان تولیدکننده و مصرفکننده نیست بلکه این صنعت امروز یکی از مهمترین زیرساختهای استمرار عرضه کالا، کنترل هزینههای زنجیره تامین و تابآوری اقتصاد ایران محسوب میشود؛ صنعتی که در آستانه هشتمین نمایشگاه و کنفرانس بینالمللی خود، با یک پرسش جدی مواجه است: صنعت پخش آیا میتواند از مدل سنتی توزیع عبور کند و به یک شبکه هوشمند، دادهمحور و تابآور تبدیل شود؟
حلقهای که دیده نمیشود اما اقتصاد به آن وابسته است
وقتی از زنجیره تامین کالا صحبت میکنیم، معمولا تولیدکننده و فروشنده در کانون توجه قرار دارند اما میان کارخانه و قفسه فروشگاه، شبکه گستردهای از شرکتهای پخش، انبارها، ناوگان حملونقل، مراکز توزیع، نیروهای فروش و سامانههای مدیریت سفارش فعالیت میکنند. این شبکه همان بخشی است که وظیفه دارد کالا را در زمان مناسب با هزینه قابل قبول و به نقطه درست برساند.
به همین دلیل، صنعت پخش را نمیتوان صرفا یک فعالیت واسطهای دانست. عملکرد این صنعت مستقیما بر موجودی فروشگاهها، دسترسی مصرفکننده به کالا، سرعت گردش محصولات، هزینه لجستیک و حتی قیمت نهایی اثر میگذارد.
در اقتصادی مانند ایران که با تورم، نوسان هزینههای حملونقل، تغییرات نرخ ارز و اختلالهای دورهای در زنجیره تامین مواجه است، اهمیت این صنعت دوچندان میشود. شبکه پخش کارآمد میتواند بخشی از شوکهای زنجیره تامین را جذب کند اما اگر خود این شبکه تحت فشار قرار گیرد، آثار آن میتواند خیلی سریع به بازار مصرف منتقل شود.
صنعت پخش زیر فشار چندجانبه
مسئله امروز صنعت پخش فقط افزایش هزینهها نیست بلکه همزمانی چند فشار بوده که مدل اقتصادی بسیاری از شرکتهای این حوزه را تحت تاثیر قرار داده است. افزایش هزینه نیروی انسانی، حملونقل، سوخت، انبارداری، تعمیر و نگهداری ناوگان و فناوری از یک سو و محدودیت قدرت خرید مصرفکننده از سوی دیگر، فضای فعالیت شرکتهای پخش را دشوارتر کرده است.
در همین حال، کاهش حاشیه سود به یکی از نگرانیهای جدی فعالان این صنعت تبدیل شده است. گزارشهای اخیر از اظهارات مدیران صنعت پخش نشان میدهد که شرکتهای بزرگ نیز با کاهش حاشیه سود مواجه شدهاند و در برخی مجموعهها کاهش نیروی انسانی و تعدیل ظرفیت اتفاق افتاده است.
این وضعیت برای شرکتهای کوچک و منطقهای حساستر است زیرا این شرکتها معمولا از توان مالی و دسترسی اعتباری کمتری برخوردارند و افزایش هزینههای ثابت میتواند بخش قابلتوجهی از درآمد آنها را مصرف کند.
نقدینگی؛ گلوگاه جدی زنجیره توزیع
یکی از مهمترین مشکلات صنعت پخش، شکاف میان زمان پرداخت هزینهها و زمان وصول مطالبات است. شرکت پخش باید هزینه خرید، انبارداری، حملونقل و حقوق نیروی انسانی را تامین کند اما در بسیاری از موارد دریافت مطالبات از مشتریان با فاصله زمانی انجام میشود. در شرایط تورمی، این فاصله زمانی فقط یک مسئله حسابداری نیست بلکه مستقیما به معنای افزایش نیاز به سرمایه در گردش است.
گزارشهای اخیر از فشار نقدینگی بر شرکتهای پخش و مشکلات حدود ۱۵۰ شرکت در این حوزه خبر میدهند. افزایش مطالبات، رشد هزینه حملونقل و نوسان نرخ ارز از جمله عواملی هستند که فشار مالی بر این شرکتها را تشدید کردهاند.
از سوی دیگر، افزایش مطالبات از فروشگاههای زنجیرهای نیز به یک نگرانی جدی تبدیل شده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، شرکتهای پخش برای حفظ سطح فعلی عرضه با سرمایه در گردش بیشتری مواجه خواهند شد و در نهایت بخشی از این فشار میتواند به کاهش ظرفیت توزیع منجر شود.
چالش دوم؛ ناوگان فرسوده و هزینه توزیع
صنعت پخش بدون ناوگان حملونقل کارآمد عملا نمیتواند به وظیفه خود عمل کند. خودروهای تجاری و کامیونتها بخش مهمی از هزینه عملیاتی شرکتهای پخش را تشکیل میدهند و فرسودگی ناوگان به معنای افزایش مصرف سوخت، هزینه تعمیرات، توقف خودرو و کاهش بهرهوری است.
این موضوع در شرایطی که هزینههای عملیاتی افزایش یافته، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بنابراین نوسازی ناوگان نباید صرفا یک موضوع خودرویی تلقی شود بلکه باید آن را بخشی از برنامه کاهش هزینه و افزایش بهرهوری زنجیره توزیع دانست.
حتی حضور خودروسازان تجاری در هشتمین نمایشگاه صنعت پخش نیز نشان میدهد که موضوع ناوگان و راهکارهای حملونقل، یکی از اجزای مهم تحول صنعت پخش است.
چالش سوم؛ فاصله با اقتصاد دادهمحور
شاید مهمترین چالش بلندمدت صنعت پخش، وابستگی بخشی از فرایندهای آن به روشهای سنتی باشد. در مدل سنتی، تصمیمگیری درباره میزان موجودی، مسیر توزیع، زمان سفارشگذاری و حتی اولویت مشتریان تا حد زیادی بر تجربه مدیران و نیروهای فروش متکی است. این مدل در بازاری با ثبات نسبی ممکن است کارآمد باشد اما در اقتصادی که رفتار مصرفکننده و قیمتها دائما تغییر میکند، دیگر پاسخگوی نیازهای صنعت نیست.
صنعت پخش باید از «ناوگانمحوری» به سمت «دادهمحوری» حرکت کند. هوش مصنوعی میتواند در پیشبینی تقاضا، تعیین سطح بهینه موجودی، طراحی مسیرهای توزیع، مدیریت ناوگان، شناسایی الگوهای فروش و حتی کاهش کالاهای راکد مورد استفاده قرار گیرد. فعالان صنعت نیز اکنون هوشمندسازی و استفاده از داده و هوش مصنوعی را بهعنوان یکی از مسیرهای اصلی تحول این صنعت مطرح میکنند.
راهکار؛ بازتعریف مدل کسبوکار پخش
عبور از این شرایط نیازمند مجموعهای از اصلاحات همزمان است.در گام نخست، شرکتهای پخش باید به سمت یکپارچهسازی اطلاعات حرکت کنند؛ به گونهای که اطلاعات فروش، موجودی، سفارش، مشتری، انبار و ناوگان در یک ساختار واحد قابل تحلیل باشد.
گام دوم، استفاده هدفمند از هوش مصنوعی و تحلیل داده است. هدف نباید صرفا خرید یک نرمافزار جدید باشد بلکه فناوری باید بتواند هزینه واقعی شرکت را کاهش دهد و کیفیت تصمیمگیری را بالا ببرد.
گام سوم، اصلاح مدیریت نقدینگی و مطالبات است. کاهش دوره وصول، استفاده از ابزارهای تأمین مالی زنجیرهای و ایجاد سازوکارهای اعتباری متناسب با صنعت پخش میتواند فشار سرمایه در گردش را کاهش دهد.
در کنار این موارد، نوسازی ناوگان، توسعه انبارهای هوشمند، آموزش نیروی انسانی، استانداردسازی دادهها و تقویت تحقیق و توسعه نیز باید در دستور کار قرار گیرد.
در واقع، آینده صنعت پخش را نمیتوان تنها با افزایش تعداد خودرو یا توسعه فیزیکی انبارها ساخت. آینده این صنعت در ترکیب لجستیک، فناوری، داده، سرمایه انسانی و تامین مالی شکل خواهد گرفت.
هشتمین نمایشگاه؛ صنعت پخش در آستانه یک تغییر مسیر
در چنین شرایطی، هشتمین نمایشگاه و کنفرانس بینالمللی صنعت پخش ایران که طی روزهای ۱۰ تا ۱۳ شهریور ماه ۱۴۰۵ در مرکز نمایشگاه و همایش بینالمللی ایرانمال برگزار میشود، میتواند فراتر از یک رویداد تجاری باشد.
محور امسال این رویداد، «بازآفرینی صنعت پخش؛ از هوشمندسازی تا تابآوری» انتخاب شده است؛ عنوانی که بهنوعی دقیقا بر مهمترین نیاز امروز این صنعت دست گذاشته است.
از یک سو، صنعت پخش نیازمند هوشمندسازی است تا هزینهها را کاهش دهد و بهرهوری را بالا ببرد و از سوی دیگر، باید تابآوری خود را در برابر بحرانهای اقتصادی، نوسان تقاضا، اختلال در تامین و افزایش هزینههای عملیاتی افزایش دهد.
اهمیت نمایشگاه هشتم نیز دقیقا در همین نقطه است. این رویداد میتواند محلی برای اتصال شرکتهای پخش به تولیدکنندگان، شرکتهای فناوری، ارائهدهندگان خدمات لجستیکی، تامینکنندگان ناوگان، بانکها و سایر فعالان زنجیره تامین باشد.
اگر نمایشگاه بتواند از سطح معرفی محصولات و خدمات فراتر رود و به بستری برای تعریف پروژههای واقعی تبدیل شود، میتواند نقش مهمی در حل بخشی از چالشهای صنعت ایفا کند؛ پروژههایی در حوزه هوش مصنوعی، مدیریت ناوگان، لجستیک هوشمند، تامین مالی، مدیریت مطالبات و بهینهسازی انبار.
«نماد اقتصاد» در کنار صنعت پخش
در همین چارچوب، پایگاه خبری نماد اقتصاد نیز با حضور فعال در هشتمین نمایشگاه و کنفرانس بینالمللی صنعت پخش ایران، تلاش خواهد کرد روایت دقیقتری از وضعیت امروز و آینده این صنعت ارائه دهد.
حضور رسانهای در این رویداد صرفا به پوشش اخبار نمایشگاه محدود نخواهد شد؛ بلکه گفتوگو با مدیران و فعالان صنعت، بررسی چالشهای زنجیره توزیع، معرفی راهکارهای فناورانه و انعکاس دیدگاههای کارشناسی درباره آینده صنعت پخش بخشی از این حضور خواهد بود.
واقعیت امر اینکه صنعت پخش ایران در یک نقطه عطف قرار گرفته است. ادامه مدلهای سنتی، در شرایط افزایش هزینهها و کاهش حاشیه سود، میتواند فشار بیشتری بر شرکتها وارد کند. در مقابل، هوشمندسازی و استفاده از داده میتواند مسیر جدیدی برای کاهش هزینه و افزایش بهرهوری باز کند.
بنابراین هشتمین نمایشگاه صنعت پخش را میتوان بیش از آنکه صرفا یک رویداد نمایشگاهی دانست، آزمونی برای سنجش آمادگی این صنعت در برابر آینده تلقی کرد؛ آیندهای که در آن سرعت، داده، هوش مصنوعی، لجستیک هوشمند و تابآوری، مزیت رقابتی شرکتهای پخش را تعیین خواهند کرد.
در پایان، مسئله فقط آینده شرکتهای پخش نیست. هرچه شبکه توزیع ایران کارآمدتر، هوشمندتر و تابآورتر باشد، مسیر انتقال کالا از تولیدکننده تا مصرفکننده نیز کمهزینهتر و پایدارتر خواهد شد.
به همین دلیل، سرمایهگذاری روی صنعت پخش در واقع سرمایهگذاری روی امنیت عرضه، کنترل هزینههای زنجیره تامین و ثبات بازار مصرف است؛ موضوعی که اهمیت این صنعت را از یک بخش خدماتی فراتر میبرد و آن را به یکی از زیرساختهای مهم اقتصاد ایران تبدیل میکند.
محمدرضا طارمی
اخبار مرتبط

پایان اعتبارسنجی سنتی در صنعت پخش؟ دادهها به جای وثیقه وارد میدان شدند

باروک در مسیر بازتعریف تامین مالی شبکه خردهفروشی

دولت باید کوچک شود؛ بزرگ بودن دولت به کسبوکارها آسیب میزند

صنعت پخش در بحران اخیر اجازه نداد زنجیره تامین دارو متوقف شود

صنعت پخش در بحرانها پای کار بود اما هنوز دیده نمیشود

 copy.webp)
۰ دیدگاه