
سرمایهگذاری در متخصصان و کارآفرینان هوش مصنوعی به نفع اقتصاد داخلی
سرمایهگذاری در متخصصان و کارآفرینان هوش مصنوعی در اقتصادهایی که به دنبال افزایش بهرهوری و ایجاد صنایع رقابتی هستند، جدای از سیاستگذاری در حوزه فناوری بخشی از سیاست صنعتی و رشد اقتصادی است. روند جهانی سرمایهگذاری نشان میدهد بخش بزرگی از سرمایه جدید هوش مصنوعی به شرکتها، زیرساختها و فناوریهایی اختصاص یافته که امکان تجاریسازی سریعتر این فناوری را فراهم میکنند. اسناد رسمی کشور، توسعه سرمایه انسانی متخصص، زیرساخت، کسبوکارهای هوش مصنوعی، کاربرد فناوری در صنعت و افزایش رقابتپذیری اقتصادی را در کنار یکدیگر قرار دادهاند. بنابراین، سرمایهگذاری در متخصصان و کارآفرینان هوش مصنوعی میتواند در صورت اتصال به نیازهای واقعی صنعت، از سطح یک سیاست حمایتی فراتر رفته و به ابزاری برای تقویت ظرفیت تولید، خدمات و صادرات فناوری بدل شود.
به گزارش نماد اقتصاد، سرمایهگذاری در متخصصان و کارآفرینان هوش مصنوعی زمانی اهمیت پیدا میکند که هوش مصنوعی نه به عنوان یک محصول منفرد، بلکه به عنوان یک فناوری عمومی و قابل استفاده در بخشهای مختلف اقتصاد در نظر گرفته شود. بانک جهانی در گزارش چشمانداز اقتصاد جهان در سال ۲۰۲۶ تاکید کرده است که اثرگذاری گسترده هوش مصنوعی بر رشد اقتصادی به آن بستگی دارد که افزایش بهرهوری به شکل گسترده در اقتصاد منتشر شود و تنها در تعداد محدودی از شرکتها یا بخشها متمرکز نماند. این نهاد همچنین بر اهمیت سیاستگذاری، نوآوری، زیرساخت دیجیتال، داده و سرمایه انسانی برای تحقق ظرفیت اقتصادی هوش مصنوعی تاکید کرده است.
این مسئله برای اقتصادهای در حال توسعه اهمیت بیشتری دارد. بانک جهانی در گزارش «Digital Progress and Trends 2025» اعلام کرده است که کمبود مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی، ضعف آموزشهای متناسب با نیاز صنعت و مهاجرت نیروی متخصص از موانع مهم مشارکت کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط در اقتصاد هوش مصنوعی هستند. این گزارش همچنین نشان میدهد تقاضا برای مشاغل نیازمند مهارتهای هوش مصنوعی در کشورهای با درآمد متوسط در سالهای اخیر رشد سریعی داشته است.
دادههای شاخص هوش مصنوعی استنفورد نیز اهمیت نیروی انسانی را نشان میدهد. بر اساس این گزارش، در سال ۲۰۲۴ کشورهایی مانند سنگاپور و لوکزامبورگ در میان اقتصادهایی قرار داشتند که بالاترین تراکم استعدادهای هوش مصنوعی را در دادههای سبکه لینکدین ثبت کردهاند؛ در همین دوره، برخی اقتصادها از جمله هند، کاستاریکا و پرتغال رشد قابلتوجهی در سهم استعدادهای هوش مصنوعی خود نسبت به سال ۲۰۱۶ تجربه کردند.
سرمایه جهانی به دنبال متخصصان و شرکتهای قابل توسعه است
سرمایهگذاری جهانی در هوش مصنوعی نیز نشان میدهد که بازار صرفا به دنبال خرید فناوری نیست، بلکه به دنبال تیمهایی است که بتوانند فناوری را توسعه دهند، تجاریسازی کنند و در مقیاس بزرگ به کار گیرند.
بر اساس گزارش شاخص هوش مصنوعی استنفورد، سرمایهگذاری خصوصی جهانی در شرکتهای هوش مصنوعی از حدود ۱۰۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به حدود ۱۵۰.۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ رسید؛ رقمی که رشد ۴۴.۵ درصدی را نشان میدهد. همین گزارش نشان میدهد سرمایهگذاری خصوصی در حوزه هوش مصنوعی مولد نیز در سال ۲۰۲۴ به ۳۳.۹ میلیارد دلار رسید.
گزارش ۲۰۲۶ همین موسسه نشان میدهد جهتگیری سرمایه در سال ۲۰۲۵ بیش از گذشته به سمت لایههای بنیادی اقتصاد هوش مصنوعی حرکت کرده است. در این سال، حوزهای شامل زیرساخت هوش مصنوعی، مدلها، پژوهش و حکمرانی حدود ۱۴۳.۲ میلیارد دلار سرمایه خصوصی جذب کرد و بالاترین سهم سرمایهگذاری میان حوزههای مورد بررسی را داشت.
این ارقام به یک نکته مهم اشاره دارند و آن اینکه سرمایهگذاری موفق در هوش مصنوعی صرفا به خرید تجهیزات یا ایجاد مراکز داده محدود نیست. شرکتهایی که تیم فنی توانمند، دانش تخصصی، مدل کسبوکار قابل توسعه و توانایی حل مسئله دارند، در مرکز زنجیره ارزش این صنعت قرار گرفتهاند. روند سرمایهگذاری منطقهای نیز همین جهتگیری را نشان میدهد؛ بهعنوان نمونه، در سال ۲۰۲۵ هوش مصنوعی به یکی از محورهای اصلی سرمایهگذاری خطرپذیر در خاورمیانه و شمال آفریقا تبدیل شد و سرمایه به سمت شرکتهای آماده رشد و کاربردهای سازمانی هدایت شد.
چرا ایران نمیتواند صرفا زیرساخت بخرد؟
برای ایران، توسعه زیرساخت پردازشی ضروری است، اما اسناد رسمی کشور نیز توسعه هوش مصنوعی را محدود به زیرساخت نکردهاند. سند ملی هوش مصنوعی جمهوری اسلامی ایران توسعه و تربیت سرمایه انسانی متخصص، ارتقا زیرساختهای پردازشی و دادهای، رشد تولیدات علمی و فناورانه، توسعه نوآوری و افزایش رقابتپذیری اقتصادی را از اهداف کلان خود تعیین کرده است.
همین سند، استفاده از هوش مصنوعی در صنعت، کشاورزی و خدمات را نیز در میان اولویتهای ملی قرار داده است. از این منظر، ارزش اقتصادی هوش مصنوعی زمانی افزایش مییابد که متخصصان بتوانند فناوری را به مسئله مشخص یک صنعت، بنگاه یا زنجیره تولید متصل کنند.
سند ستاد توسعه فناوری و کاربرد هوش مصنوعی که در سال ۱۴۰۴ تصویب شده نیز بر گسترش کسبوکارهای مرتبط با هوش مصنوعی، توسعه سرمایهگذاری، افزایش سهم محصولات و خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی در تولید ناخالص داخلی و توسعه صادرات تاکید دارد. این سند همچنین دسترسی به داده، توسعه زیرساختهای پایه و پردازشی و جذب سرمایه بخش خصوصی را در میان اقدامات خود قرار داده است.
در نتیجه، چارچوب سیاستی موجود در ایران نیز نشان میدهد که مسئله اصلی فقط تولید فناوری نیست؛ بلکه ایجاد یک زیستبوم اقتصادی است که در آن متخصص بتواند ایده خود را به محصول، محصول را به کسبوکار و کسبوکار را به مقیاس صنعتی برساند.
صنایع ایران؛ بزرگترین بازار بالقوه برای متخصصان هوش مصنوعی
یکی از مسیرهای مستقیم برای اثرگذاری اقتصادی هوش مصنوعی در ایران، اتصال شرکتهای متخصص به صنایع بزرگ است. صندوق نوآوری و شکوفایی در بهمن ۱۴۰۳ اعلام کرد که حمایت از شرکتهای دانشبنیان فعال در توسعه زیرساخت و کاربردیسازی هوش مصنوعی در صنایع را در دستور کار دارد و بر ایجاد کنسرسیومهایی از شرکتهای فناوری برای اجرای پروژههای بزرگ صنعتی تاکید کرد.
طبق اظهارات رئیس صندوق نوآوری و شکوفایی در همان رویداد، از حدود ۱۰ هزار شرکت دانشبنیان، ۴۷۰۰ شرکت در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات فعالیت داشتند و حدود ۱۰ درصد از این گروه به شکل عمومی در حوزه هوش مصنوعی فعال بودند؛ همچنین از میان آنها حدود ۷۰ تا ۸۰ شرکت از نظر توانمندی و فناوری در حوزه هوش مصنوعی ظرفیت مناسبی داشتند.
اهمیت این داده در آن است که ظرفیت موجود را میتوان به جای ایجاد ساختارهای کاملا جدید، به سمت پروژههای صنعتی هدایت کرد. همان مقام مسئول پیشنهاد کرده است که صنایع بزرگی مانند خودرو، معدن و صنعت هوایی به جای اتکا به یک شرکت کوچک، از ظرفیت مجموعهای از شرکتهای دانشبنیان در قالب کنسرسیوم استفاده کنند.
چنین مدلی میتواند سرمایهگذاری بر نیروی انسانی را از یک هزینه آموزشی به یک پروژه اقتصادی قابل اندازهگیری نزدیک کند؛ زیرا متخصصان هوش مصنوعی در این ساختار مستقیما با مسائل تولید، نگهداری، کنترل کیفیت، تحلیل داده و سایر نیازهای عملیاتی صنایع مواجه میشوند. این بخش از گزارش بر اساس تاکید رسمی صندوق نوآوری بر کاربردیسازی و تجاریسازی هوش مصنوعی در صنایع است.
از متخصص به کارآفرین؛ پیوندی که نباید حذف شود
توسعه اقتصاد هوش مصنوعی بدون وجود کارآفرینانی که بتوانند دانش فنی را به محصول و بازار متصل کنند، دشوار خواهد بود. بانک جهانی نیز در بررسی ظرفیت کشورهای در حال توسعه برای استفاده از هوش مصنوعی، وجود یک بخش استارتاپی پویا را برای تطبیق مدلهای موجود با نیازهای محلی و ایجاد راهکارهای متناسب با شرایط هر کشور ضروری دانسته است.
در ایران، این مسئله با محدودیت سرمایه نیز ارتباط پیدا میکند. یک تحلیل منتشرشده در آگوست ۲۰۲۶ نشان میدهد که در میان ۱۷ سرمایهگذار ثبتشده در اکوسیستم سرمایهگذاری خطرپذیر ایران، بخش قابلتوجهی وابسته به گروههای صنعتی، بانکها، شرکتهای مخابراتی یا نهادهای مالی هستند و اندازه صندوقها به صورت عمومی منتشر نمیشود. این دادهها نشان میدهد بازار سرمایهگذاری خطرپذیر ایران همچنان با مسئله شفافیت و عمق سرمایه مواجه است.
دادههای پلتفرم «Dealroom» نیز تصویر محدودی از مقیاس سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران ارائه میکند؛ این پایگاه برای شرکتهای مستقر در ایران ارزش بنگاههای تحت پوشش خود را حدود ۶۸۵.۷ میلیون دلار گزارش میکند و در دادههای عمومی خود هیچ دور سرمایهگذاری بالاتر از ۱۵ میلیون دلار برای شرکتهای مستقر در ایران در سال ۲۰۲۶ نشان نمیدهد. این ارقام البته به پوشش دادههای پلتفرم «Dealroom» محدود است و نباید به عنوان برآورد کامل کل اقتصاد فناوری ایران تلقی شود.
مسئله مهاجرت متخصصان
سرمایهگذاری بر متخصصان زمانی اثر اقتصادی پایدار ایجاد میکند که اقتصاد بتواند این سرمایه انسانی را حفظ کند. فایننشالتایمز در گزارشی درباره مهاجرت نیروی انسانی ایران نوشت که خروج دانشجویان و متخصصان از کشور در سال ۲۰۲۴ افزایش یافته و مشکلات اقتصادی، کاهش ارزش پول، محدودیت فرصتهای شغلی و شرایط اجتماعی از عوامل مطرحشده در این روند بودهاند. این گزارش همچنین هشدار داد که خروج نیروی متخصص میتواند کمبود مهارت و کاهش ظرفیت نوآوری در ایران را تشدید کند.
گزارش شرکت «Recorded Future» نیز با استناد به دادههای قبلی رصدخانه مهاجرت ایران، از تمایل بالای بخشی از جامعه استارتاپی و فارغالتحصیلان ایرانی به مهاجرت خبر داده و همزمان به کمبود سرمایه، ضعف اکوسیستم سرمایهگذاری خطرپذیر و دشواری حفظ نیروی متخصص در بخش فناوری ایران اشاره کرده است.
بنابراین، سرمایهگذاری در متخصصان و کارآفرینان هوش مصنوعی بدون طراحی سازوکارهای ماندگاری، مالکیت فکری، دسترسی به بازار، تامین مالی و امکان رشد شرکتها نمیتواند به تنهایی ظرفیت اقتصادی مورد انتظار را ایجاد کند. شواهد بینالمللی نیز نشان میدهد که سرمایه انسانی، زیرساخت، سرمایه و کسبوکارهای نوآور باید در یک زنجیره واحد قرار گیرند.
مسیر مناسب برای سرمایهگذاری در ایران
یکی از مسیرهای قابل اتکا، ترکیب سرمایه دولتی و خصوصی برای کاهش ریسک مراحل اولیه توسعه شرکتهای هوش مصنوعی است. صندوق نوآوری و شکوفایی در برنامههای خود ابزارهایی از جمله مشارکت در سرمایهگذاری خطرپذیر، تسهیلات، ضمانتنامه و حمایت از تجاریسازی شرکتهای دانشبنیان را پیشبینی کرده است.
این صندوق همچنین در برنامههای سال ۱۴۰۴، پروژههای مرتبط با هوش مصنوعی را در میان حوزههای اولویتدار برای تامین هزینه سرمایه ثابت شرکتهای دانشبنیان قرار داده است.
از طرف دیگر، سند ملی هوش مصنوعی بر ایجاد زیرساختهای داده، پردازش و مالکیت فکری و همچنین تربیت نیروی متخصص تاکید دارد. بنابراین، مدل سرمایهگذاری موثرتر میتواند به جای تمرکز صرف بر خرید سختافزار، ترکیبی از سرمایه انسانی، تحقیق و توسعه، محصول، داده و بازار باشد.
سرمایهگذاری صنعتی میتواند تقاضای واقعی ایجاد کند
یکی از مهمترین تفاوتهای میان سرمایهگذاری صرفا مالی و سرمایهگذاری مولد در هوش مصنوعی، وجود مشتری واقعی برای فناوری است. هنگامی که یک شرکت فولادی، معدنی، پتروشیمی، بانکی یا لجستیکی مسئله مشخصی را به یک تیم هوش مصنوعی واگذار میکند، سرمایه انسانی مستقیما وارد چرخه حل مسئله اقتصادی میشود. تاکید صندوق نوآوری بر استفاده صنایع بزرگ از شرکتهای دانشبنیان و اجرای پروژههای هوشمندسازی در مقیاس بزرگ نیز با همین جهتگیری سازگار است.
در چنین مدلی، صنعت نه تنها خریدار فناوری، بلکه موتور ایجاد تقاضا برای متخصصان خواهد بود. شرکتهای هوش مصنوعی نیز به جای اتکا به فروش محصولات عمومی، میتوانند بر حوزههایی متمرکز شوند که ایران در آنها ظرفیت صنعتی و دادهای دارد. این رویکرد با اولویتگذاری رسمی ایران برای استفاده از هوش مصنوعی در صنعت و خدمات همخوانی دارد.
خطر سرمایهگذاری بدون بازده اقتصادی
با وجود ظرفیتهای هوش مصنوعی، سرمایهگذاری در این حوزه تضمینکننده رشد اقتصادی نیست. بانک جهانی هشدار داده است که منافع هوش مصنوعی تنها در صورتی میتواند به رشد گسترده منجر شود که افزایش بهرهوری بزرگ، پایدار و در بخشهای مختلف اقتصاد منتشر شود؛ این نهاد همچنین تاکید کرده است که اثرات اقتصادی تحولآفرین هوش مصنوعی ممکن است به تدریج ظاهر شوند.
تحولات بازار جهانی نیز نشان میدهد که سرمایهگذاران بیش از گذشته به مسئله بازدهی سرمایهگذاریهای سنگین هوش مصنوعی توجه میکنند. رویترز در آگوست ۲۰۲۶ گزارش داد که سرمایهگذاران بزرگ تمرکز خود را از صرفا میزان هزینهکرد شرکتهای بزرگ فناوری به سمت شناسایی شرکتهایی معطوف کردهاند که بتوانند در بلندمدت سود و جریان نقدی ایجاد کنند.
از این منظر، ایران نیز برای جلوگیری از هدررفت سرمایه محدود خود نیازمند معیارهایی است که موفقیت سرمایهگذاری را بر اساس شاخصهایی مانند ایجاد محصول، افزایش فروش، بهرهوری صنعتی، صادرات خدمات، ایجاد مالکیت فکری و جذب سرمایه بعدی ارزیابی کند.
چشمانداز آینده؛ رقابت بر سر انسان، سرمایه و بازار
اقتصاد هوش مصنوعی در حال حرکت به سمت مرحلهای است که در آن دسترسی به سرمایه، زیرساخت و نیروی متخصص همزمان اهمیت پیدا میکند. گزارش استنفورد از رشد شدید سرمایهگذاری جهانی و تمرکز سرمایه بر زیرساخت و فناوریهای بنیادی خبر میدهد، در حالی که بانک جهانی بر نقش سرمایه انسانی، زیرساخت دیجیتال، داده و بخش استارتاپی در کشورهای در حال توسعه تاکید دارد.
ایران از نظر سیاستگذاری نیز چارچوبی برای توسعه این حوزه ایجاد کرده است؛ سند ملی هوش مصنوعی توسعه سرمایه انسانی، زیرساخت، نوآوری، کاربرد صنعتی و رقابتپذیری اقتصادی را در کنار یکدیگر قرار داده و سند ستاد توسعه فناوری و کاربرد هوش مصنوعی نیز بر کسبوکار، سرمایهگذاری، تولید محصولات و خدمات و صادرات تاکید دارد.
در چنین شرایطی، سرمایهگذاری در متخصصان و کارآفرینان هوش مصنوعی میتواند یکی از مسیرهای اتصال سیاست فناوری به اقتصاد واقعی ایران باشد؛ مشروط بر آنکه سرمایه به سمت تیمهای توانمند، مسائل واقعی صنایع، تجاریسازی، مالکیت فکری و بازار هدایت شود و همزمان سازوکارهایی برای حفظ و جذب نیروی متخصص ایجاد شود. شواهد موجود درباره کمبود سرمایه خطرپذیر و خروج نیروی انسانی نشان میدهد که ضعف هر یک از این حلقهها میتواند اثر اقتصادی سرمایهگذاری در سایر بخشها را محدود کند.
از این منظر، مسئله اصلی ایران در اقتصاد هوش مصنوعی فقط «چقدر سرمایهگذاری کنیم» نیست؛ بلکه این است که سرمایه چگونه به انسان متخصص، کارآفرین، صنعت و بازار متصل شود. تجربه جهانی و سیاستهای رسمی داخلی هر دو بر یک واقعیت مشترک تاکید دارند و آن اینکه هوش مصنوعی زمانی به موتور رشد اقتصادی تبدیل میشود که دانش و سرمایه انسانی بتوانند در قالب شرکت، محصول و کاربرد صنعتی وارد چرخه واقعی اقتصاد شوند.
برآیند منابع بررسیشده نشان میدهد توسعه اقتصاد هوش مصنوعی نیازمند ترکیب همزمان سرمایه انسانی، سرمایه مالی، زیرساخت، داده و بازار است. اسناد رسمی کشور نیز همین عناصر را در کنار توسعه کاربردهای صنعتی و اقتصادی هوش مصنوعی قرار دادهاند.
بنابراین، سرمایهگذاری در متخصصان و کارآفرینان هوش مصنوعی میتواند در صورتی که با نیازهای واقعی صنایع، تامین مالی مرحلهای، تجاریسازی و حفظ سرمایه انسانی همراه شود، یکی از مسیرهای تقویت ظرفیت نوآوری و رقابتپذیری اقتصاد ایران باشد. ارزیابیهای صورت گرفته نیز در عین حال نشان میدهند که مهاجرت متخصصان و محدودیت عمق سرمایهگذاری خطرپذیر از موانعی هستند که باید در کنار توسعه فناوری مورد توجه قرار گیرند.
 copy.webp)

۰ دیدگاه