فلزات رنگین چه سهمی از بازارهای داخلی و صادراتی ایران دارند؟
نماد اقتصاد گزارش می‌کند:

فلزات رنگین چه سهمی از بازارهای داخلی و صادراتی ایران دارند؟

۱ شهریور ۱۴۰۵

فلزات رنگین در ایران اگرچه از نظر تناژ تولید و مصرف، سهمی به مراتب کوچک‌تر از فولاد دارند اما از منظر ارزش اقتصادی، ارزش هر تن محصول، نقش در صنایع پایین‌دستی و ظرفیت ارزآوری، از جایگاه بسیار مهمی در اقتصاد ایران برخوردارند.

به گزارش نماد اقتصاد، فلزات رنگین یا همان غیرآهنی طی سال‌های اخیر از یک گروه تخصصی در بخش معدن و صنایع معدنی، به یکی از مهم‌ترین حلقه‌های زنجیره ارزش صنعتی ایران تبدیل شده‌اند. مس، آلومینیوم، سرب و روی اگرچه از نظر حجم تولید با فولاد قابل مقایسه نیستند اما به دلیل ارزش بالاتر هر تن محصول، کاربرد گسترده در صنایع پایین‌دستی و قابلیت صادرات، سهم قابل‌توجهی از بازار مواد اولیه صنعتی و ارزآوری کشور دارند.

در واقع اگر فولاد را ستون اصلی صنعت فلزی ایران بدانیم، فلزات رنگین را می‌توان یکی از مهم‌ترین موتورهای رشد صنایع پیشرفته‌تر، صادرات غیرنفتی و حرکت به سمت اقتصاد مبتنی بر مواد معدنی با ارزش افزوده بالاتر دانست.

آخرین برآوردهای وزارت صنعت، معدن و تجارت نشان می‌دهد صادرات معادن، صنایع معدنی و زنجیره‌های تکمیلی آن‌ها سالانه حدود ۱۴ میلیارد دلار برای کشور ارزآوری دارد؛ البته این رقم مربوط به کل بخش معدن و صنایع معدنی است و نمی‌توان تمام آن را به فلزات رنگین نسبت داد اما همین رقم نشان می‌دهد بازار فلزات غیرآهنی در چه بستر بزرگی فعالیت می‌کند.

فلزات رنگین دقیقا کدام بازار را در اختیار دارند؟

در اقتصاد ایران، مهم‌ترین فلزات رنگین از منظر تولید و تجارت شامل مس، آلومینیوم، سرب و روی هستند. هر یک از این فلزات نیز زنجیره‌ای از معدن تا کنسانتره، شمش، آلیاژ، ورق، مفتول، کابل، محصولات ساختمانی، قطعات صنعتی و محصولات نهایی را در اختیار دارند.

به همین دلیل، زمانی که از سهم فلزات رنگین از بازار صحبت می‌کنیم، صرفا نباید حجم فروش شمش را معیار قرار داد. برای مثال، مس علاوه بر فروش کاتد و مفتول، در صنعت سیم و کابل، تجهیزات برقی، خودروسازی، لوازم خانگی، ساختمان‌سازی و صنایع انرژی‌محور نیز مصرف می‌شود.

آلومینیوم نیز در صنایع خودروسازی، ساخت‌وساز، بسته‌بندی، صنایع هوایی و تجهیزات الکتریکی حضور دارد. سرب و روی هم در باتری، گالوانیزه، آلیاژسازی، صنایع شیمیایی و قطعات صنعتی کاربرد دارند. بنابراین ارزش اقتصادی این فلزات در زنجیره پایین‌دستی، به مراتب بیشتر از ارزش معامله شمش یا محصول اولیه است.

مس؛ مهم‌ترین بازیگر فلزات رنگین ایران

در میان فلزات غیرآهنی ایران، مس از نظر ظرفیت معدنی، جایگاه صنعتی و پتانسیل صادراتی در موقعیت ویژه‌ای قرار دارد. ایران یکی از کشورهای دارای ذخایر قابل‌ توجه مس است و شرکت ملی صنایع مس ایران نیز بخش مهمی از ظرفیت تولید و صادرات این زنجیره را در اختیار دارد.

مس علاوه بر بازار صادراتی، در بازار داخلی نیز یکی از کالاهای مهم بورس کالا محسوب می‌شود. این فلز طی هفته‌های اخیر همواره در بورس کالای ایران در صدر گروه‌های اصلی از نظر ارزش معاملات قرار گرفته و در کنار شمش بلوم و آلومینیوم، سه ضلع مهم گردش مالی بازار کالا را تشکیل داده است.

این موضوع یک پیام مهم برای تحلیل بازار دارد و آن اینکه سهم مس در اقتصاد ایران فقط به صادرات محدود نیست بلکه بخش قابل‌توجهی از فعالیت صنایع پایین‌دستی نیز به این فلز وابسته است.

رشد تقاضای جهانی برای مس نیز اهمیت این فلز را دوچندان کرده است. توسعه خودروهای برقی، شبکه‌های انتقال برق، انرژی‌های تجدیدپذیر، مراکز داده و زیرساخت‌های هوشمند، همگی مصرف مس را افزایش می‌دهند. بنابراین مس برای ایران یک محصول صادراتی صرف نیست بلکه می‌تواند به یکی از پایه‌های توسعه صنعتی کشور تبدیل شود.

آلومینیوم؛ بازار داخلی بزرگ‌تر از آن چیزی که به نظر می‌رسد

آلومینیوم دومین فلز مهم در سبد فلزات رنگین ایران است. این فلز به دلیل وزن پایین، مقاومت مناسب در برابر خوردگی و قابلیت بازیافت، در طیف وسیعی از صنایع مصرف می‌شود. براساس برنامه‌های توسعه‌ای بخش معدن، ظرفیت تولید آلومینیوم کشور در افق ۱۴۰۴ حدود ۱.۵ میلیون تن هدف‌گذاری شده بود.

اگرچه تحقق کامل ظرفیت اسمی همواره با چالش‌هایی مانند تامین برق، مواد اولیه و سرمایه‌گذاری مواجه بوده است اما همین هدف‌گذاری نشان می‌دهد سیاست صنعتی کشور، آلومینیوم را به‌ عنوان یکی از زنجیره‌های استراتژیک فلزات غیرآهنی دنبال کرده است.

بازار داخلی آلومینیوم نیز از چند مسیر تغذیه می‌شود؛ از شمش و بیلت گرفته تا ورق، پروفیل، فویل و محصولات نهایی. صنعت ساختمان‌سازی، یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان این فلز است و پس از آن صنایع خودرو، بسته‌بندی، لوازم خانگی و تجهیزات صنعتی قرار می‌گیرند. در نتیجه، افزایش مصرف داخلی آلومینیوم می‌تواند اثر مستقیمی بر صنایع پایین‌دستی و اشتغال داشته باشد.

سرب و روی؛ بازار کوچک‌تر اما استراتژیک

سرب و روی از نظر ارزش بازار و حجم معاملات با مس و آلومینیوم فاصله دارند اما اهمیت آن‌ها را نباید دست‌کم گرفت. در صنعت روی، ایران دارای ظرفیت قابل‌توجهی برای تولید شمش است. طبق آمار، ظرفیت سالانه تولید شمش روی کشور حدود ۴۸۰ هزار تن برآورد شده است.

روی به‌ویژه در فرآیند گالوانیزه کردن فولاد کاربرد گسترده دارد و از همین مسیر به صنعت ساختمان‌سازی، خودروسازی و تجهیزات صنعتی متصل می‌شود. سرب نیز بیش از هر چیز به صنعت باتری وابسته است و در تولید باتری‌های سرب-اسیدی، آلیاژها و برخی محصولات صنعتی کاربرد دارد.

بنابراین بازار این دو فلز ممکن است از نظر حجم کوچک‌تر باشد، اما از نظر اتصال به زنجیره‌های صنعتی، اهمیت بالایی دارد.

صادرات؛ جایی که فلزات رنگین اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند

مزیت مهم فلزات رنگین برای اقتصاد ایران، قابلیت صادرات آن‌هاست. در حالی که بخشی از تولید فلزات آهنی برای مصرف داخلی جذب می‌شود، فلزات غیرآهنی به دلیل قیمت جهانی و تقاضای بین‌المللی، ظرفیت بالایی برای ارزآوری دارند. آمار صادرات بخش معدن و صنایع معدنی نیز این موضوع را تایید می‌کند.

برای مثال، در فروردین ماه ۱۴۰۴، زنجیره تولید سه محصول فولاد، آلومینیوم و مس بیش از ۳.۴ میلیون تن صادرات به ارزش حدود ۶۵۱ میلیون دلار داشت. ارزش صادرات این سه زنجیره نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۴ درصد افزایش پیدا کرد.

نکته قابل توجه این است که آمار فوق شامل فولاد نیز می‌شود و بنابراین نمی‌توان رقم ۶۵۱ میلیون دلار را سهم فلزات رنگین دانست. با این حال، حضور هم‌زمان مس و آلومینیوم در میان بزرگ‌ترین زنجیره‌های صادراتی بخش معدن، جایگاه این فلزات را نشان می‌دهد.

سهم فلزات رنگین از بازار داخلی چقدر است؟

از نظر تناژ، فولاد همچنان فاصله بسیار زیادی با فلزات رنگین دارد اما از نظر ارزش هر تن محصول، شرایط کاملا متفاوت است. یک تن مس کاتد یا برخی محصولات آلومینیومی، ارزش بسیار بیشتری نسبت به بسیاری از مواد اولیه معدنی دارد. بنابراین اگر سهم فلزات رنگین را بر مبنای ارزش معاملات بررسی کنیم، وزن آن‌ها بسیار بیشتر از سهمشان بر مبنای تناژ خواهد بود.

بورس کالای ایران نمونه خوبی برای مشاهده این تفاوت است. قرار گرفتن مس در صدر ارزش معاملات گروه‌های اصلی در برخی هفته‌ها نشان می‌دهد حجم پایین‌تر معاملات این فلز نسبت به فولاد، الزاما به معنای ارزش اقتصادی پایین‌تر نیست.

از سوی دیگر، صنایع پایین‌دستی فلزات رنگین نیز بخش بزرگی از تقاضای داخلی را ایجاد می‌کنند. صنعت سیم و کابل، لوازم برقی، خودروسازی، ساختمان‌سازی، بسته‌بندی، باتری و گالوانیزه بدون تامین پایدار مس، آلومینیوم، سرب و روی با مشکل مواجه خواهند شد.

چرا سهم واقعی فلزات رنگین از اقتصاد بیشتر از آمار اولیه است؟

یکی از خطاهای رایج در تحلیل بازار فلزات رنگین، تمرکز بر ارزش صادرات شمش و محصولات اولیه است. برای مثال، صادرات یک تن مس کاتد یک درآمد مشخص ایجاد می‌کند اما اگر همین مس در داخل به مفتول، سیم، کابل یا قطعه صنعتی تبدیل شود، ارزش افزوده چند مرحله‌ای ایجاد خواهد شد.

این موضوع درباره آلومینیوم نیز صدق می‌کند. صادرات شمش آلومینیوم با صادرات محصولات پایین‌دستی مانند پروفیل، ورق، فویل و قطعات صنعتی از نظر ارزش افزوده یکسان نیست. از این منظر، افزایش سهم فلزات رنگین از اقتصاد ایران تنها با افزایش استخراج و صادرات محقق نمی‌شود بلکه توسعه زنجیره پایین‌دستی اهمیت بیشتری دارد.

مشکل اصلی؛ خام‌فروشی یا کمبود سرمایه‌گذاری؟

ایران از نظر ذخایر معدنی ظرفیت بالایی دارد اما چالش اصلی در بسیاری از زنجیره‌های فلزی، تبدیل این ذخایر به ظرفیت تولید رقابتی و سپس ایجاد صنایع پایین‌دستی است. در بخش فلزات آینده‌ساز نیز کارشناسان نسبت به عقب‌ماندن ایران از روند جهانی گذار انرژی هشدار داده‌اند.

مس، لیتیوم، نیکل، کبالت و منگنز در حال تبدیل شدن به مواد استراتژیک اقتصاد جهانی هستند و تقاضای آن‌ها با توسعه انرژی‌های پاک و فناوری‌های جدید افزایش می‌یابد. مس در این میان برای ایران اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا کشور هم ذخایر معدنی دارد و هم تجربه صنعتی و صادراتی در این حوزه.

بورس کالا؛ حلقه اتصال بازار داخلی و صادراتی

یکی از مهم‌ترین تغییرات بازار فلزات رنگین طی سال‌های اخیر، افزایش نقش بورس کالا در کشف قیمت و شفاف‌سازی معاملات است. وقتی قیمت محصولات مسی یا آلومینیومی در بازار داخلی تحت تاثیر هم‌زمان نرخ ارز و قیمت‌های جهانی قرار می‌گیرد، عملا بازار داخل از تحولات بازار جهانی جدا نیست.

به همین دلیل، افزایش قیمت جهانی مس می‌تواند از طریق قیمت پایه بورس کالا، نرخ فروش شرکت‌های تولیدکننده، هزینه صنایع پایین‌دستی و در نهایت قیمت محصولات نهایی به اقتصاد داخلی منتقل شود.

این ارتباط در مورد شرکت‌های صادرات‌محور نیز اهمیت بیشتری دارد زیرا درآمد آن‌ها مستقیما با قیمت جهانی فلز و نرخ ارز ارتباط پیدا می‌کند.

مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی فلزات رنگین

اگرچه چشم‌انداز فلزات غیرآهنی مثبت است اما چند مانع می‌تواند رشد این بازار را محدود کند.

نخست، انرژی است. تولید آلومینیوم به برق پایدار و رقابتی وابستگی شدیدی دارد و اختلال در تامین انرژی می‌تواند هزینه تولید را بالا ببرد و مزیت صادراتی شرکت‌ها را کاهش دهد.

دوم، سرمایه‌گذاری است. توسعه معادن مس و ایجاد واحدهای فرآوری، سرمایه‌بر است و بدون تامین مالی بلندمدت امکان افزایش ظرفیت وجود ندارد.

سوم، اکتشاف است. ادامه رشد صنعت مس، روی و سرب نیازمند کشف ذخایر جدید و توسعه عملیات اکتشافی است.

چهارم، سیاست صادراتی است. تغییرات ناگهانی در عوارض صادراتی، بازگشت ارز، مقررات تجاری و قیمت‌گذاری داخلی می‌تواند تصمیم سرمایه‌گذاران را تحت تاثیر قرار دهد.

پنجم، توسعه صنایع پایین‌دستی است. صادرات مواد اولیه اگرچه ارز وارد اقتصاد می‌کند اما در مقایسه با صادرات محصولات نهایی، ارزش افزوده و اشتغال کمتری ایجاد می‌کند.

آینده فلزات رنگین در ایران چگونه خواهد بود؟

در بازار داخلی، رشد صنایع برق، خودروسازی، ساختمان‌سازی، انرژی‌های تجدیدپذیر و تجهیزات صنعتی می‌تواند تقاضا برای مس و آلومینیوم را افزایش دهد. در بازار جهانی نیز گذار انرژی و توسعه زیرساخت‌های برق، فرصت جدیدی برای صادرکنندگان این فلزات ایجاد کرده است.

از سوی دیگر، جایگاه ایران در بازار جهانی صرفا به میزان ذخایر وابسته نیست. کشورهایی که بتوانند از مرحله استخراج عبور کرده و به تولید کنسانتره، کاتد، آلیاژ، سیم و کابل، قطعات و محصولات پیشرفته برسند، سهم بیشتری از ارزش زنجیره را تصاحب خواهند کرد.

این مسئله برای ایران اهمیت ویژه‌ای دارد زیرا ارزش اقتصادی یک معدن زمانی چند برابر می‌شود که محصول آن در داخل کشور فرآوری و به محصول صنعتی تبدیل شود.

انتهای پیام//

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=71303
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه