
صنعت ریختهگری ایران در تله ظرفیت؛ چرا ارزش افزوده این صنعت پایین مانده است؟
صنعت ریختهگری ایران در نقطهای قرار گرفته است که از یک سو ظرفیتهای قابلتوجهی برای توسعه دارد و از سوی دیگر با مجموعهای از چالشهای ساختاری، انرژی، فناوری و سرمایهگذاری دستوپنجه نرم میکند.
به گزارش نماد اقتصاد، صنعت ریختهگری ایران در نقطهای قرار گرفته است که از یک سو ظرفیتهای قابلتوجهی برای توسعه دارد و از سوی دیگر با مجموعهای از چالشهای ساختاری، انرژی، فناوری و سرمایهگذاری دستوپنجه نرم میکند. ایران از نظر دسترسی به مواد اولیه، تولید فولاد، بازار مصرف، نیروی انسانی و وجود صنایع بزرگی مانند خودرو، معدن، فولاد، سیمان و نفت و گاز، بسیاری از پیشنیازهای توسعه این صنعت را در اختیار دارد اما سهم صنعت ریختهگری کشور از زنجیره ارزش صنعتی هنوز با ظرفیتهای بالقوه آن فاصله دارد.
اهمیت موضوع زمانی بیشتر مشخص میشود که بدانیم ریختهگری تنها یک فرآیند تولید قطعه نیست بلکه یکی از پایههای اصلی صنایع مادر محسوب میشود. بسیاری از قطعاتی که در ماشینآلات معدنی، خطوط فولادسازی، تجهیزات نفت و گاز، نیروگاهها، صنایع سیمان، خودرو و ماشینآلات مورد استفاده قرار میگیرند، از طریق فرآیندهای مختلف ریختهگری تولید میشوند.
در چنین شرایطی، هرچه صنعت ریختهگری یک کشور از نظر فناوری، دقت، کیفیت و مقیاس تولید قویتر باشد، امکان تکمیل زنجیره ارزش و کاهش وابستگی به واردات قطعات نیز افزایش پیدا میکند.
ظرفیت حدود ۱.۵ میلیون تنی ایران
برآوردهای صنعتی نشان میدهد ایران بیش از یک هزار و ۸۰۰ واحد ریختهگری دارد و مجموع ظرفیت تولید این واحدها حدود ۱.۵ میلیون تن در سال برآورد شده است؛ البته این رقم ظرفیت اسمی است و نباید با تولید واقعی سالانه یکسان در نظر گرفته شود. ساختار این صنعت نیز نسبتا پراکنده است و تعداد زیادی از واحدهای کوچک و متوسط در کنار مجموعههای بزرگ فعالیت میکنند. همین پراکندگی یکی از مهمترین ویژگیهای صنعت ریختهگری ایران است.
وجود تعداد زیادی واحد کوچک میتواند از نظر انعطافپذیری و پاسخگویی به سفارشهای متنوع یک مزیت باشد اما در مقابل، سرمایهگذاری در فناوریهای جدید، آزمایشگاههای تخصصی، تجهیزات کنترل کیفیت، اتوماسیون و تحقیق و توسعه را برای بسیاری از این واحدها دشوار میکند. در واقع، مسئله صنعت ریختهگری ایران صرفا «کمبود کارخانه» نیست؛ بلکه بهرهوری ظرفیت موجود اهمیت بیشتری دارد.
فاصله ایران با تولیدکنندگان بزرگ جهان
برای درک بهتر وضعیت ایران، کافی است ظرفیت حدود ۱.۵ میلیون تنی کشور را در کنار تولید قطعات ریختگی بزرگترین تولیدکنندگان جهان قرار دهیم. براساس دادههای سازمان جهانی ریختهگری، تولید ریختهگری چین در سال ۲۰۲۳ حدود ۵۱.۹ میلیون تن بوده است و این رقم نشان میدهد مقیاس تولید این کشور، چندین برابر ظرفیت برآوردی ایران است اما نکته مهم در این مقایسه اینکه نباید مسئله را فقط به تفاوت تناژ محدود کرد.
در صنعت ریختهگری، ارزش هر تن محصول، پیچیدگی قطعه، دقت تولید، کیفیت متالورژیکی، میزان ماشینکاری و قابلیت صادرات به اندازه حجم تولید اهمیت دارد. به همین دلیل، برای ایران افزایش ظرفیت بدون افزایش بهرهوری الزاما به معنای توسعه صنعتی نیست.
مشکل اصلی؛ ظرفیت اسمی یا ظرفیت واقعی؟
یکی از مسائل مهم صنعت ریختهگری ایران، فاصله میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی است. واحد ریختهگری برای اینکه بتواند از ظرفیت خود استفاده کند، به مجموعهای از عوامل شامل برق پایدار، گاز، مواد اولیه، قراضه و فروآلیاژ، قالب و مواد مصرفی، نیروی متخصص، سرمایه در گردش و بازار مطمئن نیاز دارد. بر این اساس اختلال در هر یک از این حلقهها میتواند میزان بهرهبرداری از ظرفیت را کاهش دهد.
برای مثال، اگر یک واحد دارای کوره القایی باشد اما با محدودیت برق مواجه شود، ظرفیت اسمی کوره دیگر معیار مناسبی برای ارزیابی عملکرد واقعی کارخانه نخواهد بود. این مسئله طی سالهای اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرده زیرا ناترازی انرژی به یکی از چالشهای جدی صنایع انرژیبر تبدیل شده است.
برق؛ یکی از مهمترین ریسکهای صنعت ریختهگری ایران
ریختهگری علیالخصوص در بخشهای چدن، فولاد و آلیاژهای فلزی، صنعتی وابسته به انرژی است. کورههای القایی برای ذوب فلز به برق پایدار نیاز دارند و توقف ناگهانی فرآیند ذوب میتواند هزینههایی بسیار بیشتر از صرفا هزینه برق ایجاد کند.
از دست رفتن مذاب، توقف خط، آسیب به تجهیزات، تاخیر در تحویل سفارش و افزایش هزینه راهاندازی مجدد، بخشی از پیامدهای محدودیت انرژی هستند و به همین دلیل، آینده صنعت ریختهگری ایران به شکل جدی با مسئله امنیت انرژی گره خورده است.
از سوی دیگر، افزایش قیمت انرژی نیز اهمیت بهرهوری را بیشتر میکند. واحدهایی که بتوانند با مصرف انرژی کمتر، محصول بیشتری تولید کنند، در بلندمدت مزیت رقابتی بیشتری خواهند داشت.
فناوری؛ جایی که فاصله واقعی شکل میگیرد
یکی از مهمترین شکافهای صنعت ریختهگری ایران با استانداردهای روز جهان، فناوری است. ریختهگری مدرن دیگر صرفا شامل ذوب فلز و ریختن مذاب داخل قالب نیست. امروز طراحی قالب، شبیهسازی جریان مذاب، کنترل دما، کنترل ترکیب شیمیایی، عملیات حرارتی، آزمایشهای غیرمخرب و ماشینکاری دقیق، بخش جداییناپذیر فرآیند تولید محسوب میشوند.
در ایران نیز مجموعههایی وجود دارند که از فناوریهای پیشرفته استفاده میکنند و حتی در تولید قطعات بزرگ و آلیاژی تخصص دارند اما مشکل اصلی، فراگیر نبودن فناوری پیشرفته در کل صنعت است. به عنوان مثال، شرکت ریختهگری تراکتورسازی ایران ظرفیت سالانه بیش از ۸۰ هزار تن قطعات چدنی اعلام کرده و در تولید قطعات خودرو و کامیون فعالیت دارد. همچنین برخی واحدهای تخصصی داخلی در تولید قطعات فولادی و چدنی مقاوم به سایش و خوردگی فعال هستند و توان تولید قطعات چند کیلوگرمی تا چند تنی را دارند.
بنابراین مسئله این نیست که ایران فاقد فناوری یا نیروی متخصص است؛ مسئله این بوده که سطح فناوری در میان واحدهای مختلف یکسان نیست.
ارزش افزوده؛ نقطه ضعف مهم صنعت ریختهگری ایران
شاید مهمترین مسئله اقتصادی صنعت ریختهگری ایران را بتوان در یک جمله خلاصه کرد و آن اینکه ارزش افزوده ایجادشده به ازای هر تن محصول باید افزایش پیدا کند. تولید یک قطعه ساده چدنی با تولید یک قطعه آلیاژی پیچیده برای صنعت نفت، معدن یا نیروگاه از نظر اقتصادی قابل مقایسه نیست.
هرچه قطعه پیچیدهتر، دقیقتر و تخصصیتر باشد، سهم هزینه طراحی، فناوری، ماشینکاری، کنترل کیفیت و دانش فنی در قیمت نهایی افزایش مییابد. بنابراین مسیر آینده ایران نباید صرفا افزایش تناژ تولید بلکه باید حرکت از ریختهگری عمومی به سمت ریختهگری مهندسی و تخصصی باشد.
معدن؛ یکی از بزرگترین فرصتهای ایران
یکی از بهترین بازارهای بالقوه صنعت ریختهگری ایران، بخش معدن است. تجهیزات معدنی در شرایط سخت فعالیت میکنند و قطعات آنها به دلیل سایش بالا، عمر محدودی دارند. قطعاتی مانند لاینرها، سنگشکن، چکشها، آسیاب و مجموعهای از تجهیزات مقاوم به سایش، بازار مناسبی برای ریختهگری آلیاژی ایجاد میکنند.
بنابراین اگر صنعت داخلی بتواند در این بخش به کیفیت پایدار برسد، علاوه بر کاهش واردات، امکان صادرات قطعات به کشورهای معدنی منطقه نیز وجود خواهد داشت.
فولاد؛ حلقهای که هنوز میتواند کاملتر شود
ایران یکی از تولیدکنندگان بزرگ فولاد جهان است و همین موضوع یک مزیت مهم برای توسعه صنعت ریختهگری محسوب میشود. با این وجود، داشتن فولاد فراوان به تنهایی کافی نیست و مسیر ایجاد ارزش افزوده باید از سنگآهن، کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی، فولاد، ریختهگری، ماشینکاری و قطعه مهندسی ادامه پیدا کند.
در این بین هرچه محصول در این زنجیره بیشتر فرآوری شود، ارزش اقتصادی آن نیز افزایش پیدا میکند و از این منظر، توسعه صنعت ریختهگری میتواند یکی از راههای مهم تکمیل زنجیره فولاد ایران باشد.
صادرات؛ حلقهای که باید تقویت شود
یکی از شاخصهایی که میتواند میزان بلوغ صنعت ریختهگری ایران را نشان دهد، توان صادراتی آن است. بازارهای عراق، ترکیه، کشورهای آسیای مرکزی، روسیه و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس میتوانند مقصد محصولات ریختهگری ایران باشند اما صادرات پایدار نیازمند چند پیششرط شامل کیفیت یکنواخت، استانداردهای بینالمللی، تحویل بهموقع، بستهبندی صنعتی، قیمت رقابتی، خدمات پس از فروش و توان ماشینکاری و تکمیل قطعه است.
در واقع، صادرات قطعه بسیار دشوارتر از صادرات محصول پایه است زیرا مشتری خارجی صرفا فلز خریداری نمیکند بلکه کیفیت و قابلیت اطمینان میخرد.
راه نجات صنعت؛ ادغام فناوری و سرمایه
برای عبور صنعت ریختهگری از شرایط فعلی، چند اقدام ضروری است. نخست، باید واحدهای کوچک به سمت تخصصیسازی و تجمیع ظرفیت حرکت کنند. دوم، سرمایهگذاری در اتوماسیون، آزمایشگاههای تخصصی، شبیهسازی و تجهیزات کنترل کیفیت باید افزایش یابد.
سوم، تامین برق پایدار برای واحدهای بزرگ و متوسط باید به عنوان بخشی از سیاست صنعتی کشور دیده شود. چهارم، ارتباط میان دانشگاه، شرکتهای دانشبنیان و واحدهای ریختهگری باید تقویت شود و پنجم، سیاست صنعتی باید به جای حمایت صرف از تولید تناژ، از تولید قطعات با ارزش افزوده بالا حمایت کند.
ایران ظرفیت دارد اما باید از ذوب فلز عبور کند
صنعت ریختهگری ایران را نمیتوان صنعتی ضعیف یا فاقد ظرفیت دانست. وجود بیش از یک هزار و ۸۰۰ واحد، ظرفیت برآوردی حدود ۱.۵ میلیون تن، صنایع فولادی گسترده، بازار بزرگ داخلی و دسترسی به مشتریان صنعتی، همگی نشاندهنده ظرفیت بالای کشور هستند اما این صنعت هنوز با یک چالش اساسی مواجه است و آن اینکه فاصله میان ظرفیت بالقوه و ارزش اقتصادی واقعی.
راهکار نیز صرفا ساخت کارخانه جدید نیست. ایران باید از مدل کوره بیشتر به سمت مدل فناوری بیشتر، بهرهوری بیشتر و ارزش افزوده بالاتر حرکت کند. اگر این اتفاق رخ دهد، ریختهگری میتواند از یک صنعت تامینکننده قطعات به یکی از پیشرانهای تکمیل زنجیره فولاد، توسعه ماشینسازی، کاهش واردات، افزایش صادرات صنعتی و ایجاد اشتغال تخصصی تبدیل شود.
در غیر این صورت، حتی با وجود ظرفیت اسمی قابل توجه، بخشی از ارزش افزوده زنجیره فلز همچنان در خارج از کشور ایجاد خواهد شد. مسئله صنعت ریختهگری ایران کمبود فلز نیست بلکه مسئله، تبدیل فلز به محصول مهندسی و ارزش افزوده است.
انتهای پیام//
 copy.webp)

۰ دیدگاه