بازار جهانی انرژی در برابر رویدادهای ناگهانی چقدر مقاوم است؟
بازار انرژی روی گسل بحران‌ها؛

بازار جهانی انرژی در برابر رویدادهای ناگهانی چقدر مقاوم است؟

۸ مرداد ۱۴۰۵

بازار جهانی انرژی امروز نه با یک که با مجموعه‌ای از نیروهای بی‌ثبات‌کننده دست‌به‌گریبان است: اختلالات ژئوپلیتیکی، عوارض باقیمانده پاندمی کرونا و تحول در الگوی مصرف، همگی دست به دست هم داده‌اند تا تعادل ظریف عرضه و تقاضا را بر هم زنند. در چنین شرایطی، هر چند نفت، گاز و زغال‌سنگ کماکان عضو لاینفک سبد انرژی جهانی هستند، اما روندهای قیمتی این حامل‌ها، به مراتب بیش از گذشته بر سرعت حرکت اقتصاد جهانی، جریان تجارت و امنیت انرژی کشورها اثرگذار شده است.

به گزارش نماد اقتصاد، بازار جهانی انرژی برخلاف بسیاری از بازارهای کالایی، تنها به مبادله منابع طبیعی محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از زیرساخت‌های فیزیکی، شبکه‌های انتقال، پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها و همچنین بازارهای مالی را در بر می‌گیرد؛ ساختاری که موجب شده قیمت انرژی علاوه بر میزان عرضه و تقاضا، از تحولات مالی، سیاست‌های تنظیم‌گری و شرایط ژئوپلیتیکی نیز تاثیر بپذیرد.

بررسی الگوی مصرف انرژی در جهان نشان می‌دهد با وجود رشد فناوری‌های نوین و توسعه منابع تجدیدپذیر، وابستگی اقتصاد جهانی به سوخت‌های فسیلی همچنان در سطح بالایی قرار دارد. نفت و سایر سوخت‌های مایع نزدیک به یک‌سوم مصرف انرژی جهان را تشکیل می‌دهند و پس از آن زغال‌سنگ و گاز طبیعی مهم‌ترین منابع تامین انرژی محسوب می‌شوند؛ موضوعی که نشان می‌دهد هرگونه اختلال در بازار این حامل‌ها می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد.

در کنار ساختار فیزیکی بازار، بخش مالی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری قیمت‌ها ایفا می‌کند. ابزارهای مالی مرتبط با انرژی، قراردادهای معاملاتی و سازوکارهای بازارهای بین‌المللی، انتظارات فعالان اقتصادی را تحت تاثیر قرار می‌دهند و در کنار وضعیت واقعی عرضه و تقاضا، مسیر قیمت‌ها را مشخص می‌کنند. به همین دلیل، نوسانات بازار انرژی تنها نتیجه تغییر میزان تولید یا مصرف نیست، بلکه بازتابی از تحولات مالی و انتظارات سرمایه‌گذاران نیز به شمار می‌رود.

چرا بازار انرژی با سایر بازارهای کالایی تفاوت دارد؟

ویژگی منحصربه‌فرد انرژی آن است که فرایند تولید، انتقال، ذخیره‌سازی و مصرف آن همواره با اتلاف بخشی از انرژی همراه است. بر اساس اصول فیزیک، انرژی نه ایجاد می‌شود و نه از بین می‌رود، بلکه تنها از شکلی به شکل دیگر تغییر می‌کند؛ با این حال، این دگرگونی هرگز با بازدهی کامل انجام نمی‌شود و بخشی از انرژی در جریان انتقال یا تبدیل، به‌صورت گرما یا سایر اشکال غیرقابل استفاده از دست می‌رود.

نمونه‌ای از این موضوع در شبکه انتقال برق بریتانیا مشاهده می‌شود؛ جایی که حدود ۸.۶ درصد برق پیش از رسیدن به مصرف‌کننده، در نتیجه مقاومت الکتریکی خطوط انتقال و توزیع تلف می‌شود. این مسئله نشان می‌دهد هزینه واقعی تامین انرژی تنها به استخراج یا تولید آن محدود نیست و کارایی زیرساخت‌های انتقال نیز نقش مهمی در قیمت نهایی انرژی دارد.

از سوی دیگر، نحوه تنظیم‌گری بازارهای انرژی در کشورهای مختلف نیز یکی دیگر از عوامل اثرگذار بر قیمت‌هاست. قوانین، ساختار بازار، میزان رقابت و سیاست‌های حمایتی دولت‌ها می‌توانند مسیر قیمت‌گذاری انرژی را در بازارهای عمده‌فروشی و خرده‌فروشی تغییر دهند و اختلاف قابل‌توجهی میان هزینه انرژی در اقتصادهای مختلف ایجاد کنند.

سازوکار معاملات انرژی در بازارهای جهانی

ماهیت مصرف انرژی به گونه‌ای است که میزان تقاضا در طول سال، هفته و حتی ساعات مختلف شبانه‌روز تغییر می‌کند. همین نوسان مداوم باعث شده بازار جهانی انرژی از سازوکارهای متنوعی برای مدیریت عرضه و تقاضا استفاده کنند؛ سازوکارهایی که هدف آن‌ها ایجاد تعادل میان نیاز مصرف‌کنندگان و ظرفیت تولیدکنندگان است.

در این میان، بازار عمده‌فروشی انرژی به دو بخش اصلی تقسیم می‌شود. نخست، بازار قراردادهای آتی که در آن قیمت انرژی برای تحویل در تاریخی مشخص از پیش تعیین می‌شود و فعالان بازار با تکیه بر برآوردهای خود از شرایط آینده، قراردادهای خرید و فروش را منعقد می‌کنند. بخش دوم نیز بازار فیزیکی یا کوتاه‌مدت است که مبادلات بر اساس قیمت روز انرژی و حجم واقعی عرضه و تقاضا انجام می‌شود و مهم‌ترین بستر آن، حراج روزانه موسوم به بازار روز آینده است.

بررسی‌ها نشان می‌دهد بازارهای فیزیکی به دلیل وابستگی مستقیم به شرایط لحظه‌ای عرضه و تقاضا، نوسان بیشتری نسبت به بازار قراردادهای آتی دارند. از سوی دیگر، میزان رقابت میان عرضه‌کنندگان نیز یکی از عوامل تعیین‌کننده قیمت‌ها در بازار عمده‌فروشی به شمار می‌رود؛ زیرا تغییر قیمت در این بازار، در نهایت هزینه انرژی برای مصرف‌کنندگان نهایی را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.

مصرف جهانی انرژی چگونه سنجیده می‌شود؟

تنوع منابع انرژی و تفاوت در نحوه تولید، انتقال و ذخیره‌سازی آن‌ها موجب شده شاخص‌های مختلفی برای اندازه‌گیری مصرف انرژی در جهان مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، برای مقایسه میان انواع سوخت‌ها و برآورد هزینه واقعی آن‌ها، از واحد استاندارد بی‌تی‌یو (British Thermal Unit) استفاده می‌شود؛ معیاری که میزان انرژی حرارتی موجود در هر منبع را اندازه‌گیری کرده و امکان مقایسه میان حامل‌های مختلف انرژی را فراهم می‌آورد.

بر اساس آمارهای جهانی، مجموع مصرف انرژی جهان در سال ۲۰۲۴ به ۶۰۶.۲۰۷ کوادریلیون بی‌تی‌یو رسید. در این میان، نفت و سایر سوخت‌های مایع همچنان بزرگ‌ترین منبع تامین انرژی جهان محسوب می‌شوند و حدود ۳۳.۲ درصد از کل مصرف جهانی را به خود اختصاص داده‌اند. این گروه علاوه بر نفت خام، سوخت‌های زیستی، اتانول، سوخت‌های تولیدشده از زغال‌سنگ، گاز، شیل نفتی و سایر هیدروکربن‌های مایع را نیز دربر می‌گیرد.

پس از نفت، زغال‌سنگ با سهم ۲۹.۶ درصدی دومین منبع بزرگ انرژی جهان است و گاز طبیعی نیز با ۲۵.۷ درصد در جایگاه سوم قرار دارد. این ترکیب نشان می‌دهد که با وجود توسعه فناوری‌های کم‌کربن و رشد سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر، اقتصاد جهانی همچنان اتکای قابل‌توجهی به سوخت‌های فسیلی دارد؛ موضوعی که بازارهای انرژی را در برابر تحولات ژئوپلیتیکی و اختلالات عرضه آسیب‌پذیر نگه داشته است.

کدام مناطق جهان واردکننده و صادرکننده خالص انرژی هستند؟

بررسی تراز انرژی کشورها و مناطق مختلف نشان می‌دهد بیشتر اقتصادهای جهان برای تامین نیاز خود به واردات انرژی وابسته هستند. در سال ۲۰۲۳، منطقه اروپا و آسیای مرکزی بزرگ‌ترین واردکننده خالص انرژی در جهان بود؛ به‌گونه‌ای که واردات، نزدیک به ۴۹ درصد از کل مصرف انرژی این منطقه را تشکیل می‌داد.

در مقابل، تنها دو منطقه در مقیاس جهانی به عنوان صادرکننده خالص انرژی شناخته می‌شوند. آمریکای شمالی با تراز منفی ۱۷.۹ درصد و آمریکای لاتین و حوزه کارائیب با منفی ۷.۵ درصد بیش از میزان مصرف خود انرژی تولید و صادر کرده‌اند و از این منظر جایگاه متفاوتی نسبت به سایر مناطق جهان دارند.

با این حال، وضعیت کشورها در داخل هر منطقه یکسان نیست. به عنوان مثال، اگرچه بیشتر کشورهای اروپایی واردکننده انرژی هستند، اما نروژ بزرگ‌ترین صادرکننده محض انرژی جهان به شمار می‌رود و حجم صادرات خالص آن چندین برابر مصرف داخلی این کشور است. در سوی دیگر، آلمان وابستگی بیشتری به واردات انرژی دارد و سهم واردات در این کشور از فرانسه و بریتانیا نیز بالاتر است.

در آمریکای شمالی نیز تفاوت قابل‌توجهی میان اقتصادهای بزرگ مشاهده می‌شود. کانادا بزرگ‌ترین صادرکننده محض انرژی این منطقه محسوب می‌شود، در حالی که ایالات متحده نیز اگرچه صادرکننده محض است، اما فاصله قابل‌توجهی با ظرفیت صادراتی کانادا دارد؛ موضوعی که بیانگر تفاوت ساختار تولید، مصرف و منابع انرژی در این دو کشور است.

رویدادها چگونه بازار جهانی انرژی را دگرگون کردند؟

روند مصرف انرژی در جهان طی یک دهه گذشته به‌طور متوسط سالانه بین یک تا ۲ درصد افزایش یافته است، اما این مسیر باثبات در سال‌های اخیر بارها تحت تاثیر رویدادهای غیرمنتظره قرار گرفته است. همه‌گیری کرونا، جنگ اوکراین و درگیری‌های خاورمیانه، از مهم‌ترین عواملی هستند که با ایجاد اختلال در عرضه و تغییر الگوی تقاضا، بازار نفت و گاز جهانی را وارد دوره‌ای از نوسان‌های کم‌سابقه کرده‌اند.

همه‌گیری کرونا نخستین شوک بزرگ این دوره بود. محدودیت‌های گسترده اقتصادی، کاهش فعالیت‌های صنعتی، افت حمل‌ونقل و محدود شدن سفرهای بین‌المللی، مصرف جهانی انرژی را به‌شدت کاهش داد؛ به‌گونه‌ای که رشد مصرف انرژی جهان در سال ۲۰۲۰ به زیر صفر رسید. این اتفاق یکی از کم‌سابقه‌ترین رخدادهای بازار جهانی انرژی در دهه‌های اخیر بود و بسیاری از تولیدکنندگان را با مازاد عرضه و افت شدید قیمت‌ها مواجه کرد.

با فروکش کردن محدودیت‌های کرونایی، روند بازار به سرعت تغییر کرد. بازگشایی اقتصادها و بازگشت فعالیت‌های صنعتی، جهش قابل‌توجهی در تقاضای بازار جهانی انرژی ایجاد کرد و رشد مصرف در سال ۲۰۲۱ به ۵.۱ درصد رسید؛ افزایشی که نشان‌دهنده بازگشت سریع اقتصاد جهانی به مسیر عادی و افزایش نیاز به منابع انرژی بود.

جنگ‌ها، عامل تازه بی‌ثباتی بازار جهانی انرژی

اگرچه بازار جهانی انرژی پس از عبور از بحران کرونا به سمت ایجاد تعادل حرکت می‌کرد، اما وقوع جنگ اوکراین و سپس تشدید تنش‌ها در خاورمیانه، بار دیگر شرایط را دگرگون ساخت. این تحولات، علاوه بر محدود کردن بخشی از عرضه جهانی انرژی، نااطمینانی در بازارهای بین‌المللی را نیز افزایش داد و قیمت حامل‌های انرژی را تحت فشار قرار داد.

در همین چارچوب، آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) پیش‌بینی کرده است که تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ نسبت به سال‌های گذشته کاهش خواهد یافت؛ موضوعی که بیش از همه بخش‌های پتروشیمی و حمل‌ونقل هوایی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این ارزیابی نشان می‌دهد تغییر شرایط اقتصاد جهانی و تحولات ژئوپلیتیکی، رفتار مصرف‌کنندگان و صنایع بزرگ را نیز دستخوش تغییر کرده است.

در سوی دیگر، بانک جهانی جنگ خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ را یک شوک تاریخی برای بازارهای کالایی توصیف کرده و معتقد است این درگیری بزرگ‌ترین کاهش عرضه نفت ثبت‌شده در بازارهای جهانی را رقم زده است. چنین ارزیابی‌هایی بیانگر آن است که بازار انرژی همچنان بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی و امنیتی وابسته است و هرگونه اختلال در مناطق اصلی تولید، می‌تواند بر قیمت‌ها و امنیت انرژی جهان اثر مستقیم بگذارد.

افق تازه بازار گاز طبیعی

در کنار چالش‌های موجود، برخی تحولات نیز از تغییر تدریجی ساختار بازار جهانی انرژی حکایت دارند. آژانس بین‌المللی انرژی بر این باور است که توسعه ظرفیت مایع‌سازی گاز طبیعی در ایالات متحده و قطر، زمینه افزایش صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) را تا سال ۲۰۳۰ فراهم خواهد کرد.

افزایش این ظرفیت می‌تواند بخشی از ریسک‌های ناشی از تمرکز عرضه در مناطق محدود را کاهش دهد و انعطاف‌پذیری بیشتری در تجارت جهانی گاز ایجاد کند. از این منظر، توسعه پروژه‌های «LNG» یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر توازن آینده بازار گاز طبیعی به شمار می‌رود؛ بازاری که طی سال‌های اخیر بارها تحت تاثیر بحران‌های ژئوپلیتیکی قرار گرفته است.

تقاضای برق در مسیر شتاب‌

در کنار نفت و گاز، چشم‌انداز مصرف برق نیز وارد مرحله تازه‌ای شده است. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی می‌کند تقاضای جهانی برق در فاصله سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ با سرعتی به‌مراتب بیشتر از گذشته افزایش یابد؛ رشدی که از گسترش برق‌رسانی در بخش‌های صنعت، حمل‌ونقل و ساختمان‌ها ناشی می‌شود.

برآوردهای این نهاد نشان می‌دهد طی این دوره، میزان افزایش سالانه تقاضای برق حدود ۵۰ درصد بیشتر از متوسط رشد سالانه ثبت‌شده در دهه گذشته خواهد بود. این روند بیانگر آن است که هم‌زمان با ادامه وابستگی جهان به سوخت‌های فسیلی، نقش برق در ساختار مصرف انرژی نیز با سرعت بیشتری در حال گسترش است.

گسترش خودروهای الکتریکی، توسعه صنایع مبتنی بر برق، افزایش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های الکتریکی و حرکت اقتصادها به سمت الکتریکی‌سازی، از مهم‌ترین عواملی هستند که این روند را تقویت می‌کنند. در نتیجه، سرمایه‌گذاری در شبکه‌های انتقال، ظرفیت تولید برق و زیرساخت‌های انرژی، بیش از گذشته به یکی از اولویت‌های اقتصاد جهانی تبدیل خواهد شد.

میان ریسک‌های ژئوپلیتیکی و تغییر الگوی مصرف

برآیند تحولات چند سال اخیر نشان می‌دهد بازار جهانی انرژی وارد دوره‌ای شده که در آن، عوامل ژئوپلیتیکی، روندهای اقتصادی و تغییرات فناورانه به‌طور هم‌زمان بر مسیر عرضه و تقاضا اثر می‌گذارند. اگرچه رشد مصرف جهانی انرژی همچنان ادامه دارد، اما تجربه شوک‌های ناشی از همه‌گیری کرونا، جنگ اوکراین و درگیری‌های خاورمیانه نشان داده است که این بازار بیش از گذشته در برابر رویدادهای غیرمنتظره آسیب‌پذیر شده است.

در چنین شرایطی، ساختار بازار انرژی دیگر تنها بر پایه ظرفیت تولید یا میزان ذخایر طبیعی ارزیابی نمی‌شود. کیفیت زیرساخت‌های انتقال، توسعه بازارهای مالی، سیاست‌های تنظیم‌گری، میزان رقابت میان تولیدکنندگان و توان کشورها در مدیریت بحران‌های عرضه نیز به متغیرهای تعیین‌کننده تبدیل شده‌اند؛ عواملی که در کنار یکدیگر بر قیمت انرژی، امنیت عرضه و ثبات بازارهای جهانی اثر می‌گذارند.

وابستگی جهان به سوخت‌های فسیلی ادامه دارد

با وجود سرمایه‌گذاری گسترده در انرژی‌های تجدیدپذیر و حرکت بسیاری از اقتصادها به سمت کاهش انتشار کربن، آمارهای جهانی نشان می‌دهد سوخت‌های فسیلی همچنان سهم غالب را در سبد انرژی جهان حفظ کرده‌اند. نفت، زغال‌سنگ و گاز طبیعی همچنان بخش عمده مصرف انرژی را تشکیل می‌دهند و به همین دلیل، هرگونه اختلال در تولید، انتقال یا تجارت این منابع می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی را در سطح بین‌المللی ایجاد کند.

در مقابل، پیش‌بینی افزایش ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع و رشد سریع مصرف برق تا پایان دهه جاری، از تغییر تدریجی ترکیب بازار انرژی حکایت دارد. توسعه صنایع برق‌محور، گسترش حمل‌ونقل الکتریکی و افزایش استفاده از فناوری‌های الکتریکی، تقاضا برای برق را با سرعتی فراتر از روند تاریخی افزایش خواهد داد و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی را به یکی از اولویت‌های اصلی اقتصاد جهانی تبدیل می‌کند.

بازار جهانی انرژی در مسیر بازتعریف

بررسی گزارش‌های نهادهای بین‌المللی نشان می‌دهد آینده بازار جهانی انرژی بیش از هر زمان دیگری به توان کشورها در مدیریت ریسک‌های ژئوپلیتیکی، توسعه زیرساخت‌های انتقال، افزایش ظرفیت تولید و حفظ تعادل میان عرضه و تقاضا وابسته خواهد بود. در این میان، رشد صادرات گاز طبیعی مایع، تغییر الگوی مصرف برق و تداوم وابستگی اقتصاد جهانی به سوخت‌های فسیلی، مهم‌ترین روندهایی هستند که مسیر این بازار را تا سال ۲۰۳۰ شکل خواهند داد.

هم‌زمان، تجربه بحران‌های سال‌های اخیر نشان داده است که بازار انرژی تنها بازاری برای مبادله حامل‌های انرژی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین ارکان ثبات اقتصاد جهانی محسوب می‌شود. از این رو، تحولات این بازار نه‌تنها بر قیمت نفت، گاز و برق، بلکه بر رشد اقتصادی، تجارت بین‌الملل، هزینه تولید و امنیت انرژی کشورها نیز اثرگذار خواهد بود؛ موضوعی که اهمیت رصد مستمر روندهای این حوزه را برای سیاست‌گذاران، فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذاران دوچندان می‌کند.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=69784
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه