
ظهور و سقوط کفش بلا/ فیلم
به گزارش نماد اقتصاد، سعید و حمید عمید حضور مالک ساختمان ۱۶۵در خیابان یونیورسیتی در نزدیکی دانشگاه استنفورد بودند که آن را به شرکت گوگل اجاره داده بودند. این اقدام، مقدمه آشنایی و علاقه آنها به فناوری های نوین شد و شرکتی با نام «پلاگاند پلی» تاسیس کردند که کاراصلیش شناسایی و حمایت از ایده […]
به گزارش نماد اقتصاد، سعید و حمید عمید حضور مالک ساختمان ۱۶۵در خیابان یونیورسیتی در نزدیکی دانشگاه استنفورد بودند که آن را به شرکت گوگل اجاره داده بودند. این اقدام، مقدمه آشنایی و علاقه آنها به فناوری های نوین شد و شرکتی با نام «پلاگاند پلی» تاسیس کردند که کاراصلیش شناسایی و حمایت از ایده های آینده دار و استارتاپ ها است. شرکت آنها، اکنون در ساختمان عظیمی قرار دارد که قبلا متعلق به شرکت فلیپس بود. اما شاید بد نباشد بدانیم عمید حضورها از کی و از کجا شروع کردند؟
حاج حسن عمید حضور دوسال مانده به وقوع انقلاب مشروطیت، در کاشان متولد شد و بعد از فوت پدر در سن ۱۲ برای یافتن کار به تهران آمد و به دستفروشی پرداخت. او دمپایی و گالش پلاستیکی می فروخت و در چند قدمی او جوان دیگری به نام سید جلال تهرانی، بساط جوراب فروشی پهن داشت. دست روزگار، این دو دستفروش مهاجر را به جایی رساند که مایه رشک تجار و صنعتگران ایران شدند.
خاندان حسن عمید با کفش بلا و خاندان جلال تهرانی با جوراب استارلایت و چندین کارخانه نساجی دیگر به قله ثروت و شهرت رسیدند!
حسن عمید با سختکوشی و پس انداز، توانست مغازه کوچکی در بازار تهران بخرد و در آغاز موفقیت در سن ۴۶ سالگی درگذشت و ۵ پسر به نام های امیر، منصور، هاشم، محسن و اسماعیل برجای گذشت. دو نفر اول فرصت تحصیل نیافتند و ۳ نفر بعدی برای تحصیل به خارج از کشور رفتند و بعدها به کار خانوادگی برگشتند.
در سال ۱۳۳۰ یکی از تجار تهران به نام اسد صادق زاده حریری که نتوانسته بود تمایل پسرانش برای کار در بازار را جلب کند، به پسران عمید حضور پیشنهاد مشارکت در فعالیت های اقتصادی را داد و این نخستین شانسی بود که خانه آنها را زد.
کار آنها خرید کلی و بنکداری کفشهای کارخانه چکسلواکی و اروپای شرقی و نیز محصول کفش مهشید و کفش ملی و توزیع به سرتاسر کشور بود.
این تجربه، زمینه ساز تاسیس دومین کارخانه تولید کفش در ایران در سال ۱۳۴۱ توسط برادران عمید حضور شد. راه اندازی و بازاریابی برای کارخانه تازه تاسیس «کفش بلا» آنهم با وجود رقیب قدرتمندی مثل کفش ملی ایروانی که تمام بازارها را در کنترل داشت و از نفوذ سیاسی و اقتصادی بالایی برخوردار بود، به هیچ وجه کار راحتی نبود. اما برادران عمید حضور، تمام این کاستی ها را با کار شبانه روزی جبران کردند؛ به طوری که حتی ناهار روزانه را نیز اغلب سرپایی و نصفه و نیمه می خوردند تا وقفه ای در پیشبرد کارها ایجاد نشود!
محصولات گروه بلا شامل انواع کفش های پلاستیکی و لاستیکی، گالش، پوتین، دمپایی، کفش ورزشی و کفش تنیس مردانه و در نهایت تولید کفش چرمی بود.
آنها ابتدا تولیدات را به بنکدارها می فروختند. اما از سال ۱۳۴۴ شروع به راه اندازی نمایندگی و فروشگاههای مختص خود کردند؛ تعداد این فروشگاهها در طول ۷ سال به ۱۸۹ نمایندگی رسید که ۵۹ فروشگاه در تهران و ۱۳۰ فروشگاه دیگر در سرتاسر کشور به توزیع محصولات بلا مشغول بودند.
بخشی از محصولات آنها هم در آغاز دهه ۵۰ به اروپای شرقی، شوروی، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و افغانستان صادر می شد.
شرکت کفش بلا حدود ۲۵۰۰ نیروی شاغل مستقیم داشت و هزاران شغل غیرمستقیم ایجاد کرد. تقاضا برای محصولات بلا به حدی فزونی گرفت که کارخانه بلا در قم، تهران و گیلان سه شیفت کار می کرد و حتی کارخانه های جانبی برای تولید کارتن بسته بندی کفش تاسیس کردند. آنها برای متمرکز نمودن فعالیت ها، زمینی به وسعت صدهکتار در نزدیکی ساوه خریداری کرده بودند که مجال توسعه نیافتند.
شرکت بلا در سال ۱۳۵۶ به دلیل اختلافات داخلی برادران و نیز تاخیر در استفاده از فنون مدیریت نوین دچار بحران شد و در سوم اردیبهشت ۱۳۵۷ قادر به بازپرداخت بهنگام وامی که برای بیمه کارکنان خود گرفته بود، نشد و از این رو، مدیریت آن در کنترل بانکهای طلبکار قرار گرفت و با پیروزی انقلاب اسلامی، نام برند «بلا» به « فخرالاسلام» تغییر یافت.
با اینکه برادران عمید حضور هیچ علاقه و فعالیت سیاسی و صنفی نداشتند، عضو اتاق بازرگانی هم نبودند و حتی با تجار مذهبی مثل طرخانی، عسکراولادی و رفیق دوست مراودات و وصلت هایی داشتند، اما شرکت بلا با تمام کارخانه ها و نمایندگی ها و فروشگاهها، در تیرماه ۱۳۵۸ در فهرست مصادره قرار گرفت و در سال ۱۳۵۹ از ورود آنها به کارخانه هایی که با خون دل بنا کرده بودند، جلوگیری شد و به این ترتیب، غول بلا مثل دیگر کارخانه های دولتی شده با زیان و بدهی های گسترده مواجه و اغلب تعطیل شدند.
امیر عمید حضور در همان سال ۵۸ همراه خانواده اش به آمریکا رفت و همراه پسرانش در صنایع آب و ملکداری و تجارت فرش مشغول شدند و در مهرماه ۱۳۷۹ در سن ۷۲ سالگی درگذشت.
منصور عمید حضور، ممنوع المعامله شد و در سن ۴۶ سالگی در سال ۱۳۶۱ بر اثر سکته در تهران درگذشت.
محسن عمید حضور که در ایران بود در بهمن ۸۴ درگذشت.
هاشم عمید حضور به فرانسه رفت و اکنون با دخترانش در کار تجارت کفش اشت.
اسماعیل عمید حضور به آمریکا رفت و در زمینه تجارت الکترونیک فعال شد.
به این ترتیب، ریشه عمیدحضورها در صنعت و تجارت کشور خشکید و فرصت هایی از اقتصاد ایران گرفته شد.
انتهای پیام
منبع: نشریه کارخانهدار
اخبار مرتبط

هفته صعودی بازارهای مالی ایران؛ بورس رکورد زد، دلار بالا رفت

هزینه واردات قطعات خودرو در تنگنای تحریم و نفت گران

نفت ۱۱۰ دلاری آتش به جان بازارهای جهانی انداخت

صندوق درآمد ثابت، سپرده بانکی یا طلا؛ کدام برای سرمایهگذاری مناسبتر است؟

حرکت به سمت اقتصاد دیجیتال؛ فروش رونق گرفت؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه