
بحران در بازار فلزات پایه تداوم پیدا میکند
در حالی که توجه بخش عمده بازارهای جهانی طی ماههای اخیر بر نوسانات نفت و گاز متمرکز بوده، در پسزمینه بحران ژئوپلیتیکی خاورمیانه تحول مهمتری در حال شکلگیری است؛ تحولی که میتواند پیامدهای بلندمدتتری برای صنایع جهانی به ویژه فلزات پایه داشته باشد.
به گزارش نماد اقتصاد، جنگ خاورمیانه و اختلال در زنجیرههای تامین منطقهای اکنون به یکی از مهمترین عوامل فشار بر بازار فلزات پایه و صنعتی تبدیل شده و نگرانیها درباره کمبود عرضه مواد اولیه مورد نیاز صنایع انرژی، خودرو، فناوری و زیرساخت را افزایش داده است.
تحلیلهای جدید نشان میدهد بازار جهانی فلزات پایه پیش از آغاز بحران جنگ نیز با محدودیتهای ساختاری عرضه مواجه بود، اما تنشها در خاورمیانه این وضعیت را وارد مرحله تازهای کرده است و حتی به نظر میرسد پس از تفاهمنامه آمریکا و ایران نیز ادامه داشته باشد. کارشناسان از شکلگیری پدیدهای موسوم به کمبود شدید در بازار فلزات پایه و صنعتی سخن میگویند؛ وضعیتی که در آن رشد تقاضا و محدودیت عرضه به طور همزمان موجب افزایش فشار بر قیمتها میشود.
بحرانی فراتر از نفت
در نگاه نخست، جنگ خاورمیانه عمدتا به عنوان عاملی برای ایجاد یک بحران انرژی شناخته میشود؛ زیرا تنگه هرمز مسیر عبور بخش مهمی از تجارت جهانی نفت و گاز است. البته اهمیت این آبراه تنها به بازار انرژی محدود نمیشود. اختلال در حملونقل دریایی، افزایش هزینههای بیمه و حمل، محدودیت دسترسی به مواد شیمیایی صنعتی و افزایش قیمت سوخت، همگی بر فعالیت معادن، واحدهای ذوب و صنایع فلزی جهان تاثیر مستقیم گذاشتهاند.
در واقع بخش مهمی از تولید فلزات جهان به زنجیرهای از مواد اولیه، انرژی و حملونقل وابسته است. هرگونه اختلال در یکی از این حلقهها میتواند بر کل زنجیره ارزش صنایع معدنی و فلزی اثر بگذارد. از همین رو بسیاری از فعالان بازار معتقدند پیامدهای واقعی جنگ ایران و آمریکا در صورت تداوم برای بخش معدن و فلزات ممکن است حتی ماندگارتر از تاثیر آن بر بازار نفت باشد.
مس؛ فلزی که بیشترین فشار را تحمل میکند
در میان فلزات پایه و صنعتی، مس بیش از سایرین در معرض فشارهای ناشی از بحران قرار گرفته است. بازار جهانی مس پیش از وقوع جنگ نیز با کمبود سرمایهگذاری در پروژههای معدنی جدید و رشد سریع تقاضا از سوی صنایع انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای الکتریکی و مراکز داده هوش مصنوعی روبهرو بود.
اکنون نوسانات قیمت سوخت، رشد هزینههای استخراج و کمبود اسید سولفوریک، فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان وارد کرده است. اسید سولفوریک یکی از مواد اولیه کلیدی در فرآوری سنگ معدن مس محسوب شده و بخش مهمی از عرضه جهانی گوگرد مورد نیاز برای تولید آن از کشورهای حوزه خلیج فارس تامین میشود. اختلال در صادرات این ماده اولیه موجب شده برخی تحلیلگران نسبت به کاهش صدها هزار تنی ظرفیت تولید مس در سال جاری میلادی هشدار دهند.
شرکت گلدمن ساکس نیز برآورد خود از کسری تولید در بازار مس را افزایش داده و معتقد است محدودیتهای جدید میتواند شکاف میان عرضه و تقاضا را بیش از پیش عمیق کند. این موضوع در شرایطی رخ میدهد که سرمایهگذاری جهانی در زیرساختهای برق، هوش مصنوعی و گذار به انرژیهای تجدیدپذیر همچنان با سرعت بالا ادامه دارد.
آلومینیوم؛ قربانی خاموش بحران خاورمیانه
آلومینیوم یکی دیگر از فلزاتی است که به طور مستقیم تحت تاثیر جنگ خاورمیانه قرار گرفته است. کشورهای حوزه خلیج فارس سهم قابلتوجهی از تولید جهانی آلومینیوم را در اختیار دارند و هرگونه اختلال در فعالیت واحدهای ذوب منطقه میتواند به سرعت بر بازار جهانی اثر بگذارد.
گزارشهای صنعتی نشان میدهد آسیب به برخی واحدهای تولیدی و محدودیت در تامین مواد اولیه موجب افزایش نگرانیها درباره عرضه آلومینیوم شده است. از سوی دیگر افزایش هزینه انرژی نیز فشار مضاعفی بر صنعت آلومینیوم وارد میکند؛ زیرا تولید این فلز یکی از انرژیبرترین فرایندهای صنعتی جهان به شمار میرود.
این مسئله برای صنایع خودروسازی، هوافضا، ساختمان و بستهبندی اهمیت ویژهای دارد. افزایش قیمت آلومینیوم میتواند به طور مستقیم هزینه تولید طیف گستردهای از محصولات صنعتی و مصرفی را افزایش دهد و فشارهای تورمی جدیدی ایجاد کند.
چرا هزینههای صنعت معدن در حال افزایش است؟
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ ایران و آمریکا برای بخش معدن، رشد شدید هزینههای عملیاتی است. معادن در سراسر جهان برای استخراج و حمل مواد معدنی به حجم عظیمی از سوخت، مواد شیمیایی و تجهیزات نیاز دارند. افزایش قیمت نفت و اختلال در زنجیره تامین موجب شده هزینه استخراج در بسیاری از پروژههای معدنی افزایش یابد.
همزمان رشد قیمت گوگرد و اسید سولفوریک نیز هزینه فرآوری مواد معدنی را بالا برده است. در برخی مناطق معدنی آفریقا و آمریکای لاتین، تولیدکنندگان با دشواری فزایندهای در تامین مواد اولیه مورد نیاز واحدهای فرآوری مواجه شدهاند. این روند میتواند سودآوری پروژههای معدنی را کاهش داده و حتی برخی طرحهای توسعهای را به تعویق بیندازد.
تقاضای چشمگیر در برابر عرضه محدود
آنچه وضعیت فعلی را پیچیدهتر میکند، تداوم رشد تقاضا برای فلزات پایه و صنعتی است. برخلاف بسیاری از دورههای تاریخی که افزایش قیمتها ناشی از جهش تقاضا یا کاهش عرضه بود، بازار در حال حاضر با هر دو شرایط چالشی به طور همزمان مواجه است.
گسترش شبکههای برق، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، توسعه خودروهای الکتریکی و رشد انفجاری تقاضا برای توسعه مراکز داده هوش مصنوعی نیاز به فلزاتی نظیر مس و آلومینیوم را به سطحی بیسابقه رسانده است. در نتیجه حتی اگر بخشی از اختلالات ناشی از جنگ آمریکا و ایران کاهش یابد، بازار همچنان با محدودیت عرضه ساختاری روبهرو خواهد بود.
سنگآهن؛ استثنا بزرگ بازار
در میان فلزات و مواد معدنی، سنگآهن تاکنون کمترین تاثیر را از بحران خاورمیانه پذیرفته است. علت اصلی این موضوع به مسیرهای تجاری این ماده معدنی بازمیگردد. بخش عمده صادرات سنگآهن جهان از استرالیا و برزیل به چین انجام میشود و این مسیرها وابستگی مستقیمی به تنگه هرمز ندارند.
به همین دلیل بازار سنگآهن برخلاف مس و آلومینیوم تاکنون ثبات نسبی خود را حفظ کرده است. قیمتها در محدوده مشخصی نوسان داشته و فعالان بازار بیشتر بر وضعیت تقاضای چین و تولید فولاد و نه تحولات خاورمیانه تمرکز میکنند.
چشمانداز بازار فلزات؛ تداوم محدودیتها
بسیاری از تحلیلگران معتقدند حتی در صورت کاهش تنشهای نظامی و علیرغم تفاهم صورت گرفته میان آمریکا و ایران، بازار فلزات صنعتی به سرعت به شرایط عادی بازنخواهد گشت. دلیل اصلی این مسئله آن است که بحران اخیر تنها مشکلاتی از کمبود سرمایهگذاری در معادن جدید گرفته تا رشد سریع مصرف فلزات در اقتصاد کمکربن را آشکار کرده که سالها در حال شکلگیری بودهاند.
در چنین شرایطی هرگونه اختلال ژئوپلیتیکی میتواند به سرعت تعادل بازار را بر هم بزند. از این منظر، جنگ ایران و آمریکا بیش از آنکه عامل اصلی بحران فلزات باشد، نقش شتابدهنده روندی را ایفا کرده که از سالها قبل آغاز شده بود.
در نتیجه بسیاری از فعالان صنعت معدن و فلزات معتقدند جهان وارد دورهای شده است که در آن امنیت عرضه مواد معدنی به اندازه امنیت انرژی اهمیت خواهد داشت. همانگونه که نفت در قرن بیستم به یک دارایی راهبردی تبدیل شد، فلزاتی مانند مس و آلومینیوم نیز در اقتصاد دیجیتال و کمکربن قرن بیستویکم به جایگاهی مشابه دست یافتهاند؛ جایگاهی که هر بحران ژئوپلیتیکی میتواند آن را به کانون توجه بازارهای جهانی تبدیل کند.
حسین امیری
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

اعتبار چتر امنیتی آمریکا در منطقه تضعیف شد

نتیجه رایزنیهای واشنگتن و تهران چه شد؟

جهش تورم آمریکا به ۴.۲ درصد در پی جنگ با ایران

اطلاعیه مهم سازمان اداری و استخدامی در خصوص دورکاری کارمندان

جنگ بین ایران و اسرائیل چه تاثیری بر بازار جهانی گذاشت؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه