
بیکاری جوانان به مرز یکچهارم رسید
رزومه را میتوان در چند دقیقه بهروز کرد؛ توضیح دادن فاصلهای که هر ماه میان پایان تحصیل و نخستین شغل طولانیتر میشود، دشوارتر است. برای کسی که دنبال کار میگردد، زمان با تعداد درخواستهای ارسالشده، مصاحبههای بینتیجه و تماسهایی میگذرد که قرار بوده برقرار شوند. در خانه هم این انتظار شکل دیگری دارد، هزینههایی که هنوز پدر و مادر میپردازند، اجاره خانهای که نمیتوان سراغش رفت و تصمیمهایی که به رسیدن نخستین حقوق گره خوردهاند.
به گزارش نماد اقتصاد، آمار بهار ۱۴۰۵، تصویری از گستردهتر شدن همین انتظار است. نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر به ۹٫۱ درصد رسیده اما برای جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله، این عدد ۲۳٫۴ درصد است. یعنی نزدیک به یکچهارم جوانانی که وارد بازار کار شدهاند و در جمعیت فعال اقتصادی قرار دارند، بیکارند. پشت فاصله این دو عدد، دشواری ورود نسلی به اقتصاد دیده میشود که برای آغاز زندگی مستقل، به فرصت کار نیاز دارد.
براساس جداول ارائهشده از آمار بازار کار، نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر از ۷٫۳ درصد در بهار ۱۴۰۴ به ۹٫۱ درصد در بهار امسال افزایش یافته است؛ ۱٫۸ واحد درصد افزایش که معادل رشد نسبی ۲۴٫۷ درصدی نرخ بیکاری است. این رقم از نرخ ثبتشده در هر چهار فصل سال گذشته بالاتر است؛ نشانهای از آنکه بازار کار، سال تازه را با فشار بیشتری آغاز کرده است.
عدد کوچک، تغییر بزرگ
افزایش از ۷٫۳ به ۹٫۱ درصد، در نگاه نخست ممکن است جابهجایی محدودی به نظر برسد. بااینحال، این تغییر نشان میدهد سهم بیکاران از جمعیت فعال اقتصادی، نسبت به بهار گذشته یکچهارم بیشتر شده است.
البته این محاسبه به معنای افزایش ۲۴٫۷ درصدی تعداد بیکاران نیست؛ برای چنین نتیجهای باید اندازه جمعیت فعال در هر دو دوره نیز بررسی شود. اهمیت رقم موجود در این است که نسبت میان کسانی که کار دارند و کسانی که در جستوجوی کارند، به زیان گروه دوم تغییر کرده است.

مقایسه با بهار سال گذشته نیز اهمیت دارد. بازار کار در طول سال از فصل برداشت، فعالیتهای ساختمانی، گردشگری و دیگر مشاغل فصلی تأثیر میگیرد. مقایسه دو فصل مشابه، بخشی از این تفاوت را محدود میکند؛ بنابراین افزایش ثبتشده را نمیتوان صرفاً با تفاوت معمول میان زمستان و بهار توضیح داد.
شدت فشار برای جوانان بیشتر است. نرخ بیکاری گروه ۱۵ تا ۲۴ ساله از ۱۹٫۷ درصد در بهار گذشته به ۲۳٫۴ درصد رسیده؛ افزایشی معادل ۳٫۷ واحد درصد. نرخ بیکاری این گروه اکنون حدود ۲٫۶ برابر نرخ عمومی است.

این فاصله نشان میدهد ورود به بازار کار، بهمراتب دشوارتر از چیزی است که میانگین کل اقتصاد نشان میدهد. جوان تازهوارد معمولاً سابقه کاری محدودی دارد، شبکه ارتباطی حرفهای او هنوز شکل نگرفته و قدرت چانهزنی کمتری برای انتخاب شغل دارد. اگر بنگاهها استخدام را محدود کنند یا نیروی باتجربه بخواهند، او ممکن است مدت بیشتری بیرون بماند؛ برای استخدام به سابقه نیاز دارد و برای ساختن سابقه، به استخدام.
هزینه این انتظار نیز فقط حقوقی نیست که دریافت نمیشود. نخستین سالهای اشتغال، زمان یادگیری محیط کار، کسب مهارت و ساختن سابقه حرفهای است. طولانی شدن بیکاری میتواند این فرایند را عقب بیندازد و فرد را به پذیرش کاری سوق دهد که با تخصص، علاقه یا مسیر شغلی موردنظرش فاصله دارد.
از همینجا تفاوت میان «پیدا کردن هر نوع کار» و «رسیدن به شغلی با امکان پیشرفت» آشکار میشود. ممکن است فرد برای تأمین مخارج، کاری موقت یا کمدرآمد بپذیرد و از نظر آماری شاغل شود؛ اما همچنان نتواند برای اجاره خانه یا آینده خود برنامهریزی کند. به همین دلیل، نرخ بیکاری تنها بخشی از وضعیت جوانان را نشان میدهد.
صورتحساب انتظار به خانه میرسد
وقتی ورود فرزند به بازار کار عقب میافتد، خانواده برای مدت بیشتری تأمینکننده هزینههای او باقی میماند. مخارج رفتوآمد، آموزش، درمان و نیازهای روزمره ادامه دارد، بیآنکه درآمد تازهای به بودجه خانه اضافه شود.
توان خانوادهها برای تحمل این دوره یکسان نیست. خانواده برخوردار میتواند فرصت بیشتری برای جستوجوی شغل مناسب فراهم کند؛ خانوادهای با درآمد محدود ممکن است ناچار باشد از جوان خود بخواهد زودتر هر فرصت درآمدی موجود را بپذیرد. در چنین شرایطی، طولانی شدن بیکاری میتواند فاصله فرصتها را بیشتر کند: یکی زمان میخرد تا شغل مناسب پیدا کند و دیگری برای پرداخت هزینه امروز، از انتخابهای فردا میگذرد.
این همان نقطهای است که مسئله اشتغال از بازار کار فراتر میرود و به نابرابری پیوند میخورد. فرصت صبر کردن، آموزش دیدن و آزمودن مسیرهای مختلف، خود به امکانی وابسته به درآمد خانواده تبدیل میشود.
بیکاری در سالهایی که زندگی باید شکل بگیرد
آمار گروه ۱۸ تا ۳۵ ساله، بُعد دیگری از فشار را آشکار میکند. نرخ بیکاری این جمعیت از ۱۴٫۵ درصد در بهار ۱۴۰۴ به ۱۷٫۵ درصد در بهار امسال رسیده؛ سه واحد درصد افزایش و حدود ۲۰٫۷ درصد رشد نسبی.
این دامنه سنی، سالهای ورود به کار تا تثبیت موقعیت شغلی را در بر میگیرد؛ دورهای که برای بسیاری با تصمیم درباره ازدواج، مسکن و فرزندآوری همراه است. بیثباتی درآمد در این مقطع میتواند زنجیرهای از تعویقها ایجاد کند. اجاره خانه عقب میافتد، تشکیل خانواده دشوارتر میشود و پساندازی که قرار بوده پشتوانه آینده باشد، صرف هزینههای جاری میشود.
از سوی دیگر، وقتی بنگاهها با متقاضیان متعدد روبهرو باشند، ممکن است قدرت انتخاب کارجو کاهش یابد. فردی که مدت زیادی دنبال کار بوده، احتمال دارد دستمزد پایینتر یا شرایط نامطمئنتری را بپذیرد. بنابراین فشار بیکاری میتواند بر کیفیت استخدامهای تازه نیز اثر بگذارد؛ اثری که در عدد نهایی نرخ بیکاری دیده نمیشود.
 copy.webp)


۰ دیدگاه