
محسن خلیلی، کارآفرینی که از یک شعله، داستان صنعت ایران را آغاز کرد
محسن خلیلی عراقی، از چهرههای ماندگار صنعت و تشکلهای اقتصادی ایران، روز جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵، برابر با ۹ اکتبر ۲۰۲۶، درگذشت؛ مردی که بیش از هفت دهه از عمرش را در کار و تولید گذراند و نامش با گسترش صنعت گاز مایع، توسعه شرکت بوتان و شکلگیری تشکلهای صنعتی بخش خصوصی گره خورد.
به گزارش نماد اقتصاد، خبر کوتاه بود، اما پشت آن، نزدیک به یک قرن زندگی ایستاده بود. محسن خلیلی از نسلی بود که صنعت را در روزگار دشواریهای فراوان آغاز کرد؛ نسلی که برای تولید یک کالا، گاه ناچار بود پیش از هر چیز بازار آن را بسازد، شیوه استفاده از آن را به مردم بیاموزد، ابزار و تجهیزاتش را فراهم کند و برای ادامه کار، راهی از میان موانع اداری و اقتصادی بیابد. مرحوم خلیلی در چنین فضایی بالید و سالهای دراز زندگی حرفهای خود را صرف ساختن، نگهداشتن و گسترشدادن کرد؛ از اداره یک مجموعه صنعتی تا گردآوردن صنعتگران در تشکلهایی که بتوانند صدای مشترکی داشته باشند.
از خانوادهای صنعتگر تا دانشکده فنی دانشگاه تهران
محسن خلیلی عراقی در سال ۱۳۰۸ به دنیا آمد. پدرش، محمود خلیلی، از پیشگامان صنعت گاز مایع در ایران بود؛ مردی که پیش از فراگیرشدن استفاده از گاز در خانهها، به امکان بهرهگیری از این سوخت و ساخت تجهیزات مورد نیاز آن اندیشید. محسن از نوجوانی با دنیای کار و صنعت آشنا شد. در روایتهایی که از زندگیاش نقل شده، آمده است که حدود دوازدهسالگی تجربه کار در یک کارگاه کوچک را آغاز کرد؛ تجربهای زودهنگام که او را با کار عملی و دشواریهای ساختن آشنا میکرد.
او تحصیلات خود را ادامه داد و در سال ۱۳۳۲ در رشته مهندسی الکترومکانیک از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. آموزش دانشگاهی، دانش فنی لازم را در اختیارش گذاشت؛ اما عرصهای که بعدها در آن شناخته شد، کارخانه و بازار و میدان دشوار اداره یک بنگاه اقتصادی بود؛ جایی که دانش مهندسی باید در کنار شناخت نیاز مردم، مدیریت نیروی انسانی و تصمیمگیری اقتصادی قرار میگرفت.
در همان سال، شرکت بوتان در ۱۹ مرداد ۱۳۳۲ تأسیس شد. فعالیت این شرکت بهتدریج در گسترش استفاده از گاز مایع و تولید تجهیزات مرتبط با آن نقش گرفت. محمود خلیلی راه را آغاز کرده بود و محسن، که در شکلگیری و توسعه فعالیتهای شرکت سهم داشت، بهتدریج در مرکز این مسیر قرار گرفت. این همکاری خانوادگی، در سالهای بعد به یکی از شناختهشدهترین روایتهای کارآفرینی صنعتی ایران بدل شد.
بوتان؛ از گاز مایع تا وسایلی که وارد خانهها شدند
در سالهایی که بوتان فعالیت خود را آغاز کرد، استفاده از گاز مایع برای پختوپز و دیگر نیازهای خانگی هنوز به اندازه امروز رایج نبود. رساندن این سوخت به خانهها، تنها به تهیه گاز و توزیع آن محدود نمیشد؛ سیلندر، تجهیزات ذخیرهسازی، وسایل گازسوز، شبکه توزیع و آشنایی مردم با شیوه استفاده از این امکانات نیز لازم بود.
توسعه این صنعت به مجموعهای از فعالیتهای پیوسته نیاز داشت. باید گاز تهیه و حمل میشد، سیلندرهای مناسب در دسترس قرار میگرفت، وسایل گازسوز تولید میشد و شبکهای برای رساندن محصولات و خدمات به مصرفکنندگان شکل میگرفت. بوتان در جریان گسترش فعالیت خود، از توزیع گاز مایع به تولید تجهیزات مورد نیاز آن نیز پرداخت.
نخستین اجاق گاز این مجموعه در سال ۱۳۳۵ تولید شد؛ بخاری گازی در سال ۱۳۳۸، آبگرمکن ایستاده گازی در سال ۱۳۴۳ و سیلندر گاز مایع در سال ۱۳۴۵ به این مسیر افزوده شدند. این محصولات، در کنار توسعه شبکه توزیع، به گسترش استفاده از گاز مایع در خانههای ایرانی کمک کردند. فعالیت صنعتی در این حوزه، بهتدریج از واردکردن یک سوخت به زندگی مردم فراتر رفت و تولید وسایلی را دربر گرفت که استفاده از آن سوخت را ممکن میکردند.
یکی از محصولات شناختهشده این مسیر، اجاق قابل حملی بود که در زبان مردم به «اجاق پیکنیکی» شهرت یافت. ایده این اجاق از توجه به نیاز خانوادههایی شکل گرفت که هنگام سفر و گردش به وسیلهای سبک و قابل حمل برای پختوپز نیاز داشتند. خلیلی در روایت خود از این ایده، به شکستن شاخههای درختان و روشنکردن آتش در طبیعت اشاره کرده بود؛ مسئلهای که او را به فکر ساخت وسیلهای متناسب با نیاز مسافران انداخت. نامی که شرکت برای محصول در نظر گرفته بود «اجاق سفری» بود، اما نام «پیکنیکی» میان مردم رواج یافت. بنا بر گفته او، بیش از ده میلیون دستگاه از این اجاقها تولید شد.
اهمیت این تجربه برای محسن خلیلی تنها در تولید یک محصول پرفروش خلاصه نمیشد. او در توسعه بوتان با صنعتی سروکار داشت که برای گسترش آن باید هم محصول تولید میکرد و هم شیوهای از استفاده را در زندگی روزمره جا میانداخت. گاز مایع، سیلندر و وسایل گازسوز در کنار یکدیگر معنا پیدا میکردند و گسترش بازار نیز به فراهمبودن همه این حلقهها وابسته بود.
از همین رو، نام بوتان در زندگی حرفهای او تنها نام یک شرکت نبود؛ مجموعهای بود که سالهای طولانی برای اداره و توسعه آن وقت گذاشت و در کنار خانواده، مدیران، مهندسان، کارگران و کارکنانش پیش برد.

پس از درگذشت پدر؛ مسئولیت سنگینتر شد
محمود خلیلی در سال ۱۳۵۳ درگذشت. با مرگ او، مسئولیت اداره بوتان بیش از گذشته بر دوش محسن قرار گرفت. شرکت در آن زمان مجموعهای بزرگ با حدود ۱۵۰۰ کارگر و کارمند بود و فعالیتش به شبکهای از تولید، توزیع و خدمات وابستگی داشت. ادامه چنین کاری، بهویژه پس از درگذشت بنیانگذار آن، مسئولیتی سنگین بود.
مرحوم محسن خلیلی در سالهای بعد مدیریت فعالیتهای صنعتی خانواده را ادامه داد؛ اما دوران کاری او به سالهای رشد اقتصادی محدود نماند. انقلاب ۱۳۵۷ و تحولات پس از آن، فضای فعالیت بخش خصوصی را دگرگون کرد. بسیاری از صاحبان صنایع با بیثباتی، اعتصاب، تغییر مقررات و نگرانی درباره آینده بنگاههایشان روبهرو شدند. بوتان نیز از این وضعیت برکنار نماند.
در روایتهایی که از آن دوره باقی مانده، از دشواریهای فراوان خلیلی برای ادامه فعالیت شرکت یاد شده است. محسن جلالپور، فعال اقتصادی، به مناسبت درگذشت او نوشته است که خلیلی بارها به دادگاه احضار شد و برای پرداخت حقوق کارکنان، املاک شخصی خود را فروخت. در روایتهای دیگری نیز از فروش خانههای شرکا برای تأمین دستمزد کارکنان در سالهای آغازین پس از انقلاب سخن گفته شده است. این جزئیات در قالب روایتهای نقلشده از آن دوران بازگو شدهاند، اما در مجموع تصویری از دشواری حفظ فعالیت صنعتی و پرداخت حقوق نیروی انسانی در آن سالها به دست میدهند.
برای مرحوم محسن خلیلی، ادامه کار بوتان به حفظ نام یک شرکت محدود نبود؛ زندگی شمار زیادی از کارکنان به تداوم فعالیت آن وابسته بود. او در دورهای که ادامه فعالیت بنگاههای خصوصی با دشواریهای جدی روبهرو بود، در صنعت ماند و اداره مجموعه را دنبال کرد. همین پایداری در سالهای پرتلاطم، بخش مهمی از خاطرهای است که از او در میان فعالان اقتصادی و صنعتی باقی مانده است.

باور به تشکلگرایی؛ صنعتگران تنها نمانند
یکی از مهمترین وجوه زندگی مرحوم محسن خلیلی، فعالیت مستمر او برای شکلگیری و تقویت تشکلهای صنعتی بود. او تجربه اداره یک بنگاه را از نزدیک میشناخت و میدانست بسیاری از مشکلات تولیدکنندگان، به یک شرکت یا یک مدیر محدود نمیشود. مقررات، سیاستهای اقتصادی، دسترسی به منابع مالی و رابطه بخش خصوصی با دولت، بر کار شمار زیادی از بنگاهها اثر میگذاشت. از نگاه او، صنعتگران برای پیگیری مسائل مشترک به همکاری و سازمانیافتگی نیاز داشتند.
مرحوم محسن خلیلی بارها بر اهمیت «خرد جمعی»، گسترش فرهنگ صنعتی و تعامل با دولت تأکید کرده بود. او معتقد بود که صنعتیشدن ایران راه همواری ندارد و صنعتگران، اگر بخواهند در برابر مشکلات مشترک اثرگذار باشند، باید از تلاشهای پراکنده فراتر بروند و در قالب تشکلهای حرفهای با یکدیگر همکاری کنند.
نخستین گامهای مهم او در این زمینه به پیش از انقلاب بازمیگردد. در خرداد ۱۳۴۷، با همکاری سه شرکت دیگر، سندیکای شرکتهای توزیعکنندگان گاز را شکل داد؛ تشکلی که بعدها در قالب انجمن صنفی کارفرمایان توزیعکننده گاز مایع ایران به فعالیت ادامه داد. او همچنین در سال ۱۳۵۲ به سندیکای لوازم خانگی پیوست و به عضویت هیئتمدیره آن درآمد؛ تشکلی که امروز با نام انجمن صنایع لوازم خانگی ایران شناخته میشود.
پس از انقلاب نیز فعالیت تشکلی را کنار نگذاشت. در اسفند ۱۳۵۹، مرحوم خلیلی به همراه گروهی از صاحبان صنایع در تأسیس انجمن مدیران صنایع مشارکت کرد. این انجمن در روزگاری شکل گرفت که نگرانی درباره آینده واحدهای تولیدی و جایگاه بخش خصوصی فراوان بود. هدف از گردهمآمدن مدیران، پیگیری مسائل مشترک و تلاش برای حفظ توان تولیدی کشور بود؛ تلاشی که به حضور منسجمتر صنعتگران در عرصه عمومی کمک میکرد.
این فعالیتها در سالهای بعد ادامه یافت. مرحوم خلیلی که در اتاق بازرگانی نیز فعال بود، در مهرماه ۱۳۸۰ کنفدراسیون صنعت ایران را راهاندازی کرد تا انجمنها و تشکلهای صنعتی بتوانند زیر چتری مشترک گرد هم آیند و در گفتوگوها و تصمیمسازیهای کلان اقتصادی حضور مؤثرتری داشته باشند.
او تشکلگرایی را فعالیتی حاشیهای در کنار کار صنعتی نمیدید. در نگاهش، تجربه یک تولیدکننده میتوانست به کار دیگران بیاید و مشکلات مشترک نیز با همفکری و پیگیری جمعی بهتر شناخته و دنبال شوند. به همین دلیل، بخش مهمی از کارنامه او به ایجاد و تقویت نهادهایی اختصاص یافت که عمر و دامنه فعالیتشان از یک شرکت فراتر میرفت.
از همین مسیر بود که نام او با عنوان «پدر تشکلگرایی صنعتی ایران» پیوند خورد؛ عنوانی که در سالهای فعالیتش بارها از سوی نهادها و تشکلهای صنعتی برای قدردانی از تلاشهای او به کار رفت.
صنعت و بخش خصوصی در اندیشه محسن خلیلی
مرحوم محسن خلیلی در سخنان و فعالیتهایش بارها به ضرورت گسترش فرهنگ صنعتی اشاره میکرد. از نظر او، صنعتیشدن صرفاً با تأسیس کارخانه یا افزایش تعداد واحدهای تولیدی به دست نمیآید. صنعت به نیروی انسانی ماهر، تجربه انباشته، همکاری میان بنگاهها و امکان برنامهریزی برای آینده نیاز دارد. در کنار اینها، نهادهایی لازماند که فعالان اقتصادی بتوانند از طریق آنها مسائل خود را پیگیری کنند و در گفتوگو با دولت حضور داشته باشند.
او در طول فعالیت خود به اهمیت بخش خصوصی و نقش نهادهای مدنی و حرفهای توجه داشت. تجربه چند دهه فعالیت صنعتی، او را با این واقعیت روبهرو کرده بود که تصمیمهای یک بنگاه در خلأ گرفته نمیشوند؛ مقررات و سیاستهای عمومی میتوانند راه تولید را هموار یا دشوار کنند. به همین دلیل، مرحوم خلیلی در کنار اداره بوتان، برای تقویت ارتباط میان صنعتگران و ایجاد تشکلهای مشترک وقت گذاشت.
اندیشه او درباره آینده صنعت ایران را بیش از هر چیز میتوان در همین تأکیدهای مکرر بر فرهنگ صنعتی، خرد جمعی و تشکلگرایی جستوجو کرد. او بهجای آنکه تنها در محدوده یک شرکت بماند، کوشید تجربه و توان فعالان اقتصادی را به عرصهای گستردهتر ببرد. برای او، صنعتیشدن نیازمند همکاری کسانی بود که در کارخانهها و بنگاهها کار میکردند، اما همچنین به ارتباط و گفتوگو میان این بنگاهها و نهادهای تصمیمگیر وابسته بود.
در کارنامه او، این باور نه فقط در سخن، بلکه در ایجاد و پیگیری تشکلها دیده میشود: از سندیکای توزیعکنندگان گاز و سندیکای لوازم خانگی تا انجمن مدیران صنایع و کنفدراسیون صنعت ایران. این نهادها بخش مهمی از میراث حرفهای او را تشکیل میدهند و نشان میدهند که فعالیتش به مدیریت یک مجموعه صنعتی محدود نماند.
حضوری فراتر از کارخانه
فعالیتهای محسن خلیلی تنها به صنعت و تشکلهای اقتصادی محدود نبود. او از بنیانگذاران و اعضای هیئتامنای مؤسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان، محک، بود؛ مؤسسهای که فعالیت خود را از سال ۱۳۷۰ آغاز کرد. حضور او در این مجموعه، وجه دیگری از فعالیت اجتماعیاش را نشان میداد؛ مشارکتی در نهادی که برای حمایت از کودکان مبتلا به سرطان و خانوادههای آنان شکل گرفته بود.
خلیلی در سال ۱۳۸۹ به سرطان مبتلا شد و مدتی با این بیماری درگیر بود. پس از بهبود، فعالیتهای خود را از سر گرفت و همچنان با تشکلهای صنعتی و فعالان اقتصادی در ارتباط ماند و ارتباطش با مسائل صنعت و تلاش برای تقویت نهادهای بخش خصوصی ادامه داشت.
در میان کسانی که با او کار کرده بودند، نام «محسنخان» نیز برایش به کار میرفت؛ نامی که کارکنان و کارگران بوتان او را با آن صدا میکردند. در طول دههها فعالیت، او شاهد تغییر نسلها در صنعت ایران بود؛ از سالهایی که استفاده از گاز مایع هنوز نیازمند ایجاد زیرساخت و بازار بود تا روزگاری که تشکلهای صنعتی به یکی از عرصههای پیگیری مطالبات بخش خصوصی تبدیل شدند.
هفت دهه کار و پیگیری
زندگی حرفهای مرحوم محسن خلیلی عراقی را میتوان در چند مسیر بههمپیوسته دنبال کرد: مشارکت در توسعه صنعت گاز مایع و تولید وسایل گازسوز، ادامهدادن فعالیت بوتان پس از درگذشت پدر، تلاش برای حفظ مجموعه صنعتی در سالهای دشوار پس از انقلاب، و صرف وقت و انرژی برای شکلگیری تشکلهایی که صنعتگران را به یکدیگر نزدیکتر کنند.
او از جمله صنعتگرانی بود که در طول عمر کاری خود تنها به اداره روزمره بنگاه بسنده نکرد. تجربهای که از تولید و مدیریت به دست آورده بود، در فعالیتهای تشکلیاش نیز حضور داشت. مرحوم خلیلی باور داشت که برای پیشبردن امور صنعت، تجربه فردی باید با همکاری و خرد جمعی همراه شود؛ باوری که در دهههای مختلف زندگیاش پی گرفت.
محسن خلیلی عراقی در ۱۷ مهر ۱۴۰۵ درگذشت؛ پس از عمری که بخش بزرگی از آن در کارخانه، میان صنعتگران و در پیگیری مسائل بخش خصوصی گذشت. با رفتن او، یکی از چهرههای قدیمی صنعت ایران از میان رفت؛ مردی که نامش هم با محصولات و فعالیتهای بوتان شناخته میشد و هم با تشکلهایی که برای گردهمآوردن فعالان صنعتی پدید آمدند.
کارنامه او را باید در همین دو عرصه دید: در صنعتی که به گسترش استفاده از گاز مایع و تجهیزات وابسته به آن کمک کرد، و در نهادهایی که با کوشش او و دیگر صنعتگران شکل گرفتند تا تولیدکنندگان بتوانند مسائل مشترک خود را پیگیری کنند. محسن خلیلی هفت دهه در این مسیر ماند؛ از سالهای جوانی و تحصیل مهندسی تا روزگار پیری، همچنان درگیر کار صنعت و آینده آن بود.
اخبار مرتبط

دو سناریو برای آینده صنعت

رتبهبندی ۱۲ صنعت کشور در شامخ شهریور

عقبنشینی مردم از مصرف بنزین / سیانجی جایگزین شد

کار سخت، دستمزد معمولی؛ چرا جوانها از صنعت فاصله گرفتهاند؟

صنعت در آستانه یک انقلاب خاموش

 copy.webp)
۰ دیدگاه