
هوش حسی، حلقه مفقوده توسعه ایران
در بیستمین کنفرانس بینالمللی توسعه منابع انسانی، دکتر محمود سریعالقلم، استاد تمام اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی، به صورت مفصل پیرامون علل توسعهنیافتگی و موانع توسعهیافتگی ایران سخنرانی کرد.
به گزارش نماداقتصاد، یگانه بختیاری/در بیستمین کنفرانس بینالمللی توسعه منابع انسانی، دکتر محمود سریعالقلم، استاد تمام اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی، به صورت مفصل پیرامون علل توسعهنیافتگی و موانع توسعهیافتگی ایران سخنرانی کرد.
وی که سالها تحصیل در آمریکا و حضور در کنفرانسهای بینالمللی را در کارنامه خود دارد، تحلیلهای عمیقی از مسائل اساسی توسعه ایران ارائه کرد که محور اصلی آن ناتوانی در تمرکز ذهنی و فقدان هوش حسی (EQ) به جای تمرکز صرف بر هوش IQ بود.
دکتر سریعالقلم سخنان خود را از پرسشی آغاز کرد: «چرا ذهن ما ایرانیان پراکنده است؟». به باور او، پراکندگی ذهن در ایران باعث میشود که به جای تمرکز بر مسائل داخلی و حساسیت بر روابط نزدیک منطقهای، انرژی و منابع کشور صرف مواردی مثل سیاستگذاریهایی شود که در عمل مضحک و غیرمنطقی به نظر میرسند؛ برای مثال سرمایهگذاری صد میلیون دلاری در صنعت لبنیات به جای حل مسائل اساسی داخلی یا تمرکز افراطی بر عدالت در سطح جهانی به جای مسائل عدالت در خاورمیانه و نهایتاً در داخل کشور.
وی به اهمیت داشتن ذهن متمرکز اشاره کرد و توضیح داد که در طول فعالیت علمی و مدنی خود در ایران، افراد بسیار کمی را مشاهده کرده که بتوانند بر مسائل اصلی تمرکز کنند. از منظر او، مطالعه بیوگرافی چهرههای موفق جهان در علوم، هنر، فلسفه و کارآفرینی نشان میدهد که عامل مشترک آنها تمرکز ذهنی و شناخت دقیق «خود» بوده است.
دکتر سریعالقلم ضمن رد اینکه توسعهنیافتگی ایران صرفاً ناشی از نفت، ژئوپلیتیک پیچیده یا تنوع قومی و فکری است، به مقایسهای جذاب پرداخت.
او گفت: «ژئوپولیتیک ترکیه بسیار پیچیدهتر از ایران است، اما آنها موفقتر عمل کردهاند؛ نروژ کشوری کوچک با جمعیت ۶ میلیون نفر و منبع اصلی درآمدش نفت است، اما ما نفت را تبدیل به بحران کردهایم. همچنین هندوستان با تنوع قومی و فکری چندبرابر ایران هم توانسته است رشد اقتصادی قابل توجهی داشته باشد.»، این موضوع نشان میدهد که تنوع قومیتی یا اختلافات فکری مانع توسعه نیستند و دلیل اصلی جای دیگری است.
وی با اشاره به نمونه مکزیک، که با وجود تنوع نهادهای مذهبی، کارگری، سیاسی و نظامی، توانسته است بزرگترین خودروسازان دنیا را جذب کند و تجارت عظیمی با آمریکا داشته باشد، گفت: «مشکل اصلی ما عدم تمرکز و پراکندگی ذهنی است؛ ما حتی در شناخت دقیق مشکلات داخلی مثل ریشههای آلودگی هوای تهران نیز به اجماع نرسیدهایم».
دکتر سریعالقلم همچنین به تأکید بر اهمیت هوش حسی (EQ) پرداخت و بیان کرد که اساس مشکلات ما در عدم مدیریت توانمندیهای حسی و هیجانی است که در فرهنگ ما غالباً با هوش هیجانی یا عاطفی اشتباه گرفته شده است.
او توضیح داد که EQ به معنای هوش حسی است که مهارتها و قابلیتهای فرد را در مواجهه با فشارهای محیطی و انطباق با آنها تقویت میکند، و این مهمتر از IQ است که هم در ایرانیان و هم در دیگر کشورها، به طور متوسط بالا است.
او گفت که بخش بزرگی از مشکل ایرانیان به دلیل «غایتگرایی» ذهنی است؛ ایرانیان تمایل دارند فقط به افقهای دوردست (مثلاً داشتن کشوری الگو در منطقه یا جهان) بیندیشند اما به فرایندهای طولانی و پیچیده رسیدن به آن اهداف توجه کافی ندارند
دکتر سریعالقلم در ادامه با نگاهی تاریخی به اتصال جهانی زیرساختهای ارتباطی اشاره کرد و گفت: در قرن نوزدهم انگلستان با حوصله و استراتژی بلندمدت ۱۵۶ هزار کیلومتر کابل تلگراف به هم متصل کرد تا امپراتوریاش را در جهان امن و برتر نگه دارد. این کار نه تنها مهندسی میخواست، بلکه صبر، حوصله و روحیهای خاص میطلبید که بسیاری از ما در ایران امروز کم داریم.
وی به مثال شرکت فدکس اشاره کرد که چگونه با تیمی عظیم و مدیریت دقیق و دیسیپلین بالا، بستههای پستی را در کمتر از ۲۴ ساعت به مقصد میرساند و گفت «این کار هم مهارت، هم حوصله و هم تسلط بر فرآیندهای پیچیده را میطلبد.»
دکتر سریعالقلم نمونه کشورهای سنگاپور و امارات را نیز مورد بررسی قرار داد؛ کشورهایی که با مدیریت دقیق، تنظیم ساختارهای اقتصادی پیشرفته و ایجاد امنیت سرمایهگذاری توانستهاند به شاخصهای توسعه و جذب سرمایهگذاران میلیارد دلاری برسند. او یادآور شد که امارات با وجود نظام حکومتی متفاوت، موفق به ایجاد فضای امن و مناسب برای سرمایهگذاری شده و این دقیقاً یکی از دلایلی است که به جذب میلیونها میلیونر و سرمایهگذار منجر شده است.
در بخش پایانی سخنرانی، وی نگاهی تحلیلی به سیاستهای بینالمللی و رفتار رهبران بزرگ همچون دونالد ترامپ داشت. او گفت شناخت دقیق ویژگیهای انسانی، هوش هیجانی و روند تصمیمگیری آنها میتواند به تصمیمگیرندگان ایرانی در مواجهه با چالشهای بینالمللی و مذاکرات کمک کند. به عنوان نمونه توضیح داد که ترامپ فردی است که کتاب تاریخی نخوانده، حوصله جلسات طولانی ندارد و بیشتر با روابط شخصی و دوستانه تصمیم میگیرد؛ بنابراین درک این ویژگیها میتوانست مانع اشتباهات جدی مثل شکست برجام شود. وی معتقد بود اگر طرف ایرانی این پیچیدگی را میشناخت، سریعتر و بهتر میتوانست با دولت آمریکا تعامل کند و شاید توافق برجام شکل بهتری مییافت.
دکتر سریعالقلم در جمعبندی نهایی سخنانش تأکید کرد: یکی از مهمترین آفات ایران در ۱۵۰ سال گذشته، غفلت از اهمیت فرآیند در توسعه بوده است. ما همانقدر که به آزادی و دموکراسی اهمیت میدهیم، باید به مدیریت دقیق، ساختارهای اقتصادی و فرآیندهای بلندمدت اعتقاد داشته باشیم. بدون حوصله، دیسیپلین و تمرکز، توسعه پایدار ممکن نیست.
وی همچنین به ضرورت جایگزینی «هوش حسی» به جای اتکای صرف به دانش و آکادمیک بودن تأکید کرد و اظهار داشت: «ما دو نوع تحصیل داریم، یکی تحصیل علمی و آکادمیک و دیگری تحصیل حسی و مهارتی که شخصیت و توانمندی واقعی را میسازد. تنها داشتن مدرک دانشگاهی کافی نیست؛ باید بتوانیم در زندگی واقعی با EQ زندگی کنیم و تصمیمات مؤثر بگیریم.
در پایان، سخنرانی دکتر محمود سریعالقلم با استقبال گسترده حضار همراه بود و او امید داشت که این بحثها بتواند مسیر علمی و اجرایی تصمیمسازی و توسعه ایران را به سمت تمرکز، دیسیپلین، مدیریت فرآیندی و شناخت دقیق خود و محیط پیرامون هدایت کند.
 copy.webp)

۰ دیدگاه