
وقتی سیگار لوکس میشود
سیگار در ایران نهتنها دیگر صرفا یک کالای مصرفی روزمره نیست بلکه قیمت آن طی سالهای اخیر به یکی از متغیرهای مهم سبد هزینه بخشی از خانوارها تبدیل شده است و افزایش مالیات جدید میتواند این روند را تشدید کند.
به گزارش نماد اقتصاد، سیگار در ایران دیگر صرفا یک کالای مصرفی روزمره نیست؛ قیمت آن در سالهای اخیر به یکی از متغیرهای مهم سبد هزینه بخشی از خانوارها تبدیل شده است و افزایش مالیات جدید میتواند این روند را تشدید کند.
براساس بخشنامه سازمان امور مالیاتی برای سال ۱۴۰۵، هر نخ سیگار تولید داخل با نشان ایرانی ۷۲۵ ریال و هر نخ سیگار تولید داخل با نشان بینالمللی یک هزار و ۷۵۰ ریال مالیات دارد. برای سیگار وارداتی نیز مالیات هر نخ ۲۰ هزار ریال تعیین شده است.
در نگاه اول، اعداد مالیات هر نخ کوچک به نظر میرسند اما وقتی آن را در مقیاس یک پاکت و سپس در مقیاس مصرف سالانه کشور محاسبه کنیم، تصویر متفاوتی به دست میآید. یک پاکت ۲۰ نخی سیگار تولید داخل با برند ایرانی، ۱۴ هزار و ۵۰۰ ریال معادل حدود یکهزار و ۴۵۰ تومان، مالیات خواهد داشت. این رقم برای سیگار تولید داخل با نشان بینالمللی به ۳۵ هزار ریال معادل حدود سه هزار و ۵۰۰ تومان در هر پاکت میرسد. به بیان دیگر، صرفا از محل مالیات جدید، هزینه هر پاکت سیگار تولید داخل با برند بینالمللی بیش از دو برابر سیگار دارای نشان ایرانی افزایش مییابد.
بازاری که در آن سالانه حدود ۷۰ تا ۷۷ میلیارد نخ دود میشود
اهمیت این تغییر زمانی روشنتر میشود که اندازه بازار را در نظر بگیریم. براساس آمارهای موجود، مصرف سالانه سیگار در ایران در محدوده حدود ۷۰ تا ۷۷ میلیارد نخ قرار دارد. وزارت بهداشت اخیرا رقم حدود ۷۷ میلیارد نخ در سال را مطرح کرده است. در مقابل، گزارشهای مبتنی بر آمار تولید و مصرف، مصرف سال ۱۴۰۲ را حدود ۷۱.۷ میلیارد نخ اعلام کردهاند.
این یعنی حتی با یک برآورد محافظهکارانه، سالانه دهها میلیارد نخ سیگار در ایران مصرف میشود و تغییر چندصد ریالی مالیات هر نخ، وقتی در این مقیاس ضرب شود، به رقم قابلتوجهی در اقتصاد دخانیات تبدیل خواهد شد.
اگر فقط برای یک محاسبه ساده فرض کنیم ۷۰ میلیارد نخ سیگار مشمول نرخ مالیات تولید داخل با نشان ایرانی باشد، مالیات مستقیم متناظر با این حجم مصرف حدود ۵.۰۷۵ هزار میلیارد ریال معادل حدود ۵۰۷.۵ میلیارد تومان خواهد بود. اگر همین حجم با نرخ سیگار تولید داخل با نشان بینالمللی محاسبه شود، رقم به حدود ۱۲.۲۵ هزار میلیارد ریال، معادل حدود یکهزار و ۲۲۵ میلیارد تومان میرسد.
البته این دو عدد برآورد سناریویی هستند و درآمد واقعی دولت را نشان نمیدهند زیرا ترکیب مصرف میان سیگارهای ایرانی، برندهای بینالمللی تولید داخل و سیگارهای وارداتی مشخص نیست. همین تفاوت در نرخها نشان میدهد ساختار مالیاتی جدید بهطور محسوسی به سمت گرانتر کردن محصولات با نشان بینالمللی حرکت کرده است.
از «کالای ارزان» به «کالای لوکس»؟
واژه «لوکس» در اینجا به معنای لوکس بودن سیگار از نظر حقوقی یا طبقهبندی رسمی نیست بلکه میتوان از آن به عنوان توصیفی اقتصادی برای تغییر جایگاه سیگار در سبد مصرف خانوار استفاده کرد.
کالایی زمانی برای مصرفکننده به سمت کالای لوکس یا کماولویت حرکت میکند که افزایش قیمت آن باعث شود سهم بیشتری از درآمد قابلتصرف را مصرف کند و خانوار برای خرید آن ناچار شود میان سیگار و سایر کالاها و خدمات انتخاب کند.
در مورد سیگار، این مسئله اهمیت بیشتری دارد زیرا برخلاف بسیاری از کالاهای مصرفی، مصرفکننده لزوما نمیتواند بهسرعت مصرف را حذف کند. در نتیجه افزایش قیمت ممکن است ابتدا خود را در کاهش مصرف سایر کالاها، تغییر برند، خرید بستههای ارزانتر یا کاهش تعداد نخهای مصرفی نشان دهد.
گزارشهای داخلی نیز نشان میدهند که قیمت سیگار طی سالهای اخیر افزایش قابلتوجهی داشته است. برای مثال، یکی از سایتهای اقتصادی در گزارشی با استفاده از قیمت ۵۰ هزار تومان برای یک پاکت و مصرف روزانه ۱۶ نخ، هزینه ماهانه یک فرد سیگاری را حدود ۱.۲ میلیون تومان محاسبه کرده بود.
با قیمتهای امروز بازار، هزینه مصرف برخی برندهای متوسط و گرانتر از این سطح نیز بالاتر رفته است. بنابراین برای یک مصرفکننده روزانه، سیگار دیگر هزینهای حاشیهای و ناچیز در بودجه ماهانه نیست.
وینستون، کنت و مونتانا؛ برند بینالمللی، تولید داخلی، مالیات بالاتر
یکی از نکات مهم بازار ایران این است که «برند بینالمللی» الزاما به معنی «سیگار وارداتی» نیست. بخش قابلتوجهی از برندهای بینالمللی در داخل کشور تولید میشوند.
براساس گزارشهای موجود، شرکتهایی مانند (JTI) و (BAT) بخش قابلتوجهی از تولید بازار ایران را در اختیار دارند و برندهای بینالمللی در داخل کشور تولید میشوند. گزارش تسنیم براساس دادههای تولیدی، سهم قابلتوجه (JTI) و (BAT) از بازار داخلی را نیز مورد اشاره قرار داده است.
بنابراین سیگاری که مثلا یک برند بینالمللی تولید داخل را انتخاب میکند، با مالیات هر نخ ۱۷۵ تومان مواجه نیست اما در مقایسه با سیگار دارای نشان ایرانی، مالیات بیشتری میپردازد. برای یک پاکت ۲۰ نخی، اختلاف مالیات این دو گروه حدود دو هزار و ۵۰ تومان است.
اگر قیمت پایه یک پاکت وینستون را مثلا ۱۳۰ هزار تومان در نظر بگیریم، اثر مستقیم مالیات جدید، در صورت انتقال کامل به مصرفکننده، قیمت آن را به حدود ۱۳۳ هزار و ۵۰۰ تومان میرساند. برای کنت ۱۲۰ هزار تومانی، قیمت نظری به حدود ۱۲۳ هزار و ۵۰۰ تومان میرسد و برای مونتانای ۷۷ هزار تومانی، به حدود ۸۰ هزار و ۵۰۰ تومان.
این اعداد پیشبینی قطعی قیمت بازار نیستند بلکه نشان میدهند صرفا از محل مالیات جدید چه مقدار به قیمت هر پاکت اضافه میشود.
سیگار ایرانی ارزانتر میماند اما مصون از گرانی نیست
در سوی دیگر بازار، سیگارهای دارای نشان ایرانی قرار دارند. مالیات ۷۲۵ ریالی برای هر نخ، به معنای حدود یکهزار و ۴۵۰ تومان مالیات برای یک پاکت ۲۰ نخی است.
برای مثال، اگر قیمت یک پاکت بهمن حدود ۶۸ هزار تومان باشد، اثر مستقیم مالیات جدید آن را به حدود ۶۹ هزار و ۴۵۰ تومان میرساند. برای جیوان ۷۵ هزار تومانی، قیمت نظری به حدود ۷۶ هزار و ۴۵۰ تومان و برای بیستون ۷۲ هزار تومانی به حدود ۷۳ هزار و ۴۵۰ تومان میرسد.
بنابراین در این بخش از بازار نیز سیگار ارزان باقی میماند اما ارزانتر شدن نسبت به برندهای بینالمللی الزاما به معنی ثابت ماندن قدرت خرید مصرفکننده نیست.
مسئله اصلی «کشش قیمتی» مصرف است
از دید اقتصادی، سوال اصلی این نیست که سیگار چقدر گران میشود؛ سوال مهمتر این است که مصرفکننده در برابر این افزایش قیمت چه واکنشی نشان میدهد. سه واکنش محتمل وجود دارد؛ کاهش تعداد نخهای مصرفی، تغییر برند به سمت محصولات ارزانتر یا ادامه مصرف با اختصاص سهم بیشتری از درآمد به سیگار.
در صورتی که مصرفکننده از برند گرانتر به برند ارزانتر حرکت کند، هدف مالیاتی یعنی افزایش قیمت محصولات دخانی تا حدی محقق میشود اما درآمد مالیاتی دولت الزاما به همان نسبت رشد نمیکند.
از سوی دیگر، اگر مصرفکننده به دلیل وابستگی به نیکوتین نتواند مصرف خود را به اندازه افزایش قیمت کاهش دهد، افزایش مالیات میتواند بیشتر به افزایش هزینه خانوار منجر شود تا کاهش محسوس تعداد نخهای مصرفی.
این مسئله بهخصوص برای خانوارهای کمدرآمد اهمیت دارد زیرا یک افزایش ثابت مثلا سه هزار و ۵۰۰ تومانی برای یک پاکت، از نظر ریالی برای همه یکسان است اما از نظر سهم از درآمد، فشار یکسانی ایجاد نمیکند.
خطر جابهجایی تقاضا به سمت بازار غیررسمی
افزایش مالیات سیگار یک اثر بالقوه دیگر هم دارد؛ اگر فاصله قیمت محصول قانونی با محصول قاچاق افزایش پیدا کند، ممکن است بخشی از تقاضا به سمت بازار غیررسمی حرکت کند.
در ایران این مسئله اهمیت ویژهای دارد. گزارشهای موجود نشان میدهند که طی سالهای گذشته همزمان با رشد تولید داخلی، قاچاق سیگار کاهش پیدا کرده بود؛ برای مثال، گزارشی براساس دادههای تولید و مصرف، کاهش قاچاق از حدود ۱۷ میلیارد نخ در سال ۱۳۹۷ به سطح بسیار پایین در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ را مطرح کرده است.
در عین حال، فعالان صنعت دخانیات در سال ۱۴۰۴ نسبت به اثر افزایش بار مالیاتی بر بازار غیررسمی هشدار داده و مدعی شدهاند که بخشی از بازار به سمت محصولات قاچاق رفته است. این ادعا، موضع یک تشکل صنفی است و نباید بهعنوان اندازهگیری مستقل بازار قاچاق تلقی شود.
بنابراین سیاست مالیاتی با یک موازنه اقتصادی روبهرو است؛ افزایش مالیات میتواند قیمت را بالا ببرد و انگیزه کاهش مصرف ایجاد کند اما اگر فاصله قیمت قانونی و غیرقانونی بیش از حد شود، میتواند بخشی از تقاضا را به بازار غیررسمی منتقل کند.
مالیات بیشتر، یک سیاست سلامت با هزینه اقتصادی کوتاهمدت
دولت در بخشنامه جدید اعلام کرده است که ۱۰۰ درصد درآمدهای حاصل از مالیات محصولات دخانی برای کاهش مصرف، پیشگیری و درمان بیماریهای ناشی از مصرف دخانیات و همچنین توسعه اماکن ورزشی اختصاص خواهد یافت.
از این منظر، مالیات سیگار صرفا یک ابزار درآمدی نیست بلکه یک ابزار سیاستگذاری سلامت نیز محسوب میشود که یک منطق اقتصادی دارد؛ دولت هزینه اجتماعی مصرف دخانیات را از طریق قیمت به مصرفکننده نزدیکتر میکند. مصرفکننده علاوه بر قیمت خود محصول، بخشی از هزینههای اجتماعی و درمانی ناشی از مصرف را نیز از طریق مالیات پرداخت میکند.
اما این سیاست یک اثر توزیعی هم دارد. اگر مصرفکنندگان کمدرآمد سهم بیشتری از درآمد خود را صرف دخانیات کنند، مالیات دخانیات میتواند در کوتاهمدت فشار بیشتری بر این گروه وارد کند. در مقابل، اگر افزایش قیمت واقعا باعث کاهش مصرف شود، در بلندمدت میتواند از بخشی از هزینههای درمانی و کاهش بهرهوری ناشی از بیماریهای مرتبط با دخانیات جلوگیری کند.
اقتصاد سیگار؛ بازاری که کوچک نیست
نباید بازار سیگار را به دلیل کوچک بودن قیمت یک پاکت دستکم گرفت. مصرف سالانه دهها میلیارد نخ به معنای یک بازار بسیار بزرگ است. گزارشهای موجود درباره ایران از مصرف حدود ۷۰ تا ۷۷ میلیارد نخ در سال صحبت میکنند.
حتی اگر متوسط قیمت هر نخ را بسیار پایینتر از برندهای گرانقیمت فرض کنیم، ارزش سالانه بازار به صدها هزار میلیارد تومان میرسد. به همین دلیل تغییر چند هزار تومانی قیمت یک پاکت، در مقیاس کل بازار اثر اقتصادی قابلتوجهی ایجاد میکند.
از سوی دیگر، ساختار تولید نیز نشان میدهد بازار سیگار ایران صنعتی بزرگ و متمرکز است. گزارشها از فعالیت دهها کارخانه تولید سیگار و سهم بالای چند شرکت بزرگ از بازار خبر میدهد.
در چنین بازاری، نحوه انتقال مالیات از تولیدکننده به توزیعکننده و سپس مصرفکننده اهمیت زیادی دارد. مالیات روی کاغذ یک عدد ثابت است اما قیمت نهایی میتواند تحت تاثیر حاشیه سود، هزینه توزیع، شرایط بازار و رفتار مصرفکننده تغییر کند.
آیا سیگار واقعا لوکس خواهد شد؟
افزایش مالیات ۱۴۰۵ را میتوان یک گام دیگر در مسیری دانست که سیگار را از یک کالای نسبتا ارزان به کالایی با هزینه قابلتوجه در بودجه خانوار تبدیل میکند اما «لوکس شدن» هنوز به معنای کاهش سریع مصرف نیست. آمارهای موجود حتی نشان میدهند که مصرف سیگار در ایران در یک دوره بلندمدت افزایش داشته؛ به نحوی که مصرف از حدود ۵۳ میلیارد نخ در سال ۱۳۹۵ به حدود ۷۱.۷ میلیارد نخ در سال ۱۴۰۲ رسیده است.
از همین رو، افزایش قیمت به تنهایی تضمین نمیکند که مصرف به همان نسبت کاهش پیدا کند. نتیجه نهایی به میزان افزایش قیمت واقعی، درآمد خانوار، قدرت خرید، دسترسی به محصولات ارزانتر، بازار غیررسمی و میزان وابستگی مصرفکنندگان بستگی دارد.
با این حال، یک تغییر مهم در حال وقوع است؛ سیگار برای مصرفکنندهای که هر روز یک پاکت میخرد، دیگر یک هزینه حاشیهای نیست. اگر یک فرد روزانه یک پاکت از سیگار تولید داخل با برند بینالمللی مصرف کند، فقط مالیات مستقیم جدید آن حدود سه هزار و ۵۰۰ تومان در روز خواهد بود؛ یعنی حدود ۱۰۵ هزار تومان در ماه و حدود یک میلیون و ۲۷۷ هزار و ۵۰۰ تومان در سال.
برای سیگار تولید داخل با نشان ایرانی، همین محاسبه به حدود ۴۳ هزار و ۵۰۰ تومان در ماه و حدود ۵۲۹ هزار تومان در سال میرسد. این اعداد فقط مالیات جدید هستند و قیمت خود سیگار، تورم، افزایش هزینه تولید و سایر عوامل قیمتی را شامل نمیشوند.
 copy.webp)




۰ دیدگاه