
بیکاری فارغالتحصیلان؛ چرا مدرک دانشگاهی دیگر تضمین شغل نیست؟
آمارهای تازه بازار کار در بهار ۱۴۰۵، واقعیتی تلخ را آشکار میکند؛ امروز بیش از یکسوم بیکاران کشور را فارغالتحصیلان دانشگاهی تشکیل میدهند.
به گزارش نماد اقتصاد، آمارهای تازه بازار کار در بهار ۱۴۰۵، واقعیتی تلخ را آشکار میکند؛ امروز بیش از یکسوم بیکاران کشور را فارغالتحصیلان دانشگاهی تشکیل میدهند. در شرایطی که سهم اشتغال این گروه تنها ۰.۱ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته، شکاف میان آموزش عالی و نیازهای واقعی اقتصاد بیش از هر زمان دیگری نمایان شده است. کارشناسان معتقدند اگر مسیر آموزش، مهارتآموزی و نیاز صنعت به یکدیگر متصل نشود، بحران بیکاری فارغالتحصیلان میتواند به یکی از مهمترین چالشهای اقتصادی و اجتماعی کشور تبدیل شود.
چرا بیکاری فارغالتحصیلان به بحران بازار کار ایران تبدیل شده است؟
بازار کار ایران سالهاست با چالشهای متعددی مانند کاهش سرمایهگذاری، رکود تولید، ناهماهنگی نظام آموزشی و افت فرصتهای شغلی روبهرو است، اما تازهترین نتایج طرح آمارگیری نیروی کار در بهار ۱۴۰۵، از شکل تازهای از این بحران پرده برمیدارد؛ بحرانی که این بار مستقیماً جامعه دانشگاهی را هدف گرفته است.
بر اساس آمارهای منتشر شده، ۳۵.۶ درصد از کل بیکاران کشور را فارغالتحصیلان آموزش عالی تشکیل میدهند. این در حالی است که سهم این گروه از کل شاغلان تنها ۲۷.۲ درصد است؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال گذشته فقط ۰.۱ درصد افزایش یافته است.
این اختلاف معنادار نشان میدهد که اقتصاد ایران در جذب نیروهای تحصیلکرده با محدودیت جدی روبهروست و رشد تعداد دانشآموختگان دانشگاهی با ظرفیت اشتغال کشور همخوانی ندارد.
بیش از یکسوم بیکاران کشور تحصیلکردهاند
اگرچه سهم بیکاران دارای تحصیلات دانشگاهی نسبت به بهار سال گذشته ۴.۴ درصد کاهش یافته، اما همچنان بیش از یک نفر از هر سه بیکار کشور دارای مدرک دانشگاهی است.
این آمار از دو منظر اهمیت دارد؛ نخست اینکه سرمایهگذاری سنگین خانوارها و دولت در حوزه آموزش عالی، به ایجاد اشتغال پایدار منجر نشده است و دوم اینکه بخش قابل توجهی از سرمایه انسانی کشور در وضعیت بیکاری یا اشتغال نامتناسب قرار دارد.
اقتصاددانان معتقدند ادامه این روند علاوه بر کاهش بهرهوری نیروی انسانی، پیامدهایی همچون مهاجرت نخبگان، کاهش انگیزه ادامه تحصیل، افزایش اشتغال غیررسمی و حتی کاهش نرخ تشکیل خانواده را به دنبال خواهد داشت.
از سوی دیگر، سهم فارغالتحصیلان دانشگاهی از کل شاغلان کشور تنها به ۲۷.۲ درصد رسیده که نسبت به سال قبل فقط ۰.۱ درصد افزایش داشته است.
چنین رشدی در عمل به معنای توقف جذب نیروهای متخصص در بازار کار است. در شرایطی که هر سال صدها هزار دانشجو از دانشگاهها فارغالتحصیل میشوند، بازار کار ظرفیت کافی برای جذب این نیروها ندارد و همین مسئله موجب انباشت بیکاری در میان تحصیلکردگان شده است.
این وضعیت نشان میدهد سیاست توسعه آموزش عالی طی سالهای گذشته، بدون توسعه همزمان ظرفیتهای تولید، صنعت، خدمات دانشبنیان و سرمایهگذاری اجرا شده است.
شکاف میان دانشگاه و صنعت حلقه مفقوده اشتغال
یکی از مهمترین دلایل افزایش بیکاری فارغالتحصیلان، فاصله قابل توجه میان آموزش دانشگاهی و نیاز واقعی بازار کار است.
در بسیاری از رشتههای دانشگاهی، دانشجویان همچنان آموزشهای عمدتاً تئوریک دریافت میکنند، در حالی که کارفرمایان به دنبال نیروهایی هستند که علاوه بر دانش تخصصی، مهارتهای عملی، تجربه کار تیمی، تسلط بر فناوریهای جدید و توان حل مسئله داشته باشند.
این شکاف باعث شده بسیاری از شرکتها برای جذب نیرو ناچار به آموزش مجدد کارکنان شوند و در مقابل، بخشی از فارغالتحصیلان نیز علیرغم داشتن مدرک دانشگاهی، توان رقابت در بازار کار را نداشته باشند. به اعتقاد کارشناسان، تا زمانی که ارتباط نظاممند میان دانشگاه، صنعت و بنگاههای اقتصادی ایجاد نشود، این چرخه معیوب ادامه خواهد داشت.
بیکاری تحصیلی چالش پنهان بازار کار
یکی دیگر از ابعاد این بحران، پدیدهای است که اقتصاددانان از آن با عنوان «بیکاری تحصیلی» یاد میکنند. در این وضعیت، بخشی از فارغالتحصیلان تنها مشاغل متناسب با مدرک دانشگاهی خود را میپذیرند و حاضر به ورود به مشاغل فنی، تولیدی یا مهارتی نیستند.
از سوی دیگر، بسیاری از فرصتهای شغلی موجود نیز درآمد یا امنیت شغلی کافی ندارند و نمیتوانند انتظارات فارغالتحصیلان را تأمین کنند.
در نتیجه، هم بازار کار با کمبود نیروی متخصص مواجه میشود و هم تعداد زیادی از تحصیلکردگان در صف بیکاران باقی میمانند.
این موضوع نشان میدهد مشکل تنها کمبود شغل نیست، بلکه کیفیت فرصتهای شغلی نیز به یکی از چالشهای اصلی اقتصاد ایران تبدیل شده است.
زنان قربانیان اصلی بیکاری دانشگاهی
یکی از نگرانکنندهترین بخشهای آمار بهار ۱۴۰۵، سهم بالاتر زنان از بیکاری فارغالتحصیلان است. بررسیها نشان میدهد نرخ بیکاری زنان دارای تحصیلات دانشگاهی بهمراتب بالاتر از مردان است؛ موضوعی که علاوه بر شرایط کلی اقتصاد، به موانع ساختاری بازار کار نیز بازمیگردد.
محدود بودن فرصتهای شغلی متناسب، تبعیض در استخدام، تمرکز فرصتهای شغلی در برخی صنایع مردانه و کمبود زیرساختهای حمایتی برای اشتغال زنان، از مهمترین عواملی هستند که باعث شده زنان تحصیلکرده بیش از سایر گروهها در معرض بیکاری قرار گیرند. ادامه این روند میتواند به کاهش مشارکت اقتصادی زنان و هدررفت بخش مهمی از سرمایه انسانی کشور منجر شود.
چرا فارغالتحصیلان شهری بیشتر بیکارند؟
آمارها همچنین نشان میدهد سهم بیکاری فارغالتحصیلان در مناطق شهری بیشتر از روستاهاست. این موضوع تا حد زیادی به تمرکز دانشگاهها، مهاجرت نیروی کار به شهرهای بزرگ و رقابت شدید برای مشاغل اداری و خدماتی بازمیگردد. در مقابل، بسیاری از فرصتهای شغلی موجود در بخشهای کشاورزی، معدن، صنایع کوچک و مشاغل فنی یا مورد استقبال فارغالتحصیلان قرار نمیگیرد یا تناسب لازم با رشتههای تحصیلی آنان ندارد.
کارشناسان بازار کار معتقدند مهمترین راهکار کاهش بیکاری فارغالتحصیلان، تغییر رویکرد نظام آموزش عالی از «مدرکمحوری» به «مهارتمحوری» است. توسعه دورههای کارآموزی، آموزشهای مهارتی، همکاری مستمر دانشگاهها با صنایع، حمایت از شرکتهای دانشبنیان، توسعه اقتصاد دیجیتال و تقویت آموزشهای فنی و حرفهای میتواند بخشی از این شکاف را کاهش دهد.
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، دانشجویان پیش از فارغالتحصیلی تجربه حضور در محیط واقعی کسبوکار را کسب میکنند؛ الگویی که میتواند در ایران نیز به افزایش اشتغالپذیری دانشآموختگان کمک کند
در کنار اصلاح نظام آموزشی، رونق سرمایهگذاری نیز شرط اصلی ایجاد فرصتهای شغلی جدید است. اقتصاد ایران بدون افزایش سرمایهگذاری داخلی و خارجی، توسعه صنایع دانشبنیان، حمایت از تولید و بهبود فضای کسبوکار، امکان جذب سالانه صدها هزار فارغالتحصیل جدید را نخواهد داشت.
به همین دلیل، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند حل بحران بیکاری فارغالتحصیلان تنها با اصلاح دانشگاهها ممکن نیست و نیازمند مجموعهای از اصلاحات اقتصادی، صنعتی و سرمایهگذاری است.
آینده بازار کار؛ مدرک کافی نیست
نتایج آمارگیری نیروی کار در بهار ۱۴۰۵ نشان میدهد بازار کار ایران وارد مرحلهای شده که در آن داشتن مدرک دانشگاهی دیگر تضمینکننده اشتغال نیست. از یک سو، بیش از ۳۵ درصد بیکاران کشور را فارغالتحصیلان آموزش عالی تشکیل میدهند و از سوی دیگر، رشد اشتغال این گروه تقریباً متوقف شده است. این شکاف، هشداری جدی برای سیاستگذاران است که توسعه آموزش عالی بدون ایجاد فرصتهای شغلی متناسب، نهتنها به افزایش بهرهوری اقتصادی منجر نمیشود، بلکه میتواند بحران بیکاری تحصیلکردگان را عمیقتر کند.
اگر ارتباط دانشگاه با صنعت تقویت، آموزشهای مهارتی بازطراحی و سرمایهگذاری در بخشهای مولد افزایش نیابد، روند فعلی میتواند به خروج سرمایه انسانی، کاهش انگیزه تحصیل و تشدید نارضایتی در بازار کار بینجامد. آینده اشتغال در ایران بیش از هر زمان دیگری به اصلاح همزمان سیاستهای آموزشی، صنعتی و اقتصادی گره خورده است.
 copy.webp)
۰ دیدگاه