
وابستگی به تنگه هرمز دولتهای عربی را زمینگیر میکند
تصویر کلی دادههای رسمی و برآوردهای منطقهای نشان میدهد سهم نفت و گاز در تولید ناخالص داخلی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس میان حدود 30 تا 57 درصد متغیر است؛ کویت با 57 درصد و عمان با 50 درصد در انتهای پرخطر این طیف قرار دارند و عربستان، قطر، امارات، بحرین و یمن نیز با سهمهای حدود 30–37 درصد در میانه قرار گرفتهاند.
به گزارش نماد اقتصاد، حامد عبداله نژاد/تصویر کلی دادههای رسمی و برآوردهای منطقهای نشان میدهد سهم نفت و گاز در تولید ناخالص داخلی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس میان حدود ۳۰ تا ۵۷ درصد متغیر است؛ کویت با ۵۷ درصد و عمان با ۵۰ درصد در انتهای پرخطر این طیف قرار دارند و عربستان، قطر، امارات، بحرین و یمن نیز با سهمهای حدود ۳۰–۳۷ درصد در میانه قرار گرفتهاند.
این درجه بالای وابستگی درآمدی، اقتصادهای بزرگ و کوچک منطقه را در برابر هرگونه اختلال در تولید یا صادرات، و بهویژه در برابر آسیب به مسیرهای انتقال انرژی، بسیار آسیبپذیر میکند.
تنگه هرمز؛ گلوگاهی استراتژیک و ریسکزا
تنگه هرمز، شاهرگ اصلی صادرات نفت منطقه است و بخش بزرگی از محمولههای صادراتی حوزه خلیج فارس از این مسیر عبور میکند. این واقعیت جغرافیایی،به معنای آن است که اختلالات سیاسی، نظامی یا فنی در این گلوگاه به سرعت به شوک درآمدی برای دولتها، نوسان قیمتهای جهانی و افزایش هزینههای بیمه و دریایی منجر میشود.
در عمل، بسته شدن یا محدود شدن عبور تانکرها ظرف روزها تا هفتهها بودجههای دولتی را تحت فشار قرار میدهد و پیامدهای ملموسی برای مخارج عمومی و سرمایهگذاری دارد.
کانالهای انتقال شوک به اقتصاد داخلی
اختلال در صادرات از طریق تنگه یا سقوط قیمت نفت دو مسیر اصلی انتقال شوک را شکل میدهند. مسیر اول از کاهش درآمدهای ارزی و تنگتر شدن کسر بودجه میگذرد؛ دولتها ناگزیر به کاهش هزینههای سرمایهای، استفاده از ذخایر ارزی و احتمالاً افزایش استقراض میشوند.
مسیر دوم از افزایش عدم قطعیت و هزینه ریسک فعالیت اقتصادی میآید؛ شرکتها سرمایهگذاری را به تعویق میاندازند، پروژههای توسعه لغو یا محدود میشوند و بازار کار با پیامدهای منفی مواجه میشود.
هر دوی این مسیرها میتوانند به فشارهای اجتماعی و سیاسی منتهی شوند، بهویژه در کشورهایی که نظام رفاهی یا اشتغال دولتی بزرگی دارند.
آسیبپذیری نابرابر؛ چه کشورهایی در معرض خطر بیشتریاند؟
کشورهایی با سهم بالاتر نفت و گاز در GDP مانند کویت و عمان، از توان کمتری برای جذب شوک برخوردارند و تغییرات قیمت یا اختلال صادراتی برایشان سریعتر تبدیل به بحران مالی میشود.
کشورهایی که تنوع نسبی بیشتر دارند مانند برخی بخشهای اقتصاد امارات و عربستان که در سالهای اخیر برنامههای تنوعبخشی را پیش بردهاند تا حدی انعطاف بیشتری نشان میدهند، اما همچنان در برابر نوسان درآمدهای نفتی حساساند، چرا که بخش قابلتوجهی از درآمد دولتها از این محل تأمین میشود.
به طور کلی هشدار و فرصت وابستگی گسترده اقتصادهای خلیج فارس به نفت و گاز، در کنار قرار داشتن در امتداد یک تنگه بحرانی، ترکیبی از آسیبپذیری فوری و مانع بلندمدت توسعه اقتصادی ایجاد کرده است.
خبرنگار
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

تنگه هرمز به شرایط قبل از جنگ برنمیگردد؛ عبور و مرور کشتیها مشروط میشود

از تحریم تا امتیازدهی؛ تغییر لحن آمریکا در برابر ایران

نیمنگاه بازار جهانی فروآلیاژ به وضعیت تنگه هرمز در ایران

ترس از تنش ایران و آمریکا، موتور رشد قیمت نفت را روشن کرد

بلومبرگ: ائتلافی متشکل از بیش از ۴۰ کشور درباره امنیت تنگه هرمز تشکیل جلسه میدهد

 copy.webp)
0 دیدگاه