پیشنهاد نماد
نیروگاه‌سازی برای همه شهرک‌های صنعتی به‌صرفه نیست
برآورد هزینه ساخت نیروگاه برق؛

نیروگاه‌سازی برای همه شهرک‌های صنعتی به‌صرفه نیست

۲۳ شهریور ۱۴۰۵

وزارت صمت در سال‌های اخیر صنایع را به سمت احداث نیروگاه‌های خودتامین برای کاهش وابستگی به شبکه برق سوق داده است؛ سیاستی که اگرچه برای صنایع بزرگ و انرژی‌بر می‌تواند راهکاری برای مقابله با ناترازی برق باشد، اما برای بسیاری از واحدهای کوچک و متوسط مستقر در شهرک‌های صنعتی، احداث نیروگاه اختصاصی به دلیل هزینه بالای سرمایه‌گذاری، لزوماً توجیه اقتصادی ندارد.

به گزارش نماد اقتصاد، بحران ناترازی برق و قطعی‌های مکرر، تامین برق پایدار را به یکی از دغدغه‌های اصلی واحدهای تولیدی تبدیل کرده است. در همین راستا، تفاهم‌نامه‌ای میان وزارت نیرو و وزارت صنعت، معدن و تجارت برای احداث ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه توسط صنایع شکل گرفت و این موضوع بعدتر در ماده ۴ قانون مانع‌زدایی از توسعه صنعت برق نیز وارد شد. بر اساس این قانون، صنایع انرژی‌بر مکلف شدند با هماهنگی وزارت صمت و وزارت نیرو، حداقل ۹ هزار مگاوات نیروگاه حرارتی و هزار مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر احداث کنند.

با این حال، نسخه احداث نیروگاه را نمی‌توان برای همه واحدهای تولیدی یکسان پیچید. یک کارخانه بزرگ فولادی یا پتروشیمی که مصرف برق بالایی دارد، با یک کارگاه کوچک تولیدی در یک شهرک صنعتی از نظر میزان مصرف، توان سرمایه‌گذاری و الگوی استفاده از برق شرایط یکسانی ندارد.

هزینه‌ای که برای یک واحد کوچک سنگین است

بررسی هزینه‌های احداث نیروگاه خورشیدی نشان می‌دهد که ورود به این حوزه، حتی در مقیاس کوچک، نیازمند سرمایه قابل توجهی است. برآوردهای موجود هزینه احداث نیروگاه خورشیدی را برای ظرفیت‌های مختلف از چندصد میلیون تومان برای ظرفیت‌های بسیار کوچک تا چند ده میلیارد تومان برای نیروگاه‌های چندصد کیلوواتی نشان می‌دهد. برای نمونه، هزینه یک نیروگاه ۱۰۰ کیلوواتی حدود ۵.۶ تا ۶ میلیارد تومان و یک نیروگاه ۵۰۰ کیلوواتی حدود ۳۰ تا ۳۲ میلیارد تومان برآورد شده است.

البته این ارقام ثابت نیستند و قیمت تجهیزات، نرخ ارز، نوع پنل و اینورتر، سازه، هزینه اتصال به شبکه و زمان اجرای پروژه می‌تواند رقم نهایی را تغییر دهد.

مسئله فقط خرید پنل یا مولد نیست. در پروژه‌های کوچک، هزینه‌هایی مانند طراحی، تابلو، تجهیزات حفاظتی، مجوز، نصب، حمل، تجهیزات کنترلی و اتصال به شبکه نیز وجود دارد. وقتی این هزینه‌های ثابت روی تعداد محدودی کیلووات تقسیم شود، هزینه تمام‌شده هر کیلووات افزایش پیدا می‌کند. به همین دلیل، کوچک‌ترین نیروگاه الزاماً اقتصادی‌ترین نیروگاه نیست.

این موضوع برای واحدهای کوچک شهرک‌های صنعتی اهمیت بیشتری دارد. ممکن است یک واحد تولیدی توان تأمین چندصد میلیون یا حتی چند میلیارد تومان برای احداث نیروگاه را نداشته باشد یا مصرف برق آن به اندازه‌ای نباشد که سرمایه‌گذاری انجام‌شده در مدت قابل قبول بازگردد.

مسئله فقط قیمت برق نیست

با این حال، اقتصادی بودن نیروگاه برای یک واحد صنعتی فقط با مقایسه قیمت برق تولیدی با برق شبکه سنجیده نمی‌شود. قطعی برق نیز هزینه دارد؛ توقف خط تولید، آسیب به مواد اولیه، هزینه راه‌اندازی مجدد دستگاه‌ها و از دست رفتن سفارش‌ها می‌تواند خسارتی بسیار بیشتر از هزینه برق مصرف‌نشده به کارخانه تحمیل کند.

بنابراین برای واحدی که هر ساعت توقف تولید خسارت سنگینی ایجاد می‌کند، سرمایه‌گذاری برای تأمین برق مطمئن ممکن است حتی با دوره بازگشت چندساله نیز توجیه داشته باشد. اما این استدلال درباره همه واحدهای شهرک‌های صنعتی صدق نمی‌کند و به الگوی مصرف و میزان خسارت ناشی از خاموشی هر واحد بستگی دارد.

نیروگاه مشترک؛ راهی برای کاهش هزینه

در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد به جای اینکه هر واحد صنعتی به‌صورت جداگانه برای احداث یک نیروگاه کوچک اقدام کند، استفاده از مدل‌های مشترک می‌تواند اقتصادی‌تر باشد.

برای مثال، چندین واحد یک شهرک صنعتی می‌توانند در احداث یک نیروگاه خورشیدی ۵۰۰ کیلوواتی یا یک مگاواتی مشارکت کنند. در این مدل، هزینه‌های طراحی، تجهیزات، اتصال، بهره‌برداری و نگهداری میان چند واحد تقسیم می‌شود و به دلیل بزرگ‌تر شدن مقیاس پروژه، هزینه سرمایه‌گذاری به ازای هر کیلووات نیز می‌تواند کاهش پیدا کند.

این مدل حتی می‌تواند از طریق یک شرکت پروژه یا تعاونی شهرک اجرا شود؛ به این صورت که یک مجموعه مسئول تأمین سرمایه، احداث، بهره‌برداری و نگهداری نیروگاه باشد و واحدهای صنعتی متناسب با سهم یا قرارداد خود از برق تولیدی استفاده کنند.

نیروگاه برای چه واحدهایی منطقی‌تر است؟

برای اغلب واحدهای کوچک و متوسط که صرفاً به برق نیاز دارند، نیروگاه خورشیدی متصل به شبکه می‌تواند گزینه ساده‌تر و کم‌ریسک‌تری نسبت به نیروگاه گازی یا CHP باشد. در مقابل، برای واحدی که هم‌زمان مصرف قابل توجه برق، بخار، آب گرم یا حرارت دارد، نیروگاه CHP می‌تواند به دلیل استفاده هم‌زمان از برق و حرارت، توجیه بیشتری پیدا کند.

از سوی دیگر، احداث نیروگاه خورشیدی لزوماً به معنی نصب باتری نیست. اضافه کردن باتری سرمایه‌گذاری را به شکل محسوسی افزایش می‌دهد و زمانی منطقی‌تر است که هزینه قطعی برق برای کارخانه بسیار بالا باشد.

سیاست واحد برای واحدهای متفاوت جواب نمی‌دهد

تجربه نشان می‌دهد سیاست خودتأمینی برق برای صنایع بزرگ می‌تواند بخشی از راه‌حل ناترازی برق باشد، اما تعمیم آن به همه واحدهای تولیدی، بدون توجه به مقیاس مصرف و توان مالی آنها، می‌تواند فشار مضاعفی بر بنگاه‌های کوچک وارد کند.

آیین‌نامه اجرایی ماده ۴ نیز عمدتاً درباره «صنایع انرژی‌بر» است و تأمین مالی نیروگاه‌های این صنایع را از منابع داخلی و روش‌هایی مانند تسهیلات صندوق توسعه ملی پیش‌بینی کرده است. همچنین به صنایع سرمایه‌گذار اجازه داده شده برق تولیدی خود را مصرف و مازاد آن را در قالب قرارداد دوجانبه یا در بورس انرژی عرضه کنند.

بنابراین مسئله اصلی برای شهرک‌های صنعتی، صرفاً «نیروگاه بسازیم یا نسازیم» نیست؛ بلکه باید دید چه مقیاسی از نیروگاه و با چه مدل سرمایه‌گذاری برای واحدهای مختلف اقتصادی است.

برای یک واحد کوچک، احداث نیروگاه اختصاصی چندان منطقی نیست اگر بخش قابل توجهی از سرمایه بنگاه را درگیر کند و ظرفیت تولید نیروگاه نیز متناسب با مصرف نباشد. اما یک نیروگاه مشترک برای چندین واحد، یا مدلی که در آن یک سرمایه‌گذار نیروگاه را احداث و برق را به واحدهای شهرک عرضه کند، می‌تواند هزینه سرمایه‌گذاری را سرشکن کرده و استفاده از برق تولیدی را اقتصادی‌تر کند.

در نهایت، هدف از خودتأمینی برق باید کاهش ریسک توقف تولید و تأمین برق پایدار باشد، نه اینکه واحدهای کوچک صنعتی را به نیروگاه‌دار شدن مجبور کند؛ چراکه برای بسیاری از آنها، سرمایه اصلی باید همچنان صرف حفظ و توسعه فعالیت تولیدی شود.

برچسب‌ها: نیروگاه‌سازی
لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=73022
لینک با موفقیت کپی شد!

۰ دیدگاه