
چرا رکود تورمی در بازار پوشاک شکل گرفت؟
رکود تورمی در بازار پوشاک اکنون به یکی از نشانههای آشکار فشار همزمان تورم بر هزینه تولید و کاهش قدرت خرید خانوارها تبدیل شده است؛ وضعیتی که در آن قیمت پوشاک افزایش مییابد، اما رشد قیمت الزاماً به افزایش فروش و درآمد واقعی تولیدکنندگان منجر نمیشود. گزارشهای صنفی از افزایش هزینه مواد اولیه، افت فروش، کاهش ظرفیت تولید و انتقال خرید پوشاک به اولویتهای پایینتر خانوارها حکایت دارد. در سوی دیگر بازار، تولیدکننده با معمای دشوار قیمتگذاری مواجه است. افزایش قیمت برای جبران رشد هزینهها ضروری است، اما هر افزایش قیمت میتواند بخشی از مصرفکنندگان را از بازار خارج کند.
به گزارش نماد اقتصاد، رکود تورمی در بازار پوشاک حاصل برخورد دو روند متضاد است؛ از یک طرف هزینههای تولید افزایش یافته و از طرف دیگر تقاضای مصرفی تحت فشار قرار گرفته است. فعالان صنفی در ایران طی گزارشهای مختلف از رشد قیمت مواد اولیه، افزایش هزینههای تولید و کاهش توان خرید خانوارها خبر دادهاند.
بر اساس گزارش منتشرشده در خرداد ۱۴۰۵، رئیس اتحادیه خیاطان و تولیدکنندگان پوشاک مشهد، افزایش هزینه نخ و پارچه را در کنار کاهش قدرت خرید مردم از عوامل اصلی تشدید رکود در این صنعت دانسته است. در همین گزارش، فروش پایین، خرید نقدی مواد اولیه و فشار نقدینگی از جمله مشکلات تولیدکنندگان عنوان شده است.
از سوی دیگر، دبیر اتحادیه تولید و صادرات پوشاک نیز از افزایش قیمت پوشاک در شرایطی خبر داده که درآمد خانوارها متناسب با این افزایش رشد نکرده است. به گفته این فعال صنفی، در چنین شرایطی خرید پوشاک به یکی از اولویتهای پایینتر خانوارها تبدیل شده است.
این مجموعه دادهها نشان میدهد رکود تورمی در بازار پوشاک تنها به مرحله فروش محدود نیست و از خرید مواد اولیه تا تولید، توزیع و مصرف نهایی امتداد یافته است.
تورم بالا و کوچکشدن تقاضای مصرفی
شدت این فشار زمانی بهتر مشخص میشود که بازار پوشاک در چارچوب اقتصاد کلان ایران بررسی شود. صندوق بینالمللی پول در برآوردهای مربوط به اقتصاد ایران، برای سال ۲۰۲۶ تورم بسیار بالایی را پیشبینی کرده و همزمان از کاهش رشد واقعی اقتصاد خبر داده است. ترکیب تورم بالا و رشد اقتصادی ضعیف، محیطی دشوار برای صنایعی ایجاد میکند که بخش عمده تقاضای آنها از بازار داخلی تامین میشود.
بازار پوشاک نیز از همین مسیر تحت فشار قرار میگیرد. زمانی که هزینه کالاها و خدمات ضروری خانوار افزایش مییابد، مصرفکننده ناچار است منابع محدود خود را میان نیازهای مختلف توزیع کند. در چنین شرایطی، کالاهایی مانند پوشاک که امکان به تعویق انداختن خرید آنها وجود دارد، بیشتر در معرض کاهش تقاضا قرار میگیرند.
دادههای مربوط به تورم گروه پوشاک و کفش نیز نشان میدهد قیمت این گروه همچنان روند افزایشی دارد. در تیر ۱۴۰۵، تورم ماهانه گروه پوشاک و کفش ۴.۸ درصد گزارش شد؛ رقمی که نشان میدهد حتی در شرایط کاهش قدرت خرید، فشار هزینهای در این بازار ادامه دارد. به این ترتیب، رکود تورمی در بازار پوشاک از یک تناقض اقتصادی ناشی میشود: قیمتها افزایش مییابند، اما قدرت خرید و حجم تقاضا با همان سرعت رشد نمیکند.
تولیدکننده میان دو انتخاب دشوار
مهمترین چالش تولیدکنندگان، نحوه واکنش به افزایش هزینههاست. اگر تولیدکننده قیمت نهایی را افزایش دهد، هزینه مواد اولیه، نیروی انسانی و سایر نهادههای تولید تا حدی جبران میشود؛ اما در بازاری که قدرت خرید کاهش یافته، افزایش قیمت میتواند فروش را نیز محدود کند.
اگر تولیدکننده قیمت را ثابت نگه دارد، فشار افزایش هزینهها مستقیما بر حاشیه سود و نقدینگی او وارد خواهد شد. به همین دلیل، رکود تورمی در بازار پوشاک تولیدکننده را در موقعیتی قرار داده که هیچیک از دو گزینه افزایش یا تثبیت قیمت، راهحل کاملی برای آن محسوب نمیشود.
گزارشهای صنفی نیز این فشار تورمی را تایید میکنند. در آذر ۱۴۰۳، یکی از اعضای هیئتمدیره اتحادیه تولید و صادرات پوشاک اعلام کرده بود که برخی تولیدکنندگان با حدود یکسوم ظرفیت فعالیت میکنند و حتی ارائه تخفیفهای سنگین نیز نتوانسته است تقاضا را به سطح مطلوب بازگرداند.
این داده اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا نشان میدهد کاهش قیمت بهتنهایی الزاما قادر به احیای تقاضا نیست. اگر مشکل اصلی کاهش قدرت خرید خانوار باشد، تخفیف زمانی میتواند اثر معناداری داشته باشد که قیمت نهایی همچنان با توان پرداخت مصرفکننده تناسب داشته باشد.
بحران نقدینگی در زنجیره پوشاک
یکی دیگر از ابعاد رکود تورمی در بازار پوشاک، فشار بر سرمایه در گردش تولیدکنندگان است. گزارش خرداد ۱۴۰۵ درباره وضعیت صنعت پوشاک مشهد نشان میدهد تولیدکنندگان در شرایطی با فروش پایین مواجهاند که برای تامین برخی مواد اولیه باید خرید نقدی انجام دهند. این وضعیت فاصله زمانی میان پرداخت هزینه تولید و دریافت درآمد حاصل از فروش را افزایش میدهد.
در چنین شرایطی، موجودی کالا میتواند به یک مشکل نقدینگی تبدیل شود. تولیدکننده برای تامین سرمایه در گردش به فروش سریعتر نیاز دارد، اما کاهش تقاضا سرعت فروش را کاهش میدهد. از سوی دیگر، فروش با تخفیف سنگین نیز میتواند درآمد حاصل از هر واحد کالا را کاهش دهد. در نتیجه، رکود تورمی در بازار پوشاک از کانال نقدینگی نیز فشار خود را به واحدهای تولیدی منتقل میکند.
این مسئله برای واحدهای کوچک و متوسط اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا محدودیت سرمایه در گردش میتواند توان آنها برای خرید مواد اولیه، حفظ تولید و ادامه فعالیت را کاهش دهد. گزارشهای صنفی موجود نیز از بحران نقدینگی در بخشهایی از صنعت پوشاک حکایت دارند.
وقتی قیمت بالا میرود اما فروش کاهش مییابد
یکی از مهمترین نشانههای رکود تورمی در بازار پوشاک، فاصله میان رشد قیمت اسمی و وضعیت واقعی فروش است. در یک بازار عادی، افزایش قیمت میتواند ارزش فروش را افزایش دهد؛ اما زمانی که افزایش قیمت با کاهش تعداد خرید همراه شود، رشد درآمد اسمی الزاما به معنای بهبود شرایط تولیدکننده نیست.
گزارشهای صنفی در سالهای گذشته نیز نمونههایی از کاهش قابلتوجه فروش پس از افزایش قیمتها را ثبت کردهاند. در یکی از این گزارشها، یکی از اعضای هیئتمدیره اتحادیه تولیدکنندگان و فروشندگان پوشاک از کاهش ۴۰ تا ۵۰ درصدی فروش نسبت به دوره مشابه خبر داده بود.
اگرچه این رقم مربوط به دورهای مشخص است و نمیتوان آن را مستقیما به شرایط فعلی تعمیم داد، اما از یک مسئله مهم پرده برمیدارد: کشش تقاضا در بازار پوشاک میتواند در شرایط افت قدرت خرید، نسبت به افزایش قیمت بسیار حساس باشد. به همین دلیل، تولیدکننده نمیتواند افزایش هزینه را بدون توجه به ظرفیت تقاضا به قیمت نهایی منتقل کند.
تغییر رفتار مصرفکننده
رکود تورمی در بازار پوشاک تنها در آمار فروش قابل مشاهده نیست و رفتار مصرفکننده را نیز تغییر میدهد. وقتی درآمد واقعی خانوار کاهش پیدا میکند، خرید پوشاک میتواند به تعویق بیفتد یا به کالاهای ارزانتر، تخفیفخورده و ضروریتر محدود شود. اظهارات فعالان صنفی درباره انتقال خرید پوشاک به اولویتهای پایینتر خانوارها نیز همین تغییر رفتار را نشان میدهد.
در این شرایط، مصرفکننده به جای آنکه صرفا میان برندها و مدلهای مختلف انتخاب کند، ممکن است ابتدا درباره اصل خرید تصمیم بگیرد. این تغییر، بازار را از یک رقابت صرفا محصولمحور به بازاری تبدیل میکند که قیمت و توان خرید در آن نقش تعیینکنندهتری دارند.
برای تولیدکننده نیز این تغییر رفتار به معنای افزایش اهمیت مدیریت موجودی، کنترل هزینه و انتخاب دقیقتر گروههای هدف است؛ هرچند منابع بررسیشده راهکار مشخص و واحدی برای تمام تولیدکنندگان ارائه نمیکنند.
فشار هزینه در صنعت نساجی جهان
رکود تورمی در بازار پوشاک البته صرفا مسئله ایران نیست. صنعت نساجی و پوشاک در سطح جهانی نیز با ضعف تقاضا و افزایش نااطمینانی مواجه است.
فدراسیون بینالمللی تولیدکنندگان نساجی در نظرسنجی جهانی ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد ضعف تقاضا همچنان یکی از مهمترین نگرانیهای شرکتهای فعال در زنجیره جهانی نساجی است. در کنار تقاضای ضعیف، مسائل ژئوپلیتیکی، تعرفهها، تورم، هزینه تولید و قیمت مواد اولیه نیز در فهرست نگرانیهای صنعت قرار گرفتهاند.
این گزارش همچنین نشان میدهد بخش قابلتوجهی از شرکتهای نساجی انتظار تغییر سریع شرایط را نداشتهاند و بر افزایش تابآوری خود در برابر محیطی با تقاضای ضعیف تمرکز کردهاند.
تفاوت اصلی در ایران، شدت همزمانی فشارهای اقتصادی است. در حالی که صنعت جهانی با ضعف تقاضا و نااطمینانی مواجه است، بازار داخلی ایران علاوه بر این عوامل با تورم بالا و کاهش قدرت خرید خانوار نیز روبهروست.
از این منظر، رکود تورمی در بازار پوشاک ایران را نمیتوان صرفا با روندهای جهانی توضیح داد؛ بلکه شرایط اقتصاد داخلی نقش مهمی در تشدید فشار بر تقاضای مصرفکننده دارد.
آیا افزایش قیمت میتواند مشکل تولیدکننده را حل کند؟
پاسخ منابع موجود به این پرسش ساده نیست. افزایش قیمت میتواند بخشی از رشد هزینههای تولید را جبران کند، اما در صورت افت بیشتر تقاضا، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. از سوی دیگر، تثبیت قیمت در شرایط افزایش هزینهها نیز میتواند حاشیه سود تولیدکننده را کاهش دهد و فشار بیشتری بر نقدینگی وارد کند.
بنابراین، رکود تورمی در بازار پوشاک در نقطهای شکل گرفته که قیمتگذاری دیگر یک تصمیم ساده تجاری نیست؛ بلکه به مسئلهای وابسته به قدرت خرید خانوار، هزینه مواد اولیه، سرمایه در گردش و حجم تقاضا تبدیل شده است.
گزارشهای صنفی موجود نشان میدهند که حتی ارائه تخفیفهای سنگین نیز در برخی مقاطع نتوانسته افت تقاضا را بهطور کامل جبران کند. این موضوع نشان میدهد ریشه رکود را نمیتوان صرفا در سطح قیمت فروش جستوجو کرد.
چشمانداز بازار پوشاک
چشمانداز بازار پوشاک ایران به وضعیت متغیرهای اقتصاد کلان وابسته است؛ متغیرهایی که در حال حاضر نشانههای فشار بر سمت تقاضا را نشان میدهند. اگر تورم بالا ادامه پیدا کند و قدرت خرید خانوارها متناسب با رشد قیمتها افزایش نیابد، تقاضای کالاهای قابلتعویق از جمله پوشاک همچنان در معرض فشار خواهد بود.
در چنین شرایطی، تولیدکنندگان ناچار خواهند بود میان حفظ قیمت رقابتی، کنترل هزینه، مدیریت موجودی و تامین نقدینگی تعادل ایجاد کنند؛ هرچند منابع بررسیشده نشان نمیدهند که یک راهکار واحد بتواند مشکل کل صنعت را حل کند.
از سوی دیگر، روند جهانی صنعت نساجی نیز نشان میدهد ضعف تقاضا و افزایش نااطمینانی همچنان از چالشهای مهم زنجیره جهانی است. بنابراین فشار بر بازار پوشاک ایران را باید در دو سطح داخلی و جهانی بررسی کرد.
در مجموع رکود تورمی در بازار پوشاک حاصل برخورد مستقیم دو نیروی متضاد است: هزینههای تولید افزایش مییابد، اما توان خرید مصرفکننده کاهش پیدا میکند.
تولیدکننده نمیتواند افزایش هزینهها را بهطور کامل نادیده بگیرد، اما انتقال کامل این هزینهها به قیمت نهایی نیز در بازاری که تقاضای آن تضعیف شده، با خطر کاهش فروش همراه است.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی صنعت پوشاک تنها قیمت نیست؛ بلکه شکاف میان قیمت، هزینه تولید و قدرت خرید است. تا زمانی که این شکاف کاهش پیدا نکند، رکود تورمی در بازار پوشاک میتواند همچنان یکی از مهمترین چالشهای زنجیره نساجی و پوشاک باقی بماند.
اخبار مرتبط

اقتصاد ایران چقدر زیرزمینی شده است؟

برندگان و بازندگان اقتصاد ایران در شهریور ۱۴۰۵

شکاف میان تولید و بازار صنعت نساجی زیاد شد

صنایع و معادن ۱۴.۷ درصد کوچک شد

اتصال سرمایه و نیروی کار؛ حلقه مفقوده بازار داخلی

 copy.webp)
۰ دیدگاه