
اژدهای زرد چگونه توازن قدرت جهانی را برهم خواهد زد؟
رقابت بر سر راهاندازی نیروگاههای هستهای در کشورهای جنوب شرق آسیا میتواند توازن قدرت جهانی در بخش فناوری را که اهمیتی ژئوپلیتیکی نیز خواهد داشت، تغییر دهد.
به گزارش نماد اقتصاد، در شرایطی که کشورهای جنوب شرق آسیا با رشد سریع صنعتی، توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی، افزایش مصرف برق و الزامات گذار به تجدیدپذیرها روبهرو هستند، انرژی هستهای بار دیگر به یکی از مهمترین گزینههای سیاستگذاری در حوزه انرژی تبدیل شده است. آنچه تا یک دهه قبل در بسیاری از کشورهای منطقه از منظر سیاسی یا اقتصادی دور از دسترس به نظر میرسید، امروز به بخشی از برنامهریزی بلندمدت دولتها برای تامین امنیت انرژی بدل شده است.
ویتنام، فیلیپین، اندونزی، مالزی، تایلند و سنگاپور هر یک به اشکال مختلف در حال بررسی یا توسعه برنامههای هستهای هستند. در همین راستا، ویتنام و روسیه در سال ۲۰۲۶ توافق احداث نیروگاه هستهای «Ninh Thuan 1» را امضا کردند و کشورهای فیلیپین و اندونزی نیز در تلاش هستند نخستین راکتورهای هستهای خود را پش از سال ۲۰۳۰ میلادی وارد مدار بهرهبرداری کنند. همزمان، برخی کشورهای منطقه نیز بهکارگیری فناوری راکتورهای کوچک مقیاس ماژولار (SMR) را به عنوان بخشی از سبد انرژی در آینده مورد مطالعه قرار دادهاند.
در مرکز این تحولات، چین قرار دارد؛ کشوری که به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از اثرگذارترین بازیگران صنعت هستهای جهان و شریک راهبردی جدید کشورهای جنوب شرق آسیا در حوزه انرژی است.
ظهور چین به عنوان قدرت جدید صنعت هستهای در جهان
رشد جایگاه چین در صنعت هستهای، نتیجه چند دهه سرمایهگذاری مستمر در حوزه فناوری، زیرساختهای صنعتی و توسعه سرمایه انسانی بوده است. در حالی که بسیاری از صنایع هستهای غربی پس از پایان جنگ سرد با رکود سرمایهگذاری مواجه شدند، پکن مسیر متفاوتی را در پیش گرفت و به توسعه زنجیره کامل فناوری هستهای ادامه داد.
از ابتدای سال ۲۰۲۶ تاکنون، چین با بهرهبرداری از ۶۱ راکتور هستهای و ساخت ۳۹ واحد نیروگاهی جدید، نهتنها سومین ناوگان بزرگ نیروگاههای هستهای جهان را در اختیار داشته است بلکه بزرگترین برنامه ساخت راکتورهای جدید در سطح جهان را نیز در دست اجرا دارد.
یکی از مهمترین مزیتهای راهبردی چین، بومیسازی گسترده فناوریهای هستهای است. برآوردهای انجامشده نشان میدهد حدود ۹۰ درصد تجهیزات و قطعات مورد استفاده در نیروگاههای هستهای این کشور در داخل چین تولید میشوند. این موضوع علاوه بر کاهش هزینهها، وابستگی به زنجیرههای تامین خارجی را محدود کرده و به شرکتهای چینی امکان داده است بستههای کاملی از خدمات مهندسی، تامین تجهیزات، تامین مالی، آموزش نیروی انسانی و سوخترسانی را به مشتریان خارجی ارائه دهند.
چین در عمل، از نقش یک صادرکننده صرف راکتور فراتر رفته است و اکنون زنجیره کاملی از یک زیستبوم هستهای شامل دانش فنی، تامین سوخت، آموزش نیروی انسانی و خدمات مرتبط با چرخه حیات رآکتورها را به کشورهای متقاضی ارائه میکند.
رآکتور «Hualong One»؛ نماد صادرات فناوری نوین هستهای چین
نماد اصلی راهبرد هستهای چین، نسل سوم راکتور «Hualong One» است؛ فناوریای که توسط شرکت ملی هستهای چین و شرکت «CGN» توسعه یافته و اکنون به یکی از پرکاربردترین الگوهای ساخت راکتور در جهان تبدیل شده است.
بیش از ۴۰ واحد از این راکتورها در مرحله بهرهبرداری، ساخت یا دریافت مجوز قرار دارند. هر واحد از این نیروگاهها حدود یک هزار و ۱۰۰ مگاوات برق تولید میکند که برای تامین برق نزدیک به یک میلیون خانوار کافی است.
برای اقتصادهای در حال توسعهای که با کمبود ظرفیت تولید برق و نیاز روزافزون به توسعه صنعتی مواجه هستند، چنین ظرفیتی جذابیت قابلتوجهی دارد. علاوهبراین، چین قادر است پروژههای هستهای را با سرعت بیشتری نسبت به بسیاری از رقبا اجرا کند؛ مزیتی که در شرایط رقابت فزاینده برای تامین انرژی اهمیت مضاعفی یافته است.
در حالی که بسیاری از پروژههای هستهای در اروپا و آمریکای شمالی با افزایش هزینهها و تاخیرهای طولانی مواجه هستند، چین توانسته است تامین مالی، طراحی، ساخت و راهاندازی پروژهها را به صورت یکپارچه در اختیار مشتریان قرار دهد. همین موضوع سبب شده است کشورهای در حال توسعه استقبال بیشتری از همکاری با پکن نشان دهند.
انرژی هستهای؛ ابزاری جدید برای نفوذ ژئوپلیتیکی
با وجود مزایای اقتصادی و فناورانه، همکاری هستهای صرفا یک قرارداد زیرساختی معمولی نیست. برخلاف بسیاری از پروژههای عمرانی، نیروگاههای هستهای معمولا بین ۴۰ تا ۶۰ سال عمر مفید دارند و در تمام این مدت به تامین سوخت، خدمات فنی، ارتقای فناوری و مدیریت پسماندهای هستهای نیازمند هستند. به همین دلیل، کشور تامینکننده راکتور عملا به شریک راهبردی بلندمدت کشور میزبان تبدیل میشود.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که مشخص شود تنها تعداد محدودی از کشورها توانایی غنیسازی صنعتی اورانیوم و تامین سوخت هستهای را در اختیار دارند.
اگرچه روسیه همچنان یکی از بازیگران اصلی بازار جهانی سوخت هستهای محسوب میشود اما چین نیز به سرعت در حال توسعه ظرفیتهای چرخه سوخت خود برای پشتیبانی از برنامه صادراتی راکتورهای هستهای است. در نتیجه، کشورهایی که به فناوری هستهای چین وابسته میشوند، ممکن است در آینده نهتنها برای ساخت نیروگاه بلکه برای تامین سوخت، خدمات فنی و ادامه بهرهبرداری از این زیرساختها نیز به پکن وابسته باقی بمانند.
موضوعی فراتر از صادرات برق
وابستگی فناورانه در صنعت هستهای، معمولا بسیار عمیقتر از سایر بخشهای زیرساختی است. در حالی که جایگزینی تامینکننده در پروژههایی مانند ارائهدهنده خدمات بنادر یا مناطق صنعتی آسانتر به نظر میرسد، تغییر فناوری و استانداردهای یک نیروگاه هستهای پس از چند دهه فعالیت عملا بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند چین از طریق صادرات نیروگاههای هستهای، صرفا برق تولید نکرده بلکه شبکهای از روابط راهبردی بلندمدت را نیز ایجاد میکند.
البته این مسئله لزوما به معنای سوءاستفاده سیاسی از این وابستگیها نیست زیرا تمامی صادرکنندگان بزرگ فناوری هستهای از جمله آمریکا، فرانسه، روسیه و کرهجنوبی نیز ارتباطات مشابهی با مشتریان خود ایجاد میکنند. با این حال، ترکیب صادرات فناوری هستهای با طرح «کمربند و جاده» و سرمایهگذاریهای صنعتی و نفوذ اقتصادی گستردهتر، به چین جایگاهی متفاوت در این رقابت بخشیده است.
رقابت برای توسعه صنعت هستهای در قلب منطقه هند و اقیانوسیه
گسترش همکاریهای هستهای چین در جنوب شرق آسیا در شرایطی رخ میدهد که رقابت ژئوپلیتیکی میان واشنگتن و پکن وارد مرحله جدیدی شده است. ایالات متحده آمریکا به طور فزایندهای زیرساختهای حیاتی منطقه شامل بنادر، شبکههای انرژی و زیرساختهای دیجیتال را از منظر رقابت راهبردی با چین ارزیابی میکند. در چنین فضایی، صادرات راکتورهای هستهای نیز میتواند به یکی دیگر از عرصههای رقابت قدرتهای بزرگ در منطقه هند و اقیانوسیه تبدیل شود.
به همین دلیل، بسیاری از کشورهای عضو اتحادیه آسهآن تلاش خواهند کرد به جای وابستگی کامل به یک تامینکننده، راهبرد متنوعسازی شرکای خود در زمینه فناوریهای مرتبط با این صنعت را دنبال کنند.
کشورهایی مانند اندونزی و فیلیپین احتمالا به دنبال همکاری همزمان با چندین بازیگر بینالمللی خواهند بود؛ در حالی که برخی کشورهای جنوب شرق آسیا ممکن است پیوندهای عمیقتری با اکوسیستم صنعتی و مالی چین برقرار کنند.
چنین روندی میتواند در بلندمدت به شکلگیری اکوسیستمهای فناوری متفاوت در منطقه منجر شود؛ اکوسیستمهایی که استانداردهای صنعتی، زیرساختهای انرژی و حتی جهتگیریهای ژئوپلیتیکی متفاوتی خواهند داشت.
جاهطلبیهای چین برای توسعه نسل بعدی راکتورها
چین در کنار توسعه راکتورهای نسل جدید، سرمایهگذاری گستردهای نیز در فناوریهای نسل آینده این صنعت انجام داده است. یکی از مهمترین این پروژهها، توسعه راکتورهای نمک مذاب مبتنی بر عنصر توریم است.
در سال ۲۰۲۴، راکتور مبتنی بر توریم «Wuwei» در چین به ظرفیت عملیاتی کامل دست یافت؛ رویدادی که بسیاری از کارشناسان آن را نقطه عطفی در توسعه فناوریهای پیشرفته هستهای ارزیابی میکنند.
اگرچه این فناوری به دلیل ایمنی بالاتر و پسماند کمتر مورد توجه قرار گرفته است اما اهمیت ژئوپلیتیکی آن شاید حتی از مزایای فنیاش بیشتر باشد. در صورتی که چین به نخستین کشور صادرکننده تجاری راکتورهای توریمی در جهان تبدیل شود، میتواند نقش تعیینکنندهای در تدوین استانداردهای نسل بعدی صنعت هستهای ایفا کند و نفوذ خود در کشورهای در حال توسعه را افزایش دهد.
راهبرد موازنهگرایانه در جنوب شرق آسیا
با این حال، تلقی کشورهای جنوب شرق آسیا به عنوان بازیگرانی منفعل که صرفا تحت تاثیر نفوذ چین قرار میگیرند، تصویری ناقص از واقعیتهای منطقه ارائه میدهد. بسیاری از دولتهای این منطقه تلاش میکنند از همکاری با قدرتهای خارجی، به عنوان ابزاری برای انتقال دانش فنی، توسعه ظرفیتهای صنعتی و تربیت نیروی انسانی متخصص استفاده کنند.
تایلند، نمونهای از این رویکرد محسوب میشود. این کشور سالها پیش از طریق سرمایهگذاری در پروژههای هستهای چین و آموزش متخصصان خود، مسیر توسعه دانش فنی در این حوزه را آغاز کرد.
هدف نهایی چنین کشورهایی آن است که همان مسیری را طی کنند که خود چین طی دهههای گذشته پیمود؛ بدین معنا که این کشورها باید از فناوریهای وارداتی برای ایجاد یک صنعت بومی و مستقل استفاده کنند.
انرژی هستهای؛ فراتر از تولید برق
احیای پروژههای هستهای در جنوب شرق آسیا دیگر صرفا به مسئله کاهش انتشار کربن یا تامین برق محدود نمیشود. این فناوری اکنون با موضوعاتی همچون رقابتپذیری صنعتی، توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی، استقلال فناورانه و جایگاه ژئوپلیتیکی کشورها پیوند خورده است.
برای چین، صادرات راکتورهای هستهای ابزاری به منظور گسترش نفوذ صنعتی، افزایش قدرت نرم فناوری و تقویت جایگاه این کشور به عنوان تامینکننده و ارائهدهنده راهکارهای پیشرفته برای اقتصادهای در حال توسعه محسوب میشود. در مقابل، برای کشورهای جنوب شرق آسیا نیز فرصتی به منظور همکاری با پکن با هدف دسترسی به منابع مالی، فناوری و دانش فنی مورد نیاز در صنعت هستهای فراهم شده است.
در نهایت، رقابت بر سر ساخت نیروگاههای هستهای در جنوب شرق آسیا تنها مسابقه بر سر تولید برق نخواهد بود بلکه رقابتی برای تعیین استانداردهای نوین فناوری، زنجیرههای تامین و توازن قدرت در منطقه هند و اقیانوسیه طی دهههای آینده است. از این منظر، کشورهایی که زیرساخت هستهای آتی این منطقه را طراحی و تامین میکنند، ممکن است در عمل معماری جدید نفوذ فناوری و ژئوپلیتیکی آسیا در نیمه دوم قرن بیستویکم را نیز شکل دهند.
انتهای پیام//
 copy.webp)
0 دیدگاه