به گزارش نماد اقتصاد، وقتی اینترنت کند میشود، فقط چند صفحه باز نمیشود؛ یک فروشگاه فروشش را از دست میدهد، کلاس درسی نیمهکاره میماند، تماس کاری قطع میشود، پروژهای به تعویق میافتد و یک برنامهنویس بیشتر به مهاجرت فکر میکند. در ایران امروز، اینترنت دیگر یک ابزار جانبی نیست؛ ستون اصلی زندگی روزمره، اقتصاد، آموزش و ارتباطات است. به همین دلیل، هر روز اختلال و محدودیت، هزینهای فراتر از آمارهای رسمی به جامعه تحمیل میکند.
حالا پس از هفتهها محدودیت و اختلال، بحث درباره خسارتهای خاموشی اینترنت دوباره داغ شده است.هزینه این وضعیت را مردم از جیب، زمان، اعتماد و آینده خود پرداخت کردهاند؛ خسارتی که بهسادگی قابل جبران نیست.
در بسیاری از کشورها، اینترنت بخشی از زیرساخت حیاتی محسوب میشود؛ همانقدر مهم که برق، آب یا حملونقل. اما در ایران، همچنان نگاه به اینترنت میان «حق عمومی» و «امتیاز قابل کنترل» در نوسان است.
در حالی که میلیونها نفر معیشت خود را بر بستر اینترنت بنا کردهاند، هرگونه اختلال مستقیم بر اقتصاد خانوارها اثر میگذارد. فروشگاههای آنلاین، رانندگان تاکسی اینترنتی، فریلنسرها، تولیدکنندگان محتوا، برنامهنویسان و حتی دانشآموزان و بیماران، همگی بخشی از زندگی خود را به اتصال پایدار اینترنت گره زدهاند.
به همین دلیل، خاموشی یا محدودسازی اینترنت فقط یک تصمیم فنی نیست؛ تصمیمی است که میتواند زنجیرهای از تبعات اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند.
مهاجرت واکنش طبیعی به نااطمینانی دیجیتال
یکی از مهمترین تبعات محدودیت اینترنت، افزایش نااطمینانی در میان فعالان اقتصاد دیجیتال است. بسیاری از استارتاپها و نیروهای متخصص فناوری، آینده شغلی خود را وابسته به دسترسی آزاد و پایدار به اینترنت میدانند.
وقتی این دسترسی دائماً با اختلال و محدودیت همراه باشد، بخشی از نیروهای متخصص ترجیح میدهند در محیطی فعالیت کنند که زیرساخت دیجیتال آن قابل پیشبینیتر باشد. به همین دلیل، مهاجرت نخبگان فناوری را نمیتوان صرفاً یک انتخاب شخصی دانست؛ بلکه بخشی از آن، واکنش به فضای ناپایدار اقتصاد دیجیتال است.
اینترنت پرو؛ شکاف تازه در جامعه
در این میان، ایدههایی مانند «اینترنت پرو» بحثهای زیادی ایجاد کرده است. موافقان میگویند برخی کسبوکارها و گروههای تخصصی برای ادامه فعالیت خود به اینترنت باکیفیتتر نیاز دارند؛ اما منتقدان معتقدند این مدل، عملاً دسترسی به اینترنت آزاد را به یک امتیاز ویژه تبدیل میکند.
مسئله اصلی اینجاست که اینترنت پرو، راهحل ریشهای مشکل نیست. اگر اینترنت باکیفیت فقط برای گروهی خاص فراهم شود، شکاف دیجیتال عمیقتر خواهد شد؛ شکافی که در آینده میتواند به تبعیض اقتصادی، آموزشی و شغلی منجر شود.
در واقع، عدالت دیجیتال زمانی معنا پیدا میکند که همه شهروندان به اینترنت پایدار، آزاد و باکیفیت دسترسی داشته باشند؛ نه اینکه کیفیت دسترسی به توان مالی یا موقعیت سازمانی افراد وابسته شود.
بخش مهمی از هزینه خاموشی اینترنت، اصلاً قابل اندازهگیری دقیق نیست. از بین رفتن اعتماد عمومی، کاهش احساس امنیت شغلی، عقبماندن کسبوکارها از رقابت جهانی و تضعیف امید نسل جوان، بخشی از خسارتهایی است که در آمارهای رسمی دیده نمیشود.
در دنیایی که اقتصاد، آموزش و حتی خدمات درمانی به فضای آنلاین وابسته شده، محدودیت اینترنت میتواند کشور را از جریان جهانی دانش و فناوری دور کند؛ اتفاقی که آثار آن در بلندمدت بسیار سنگینتر از خسارتهای کوتاهمدت اقتصادی خواهد بود.
شاید مهمترین نکته این باشد که مطالبه اصلی جامعه، اینترنت ویژه یا اینترنت لوکس نیست؛ بلکه دسترسی برابر و پایدار برای همه است.
در عصر اقتصاد دیجیتال، توسعه پایدار بدون اینترنت آزاد و قابل اتکا تقریباً غیرممکن است.
حالا پرسش اینجاست: آیا قرار است اینترنت به یک خدمت عمومی برای همه تبدیل شود یا به امتیازی محدود برای گروهی خاص؟
0 دیدگاه