سیمان زیر آوار بحران؛ صنعتی که انرژی و سیاست زمین‌گیرش کرد
نماد اقتصاد بررسی کرد؛

سیمان زیر آوار بحران؛ صنعتی که انرژی و سیاست زمین‌گیرش کرد

یگانه بختیاری فردیس
۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

صنعت سیمان ایران طی دو دهه گذشته همواره به‌عنوان یکی از صنایع راهبردی و پیشران اقتصاد کشور شناخته شده است؛ صنعتی که از یک‌سو با توسعه زیرساخت‌های عمرانی، مسکن و حمل‌ونقل گره خورده و از سوی دیگر سهم قابل‌توجهی در صادرات غیرنفتی ایران دارد.

به گزارش نماد اقتصاد، صنعت سیمان ایران طی دو دهه گذشته همواره به‌عنوان یکی از صنایع راهبردی و پیشران اقتصاد کشور شناخته شده است؛ صنعتی که از یک‌سو با توسعه زیرساخت‌های عمرانی، مسکن و حمل‌ونقل گره خورده و از سوی دیگر سهم قابل‌توجهی در صادرات غیرنفتی ایران دارد.
با این حال، این صنعت بزرگ در سال‌های اخیر با مجموعه‌ای از بحران‌های همزمان مواجه شده که موجب شده فاصله‌ای معنادار میان ظرفیت اسمی و توان واقعی تولید شکل بگیرد؛ فاصله‌ای که اکنون نه‌تنها چشم‌انداز توسعه، بلکه حتی حفظ وضعیت موجود را نیز با ابهام روبه‌رو کرده است.
ایران امروز از نظر ظرفیت نصب‌شده تولید سیمان در میان کشورهای بزرگ جهان قرار دارد و طی سال‌های گذشته با احداث ده‌ها کارخانه در نقاط مختلف کشور، توانسته ظرفیت اسمی خود را به بیش از ۸۰ میلیون تن در سال برساند. این توسعه عمدتاً بر پایه دو مزیت اصلی شکل گرفت؛ نخست دسترسی گسترده به مواد اولیه و دوم انرژی ارزان. همین دو عامل موجب شد صنعت سیمان در دهه‌های گذشته به یکی از جذاب‌ترین حوزه‌های سرمایه‌گذاری صنعتی تبدیل شود. اما اکنون همان مزیت سنتی انرژی، به مهم‌ترین نقطه بحران این صنعت تبدیل شده است.

مزیت سنتی که به بحران تبدیل شد

در سال‌های اخیر تشدید ناترازی در شبکه برق و گاز کشور، صنعت سیمان را به یکی از نخستین قربانیان محدودیت‌های انرژی تبدیل کرده است. کارخانه‌های سیمان به دلیل ماهیت فرآیند تولید، نیازمند تامین پایدار و مستمر انرژی هستند. توقف ناگهانی برق یا گاز در این صنعت صرفاً به معنای کاهش چندساعته تولید نیست، بلکه خاموش و روشن شدن کوره‌ها، آسیب به تجهیزات، افت راندمان و تحمیل هزینه‌های سنگین تعمیراتی را به همراه دارد. با این حال، در تابستان‌ها قطع برق صنایع و در زمستان‌ها محدودیت گاز به بخشی عادی از فعالیت کارخانه‌های سیمان تبدیل شده است.

خاموشی کوره‌ها؛ هزینه‌ای فراتر از توقف تولید

فعالان این صنعت معتقدند مشکل صرفاً کمبود انرژی نیست، بلکه نبود امکان پیش‌بینی و فقدان برنامه‌ریزی پایدار، آسیب بزرگ‌تری به صنعت وارد کرده است. کارخانه‌ای که نمی‌داند در هفته آینده چه میزان برق یا گاز دریافت خواهد کرد، عملاً نمی‌تواند برنامه تولید، صادرات یا حتی تعمیرات خود را تنظیم کند. همین وضعیت موجب شده بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های توسعه‌ای متوقف شود و سرمایه‌گذاران نسبت به ورود به پروژه‌های جدید تمایل چندانی نداشته باشند.

صنعت بدون امکان برنامه‌ریزی

بحران انرژی در حالی به صنعت سیمان فشار وارد می‌کند که همزمان هزینه‌های تولید نیز به شکل مداوم در حال افزایش است. رشد هزینه حمل‌ونقل، افزایش نرخ ارز، وابستگی بخشی از تجهیزات و قطعات به واردات، رشد دستمزدها و افزایش هزینه تعمیر و نگهداری، ساختار هزینه تولید سیمان را به‌طور محسوسی سنگین‌تر کرده است. با این حال، صنعت سیمان همچنان تحت تاثیر سیاست‌های قیمت‌گذاری دستوری قرار دارد؛ سیاستی که بسیاری از تولیدکنندگان آن را یکی از ریشه‌های اصلی فرسایش تدریجی این صنعت می‌دانند.

رشد هزینه‌ها در سایه قیمت‌گذاری دستوری

در شرایطی که هزینه‌های تولید با سرعت افزایش یافته، قیمت فروش سیمان در دوره‌های مختلف تحت کنترل دولت باقی مانده است. این شکاف میان هزینه و قیمت فروش، حاشیه سود شرکت‌ها را کاهش داده و توان مالی آنها برای نوسازی تجهیزات یا توسعه خطوط تولید را محدود کرده است. بسیاری از کارخانه‌های سیمان امروز با ماشین‌آلات و فناوری‌هایی فعالیت می‌کنند که عمر آنها به چند دهه قبل بازمی‌گردد. فرسودگی تجهیزات نه‌تنها بهره‌وری را کاهش داده، بلکه مصرف انرژی را نیز افزایش داده است؛ موضوعی که خود به تشدید بحران فعلی دامن می‌زند.
ورود سیمان به بورس کالا در سال‌های گذشته با هدف کاهش رانت، شفاف‌سازی قیمت‌ها و حذف واسطه‌گری انجام شد و در مقاطعی نیز توانست بخشی از نابسامانی بازار را کنترل کند، اما فعالان صنعت معتقدند تا زمانی که مداخلات سیاست گذار در سازوکار عرضه و قیمت ادامه داشته باشد، بورس کالا نیز نمی‌تواند به‌طور کامل نقش تنظیم‌کننده بازار را ایفا کند. در عمل، صنعت سیمان همچنان میان الزامات اقتصاد دستوری و اقتضائات بازار آزاد گرفتار مانده است.

بورس کالا؛ راه‌حلی ناقص برای بازاری نیمه‌دستوری

در کنار بحران انرژی و قیمت‌گذاری، مشکل تامین مالی نیز به یکی از موانع مهم صنعت تبدیل شده است. صنعت سیمان صنعتی سرمایه‌بر است و نگهداری خطوط تولید آن نیازمند سرمایه‌گذاری مداوم است. اما نرخ بالای بهره بانکی، محدودیت دسترسی به منابع مالی و کاهش سودآوری شرکت‌ها موجب شده بسیاری از پروژه‌های نوسازی یا توسعه‌ای متوقف شوند. تحریم‌های خارجی نیز دسترسی کارخانه‌ها به فناوری‌های جدید، قطعات تخصصی و فاینانس خارجی را دشوارتر کرده است. نتیجه این شرایط، افزایش استهلاک و عقب‌ماندن تدریجی صنعت سیمان ایران از استانداردهای جهانی است.

بحران سرمایه‌گذاری در صنعت سیمان

این عقب‌ماندگی در حالی رخ داده که صنعت سیمان جهان طی سال‌های اخیر به سمت تحول فناورانه حرکت کرده است. کاهش مصرف انرژی، استفاده از سوخت‌های جایگزین، بازیافت حرارت، اتوماسیون خطوط تولید و کاهش آلایندگی، محور اصلی سرمایه‌گذاری شرکت‌های بزرگ سیمانی در جهان بوده است. اما صنعت سیمان ایران به دلیل محدودیت‌های مالی و تحریمی، کمتر توانسته وارد این مسیر شود و همین مسئله فاصله آن را با رقبای منطقه‌ای افزایش داده است.

تحریم و فاصله گرفتن از استانداردهای جهانی

در حوزه صادرات نیز اگرچه ایران همچنان یکی از صادرکنندگان مهم سیمان و کلینکر در منطقه محسوب می‌شود، اما بی‌ثباتی سیاست‌های صادراتی و مشکلات ارزی، مزیت‌های صادراتی این صنعت را تضعیف کرده است. بازارهای منطقه‌ای ایران از جمله عراق، افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی همچنان ظرفیت بالایی برای جذب سیمان ایران دارند، اما تغییرات مداوم مقررات صادراتی، عوارض مقطعی و دشواری بازگشت ارز، باعث شده بخشی از این بازارها به تدریج در اختیار رقبایی مانند ترکیه قرار گیرد. ترکیه در سال‌های اخیر با سرمایه‌گذاری گسترده در فناوری و توسعه زیرساخت‌های صادراتی، موقعیت خود را در بازار منطقه تثبیت کرده و رقابت برای تولیدکنندگان ایرانی دشوارتر شده است.

رقابت منطقه‌ای؛ ترکیه چگونه جای ایران را گرفت؟

از سوی دیگر، هزینه‌های حمل‌ونقل نیز به یکی از بحران‌های پنهان صنعت سیمان تبدیل شده است. سیمان کالایی کم‌ارزش اما حجیم است و به همین دلیل هزینه حمل سهم بالایی در قیمت نهایی آن دارد. فرسودگی ناوگان جاده‌ای، کمبود زیرساخت‌های ریلی و رشد هزینه سوخت و قطعات، هزینه توزیع سیمان را به‌شدت افزایش داده است. در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته بخش عمده حمل سیمان از طریق ریل انجام می‌شود، اما در ایران همچنان وابستگی اصلی به حمل جاده‌ای است؛ موضوعی که رقابت‌پذیری صادراتی صنعت را کاهش داده است.

حمل‌ونقل؛ بحران پنهان سیمان ایران

در مجموع، صنعت سیمان ایران اکنون در نقطه‌ای قرار گرفته که دیگر صرف برخورداری از ظرفیت تولید بالا، مزیت محسوب نمی‌شود. مسئله اصلی امروز این صنعت، پایداری تولید و امکان ادامه فعالیت اقتصادی است. تداوم بحران انرژی، قیمت‌گذاری دستوری، فرسودگی تجهیزات و بی‌ثباتی سیاستگذاری، شرایطی ایجاد کرده که حتی حفظ ظرفیت فعلی نیز به چالشی جدی تبدیل شده است
با این حال، صنعت سیمان همچنان از ظرفیت‌های مهمی برخوردار است. دسترسی به مواد اولیه، بازار مصرف داخلی، موقعیت جغرافیایی مناسب برای صادرات و تجربه چند دهه فعالیت صنعتی، مزیت‌هایی هستند که در صورت اصلاح سیاست‌های کلان می‌توانند دوباره این صنعت را به یکی از موتورهای صادرات غیرنفتی کشور تبدیل کنند. اما تحقق این هدف مستلزم مجموعه‌ای از اصلاحات بنیادین است؛ از تامین پایدار انرژی و کاهش مداخلات دستوری گرفته تا توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل، نوسازی فناوری و ایجاد ثبات در سیاست‌های اقتصادی و صادراتی.
آینده صنعت سیمان ایران بیش از هر زمان دیگری به نحوه مواجهه سیاستگذار با این چالش‌های ساختاری وابسته شده است. اگر اصلاحات لازم به تعویق بیفتد، صنعتی که روزی یکی از نمادهای توسعه صنعتی کشور بود، ممکن است به تدریج بخشی از مزیت رقابتی خود را از دست بدهد
برچسب‌ها: سیمان
Author

یگانه بختیاری فردیس

مشاهده دیگر مطالب
لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=62790
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

0 دیدگاه