فراسوی اقتصاد دانش‌محور؛ چرا معادن و نفت همچنان حکمرانی می‌کنند؟

احسان محبی‌نظر
یادداشت از: احسان محبی‌نظر
۲۱ فروردین ۱۴۰۵

در بیشتر دهه‌های اخیر، جهانی‌شدن این باور را تقویت کرد که جهان در حال گذار از ژئوپلیتیک مواد خام است. داده‌ها جایگزین نفت می‌شوند، نرم‌افزار فولاد را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و دانش به ارز نهایی قدرت تبدیل می‌شود.

برای دهه‌ها، روایتی تسلی‌بخش بر گفتمان جهانی حاکم بوده است: در آموزش سرمایه‌گذاری کنید، نوآوری را پرورش دهید و نهادهای جهانی بسازید و رفاه به دنبال آن خواهد آمد. به نظر می‌رسید سنگاپور، کره جنوبی و آلمان این ادعا را  اثبات می‌کنند: ملت‌هایی با منابع طبیعی اندک می‌توانند با تکیه بر سرمایه فکری، از رقبای منابع‌خیز پیشی بگیرند اما واقعیت در حال شکل‌گیری مسیری دیگر را نشان می‌دهد. قرن حاضر شاهد نه پایان رقابت بر سر منابع بلکه بازآفرینی آن است — خاموش‌تر، پیچیده‌تر و شاید به مراتب مهم‌تر از گذشته. دانش علمی در هیچ دوره‌ای از تاریخ تا به این حد در دسترس نبوده اما این وارونگی — دانش دموکراتیزه‌شده در کنار منابع متمرکز — ممکن است بی‌سروصدا قواعد قدرت ژئوپلیتیک را بازنویسی کند.

اواخر قرن بیستم یک استثنا بود. در اقتصادهای پیشرفته، نسل پسا جنگ جهانی یک شوک مصرفی بی‌سابقه پدید آورد. طبقه متوسط گسترده‌ای به خرید مسکن، خودرو، لوازم خانگی و الکترونیک روی آورد. این تقاضا موتور رشد صنعتی در شرق آسیا بود، توسعه صادرات‌محور را به یک استراتژی برنده تبدیل کرد و به تثبیت دلار آمریکا در مرکز نظام جهانی کمک کرد. این نظم نه تنها از مهندسی نظامی یا مالی بلکه از مصرف انبوه نیز تغذیه می‌شد.

اکنون آن موتور جمعیتی رو به افول است. جمعیت اقتصادهای پیشرفته با سرعت در حال پیر شدن است. جوامع مسن‌تر متفاوت مصرف می‌کنند: گردش کمتر در بازار مسکن، کالاهای بادوام کمتر، خدمات و مراقبت‌های بهداشتی بیشتر. این فروپاشی تقاضا نیست بلکه تغییری ساختاری است — دور شدن از مصرف مواد‌محوری که زمانی موتور تجارت جهانی بود. در همین حال، بسیاری از جوامع جوان‌تر هنوز به سطح درآمدی لازم برای تکرار آن رونق مصرفی نرسیده‌اند. نتیجه، جهانی است که در آن تقاضای کل به کندی و به صورت نامتوازن رشد می‌کند.

در چنین جهانی، اهرم قدرت به دست کسانی می‌افتد که نهاده‌های اساسی را کنترل می‌کنند. گذار انرژی این پارادوکس را به خوبی نشان می‌دهد. فناوری‌های تجدیدپذیر اغلب به عنوان رهایی بشر از قید محدودیت‌های منابع توصیف می‌شوند اما پنل‌های خورشیدی، خودروهای برقی، باتری‌ها و شبکه‌های برق مدرن به لیتیم، کبالت، نیکل، مس و عناصر نادر خاکی نیاز دارند، موادی که استخراج آن‌ها از نظر جغرافیایی به گونه‌ای متمرکز است که هیچ مقدار تحقیقات دسترسی آزاد نمی‌تواند آن را تغییر دهد. براساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، تقاضا برای این مواد معدنی حیاتی می‌تواند تا اواسط قرن چهار تا شش برابر شود. دانش ساخت باتری جهانی شده است اما کبالت مورد نیاز برای قرار دادن در داخل آن نه. زنجیره‌های تامین آنها از نظر جغرافیایی ناهموار و توسعه آن‌ها سرمایه‌بر است.

این عدم‌تقارن نقطه کور اقتصاد دانش‌محور را آشکار می‌کند. فناوری به صورت انتزاعی وجود ندارد بلکه به مواد خام، زنجیره‌های تامین و زیرساخت‌های فیزیکی نیاز دارد. کشوری که در هوش مصنوعی پیشرو است اما برای ورودی‌های معدنی کاملا به منابع خارجی وابسته است، پایه‌های قدرتش را بر بنیانی ساخته که دیگران می‌توانند آن را مختل کنند. تنش‌های اخیر حوزه نیمه‌هادی‌ها نشان داد که کنترل بر مواد و تجهیزات تولید می‌تواند بیش از انتشار مقالات پژوهشی اهمیت داشته باشد.

این واقعیت موجی از رقابت استراتژیک نوین را برانگیخته است. قدرت‌های بزرگ دیگر صرفا بر میادین نفتی تمرکز ندارند؛ آن‌ها در پی نفوذ بر تمام زنجیره‌های تامین‌اند — از استخراج و فرآوری گرفته تا پالایش و تولید پیشرفته. قراردادهای بلندمدت تامین مواد معدنی، ذخایر استراتژیک، کنترل صادرات و بازرسی سرمایه‌گذاری به ابزارهای معمول سیاست اقتصادی تبدیل شده‌اند. دیپلماسی منابع اکنون در کنار اتحادهای امنیتی سنتی جای گرفته است.

شرکت‌های چندملیتی نیز به همان اندازه فعال‌اند. خودروسازان مستقیما در پروژه‌های معدنی سرمایه‌گذاری می‌کنند تا ورودی‌های باتری را تامین کنند. شرکت‌های فناوری قراردادهای بلندمدت خرید انرژی امضا می‌کنند تا انرژی زیرساخت‌های داده را تضمین کنند. معامله‌گران کالا در حال توسعه به حوزه‌های لجستیک، ذخیره‌سازی و پالایش هستند. یکپارچه‌سازی عمودی — که زمانی در اقتصاد جهانی «دقیقا به موقع» ناکارآمد تلقی می‌شد — اکنون به عنوان پوششی در برابر کمیابی و ریسک ژئوپلیتیک بازمی‌گردد.

جغرافیا دوباره اهمیت یافته است. مواد معدنی حیاتی به طور نامتوازن توزیع شده‌اند و ظرفیت فرآوری آن‌ها حتی متمرکزتر است و نقاط خفگی‌ای می‌آفریند که می‌توان از آن‌ها به لحاظ اقتصادی و سیاسی اهرم‌کشی کرد. کنترل بر یک پالایشگاه، یک مسیر دریایی یا یک فناوری فرآوری تخصصی می‌تواند نفوذی بسیار فراتر از ارزش اسمی ماده زمینه‌ای ایجاد کند. در جهانی با زنجیره‌های تامین شکننده، تاب‌آوری به قدرت تبدیل می‌شود.

لازم می‌دانم این موضوع را یادآوری کنم که تاریخ در برابر جبرگرایی هشدار می‌دهد. «نفرین منابع» نشان می‌دهد که داشتن مواد معدنی لزوما به معنای تبدیل آن‌ها به قدرت پایدار نیست. نهادها، حکمرانی و توانایی صعود در زنجیره ارزش تعیین‌کننده‌اند. آموزنده‌ترین الگوی امروز نه صرفا مالکیت منابع بلکه کنترل بر فرآوری و پالایش است: تبدیل نهاده‌های خام به مزیت استراتژیک از طریق ظرفیت فرآوری و اکوسیستم‌های صنعتی.

این بازگشت به ملی‌گرایی منابع قرن بیستم نیست. تفاوت امروز این است که منابع نه به صورت جداگانه بلکه در چارچوب سیستم‌های پیچیده فناوری اهمیت دارند. کشوری که غنی از مواد معدنی است اما ظرفیت فرآوری ضعیفی دارد، ارزش محدودی کسب می‌کند. کشوری که غنی از دانش است اما به نهاده‌های خارجی وابسته است، با آسیب‌پذیری استراتژیک مواجه است. قدرت به کسانی تعلق می‌گیرد که هم مواد و هم ابزار تبدیل آن‌ها را کنترل می‌کنند.

نوآوری همچنان اهمیت خواهد داشت. کارایی مصرف منابع، احتمال ظهور جایگزین‌ها و توان بازیافت در کاهش تقاضای اولیه، همه به نوآوری وابسته‌اند اما نوآوری در درون محدودیت‌های مادی عمل می‌کند. یک پیشرفت بزرگ در باتری هنوز به فلزات نیاز دارد؛ یک انقلاب نیمه‌هادی هنوز به کارخانه‌های ساخت و انرژی نیاز دارد.

ویژگی تعیین‌کننده دهه‌های پیش‌رو، همگرایی فناوری و زمین‌شناسی خواهد بود. قدرت نه‌تنها از ایده‌ها بلکه از معادن، شبکه‌های برق، بنادر و تاسیسات فرآوری سرچشمه خواهد گرفت. درسی که برای استراتژیست‌ها، سیاست‌گذاران و سرمایه‌گذاران ناخوشایند اما واضح است: در جهانی که اکنون در حال ساخته شدن است، دانستن چگونگی ساختن آینده لازم است اما کافی نیست. کنترل آنچه از آن ساخته می‌شود، ممکن است تعیین‌کننده باشد. در عصری که اغلب به عنوان عصر دیجیتال و غیرمادی توصیف می‌شود، پایه‌های نفوذ عمیقا فیزیکی باقی می‌مانند. رقابت برای منابع، یادگار گذشته نیست؛ بلکه ساختار آینده است.

Author

محمدرضا طارمی

مشاهده دیگر مطالب
لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=60625
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

0 دیدگاه