
گزارش یک شهروند از بازار شب عید: شب عید با طعم بیرمقی
بازار اسفند ۱۴۰۳، در آستانه نوروز ۱۴۰۴، حالوهوای همیشه را نداشت. اگرچه مغازهها چراغانی شده و بساط آجیل و شیرینی و لباس نو پهن بود، اما رمق همیشگی در آن دیده نمیشد. انگار که شب عید، با همه رنگ و لعابی که دارد، اینبار برای خیلیها طعم بیرمقی گرفته بود.
به گزارش یک شهروند تهرانی به نماد اقتصاد، در میدان هفتم تیر تهران، بساط دستفروشها مثل همیشه پهن است. صدای فروشندهای که تخمه را با طنز و هیجان تبلیغ میکند در هوا میپیچد، اما کمتر کسی مکث میکند یا میپرسد: «چند میگی؟» مردم بیشتر نگاه میکنند تا بخرند. گاهی حتی مکالمهای کوتاه بین پدر و پسر میشنوی، «بخریم؟ بزار بازهم هست؛ گرون میده»

”عیدی”یکی از کلیدواژههای بازار امسال است. عیدی سه میلیون تومانی کارمندان، که بیشتر شبیه کمکهزینهی یک هفته خرید ضروری است تا پاداشی برای سالی سخت. بسیاری از فروشندگان میگویند مردم میآیند، قیمت میپرسند، گاهی میچرخند و بعد بیصدا میروند.
یکی از فروشندگان لباس میگوید: «ما عادت داریم اسفند، پرفروشترین ماه سال باشد اما الان مشتریان بیشتر ویترینگردی میکنند تا خرید واقعی. بعضیها میآیند، اندازه میزنند، عکس میگیرند، بعد میرن شاید بتوانند از جای دیگر، ارزانتر هم پیدا کنند.»
در بخش خشکبار هم همین فضا حاکم است. قیمت آجیل شب عید برای خیلیها غیرقابل دسترس شده است؛ پسته و بادام کیلویی بالغ بر ۷۰۰ هزار تومان، و حتی تخمه و نقل ساده هم دیگر ارزان حساب نمیشوند.
با این حال، مردم همچنان تلاش میکنند رنگی از عید به زندگیشان بزنند. عطر ماهی دودی، سبزههای تازه، و صدای بچههایی که کنار سفره هفتسین انتخابی میخندند، هنوز هست. فقط اینبار، شادی بیشتر در دلها و تلاش خانوادههاست تا در سبد خریدشان.
بازار شب عید ۱۴۰۳ با همه تلاش مغازهداران و امید مردم، نتوانست از سایهی فشار اقتصادی رها شود. شب عید، هنوز برای خیلیها خاطرهانگیز است، اما خریدهایش دیگر مثل گذشته نیست.
فاطمه صنوبری
گزارش توسط یک شهروند از دل بازار تهران
 copy.webp)
0 دیدگاه