مشتری نفت ایران به سراغ عراق رفت؛ بازار صادراتی تهران در خطر است؟

مشتری نفت ایران به سراغ عراق رفت؛ بازار صادراتی تهران در خطر است؟

بازار نفت فقط میدان رقابت بر سر قیمت نیست؛ گاهی تغییر مسیر یک مشتری، بیش از نوسان قیمت‌های جهانی درباره آینده صادرات یک کشور هشدار می‌دهد.

به گزارش نماد اقتصاد، برای ایران که سال‌هاست زیر فشار تحریم‌ها، محدودیت‌های بانکی و دشواری‌های حمل‌ونقل نفت فعالیت می‌کند، هر نشانه‌ای از تغییر مبدأ خرید مشتریان آسیایی می‌تواند به معنای افزایش هزینه فروش، تخفیف بیشتر یا دشوارتر شدن حفظ سهم بازار باشد.

در چنین شرایطی، خبر گرایش یک مشتری نفت ایران به خرید از عراق، پرسشی مهم را پیش روی سیاست‌گذاران نفتی قرار می‌دهد که آیا رقیب منطقه‌ای ایران در حال تصاحب بخشی از بازارهایی است که تهران برای حفظ آن‌ها هزینه زیادی می‌پردازد، یا با یک جابه‌جایی مقطعی در سبد خرید پالایشگاه‌ها مواجه هستیم؟

جابه‌جایی مشتریان چینی نشانه چیست؟

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر در بازار نفت ایران، گزارش منتشرشده از سوی رویترز در ۶ اکتبر ۲۰۲۶ است. بر اساس این گزارش، پالایشگاه‌های مستقل چین برای تحویل نفت در ماه‌های اکتبر و نوامبر، خرید نفت عراق و قطر را افزایش داده‌اند تا کاهش عرضه نفت ایران را جبران کنند. معامله‌گران از خرید دست‌کم ۱۲ میلیون بشکه نفت عراق و قطر خبر داده‌اند؛ برآورد یکی از آن‌ها از حجم خریدها به ۱۵ تا ۲۰ میلیون بشکه می‌رسد.

اهمیت این تحول در آن است که پالایشگاه‌های مستقل چین، موسوم به «تی‌پات»، از مشتریان مهم نفت ایران محسوب می‌شوند. این پالایشگاه‌ها به دلیل محدودیت‌های تحریمی و ملاحظات تجاری، نقش مهمی در حفظ جریان صادرات نفت ایران داشته‌اند. وقتی همین مشتریان به سمت خرید نفت کشورهای دیگر حرکت می‌کنند، مسئله فقط تغییر فروشنده نیست؛ بلکه رقابت بر سر حفظ یک بازار حیاتی است.

بر اساس همان گزارش، واردات نفت ایران به چین در سپتامبر نسبت به مدت مشابه سال قبل نصف شد و به حدود ۵۹۰ هزار بشکه در روز رسید؛ پایین‌ترین سطح از ژانویه ۲۰۲۳. همچنین، داده‌های شرکت کپلر نشان می‌داد حجم نفت ایران ذخیره‌شده روی نفتکش‌ها در خارج از محدوده محاصره، از حدود ۱۰۰ میلیون بشکه در اواخر ژوئیه به ۴۵ میلیون بشکه کاهش یافته است.

این آمار به‌تنهایی نشان نمی‌دهد تمام کاهش خرید نفت ایران به عراق منتقل شده است؛ بخشی از تقاضا به قطر و دیگر عرضه‌کنندگان نیز اختصاص یافته و شرایط عرضه و حمل‌ونقل منطقه‌ای در این تغییر نقش داشته است. با این حال، افزایش خرید نفت عراق از سوی پالایشگاه‌های چینی نشان می‌دهد که رقبای منطقه‌ای ایران می‌توانند از محدودیت‌های صادراتی تهران برای تقویت موقعیت خود استفاده کنند.

چرا نفت عراق برای مشتریان جذاب‌تر شده است؟

برای یک پالایشگاه، انتخاب نفت خام بر اساس نام کشور تولیدکننده انجام نمی‌شود. قیمت نهایی، کیفیت نفت، هزینه حمل، زمان تحویل، امکان پرداخت و ریسک تحریم، همگی در تصمیم خرید اثر دارند.

نفت عراق، به‌ویژه گریدهای متوسط و سنگین بصره، می‌تواند برای برخی پالایشگاه‌ها جایگزینی عملیاتی برای نفت ایران باشد؛ البته جایگزینی کامل به مشخصات فنی پالایشگاه و ترکیب نفت موردنیاز آن بستگی دارد.

در همین حال، رویترز گزارش داده است که معامله‌گران برای محموله‌های نفت ایران با دشواری فروش مواجه بوده‌اند و رقابت عرضه‌کنندگان منطقه‌ای، فشار مضاعفی بر بازار فروش ایران وارد کرده است.

نکته کلیدی اینجاست، حتی اگر نفت ایران در میدان تولید ارزان‌تر باشد، این مزیت لزوماً به معنای رقابتی‌تر بودن آن در مقصد نیست. تخفیف، هزینه‌های واسطه‌گری و ریسک‌های ناشی از تحریم می‌توانند بخشی از درآمد بالقوه صادرکننده را از بین ببرند.

آیا عراق واقعاً جای ایران را گرفته است؟

برای پاسخ دقیق، باید میان «افزایش فروش عراق» و «تصاحب پایدار بازار ایران» تفاوت گذاشت. داده‌های اخیر نشان می‌دهد نفت عراق در مقطع کنونی برای بخشی از پالایشگاه‌های چینی به گزینه‌ای در دسترس تبدیل شده است؛ اما هنوز نمی‌توان نتیجه گرفت که این تغییر دائمی خواهد بود.

برنده این رقابت چه کسی است؛ بغداد یا واسطه‌های نفتی؟

افزایش خرید نفت عراق به معنای افزایش متناسب درآمد خالص این کشور نیست. نحوه قیمت‌گذاری، هزینه حمل‌ونقل، تخفیف‌ها و سهم شرکت‌های واسطه در تعیین درآمد نهایی نقش دارند.

گزارش رویترز نشان می‌دهد محموله‌های خریداری‌شده از عراق و قطر برای تحویل در اکتبر و نوامبر، با قیمت‌هایی حدود ۱۲ تا ۲۰ دلار بالاتر از شاخص برنت فروخته شده‌اند. این ارقام مربوط به معاملات تحویل‌شده به مشتریان چینی است و نباید آن را با قیمت فروش نفت ایران مقایسه کرد؛ زیرا شرایط قرارداد، زمان تحویل و مبنای قیمت‌گذاری ممکن است متفاوت باشد.

در این میان، شرکت‌های بزرگ بازرگانی نفت از جمله مرکوریا و ترافیگورا در معاملات گزارش‌شده حضور داشته‌اند.

نقش این شرکت‌ها تنها خریدوفروش نیست؛ آن‌ها می‌توانند با فراهم کردن دسترسی به محموله، حمل‌ونقل و شبکه توزیع، ریسک دسترسی خریدار به نفت را کاهش دهند.

برای ایران، مسئله مهم آن است که تحریم‌ها چگونه قدرت چانه‌زنی فروشنده را محدود می‌کنند. اگر صادرکننده برای یافتن مشتری به تعداد محدودی واسطه وابسته باشد، ممکن است ناچار شود برای حفظ فروش، بخشی از حاشیه درآمد خود را واگذار کند. در چنین شرایطی، حتی حفظ حجم صادرات نیز لزوماً به معنای حفظ درآمد واقعی نیست.

تهدید اصلی برای ایران؛ از دست دادن مشتری یا کاهش قدرت قیمت‌گذاری؟

خطر اصلی فقط این نیست که مشتری امروز از عراق نفت بخرد؛ خطر بزرگ‌تر زمانی شکل می‌گیرد که خرید جایگزین به قراردادهای تکرارشونده تبدیل شود.

بازار نفت بر اساس روابط تجاری، سازگاری فنی پالایشگاه‌ها و اطمینان از تحویل شکل می‌گیرد. وقتی یک پالایشگاه برای چند دوره متوالی نفت جایگزین دریافت می‌کند، فرصت پیدا می‌کند ترکیب خوراک خود را تنظیم کند و وابستگی عملیاتی‌اش به فروشنده قبلی را کاهش دهد.

مسئولین ایران چه باید کنند؟

نخستین گام، انتشار تصویری دقیق‌تر از عملکرد صادراتی است. برای ارزیابی واقعی وضعیت بازار، باید حجم صادرات، مقصد محموله‌ها، قیمت خالص فروش و میزان تخفیف‌ها در یک بازه زمانی قابل مقایسه بررسی شوند. اتکا به آمار کلی صادرات، بدون تفکیک مقصد و درآمد، ممکن است افت قدرت رقابتی را پنهان کند.

دوم، سیاست فروش باید میان حفظ حجم صادرات و حفظ درآمد خالص توازن برقرار کند. فروش بیشتر با تخفیف‌های سنگین، اگر هزینه‌های معامله را نیز افزایش دهد، بهترین نتیجه اقتصادی را به همراه ندارد.

سوم، تنوع‌بخشی به بازارهای مقصد باید جدی گرفته شود. تمرکز بر یک بازار بزرگ، به‌ویژه هنگامی که دسترسی به آن تحت تأثیر تحریم و محدودیت‌های لجستیکی قرار دارد، آسیب‌پذیری صادرات را افزایش می‌دهد. با این حال، ایجاد بازارهای جدید نیز بدون سازوکارهای پایدار حمل‌ونقل، تسویه مالی و قراردادهای قابل اتکا به نتیجه مطلوب نمی‌رسد.

چهارم، باید رفتار رقبا به‌صورت مستمر رصد شود؛ نه فقط میزان تولید و صادرات آن‌ها، بلکه شیوه قیمت‌گذاری، ترکیب مشتریان و توان تحویل به‌موقع. تجربه اخیر نشان می‌دهد که در بازار نفت، دسترسی مطمئن به محموله می‌تواند به اندازه قیمت اهمیت داشته باشد.

بازار هنوز از دست نرفته، اما رقابت سخت‌تر شده است

گرایش پالایشگاه‌های مستقل چین به نفت عراق و قطر، در شرایط کاهش دسترسی به نفت ایران، یک هشدار جدی برای سیاست صادراتی تهران است. آمار منتشرشده در اکتبر ۲۰۲۶ نشان می‌دهد واردات نفت ایران به چین کاهش محسوسی داشته و بخشی از تقاضا به سمت عرضه‌کنندگان دیگر حرکت کرده است.

با این حال، تعبیر دقیق‌تر آن است که ایران با خطر فرسایش سهم بازار و کاهش قدرت چانه‌زنی روبه‌روست، نه اینکه بتوان از همین داده‌ها حکم به ازدست‌رفتن قطعی بازار داد.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=76136
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه