پیشنهاد نماد
از زمزمه استعفا تا توقف بارگیری نفت؛ وزارت نفت به بورد رسید
تغییر در راس وزارت نفت در بحبوحه افت صادرات

از زمزمه استعفا تا توقف بارگیری نفت؛ وزارت نفت به بورد رسید

۱۳ مهر ۱۴۰۵

استعفای محسن پاک‌نژاد در حالی به پایان دوره حضور وی در وزارت نفت انجامید که صادرات نفت ایران در سال ۱۴۰۵ مسیری پرنوسان را طی کرده است و حالا گزارش‌ها از توقف بارگیری محموله‌های جدید حکایت دارد. در میانه این وضعیت، حمید بورد از مدیریت شرکت ملی نفت ایران به سرپرستی وزارتخانه رسیده است؛ تغییری که پرسش اصلی را به آینده صادرات، درآمدهای نفتی و توان بازگرداندن جریان نفت ایران به مدار عادی گره می‌زند.

به گزارش نماد اقتصاد، استعفای محسن پاک‌نژاد از وزارت نفت پیش از آنکه به یک تصمیم رسمی تبدیل شود، چند هفته در فضای رسانه‌ای مطرح بود. نخستین موج علنی و قابل استناد شایعات درباره کناره‌گیری وزیر نفت در ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ شکل گرفت؛ همان روز سخنگوی وزارت نفت در واکنش به این اخبار اعلام کرد که پاک‌نژاد همچنان پیگیر افزایش تولید و فروش نفت، مدیریت ناترازی انرژی و مسائل صنعت نفت است. به این ترتیب، در آن مقطع وزارت نفت عملا خبر استعفا را رد کرد.

اما تحولات بعدی نشان داد موضوع استعفا صرفا یک شایعه رسانه‌ای نبوده است. نهایتا در ۱۲ مهر ۱۴۰۵ استعفای پاک‌نژاد از سوی مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور کشور پذیرفته شد و حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران به عنوان سرپرست وزارت نفت منصوب شد.

معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور نیز پس از اعلام استعفا توضیح داد که پاک‌نژاد پیش‌تر و به دلایل شخصی درخواست کناره‌گیری کرده بود اما درخواست وی در ابتدا پذیرفته نشد و پس از اصرار دوباره، رئیس‌جمهور با استعفا موافقت کرد.

این جابه‌جایی از نظر اقتصادی در زمان حساسی اتفاق افتاده است؛ چراکه در همان مقطع، وضعیت صادرات نفت ایران با کاهش قابل توجه بارگیری و محدود شدن جریان محموله‌های جدید مواجه شده بود.

صادرات نفت ایران در ابتدای ۱۴۰۵ چه وضعیتی داشت؟

برای بررسی شرایط فعلی، باید به ابتدای سال بازگشت. داده‌های ردیابی نفتکش‌ها نشان می‌دهد صادرات نفت ایران طی ماه‌های ابتدایی سال ۱۴۰۵ همچنان در سطح بالایی قرار داشت.

براساس داده‌هایی که بعدا از سوی منابع ردیابی نفت منتشر شد، بارگیری نفت ایران طی ماه‌های پیش از افت شدید صادرات در محدوده‌ای نزدیک به دو میلیون بشکه در روز قرار داشت. همین عدد اهمیت تغییرات بعدی را نشان می‌دهد زیرا فاصله میان سطح نزدیک به دو میلیون بشکه در روز و ارقام ثبت‌شده طی ماه‌های بعد بسیار قابل توجه است.

در واقع، اگر صادرات نفت را یکی از مهم‌ترین مسیرهای تامین ارز اقتصاد ایران بدانیم، اتفاق اصلی سال ۱۴۰۵ نه توقف ناگهانی بلکه افت مرحله‌ای ظرفیت بارگیری و صادرات بوده است.

جنگ ۴۰روزه صادرات را متوقف نکرد اما معادله را تغییر داد

در دوره جنگ ۴۰روزه، صادرات نفت ایران به طور کامل متوقف نشد. ایران همچنان بخشی از نفت تولیدی خود را از مسیرهای مختلف به بازار می‌رساند و نفتکش‌هایی که پیش از تشدید محدودیت‌ها بارگیری شده بودند نیز به حرکت خود ادامه دادند.

با این حال، شرایط حمل‌ونقل و دسترسی به مسیرهای صادراتی به تدریج دشوارتر شد و این موضوع اثر خود را در آمارهای بارگیری نشان داد.

داده‌های کپلر نشان می‌دهد سطح بارگیری نفت خام ایران که پیش از جنگ حدود دو میلیون بشکه در روز بود، در مرداد ماه به حدود ۲۸۷ هزار بشکه در روز کاهش پیدا کرد؛ یعنی به حدود یک‌هفتم سطح قبل از جنگ رسید.

بلومبرگ نیز با بررسی داده‌های ردیابی نفتکش‌ها گزارش داده است که بارگیری نفت خام و میعانات ایران در مرداد ماه حدود ۷۴ درصد کاهش یافته و به حدود ۲۴۷ هزار بشکه در روز رسیده است. این رقم کمتر از ۱۵ درصد سطح ثبت‌شده پیش از آغاز جنگ بود. هم‌زمان، ذخایر نفت خام و میعانات در تاسیسات اصلی ایران ازجمله خارک، گوره و عسلویه به حدود ۶۷ میلیون بشکه رسیده بود.

این ارقام نشان می‌دهد مشکل صادرات در آن مقطع صرفا به کاهش فروش مربوط نبود بلکه بخشی از نفت تولیدشده نیز در داخل یا در مخازن شناور انباشته می‌شد و امکان خروج سریع آن از چرخه صادرات وجود نداشت.

شهریور؛ ماهی که بارگیری نفت به صفر رسید

اما مهم‌ترین تحول در شهریور ماه رخ داد. براساس داده‌های بلومبرگ و شرکت‌های تخصصی ردیابی نفتکش ازجمله کپلر و ورتکسا، در سپتامبر ۲۰۲۶ معادل شهریور ماه و بخشی از مهر ماه ۱۴۰۵، هیچ بارگیری جدید نفت خام ایران ثبت نشده است؛ این در حالیست که در ماه اوت، بارگیری روزانه ایران در محدوده حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه قرار داشت. در ماه جولای این رقم حدود ۷۴۰ هزار بشکه در روز و در ماه قبل از آن نزدیک به دو میلیون بشکه در روز گزارش شده بود.

به این ترتیب، مسیر صادرات در چند ماه به شکل محسوسی تغییر کرده است؛ از حدود دو میلیون بشکه در روز به حدود ۷۴۰ هزار بشکه، سپس حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه و در نهایت صفر بارگیری جدید؛ این همان جایی است که باید میان صادرات نفت و بارگیری نفت تفاوت گذاشت.

صفر شدن بارگیری جدید به معنای صفر شدن فوری فروش نفت یا درآمدهای نفتی نیست زیرا نفتی که پیش از این بارگیری شده است و روی نفتکش‌ها قرار دارد، همچنان می‌تواند به مشتری تحویل شود. گزارش‌های اخیر نیز از وجود محموله‌هایی حکایت دارند که پیش از توقف بارگیری در مسیر چین قرار گرفته‌اند.

به همین دلیل، عبارت دقیق‌تر درباره وضعیت فعلی این است که بارگیری محموله‌های جدید نفت خام ایران متوقف شده است نه اینکه تمام فروش نفت یا درآمد نفتی ایران در همان لحظه به صفر رسیده باشد.

چرا صفر شدن بارگیری اهمیت دارد؟

اهمیت این اتفاق زمانی روشن‌تر می‌شود که زنجیره صادرات نفت را در نظر بگیریم. نفت ابتدا تولید می‌شود، سپس ذخیره به پایانه منتقل می‌شود، بعد روی نفتکش بارگیری شده و به مقصد می‌رود و در نهایت درآمد آن وصول می‌شود.

در نتیجه، توقف بارگیری جدید می‌تواند ابتدا با یک فاصله زمانی در آمار درآمد نفتی ظاهر شود. اگر نفت قبلی همچنان روی آب باشد، فروش و وصول درآمد آن ادامه پیدا می‌کند اما اگر بارگیری جدید برای مدت طولانی متوقف بماند، ذخیره قابل فروش نیز به تدریج کاهش پیدا خواهد کرد.

این اتفاق از همین حالا در داده‌های نفتکش‌ها قابل مشاهده است. براساس گزارش‌های ردیابی، حجم نفت ایران که پیش‌تر بارگیری شده و خارج از محدوده محدودیت‌های دریایی قرار گرفته بود، از حدود ۲۹ میلیون بشکه در اوایل سپتامبر به حدود ۱۵ میلیون بشکه در پایان ماه کاهش یافته است؛ نکته قابل توجه اینکه بخش عمده این محموله‌ها نیز مقصد چین دارند.

بنابراین مسئله اصلی برای وزارت نفت فقط این نیست که امروز چه میزان نفت فروخته می‌شود بلکه پرسش مهم‌تر این است که ذخیره صادراتی موجود تا چه زمانی می‌تواند جریان فروش را حفظ کند و بارگیری محموله‌های جدید چه زمانی از سر گرفته خواهد شد.

پاک‌نژاد در چه شرایطی رفت؟

محسن پاک‌نژاد از مرداد ماه ۱۴۰۳ سکان وزارت نفت را در اختیار داشت و حدود دو سال در این جایگاه باقی ماند. استعفای وی در شرایطی پذیرفته شد که صنعت نفت با افت شدید بارگیری و محدود شدن جریان صادرات مواجه بود.

با این حال، از نظر حرفه‌ای نمی‌توان میان این دو اتفاق رابطه علت و معلولی قطعی برقرار کرد. روایت رسمی دولت دلیل استعفا را شخصی اعلام کرده و گفته شده است که درخواست کناره‌گیری نیز پیش‌تر مطرح شده بود. بنابراین اینکه پاک‌نژاد به دلیل صفر شدن صادرات استعفا کرد، گزاره‌ای است که فعلا سند رسمی برای اثبات آن وجود ندارد.

در مقابل، هم‌زمانی این دو اتفاق از منظر اقتصادی قابل توجه است زیرا وزیر نفت در آخرین روزهای حضور خود با شرایطی مواجه بود که شاخص‌های صادراتی به پایین‌ترین سطح سال رسیده بودند.

محسن پاکنژاد

پشت پرده استعفا؛ دعوای مدیریتی و سایه چهار تراستی

پرونده خروج محسن پاک‌نژاد از وزارت نفت فقط به دلایل شخصی محدود نمانده و هم‌زمانی این استعفا با چند حاشیه مهم، گمانه‌زنی‌ها درباره دلایل واقعی پایان کار وزیر نفت را افزایش داده است.

یکی از این حاشیه‌ها، اختلافات رسانه‌ای‌شده میان پاک‌نژاد و محمد شریعتمداری، مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس بود؛ اختلافی که بنا بر روایت مشاور وزیر نفت، به تفاوت در شیوه مدیریت و انتخاب مدیران و همکاران برمی‌گشت و در ماه‌های گذشته به یکی از مناقشه‌های علنی در ساختار مدیریتی صنعت نفت تبدیل شد.

این اختلاف زمانی جدی‌تر شد که موضوع تغییر مدیریت هلدینگ خلیج فارس مطرح شد و نام حسن عباس‌زاده به عنوان گزینه جایگزین شریعتمداری به میان آمد؛ فرآیندی که با تکذیب‌ها و واکنش‌های متقابل همراه شد و نشان داد اختلاف میان دو طرف صرفا یک اختلاف رسانه‌ای ساده نبوده است.

در سوی دیگر، پرونده فروش حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت توسط چهار تراستی نیز طی هفته‌های منتهی به استعفای محسن پاک‌نژاد به یک حاشیه جدی برای وزارت نفت تبدیل شد.

مجلس با ورود به این پرونده، درباره نحوه انتخاب این چهار مجموعه، مبنای واگذاری چنین حجمی از نفت و نحوه بازگشت وجوه حاصل از فروش پرسش مطرح کرده است. انتشار گزارش‌هایی درباره هویت این واسطه‌ها و طرح ادعاهایی درباره تخفیف‌ها و نحوه واگذاری محموله‌ها نیز دامنه حاشیه‌ها را گسترده‌تر کرد.

حمید بورد کیست؟

در نهایت و پس از استعفای پاک‌نژاد، اکنون حمید بورد از مدیریت شرکت ملی نفت ایران به سرپرستی وزارت نفت رسیده است. بورد در ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ با حکم وزیر نفت وقت به عنوان معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران منصوب شد. وی پیش از آن نیز سابقه فعالیت مدیریتی در بخش‌های مختلف صنعت نفت داشت.

سوابق مدیریتی بورد عمدتا در بخش عملیاتی و بالادستی صنعت نفت متمرکز است. وی سابقه مدیریتی در شرکت بهره‌برداری نفت و گاز مارون، شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب، شرکت عملیات اکتشاف نفت ایران و شرکت نفت فلات قاره ایران را در کارنامه کاری خود دارد. همچنین در مقاطعی در حوزه‌های مرتبط با حفاری و عملیات صنعت نفت فعالیت کرده است.

این سابقه باعث می‌شود بورد برخلاف یک مدیر صرفا ستادی، بخش مهمی از تجربه حرفه‌ای خود را در حوزه‌های مرتبط با تولید، اکتشاف، بهره‌برداری و عملیات نفتی به دست آورده باشد.

البته سمت مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران نیز از مهم‌ترین جایگاه‌های مدیریتی صنعت نفت محسوب می‌شود؛ چراکه این شرکت بخش قابل‌توجهی از فعالیت‌های بالادستی ازجمله اکتشاف، توسعه میادین و تولید نفت و گاز را مدیریت می‌کند. بنابراین بورد پیش از رسیدن به وزارت نفت، با بخش بزرگی از بدنه عملیاتی صنعت نفت درگیر بوده است.

حمید بورد

آزمون بورد از کجا شروع می‌شود؟

اکنون مهم‌ترین آزمون سرپرست جدید وزارت نفت، نه صرفا مدیریت اداری وزارتخانه بلکه مدیریت یک زنجیره اقتصادی بوده که در سال ۱۴۰۵ دچار اختلال جدی شده است.

از یک سو، تولید نفت باید حفظ شود و از سوی دیگر، نفت تولیدشده باید امکان ذخیره‌سازی، بارگیری، حمل و فروش پیدا کند. در مرحله بعد نیز وصول درآمد حاصل از این فروش اهمیت پیدا می‌کند.

به همین دلیل، عملکرد بورد طی ماه‌های آینده را می‌توان با چند شاخص اقتصادی مشخص ارزیابی کرد: بازگشت بارگیری محموله‌های جدید، افزایش حجم صادرات، کاهش ذخایر انباشته‌شده، تداوم فروش نفت و وصول درآمدهای حاصل از آن.

در واقع، اگر در ابتدای سال سطح بارگیری نفت ایران نزدیک به دو میلیون بشکه در روز بود و در مرداد به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه رسید و در شهریور ماه بارگیری جدیدی ثبت نشد، نخستین نشانه تغییر شرایط را باید در همین اعداد جست‌وجو کرد، نه در عنوان مدیر جدید.

مسئله‌ای که با رفتن پاک‌نژاد تمام نمی‌شود

استعفای پاک‌نژاد پایان یک دوره مدیریتی است اما مسئله صادرات نفت با تغییر وزیر از بین نمی‌رود.

سال ۱۴۰۵ برای صادرات نفت ایران ابتدا با سطحی نزدیک به دو میلیون بشکه در روز آغاز شد؛ سپس در جریان جنگ ۴۰روزه و ماه‌های پس از آن، بارگیری‌ها به شکل محسوسی کاهش یافت و در مرداد ماه به محدوده حدود ۲۵۰ هزار بشکه در روز رسید. در نهایت نیز داده‌های ردیابی نفتکش‌ها از صفر شدن بارگیری نفت خام جدید در شهریور ماه خبر دادند.

اکنون حمید بورد در شرایطی سرپرست وزارت نفت شده است که بخشی از نفت قبلی همچنان در مسیر مشتریان قرار دارد اما جریان بارگیری جدید متوقف شده است. همین تفاوت، مهم‌ترین نکته برای تحلیل آینده صادرات نفت ایران است.

اگر محموله‌های قبلی بتوانند بدون اختلال به مقصد برسند، درآمد حاصل از آن‌ها همچنان می‌تواند وارد چرخه وصول شود اما تداوم توقف بارگیری، مسئله را از یک مشکل کوتاه‌مدت به یک چالش جدی‌تر برای درآمدهای نفتی تبدیل خواهد کرد.

از این منظر، تغییر وزیر را باید در کنار یک واقعیت مهم دید. وزارت نفت اکنون بیش از آنکه با مسئله تغییر مدیر مواجه باشد، با مسئله بازگرداندن جریان پایدار صادرات نفت مواجه است. کارنامه حمید بورد نیز در نهایت نه با عنوان سرپرستی بلکه با این سنجیده خواهد شد که آیا می‌تواند زنجیره تولید تا فروش نفت را دوباره به یک جریان قابل اتکا تبدیل کند یا خیر.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=74915
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه