توافق سوختی واشنگتن و مسکو؛ معادلات بازار گازوئیل چقدر تغییر می‌کند؟
وقتی منافع انرژی بر اختلافات سیاسی سایه می‌اندازد

توافق سوختی واشنگتن و مسکو؛ معادلات بازار گازوئیل چقدر تغییر می‌کند؟

۱۸ مهر ۱۴۰۵

توافق سوختی واشنگتن و مسکو در شرایطی رقم خورده است که بازار گازوئیل آمریکا با افزایش قیمت‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند. با این حال، ورود بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل روسیه در مقیاس مصرف آمریکا آن‌قدر بزرگ نیست که به‌تنهایی معادلات بازار را تغییر دهد.

به گزارش نماد اقتصاد، توافق سوختی تازه آمریکا و روسیه بر سر عرضه گازوئیل، بار دیگر نشان داده است که در بازار انرژی، ملاحظات اقتصادی می‌توانند حتی بر اختلافات سیاسی و محدودیت‌های تحریمی سایه بیندازند. در شرایطی که قیمت سوخت و نگرانی از اختلال در عرضه، هزینه فعالیت‌های صنعتی و حمل‌ونقل را افزایش داده، واشنگتن به دنبال استفاده از ظرفیت صادراتی مسکو است؛ اقدامی که هم بر روابط دو کشور اثر می‌گذارد و هم پرسش‌هایی درباره آینده سیاست تحریمی آمریکا و توازن بازار فرآورده‌های نفتی ایجاد می‌کند.

با این ‌حال، برای سنجش اهمیت این توافق باید میان حجم اعلام‌شده و اثر واقعی آن تفاوت قائل شد. محموله اولیه مورد اشاره دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل است؛ حجمی که با توجه به چگالی متعارف این فرآورده، حدود ۲.۲۵ میلیون بشکه برآورد می‌شود.

این میزان در نگاه نخست قابل‌توجه است اما در مقایسه با مصرف روزانه آمریکا، تنها بخش کوچکی از نیاز این کشور را پوشش می‌دهد.

۳۰۰ هزار تن گازوئیل؛ پاسخ‌گوی چند ساعت از نیاز آمریکا؟

برای ارزیابی اثر توافق سوختی واشنگتن و مسکو، باید حجم محموله روسیه را با تقاضای بازار آمریکا مقایسه کرد.

براساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، تقاضای چهار‌هفته‌ای فرآورده‌های تقطیری این کشور در هفته منتهی به دوم اکتبر ۲۰۲۶، به‌طور میانگین حدود ۳.۷۷ میلیون بشکه در روز بوده است. این گروه علاوه بر گازوئیل مصرفی کامیون‌ها و ماشین‌آلات، برخی سوخت‌های گرمایشی را نیز شامل می‌شود.

بر مبنای این آمار، محموله ۳۰۰ هزار تنی گازوئیل روسیه، در صورت اختصاص کامل به آمریکا معادل حدود ۱۴ ساعت تقاضای فرآورده‌های تقطیری این کشور خواهد بود. به بیان دیگر، این محموله حتی نیاز یک روز آمریکا را نیز تامین نمی‌کند. از سوی دیگر، ترامپ از عرضه این فرآورده‌ها به بازار آمریکا و بازارهای جهانی سخن گفته است؛ بنابراین، نمی‌توان فرض کرد که تمام حجم اعلام‌شده به مصرف‌کنندگان آمریکایی اختصاص پیدا کند.

اهمیت این مقایسه در آن است که بزرگی عدد اعلام‌شده نباید با توان آن برای تغییر ساختار بازار اشتباه گرفته شود. آمریکا یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان انرژی جهان است و بازار سوخت آن از مجموعه‌ای از عوامل، از ظرفیت پالایشگاه‌ها و میزان ذخایر گرفته تا تقاضای حمل‌ونقل و کشاورزی تاثیر می‌پذیرد.

در چنین بازاری، یک محموله محدود ممکن است در کوتاه‌مدت به افزایش عرضه کمک کند اما به‌تنهایی برای رفع کمبود پایدار یا کاهش چشمگیر قیمت‌ها کافی نیست.

از سوی دیگر، آمریکا خود از صادرکنندگان مهم گازوئیل محسوب می‌شود. طبق گزارش رویترز، صادرات روزانه این فرآورده از آمریکا حدود ۱.۵ میلیون بشکه بوده است. بنابراین، محموله اولیه روسیه از نظر حجم، معادل حدود یک‌ونیم روز صادرات گازوئیل آمریکا است؛ مقایسه‌ای که مقیاس واقعی این توافق را روشن‌تر می‌کند.

چرا واشنگتن به گازوئیل روسیه روی آورده است؟

اهمیت این توافق را باید در شرایط بازار سوخت و حساسیت اقتصاد آمریکا به هزینه انرژی جست‌وجو کرد. گازوئیل صرفا سوخت خودروهای سنگین نیست؛ بخش مهمی از حمل‌ونقل کالا، ماشین‌آلات کشاورزی، تجهیزات عمرانی و فعالیت‌های صنعتی به این فرآورده وابسته است. به همین دلیل، افزایش قیمت آن می‌تواند هزینه جابه‌جایی محصولات و نهاده‌ها را بالا ببرد و در نهایت به قیمت کالاهای مصرفی منتقل شود.

براساس گزارش رویترز در ۹ اکتبر ۲۰۲۶، متوسط قیمت گازوئیل در آمریکا به ۶.۲۸ دلار برای هر گالن رسیده بود. افزایش هزینه سوخت در چنین سطحی می‌تواند فشار قابل‌توجهی بر شرکت‌های حمل‌ونقل، کشاورزان و سایر مصرف‌کنندگان عمده وارد کند.

در این شرایط، افزایش عرضه از منابع خارجی حتی اگر محدود باشد، برای سیاست‌گذاران اهمیت پیدا می‌کند؛ به‌خصوص زمانی که بازار با نگرانی از کاهش موجودی یا اختلال در تولید پالایشگاهی مواجه است.

روسیه نیز با وجود محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها، همچنان یکی از بازیگران مهم بازار جهانی نفت و فرآورده‌های نفتی است. با این ‌حال، ظرفیت صادراتی این کشور به شرایط پالایشگاه‌ها، میزان تولید و محدودیت‌های حمل‌ونقل وابسته است. به همین دلیل، اعلام آمادگی برای عرضه محموله‌های جدید لزوما به معنای ورود فوری و کامل آن‌ها به بازار نیست.

طبق اظهارات ترامپ، پس از محموله اولیه بیش از ۳۰۰ هزار تنی، قرار است ۵۰۰ هزار تن دیگر در ماه نوامبر و یک میلیون تن در مرحله بعد عرضه شود. وی همچنین از سه میلیون تن عرضه اضافی در ادامه سخن گفته است. با این ‌حال، تحقق این برنامه‌ها به شرایط پالایشگاه‌های روسیه و امکان عملیاتی شدن محموله‌ها بستگی دارد. بنابراین، باید میان حجم اعلام‌شده، برنامه تحویل و عرضه واقعی تفاوت قائل شد.

عقب‌نشینی تحریمی یا تصمیمی برای مهار قیمت‌ها؟

وجه سیاسی توافق واشنگتن و مسکو به‌اندازه ابعاد اقتصادی آن اهمیت دارد. آمریکا طی سال‌های گذشته تلاش کرده است با اعمال تحریم‌های نفتی و مالی، درآمدهای روسیه را محدود کند. با این‌ حال، در شرایطی که افزایش قیمت سوخت می‌تواند بر هزینه خانوارها و بنگاه‌های اقتصادی اثر بگذارد، دولت ترامپ مجوزی موقت برای تسهیل معاملات مرتبط با گازوئیل روسیه صادر کرده است. براساس گزارش رویترز، اعتبار این مجوز تا هفتم آوریل ۲۰۲۷ اعلام شده است.

این تصمیم نشان می‌دهد که سیاست تحریمی در حوزه انرژی با ملاحظات مربوط به امنیت عرضه و قیمت مصرف‌کننده مواجه است؛ البته صدور مجوز موقت را نمی‌توان به معنای لغو کلی تحریم‌های روسیه دانست بلکه باید آن را اقدامی محدود در چارچوب مشخص معاملات و دوره زمانی تعیین‌شده ارزیابی کرد.

از سوی دیگر، چنین تصمیمی می‌تواند انتقادهایی را نیز به دنبال داشته باشد. مخالفان این رویکرد استدلال می‌کنند که درآمد حاصل از فروش فرآورده‌های نفتی ممکن است منابع مالی بیشتری در اختیار مسکو قرار دهد. در نتیجه، دولت آمریکا با یک موازنه دشوار روبه‌رو است؛ از یک سو می‌خواهد فشار اقتصادی بر روسیه را حفظ کند و از سوی دیگر باید پیامدهای افزایش هزینه سوخت بر اقتصاد داخلی خود را مدیریت کند.

این وضعیت به معنای پایان اختلافات سیاسی دو کشور نیست. آنچه تغییر کرده، نحوه مواجهه با یک نیاز مشخص در بازار انرژی است؛ نیازی که می‌تواند در مقاطعی، همکاری محدود میان بازیگرانی را ضروری کند که در حوزه‌های دیگر همچنان اختلافات جدی دارند.

ترامپ و پوتین e1791617303871

آیا توافق سوختی می‌تواند قیمت گازوئیل را کاهش دهد؟

پاسخ به این پرسش به سه عامل اصلی بستگی دارد؛ حجم واقعی محموله‌های تحویلی، سهمی که به بازار آمریکا اختصاص می‌یابد و وضعیت کلی عرضه و تقاضای جهانی. ورود سوخت بیشتر می‌تواند در کوتاه‌مدت از شدت فشار بر بازار بکاهد اما اثر پایدار آن زمانی محتمل‌تر است که عرضه افزایش یابد و اختلال‌های تولید و حمل‌ونقل نیز کاهش پیدا کنند.

تحلیلگران بازار انرژی در گزارش‌های رویترز درباره توان این توافق برای پایین آوردن پایدار قیمت‌ها ابراز تردید کرده‌اند. دلیل این تردید آن است که وضعیت بازار فرآورده‌های تقطیری تنها به صادرات روسیه وابسته نیست. ظرفیت پالایشگاه‌ها، سطح موجودی‌ها، تقاضای جهانی و جریان تجارت بین‌المللی نیز در تعیین قیمت نقش دارند.

همچنین کاهش قیمت قراردادهای آتی پس از انتشار خبر توافق، به‌تنهایی به معنای کاهش مشابه در قیمت خرده‌فروشی نیست. هزینه توزیع، مالیات، حاشیه سود فروشندگان و شرایط منطقه‌ای می‌توانند باعث شوند اثر تغییرات قیمت عمده‌فروشی با تاخیر یا به میزانی متفاوت به مصرف‌کننده منتقل شود.

از این منظر، توافق سوختی آمریکا و روسیه بیش از آنکه راه‌حلی قطعی برای مشکلات بازار سوخت باشد، تلاشی برای افزایش عرضه در شرایط حساس بازار به شمار می‌رود. اگر محموله‌های بعدی طبق برنامه وارد بازار شوند، اثر آن‌ها می‌تواند از محموله اولیه بیشتر باشد اما حتی در این صورت نیز نمی‌توان بدون بررسی میزان تحویل و شرایط تقاضا، درباره کاهش پایدار قیمت‌ها نتیجه‌گیری کرد.

بازار انرژی؛ جایی که سیاست و اقتصاد به هم می‌رسند

توافق سوختی واشنگتن و مسکو نشان می‌دهد که روابط اقتصادی کشورها همیشه از اختلافات سیاسی آن‌ها پیروی نمی‌کند. در بازار انرژی، قیمت‌ها، امنیت عرضه و نیاز صنایع می‌توانند دولت‌ها را به تصمیم‌هایی سوق دهند که در نگاه نخست با جهت‌گیری‌های سیاسی پیشین آن‌ها سازگار به نظر نمی‌رسد.

بااین‌حال، نباید ابعاد توافق را بیش از اندازه بزرگ جلوه داد. محموله اولیه ۳۰۰ هزار تنی، در صورت اختصاص کامل به آمریکا، تنها معادل حدود ۱۴ ساعت تقاضای فرآورده‌های تقطیری این کشور است. از این ‌رو، اثر اصلی توافق را باید علاوه بر حجم عرضه، در پیام سیاسی آن، امکان تداوم تجارت و برنامه محموله‌های بعدی جست‌وجو کرد.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=75455
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه