
تهران ۲۰ درصد جلوتر، زنان ۳۰ درصد عقبتر
یک گزارش نشان میدهد حقوق زنان حدود ۳۰ درصد پایینتر از مردان بوده است. در همین گزارش، میانه حقوق در تهران حدود ۲۰ درصد بالاتر از سایر شهرها ثبت شده و ارقام حقوق ماهانه زنان و مردان بهترتیب حدود ۲۵.۸ و ۳۶.۸ میلیون تومان اعلام شده است.
به گزارش نماد اقتصاد، صبح، قبل از آنکه کارهای روزانه شروع شود، صفحه آگهیهای استخدام باز میشود. چند موقعیت جدید آمده است. یکی سابقه بیشتری میخواهد، دیگری حقوق را «توافقی» نوشته و سومی محل کارش تهران است؛ شهری که برای کسی که در شهر دیگری زندگی میکند، یعنی یک تصمیم بزرگتر از عوض کردن محل کار.
رزومه دوباره فرستاده میشود. یکی از شرکتها هنوز جواب نداده، یکی دیگر گفته بعداً تماس میگیرد و برای یک موقعیت هم حقوق پیشنهادی آنقدر پایین است که ارزش رفتوآمد و هزینههای ماهانه را ندارد.
برای زنی که دنبال کار میگردد، انتخاب شغل گاهی پیش از رسیدن به جلسه مصاحبه سخت میشود. شهر محل کار، سابقه، نوع قرارداد، امکان ارتقا و البته حقوق پیشنهادی، همه از همان ابتدا روی میز هستند. حالا یک سؤال دیگر هم وجود دارد: اگر مرد بود، همین مسیر را با همین شرایط طی میکرد؟
پاسخ این سؤال را نمیشود از روی تجربه یک نفر پیدا کرد. اما آمار بازار کار نشان میدهد این پرسش بیدلیل مطرح نمیشود.
گزارش حقوق و دستمزد ۱۴۰۵ جابویژن، بر اساس اطلاعات بیش از ۱۰۰ هزار نفر، میگوید میانه حقوق زنان حدود ۳۰ درصد پایینتر از مردان بوده است. در همین گزارش، میانه حقوق در تهران حدود ۲۰ درصد بالاتر از سایر شهرها ثبت شده و ارقام حقوق ماهانه زنان و مردان بهترتیب حدود ۲۵.۸ و ۳۶.۸ میلیون تومان اعلام شده است. این اعداد، تفاوت درآمد در جامعه آماری گزارش را نشان میدهند و بهتنهایی اثبات نمیکنند که دو نفر با شغل و سابقه کاملاً مشابه، صرفاً به دلیل زن یا مرد بودن چنین فاصلهای دارند.
اما برای زنی که هر روز آگهیهای استخدام را بالا و پایین میکند، همین تفاوت کلی هم قابل توجه است.
قبل از حقوق، نوبت به پیدا کردن شغل میرسد
داستان از فیش حقوقی شروع نمیشود. آخرین آمار مرکز آمار ایران نشان میدهد نرخ مشارکت اقتصادی زنان در بهار ۱۴۰۵ فقط ۱۳.۷ درصد و برای مردان ۶۷.۸ درصد بوده است. یعنی تعداد زنانی که اساساً در بازار کار حضور دارند، بسیار کمتر از مردان است.
بخشی از زنان به دلایل مختلف وارد بازار کار نمیشوند؛ بخشی مسئولیتهای خانوادگی دارند، بعضی فرصت شغلی مناسب پیدا نمیکنند و گروهی هم ممکن است از جستوجوی کار منصرف شده باشند. آمار رسمی علت تکتک این موارد را مشخص نمیکند، اما نتیجه نهایی روشن است: سهم زنان از جمعیت فعال اقتصادی پایین است.
اما برای زنی که تصمیم گرفته کار کند، مرحله بعد پیدا کردن شغل است. اینجا هم فاصله باقی میماند. در بهار امسال نرخ بیکاری زنان ۱۶.۷ درصد بود. در حالی که نرخ بیکاری مردان ۷.۵ درصد ثبت شد.
در میان فارغالتحصیلان آموزش عالی هم نرخ بیکاری زنان ۱۸.۸ درصد بود و برای مردان به ۸.۳ درصد رسید. بنابراین مدرک دانشگاهی هم بهتنهایی فاصله را از میان نبرده است.
وقتی شهر روی حقوق اثر میگذارد
حالا فرض کنیم یک زن بالاخره شغل پیدا کرده است. اگر در تهران باشد، احتمالاً با بازار کاری روبهروست که شرکتهای بزرگتر و موقعیتهای تخصصی بیشتری در آن حضور دارند. دفاتر مرکزی بسیاری از شرکتها در پایتخت مستقرند و بخش قابل توجهی از موقعیتهای مدیریتی و تخصصی نیز همینجا متمرکز شدهاند.
گزارش جابویژن فاصله حدود ۲۰ درصدی میانه حقوق تهران با سایر شهرها را نشان میدهد. اما پشت این عدد، فقط تفاوت فیش حقوقی نیست. ممکن است یک شغل با حقوق بالاتر در تهران وجود داشته باشد که اساساً مشابه آن در شهر محل زندگی فرد پیدا نشود. در این شرایط، انتخاب میان دو حقوق نیست؛ انتخاب میان ماندن و مهاجرت است.
برای یک نیروی متخصص، تهران میتواند جذابتر باشد. برای کسی که اجارهنشین است یا مسئولیت خانوادگی دارد، داستان فرق میکند. حقوق بالاتر باید کنار هزینه زندگی گذاشته شود. اجاره خانه، رفتوآمد و زمان صرفشده برای رسیدن به محل کار بخشی از معادلهاند. با این حال، تمرکز موقعیتهای شغلی پردرآمد در پایتخت میتواند نیروی متخصص را به سمت تهران بکشاند. همین اتفاق به مرور به تمرکز بیشتر شرکتها و نیروهای متخصص در این شهر کمک میکند.
مردی که کنار او نشسته است
در یک شرکت، دو نفر ممکن است کنار هم کار کنند و هر دو سابقه و تحصیلات مناسبی داشته باشند. اما وقتی حقوقها را مقایسه میکنند، همیشه نتیجه یکسان نیست. داده های بازار کار از فاصله حدود ۳۰ درصدی میانه حقوق زنان و مردان صحبت میکند. این عدد البته علت را مشخص نمیکند.
ممکن است زنان سهم بیشتری از مشاغل با درآمد پایینتر داشته باشند. ممکن است در برخی صنایع حضور بیشتری داشته باشند و در بعضی حوزههای پردرآمد کمتر دیده شوند. ممکن است تعداد زنان در ردههای مدیریتی کمتر باشد یا سابقه کاری آنها بهطور متوسط متفاوت باشد.
برای اینکه مشخص شود در یک شغل مشخص و با شرایط یکسان، زن و مرد چه میزان حقوق متفاوتی دریافت میکنند، باید دادههای دقیقتری در اختیار داشت. اما همین توضیح، اهمیت شکاف مشاهدهشده را از بین نمیبرد. وقتی تفاوت درآمد در سطح کل بازار باقی میماند، اثرش فقط روی حساب بانکی پایان ماه نیست.
روی پسانداز اثر میگذارد. روی توانایی خرید خانه اثر میگذارد. روی تصمیم برای ازدواج یا فرزندآوری اثر میگذارد و در سالهای طولانی، میتواند فاصله مالی قابل توجهی میان دو گروه ایجاد کند.
جوانها هنوز پشت در بازار کارند
اگر زن جویای کار جوان باشد، با یک مشکل دیگر هم روبهروست. در بهار ۱۴۰۵ نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله ۲۳.۴ درصد اعلام شد. برای گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ سال این نرخ ۱۷.۵ درصد بود.
اولین شغل اهمیت زیادی دارد. تجربه کاری از همانجا ساخته میشود و سابقهای که بعدها در آگهیهای استخدام نوشته میشود، از همین سالها شکل میگیرد. وقتی ورود به بازار کار عقب میافتد، بخشی از این مسیر هم عقب میافتد.
این موضوع برای زنان میتواند پیچیدهتر باشد. زنی که مدتی از بازار کار خارج شده، هنگام بازگشت ممکن است با آگهیهایی مواجه شود که سابقه بهروز، تجربه مدیریتی یا مهارتهای جدید میخواهند. بازار کار فاصله چند ساله را همیشه بهسادگی جبران نمیکند.
شغلی که هست، اما الزاماً همان شغلی نیست که میخواهی
در بهار امسال ۲۴ میلیون و ۶۷۲ هزار نفر در ایران شاغل بودند. بیش از نیمی از این افراد در بخش خدمات کار میکردند. سهم خدمات از کل اشتغال ۵۳.۸ درصد بود؛ صنعت ۳۱ درصد و کشاورزی ۱۵.۱ درصد. اما عنوان «شاغل» اطلاعات زیادی درباره کیفیت شغل نمیدهد.
ممکن است یک نفر قرارداد بلندمدت داشته باشد و دیگری هر ماه نگران تمدید قراردادش باشد. یک نفر امکان افزایش حقوق و ارتقا داشته باشد و دیگری سالها در همان موقعیت بماند. همین تفاوتهاست که فاصله میان «داشتن شغل» و «داشتن یک شغل مناسب» را شکل میدهد.
برای کسی که تازه وارد بازار کار شده، حقوق شروع کار مهم است. برای فردی که چند سال سابقه دارد، مسیر افزایش درآمد اهمیت بیشتری پیدا میکند. برای یک زن، امکان ادامه کار پس از ازدواج یا بچهدار شدن میتواند تعیینکننده باشد. برای کسی که در شهر کوچکی زندگی میکند، تعداد فرصتهای موجود ممکن است از رقم حقوق مهمتر باشد.
وقتی نرخ بیکاری بالا میرود، چه کسی بیشتر آسیب میبیند؟
بهار ۱۴۰۵ برای بازار کار، فصل آرامی نبود. نرخ بیکاری از ۷.۳ درصد در بهار سال قبل به ۹.۱ درصد رسید. تعداد شاغلان نیز حدود ۴۵۰ هزار نفر کمتر شد. در همین مدت جمعیت غیرفعال اقتصادی افزایش پیدا کرد و نرخ مشارکت به ۴۰.۷ درصد رسید.
این تغییرات در زندگی واقعی، خودش را در همان جستوجوهای روزانه نشان میدهد؛ در رزومهای که چند بار ارسال میشود، در مصاحبهای که نتیجه ندارد و در شغلی که فرد به دلیل پایین بودن حقوق یا نبودن امنیت شغلی قبول نمیکند. هرچند آمار داستان هر کدام از این آدمها را ثبت نمیکند. فقط نشان میدهد تعداد زیادی از آنها در یک نقطه مشابه ایستادهاند.
بازار کار برای همه یک اندازه نیست
زن هنوز به دنبال کار است. ممکن است فردا یک شرکت با او تماس بگیرد. شاید هم هفته بعد. شاید شغلی که پیدا میکند در شهر خودش باشد و شاید برای رسیدن به حقوق بهتر مجبور شود تهران را انتخاب کند. اگر وارد شرکت شود، تازه مرحله دیگری شروع میشود: حقوق، افزایش دستمزد، ارتقا و ماندن در شغل. دادههای بازار کار نشان میدهد مسیر رسیدن به این نقطه برای زنان و مردان یکسان نیست. زنان کمتر در بازار کار حضور دارند، بیشتر با بیکاری مواجهاند و در دادههای حقوقی جابویژن نیز میانه درآمد پایینتری دارند. در سمت دیگر، تهران همچنان بخش مهمی از فرصتهای پردرآمد را در خود جمع کرده است.
اینها سه عدد جدا از هم نیستند. پشت هر کدام، بخشی از یک مسیر شغلی قرار دارد؛ مسیری که برای بعضیها از همان ابتدا کوتاهتر و برای بعضی دیگر طولانیتر میشود. بازار کار ایران در نهایت با تعداد شاغلان تعریف نمیشود.
برای کسی که صبح به دنبال کار میگردد، مهم این است که چه گزینههایی جلوی پایش قرار دارد، کدام شهر فرصت بیشتری به او میدهد، حقوق پیشنهادی چقدر است و بعد از گرفتن آن شغل، چقدر امکان جلو رفتن دارد.
فاصله تهران و شهرهای دیگر و فاصله زنان و مردان در درآمد، بخشی از همین تصویر است؛ تصویری از بازاری که در آن پیدا کردن کار پایان راه نیست و محل کار و جنسیت میتواند روی ادامه مسیر هم اثر بگذارد.
 copy.webp)


۰ دیدگاه