
آینههای تالار کاخ سفید در تنگه هرمز شکست
جنگی که قرار بود ظرف چند هفته به پایان برسد، اکنون به بحرانی فرسایشی تبدیل شده است؛ بحرانی که در آن واشنگتن نه تنها به اهداف اصلی خود دست نیافته، بلکه یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان یعنی تنگه هرمز را به اهرم فشار جدید تهران بدل کرده است.
به گزارش نماد اقتصاد، جنگی که قرار بود ظرف چند هفته به پایان برسد، اکنون به بحرانی فرسایشی تبدیل شده است؛ بحرانی که در آن واشنگتن نه تنها به اهداف اصلی خود دست نیافته، بلکه یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان یعنی تنگه هرمز را به اهرم فشار جدید تهران بدل کرده است.
اکنون دونالد ترامپ با جنگی روبهروست که تصور میکرد آغاز آن آسان و پایانش سریع خواهد بود اما تحولات میدانی روایت دیگری را رقم زدهاند.
در آغاز حمله آمریکا علیه ایران، کاخ سفید بر این باور بود که عملیات موسوم به خشم حماسی نهایتا طی چهار تا شش هفته به پایان خواهد رسید و آمریکا نیز بدون درگیر شدن در یک جنگ طولانی، به اهداف راهبردی خود دست خواهد یافت.
با این حال، اکنون بیش از ۱۱ هفته از آغاز درگیریها گذشته و نه تنها نشانی از تحقق این سناریو دیده نمیشود، بلکه دولت آمریکا بار دیگر ناچار شده است حملات نظامی خود را علیه ایران از سر بگیرد؛ حملاتی که نتوانسته تهران را به عقبنشینی وادار کنند.
تنگه هرمز؛ میدان تازه تقابل
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) اعلام کرده است که تازهترین حملات این کشور در واکنش به آنچه اقدامات غیرقابل توجیه علیه کشتیهای تجاری و خدمه غیرنظامی در تنگه هرمز خوانده شده، انجام شده است. همزمان دونالد ترامپ نیز در حاشیه نشست سران ناتو در آنکارا هشدار داد که آمریکا به این اقدامات پاسخ خواهد داد.
این حملات پس از مجموعهای از اقدامات علیه کشتیهای تجاری، از جمله نفتکشهای متعلق به عربستان سعودی و قطر در تنگه هرمز صورت گرفت؛ آبراهی که پیش از آغاز جنگ حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور میکرد و اکنون به یکی از اصلیترین نقاط تنش در بازار انرژی جهان تبدیل شده است.
در مقابل، ایران نیز در چارچوب دکترین دفاع متقابل، برخی پایگاههای نظامی آمریکا در بحرین و کویت را هدف قرار داد و دامنه رویارویی را به منطقه خلیج فارس گسترش داد.
توافقی برای نجات وجهه سیاسی
بر اساس ارزیابیهای صورت گرفته، تفاهمنامه آتشبس میان آمریکا و ایران با شتاب فراوان و تا حد زیادی با انگیزه سیاسی تنظیم شد؛ به گونهای که پیش از برگزاری مراسم هشتادمین سالگرد تولد ترامپ به امضا برسد. این سند دو صفحهای، امتیازهای قابل توجهی از جمله کاهش تحریمها و آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده ایران را در بر داشت و در مقابل، تهران متعهد شد عبور و مرور دریایی در تنگه هرمز را از سر بگیرد؛ تنگهای که پیش از آغاز جنگ نیز عملا باز بود.
با این حال، مهمترین موضوع اختلاف یعنی آینده برنامه هستهای ایران و سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا به مذاکرات بعدی موکول شد؛ مذاکراتی که تاکنون پیشرفت ملموسی در آن حاصل نشده است.
از سوی دیگر، تعیین مهلت ۶۰ روزه برای دستیابی به یک توافق جامع نیز از نگاه بسیاری از کارشناسان خوشبینانه بود. تجربه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ (برجام) نشان داده بود که رسیدن به توافقی چندجانبه درباره برنامه هستهای ایران نزدیک به دو سال مذاکره فشرده و پیچیده زمان برده است.
تقابل دو رویکرد متفاوت
در حالی که تهران همواره سیاست صبر را در مذاکرات پیش گرفته، ترامپ بیش از هر چیز به نتایج کوتاهمدت و بازتاب رسانهای تصمیمات خود توجه دارد. همین تفاوت در نگاه به زمان، به یکی از مهمترین عوامل پیچیده شدن بحران تبدیل شده است.
از سوی دیگر، دیپلماسی معاملهمحور دولت آمریکا که بر ترکیبی از مشوقهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی استوار است، با ساختار راهبردی ایران همخوانی ندارد.
بازار انرژی زیر فشار جنگ
ادامه درگیریها بار دیگر بازارهای جهانی انرژی را تحت تاثیر قرار داده است. همزمان با تشدید تنشها، قیمت نفت برنت بیش از ۶ درصد افزایش یافت و به مرز ۸۰ دلار در هر بشکه نزدیک شد؛ موضوعی که میتواند موج تازهای از افزایش قیمت سوخت، حملونقل و مواد غذایی را در اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد.
در حالی که گزارشهای مالی از افزایش چشمگیر درآمد شخصی ترامپ حکایت دارند، فشار ناشی از رشد هزینههای زندگی بر مصرفکنندگان آمریکایی و همچنین اقتصاد بسیاری از کشورهای جهان همچنان ادامه دارد.
اهرمی که واشنگتن دستکم گرفت
یکی از مهمترین انتقادهایی که به دولت آمریکا وارد میشود، نادیده گرفتن نقش راهبردی تنگه هرمز است. با وجود آنکه برنامهریزان نظامی پنتاگون طی دهههای گذشته بارها نسبت به احتمال اختلال در تنگه هرمز هشدار داده بودند، به نظر میرسد کاخ سفید برای چنین سناریویی آمادگی کافی نداشت.
در کنار این مسئله، ضعف تیم دیپلماسی آمریکا نیز مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است. کاهش ظرفیت کارشناسی وزارت خارجه، کمبود متخصصان حوزه هستهای و سپردن مذاکرات به حلقهای محدود از نزدیکان ترامپ، از جمله عواملی هستند که روند مدیریت بحران را با دشواری بیشتری مواجه کردهاند.
دستاوردی معکوس برای واشنگتن
واشنگتن حمله خود به ایران را با هدف محروم کردن این کشور از گزینه هستهای آغاز کرد اما در عمل شرایطی ایجاد شده که تهران اکنون از اهرمی به نام تنگه هرمز در معادلات ژئوپلیتیکی و انرژی جهان برخوردار شده است.
در نتیجه، کشوری که تا پیش از آغاز جنگ برخی تحلیلگران احتمال تضعیف آن را مطرح میکردند، اکنون توانسته است با تکیه بر اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز، موقعیت خود را در برابر مهمترین رقیب خود تقویت کند. این تحول گواه آن است که در منازعات ژئوپلیتیکی، پیروزی صرفا با برتری نظامی رقم نمیخورد؛ گاه تسلط بر یک گلوگاه راهبردی انرژی، معادلات قدرت را به مراتب عمیقتر از هر عملیات نظامی دگرگون خواهد ساخت.
اخبار مرتبط

چه زمانی افزایش قیمت «LNG» آسیا میتواند به رشد تقاضا منجر شود؟

نفت ۱۱۰ دلاری آتش به جان بازارهای جهانی انداخت

نفت ۱۰۰ دلاری؛ تهدید تازه برای نرخ بهره

برنده واقعی افزایش قیمت مس کیست؟

اثر اختلال صادرات نفت چه زمانی به سفره خانوار میرسد؟

 copy.webp)
۰ دیدگاه