آیا اونس کانال چهار هزار دلار را از دست می‌دهد؟
طلای جهانی زیر فشار نرخ بهره

آیا اونس کانال چهار هزار دلار را از دست می‌دهد؟

۱۶ مهر ۱۴۰۵

اونس جهانی طلا پس از ماه‌ها صعود، اکنون در برابر موج تازه فشارهای پولی قرار گرفته و رشد بازده اوراق خزانه و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره آمریکا، قیمت فلز زرد را تا محدوده چهار هزار و ۱۰۰ دلار پایین آورده است. با این حال، تداوم خرید بانک‌های مرکزی و ریسک‌های مالی و ژئوپلیتیک، معادله سقوط طلا به زیر چهار هزار دلار را پیچیده کرده است.

به گزارش نماد اقتصاد، بازار جهانی طلا در روزهای اخیر وارد مرحله‌ای متفاوت از معاملات سال ۲۰۲۶ شده است. فلزی که در ابتدای سال سقف تاریخی بالاتر از پنج هزار و ۴۰۰ دلار را تجربه کرده بود، حالا در فاصله‌ای قابل توجه از اوج خود قرار گرفته است و تحت تاثیر افزایش بازده اوراق خزانه آمریکا و تقویت دلار، یکی از سنگین‌ترین اصلاح‌های ماه‌های اخیر را پشت سر می‌گذارد.

قیمت هر اونس طلای جهانی در معاملات روز گذشته به محدوده چهار هزار و ۹۶ دلار سقوط کرد و به پایین‌ترین سطح خود از اوایل ماه اوت رسید. هرچند در معاملات امروز قیمت تا حدود چهار هزار و ۱۱۶ دلار بهبود پیدا کرده است اما بازار همچنان در محدوده‌ای قرار دارد که حساسیت معامله‌گران نسبت به مرز چهار هزار دلار افزایش یافته است.

با این حال، مسئله اصلی برای بازار دیگر صرفا این نیست که طلا کاهش یافته است؛ پرسش مهم‌تر این است که آیا این افت، آغاز یک روند نزولی عمیق‌تر خواهد بود یا بخشی از اصلاح قیمتی پس از یک دوره صعود بسیار قدرتمند است.

نرخ بهره دوباره به دشمن طلا تبدیل شد

یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده مسیر کوتاه‌مدت طلا، سیاست پولی آمریکا است. فدرال رزرو در ماه سپتامبر نرخ بهره را ۲۵ واحد پایه افزایش داد و نرخ سیاستی را به محدوده ۳.۷۵ تا ۴ درصد رساند. اکنون بخش قابل‌توجهی از بازار انتظار دارد افزایش دیگری تا پایان سال انجام شود.

صورت‌جلسه نشست ماه سپتامبر نشان می‌دهد بیشتر اعضای فدرال رزرو همچنان افزایش دوباره نرخ بهره در سال جاری را محتمل می‌دانند؛ هرچند برای افزایش فوری نرخ در نشست ماه اکتبر اجماع قدرتمندی وجود ندارد. در بازار نیز احتمال افزایش نرخ در ماه جاری پایین ارزیابی می‌شود اما احتمال افزایش در ماه دسامبر به حدود ۸۶ درصد رسیده است.

اظهارات جدید کریستوفر والر، عضو فدرال رزرو نیز این برداشت را تقویت کرده است. وی گفته است که برای بازگرداندن تورم به هدف ۲ درصد، افزایش‌های بیشتری ممکن است لازم باشد اما این افزایش‌ها الزاما در جلسات متوالی اتفاق نخواهند افتاد.

این یعنی بازار با یک پیام دوگانه روبه‌روست؛ از یک سو سیاست‌گذار هنوز پایان چرخه افزایش نرخ را اعلام نکرده است و از سوی دیگر، احتمال توقف موقت در نشست ماه اکتبر وجود دارد. همین ابهام، فضای مناسبی را برای افزایش بازده اوراق خزانه و در نتیجه کاهش جذابیت طلا ایجاد کرده است.

طلا برخلاف اوراق خزانه سود دوره‌ای ایجاد نمی‌کند. بنابراین زمانی که نرخ‌های بهره و بازده اوراق افزایش می‌یابد، هزینه فرصت نگهداری طلا بیشتر می‌شود. سرمایه‌گذار در چنین شرایطی می‌تواند بخشی از سرمایه خود را از فلز زرد به دارایی‌هایی منتقل کند که بازدهی مشخصی ارائه می‌دهند.

اوراق خزانه؛ فشار اصلی از همین‌جا می‌آید

افزایش بازده اوراق خزانه آمریکا طی هفته‌های اخیر به یکی از جدی‌ترین موانع صعود طلا تبدیل شده است. بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا در محدوده ۵.۳ درصد قرار گرفته است و به سطوحی رسیده که در بیش از دو دهه اخیر کم‌سابقه بوده است.

براساس بررسی شورای جهانی طلا، در ماه سپتامبر بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا حدود ۵۳ واحد پایه افزایش یافت و به ۵.۳ درصد رسید؛ هم‌زمان شاخص دلار نیز حدود ۲ درصد رشد کرد. ترکیب این دو عامل، یکی از دلایل اصلی افت ۸.۵ درصدی طلا در همان ماه بود.

این روند طی روزهای ابتدایی ماه اکتبر نیز ادامه پیدا کرده است. به بیان ساده، بازار اوراق در حال ارسال این پیام است که سرمایه‌گذاران برای نگهداری بدهی بلندمدت آمریکا بازده بیشتری مطالبه می‌کنند. اگر این افزایش بازده ناشی از انتظار برای نرخ‌های بهره بالاتر باشد، برای طلا خبر خوبی نیست.

اما یک نکته مهم وجود دارد؛ افزایش بازده اوراق همیشه به معنای تضعیف طلا نیست. اگر بازار به این نتیجه برسد که رشد بازده اوراق بیشتر از آنکه ناشی از قدرت اقتصاد آمریکا باشد، نتیجه افزایش نگرانی درباره بدهی دولت، کسری بودجه و ریسک مالی است، طلا می‌تواند دوباره نقش پوشش ریسک را ایفا کند.

همین دوگانگی یکی از مهم‌ترین متغیرهایی است که مسیر طلا طی هفته‌های آینده را تعیین خواهد کرد. شورای جهانی طلا نیز بر همین تغییر احتمالی در رفتار سرمایه‌گذاران تاکید کرده است.

دلار هم در سمت مخالف اونس ایستاده است

عامل دوم، تقویت دلار آمریکاست. رابطه معکوس میان دلار و طلا در شرایط عادی یکی از شناخته‌شده‌ترین روابط بازارهای جهانی است؛ زمانی که ارزش دلار افزایش می‌یابد، قیمت طلا برای دارندگان سایر ارزها گران‌تر می‌شود و تقاضای سرمایه‌گذاری می‌تواند کاهش پیدا کند.

در روزهای اخیر نیز شاخص دلار رشد کرده و همین مسئله فشار مضاعفی بر اونس وارد کرده است. در واقع طلا هم‌زمان با دو باد مخالف مواجه شده است؛ نرخ بهره بالاتر و دلار قوی‌تر.

به همین دلیل است که حتی ادامه خرید طلا توسط بانک‌های مرکزی و صندوق‌های سرمایه‌گذاری نیز فعلا نتوانسته است روند کوتاه‌مدت بازار را کاملا معکوس کند.

چرا سقوط اونس به زیر ۴۰۰۰ دلار هنوز سناریوی قطعی نیست؟

نکته کلیدی بازار همین‌جاست. اگر فقط نرخ بهره و دلار را در نظر بگیریم، رسیدن طلا به زیر چهار هزار دلار چندان دور از ذهن نیست اما بازار طلا تنها با نرخ بهره حرکت نمی‌کند.

تقاضای بانک‌های مرکزی همچنان یکی از مهم‌ترین ستون‌های حمایتی بازار است. طبق تازه‌ترین آمار شورای جهانی طلا، بانک‌های مرکزی جهان در ماه اوت در مجموع ۳۹ تن طلا خریدند و مجموع خرید خالص اعلام‌شده آن‌ها از ابتدای سال تا پایان اوت به ۱۷۰ تن رسید. چین نیز در همان ماه ۲۰ تن به ذخایر طلای خود اضافه کرد و روند خرید خود را ادامه داد.

از سوی دیگر، جریان سرمایه به صندوق‌های قابل معامله با پشتوانه طلا نیز تصویر متفاوتی از معاملات آتی ارائه می‌کند. صندوق‌های طلای جهان در ماه سپتامبر حدود ۱۰ میلیارد دلار ورود سرمایه داشتند و موجودی طلای آن‌ها ۶۷ تن افزایش یافت و به رکورد چهار هزار و ۲۵۶ تن رسید. این اتفاق در شرایطی رخ داد که خود قیمت طلا در همان ماه ۸.۵ درصد افت کرده بود.

این واگرایی بسیار مهم است. از یک سو معامله‌گران کوتاه‌مدت و بازار مشتقه بخشی از موقعیت‌های خود را کاهش داده‌اند و از سوی دیگر، سرمایه‌گذاران بلندمدت همچنان در حال افزایش مواجهه خود با طلا هستند.

بنابراین کاهش قیمت فعلی الزاما به معنای خروج گسترده سرمایه از بازار طلا نیست.

۴۰۰۰ دلار؛ حمایت روانی یا آغاز موج جدید فروش؟

مرز چهار هزار دلار برای بازار طلا اهمیت روانی بالایی دارد. عبور قیمت از این سطح می‌تواند از نظر تکنیکی پیام منفی مهمی به بازار ارسال کند و بخشی از معامله‌گران کوتاه‌مدت را به فروش بیشتر ترغیب کند اما باید میان رسیدن به چهار هزار دلار و شکست پایدار چهار هزار دلار تفاوت قائل شد.

اگر طلا برای مدتی کوتاه به محدوده چهار هزار دلار نزدیک شود اما تقاضای فیزیکی، خرید بانک‌های مرکزی و ورود سرمایه به (ETF)ها افزایش پیدا کند، این سطح می‌تواند به جای تبدیل شدن به آغاز یک روند نزولی عمیق، به منطقه‌ای برای شکل‌گیری تقاضا تبدیل شود.

در مقابل، اگر بازده اوراق آمریکا همچنان افزایش پیدا کند، دلار نیز قوی باقی بماند و فدرال رزرو در ماه‌های پایانی سال موضعی سخت‌گیرانه‌تر از انتظار بازار اتخاذ کند، فشار بر طلا افزایش خواهد یافت.

در شرایط فعلی، تحلیلگران کوتاه‌مدت نیز سطح چهار هزار و ۲۷۵ دلار را برای بهبود چشم‌انداز صعودی مهم می‌دانند؛ به این معنا که تا زمانی که اونس نتواند دوباره بالاتر از این محدوده تثبیت شود، بازار همچنان در فاز اصلاحی قرار دارد.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=75322
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه