دلار روی دور تند
عوامل اصلی کوتاه‌تر شدن دوره‌های سقف‌شکنی دلار

دلار روی دور تند

کوتاه‌شدن فاصله میان رکوردهای ارزی حاصل هم‌افزایی کسری بودجه، محدودیت دسترسی به ارز و انتظارات تورمی است؛ چرخه‌ای که پیامدهای آن از بازار دلار فراتر می‌رود و به سفره خانوار و تصمیم‌های بنگاه‌ها می‌رسد.

به گزارش نماد اقتصاد، فروشنده برای اعلام قیمت فردا مکث می‌کند، تولیدکننده نمی‌داند درآمد فروش امروز برای خرید مواد اولیه بعدی کافی است یا نه و خانواده‌ای که برای خرید یک وسیله ضروری پس‌انداز کرده، دوباره حساب‌وکتابش را از ابتدا انجام می‌دهد.

در چنین فضایی رکورد تازه دلار فقط خبری روی صفحه تلفن همراه نیست؛ علامتی است که بسیاری از مردم با آن قدرت خرید، امنیت پس‌انداز و امکان برنامه‌ریزی برای آینده را می‌سنجند.

مسئله نگران‌کننده، صرفا بالا رفتن نرخ ارز نیست. اگر فاصله میان عبور دلار از سقف‌های قبلی کاهش یابد، اقتصاد زمان کمتری برای سازگاری با هر جهش خواهد داشت. قیمت‌ها هنوز با موج قبلی تنظیم نشده‌اند که موج بعدی از راه می‌رسد و تصمیم‌هایی که تا دیروز قابل اجرا بودند، دوباره نیاز به بازنگری پیدا می‌کنند.

کسری بودجه فشاری که پیش از التهاب بازار شکل می‌گیرد

بخشی از زمینه جهش‌های ارزی، پیش از آنکه مردم مقابل صرافی‌ها صف بکشند یا خبر سیاسی تازه‌ای منتشر شود، در شیوه تامین مخارج دولت شکل می‌گیرد. هنگامی که هزینه‌های پایدار با درآمدهای قابل اتکا پوشش داده نمی‌شوند، نحوه جبران این شکاف اهمیت تعیین‌کننده پیدا می‌کند.

اگر تامین کسری بودجه، مستقیم یا از مسیر شبکه بانکی، به افزایش پایه پولی و نقدینگی منجر شود، فشار تورمی تشدید می‌شود. البته هر کسری بودجه الزاما به معنای چاپ پول نیست؛ پیامد آن به روش تامین مالی و شرایط اقتصاد بستگی دارد. مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که رشد منابع پولی با افزایش متناسب تولید کالا و خدمات همراه نباشد.

در چنین شرایطی، خانوار و بنگاه برای حفظ قدرت خرید منابع خود به جست‌وجوی دارایی جایگزین می‌روند. ارز یکی از این گزینه‌هاست. به این ترتیب، فشار مالی دولت می‌تواند از مسیر تورم و تغییر رفتار صاحبان پس‌انداز، به تقاضای بیشتر در بازار دلار تبدیل شود.

این روند توضیح می‌دهد که چرا مهار موقت قیمت ارز، بدون رسیدگی به سرچشمه‌های تورم، ممکن است دوام محدودی داشته باشد. تا زمانی که عامل ایجاد فشار پابرجاست، آرامش بازار نیز در برابر شوک تازه آسیب‌پذیر می‌ماند.

محدودیت عرضه در کنار افزایش تقاضا

در سوی دیگر بازار، دسترسی به ارز قرار دارد. برای تعادل بازار، صرف وجود درآمد ارزی کافی نیست؛ امکان انتقال، استفاده و عرضه آن نیز اهمیت دارد. محدودیت در مبادلات مالی و دشواری دسترسی به منابع می‌تواند توان پاسخ‌گویی به تقاضا را کاهش دهد.

شوک سیاسی نیز ممکن است هم‌زمان دو مسیر را فعال کند. نگرانی درباره عرضه آینده ارز را افزایش دهد و تقاضای احتیاطی برای خرید آن را بالا ببرد. در بازاری که نسبت به آینده حساس شده، حتی پیش از تغییر محسوس در جریان واقعی تجارت، رفتار معامله‌گران و صاحبان پس‌انداز تغییر می‌کند.

با این حال، هر تنش سیاسی الزاما به جهش ارزی منجر نمی‌شود. شدت واکنش بازار به وضعیت عرضه، سطح اعتماد و اعتبار سیاست‌گذار بستگی دارد. اقتصادی که از قبل زیر فشار تورم و محدودیت ارزی قرار دارد، ممکن است در برابر یک خبر مشابه واکنش شدیدتری نشان دهد.

از این منظر خبر سیاسی می‌تواند جرقه جهش باشد، اما اندازه شعله را شرایطی تعیین می‌کند که پیش‌تر در اقتصاد شکل گرفته است.

وقتی دلار به پناهگاه پس‌انداز تبدیل می‌شود

گسترش نقش دلار به‌عنوان دارایی موضوعی مهم است. در این وضعیت، تقاضای ارز فقط از نیاز واردکننده، مسافر یا بنگاه تجاری ناشی نمی‌شود؛ بخشی از مردم ارز می‌خرند تا ارزش پس‌انداز خود را در برابر تورم حفظ کنند.

این رفتار برای فردی که نگران کاهش قدرت خرید قابل فهم است؛ اما جمع‌شدن تصمیم‌های مشابه می‌تواند فشار بازار را افزایش دهد. اگر شمار بیشتری از صاحبان پس‌انداز به این نتیجه برسند که نگهداری ریال زیان‌آور است، تقاضای ارز حتی بدون افزایش نیاز واقعی وارداتی بالا می‌رود.

بر اساس گفته محمدرضا منجذب، اقتصاددان، ۲۰ تا ۵۰ میلیارد دلار ارز در خانه‌ها نگهداری می شود. نمی‌توان آن را آمار قطعی تلقی کرد. همچنین نگهداری ارز توسط خانوارها لزوما به معنای امکان عرضه فوری تمام آن در بازار نیست؛ بازگشت این منابع به گردش اقتصادی به اعتماد انگیزه و شرایط سرمایه‌گذاری وابسته است.

اهمیت موضوع، بیش از هر عددی، در تغییر رابطه مردم با پول ملی است. وقتی پس‌اندازکننده برای حفظ ارزش دارایی خود به طور دایم به دنبال خروج از ریال باشد، بازار ارز به تغییر انتظارات حساس‌تر می‌شود.

انتظار گرانی چگونه به گرانی کمک می‌کند؟

رشد قیمت دلار نگرانی درباره تورم آینده را بیشتر می‌کند، این نگرانی تقاضای خرید ارز را بالا می‌برد و افزایش تقاضا در صورت محدود بودن عرضه فشار تازه‌ای بر قیمت وارد می‌کند.

این همان سازوکاری است که می‌تواند بخشی از انتظارات را خودتحقق‌یابنده کند، مردم از ترس افزایش قیمت خرید می‌کنند و مجموع خریدهای آنان به افزایش قیمت کمک می‌کند.

رفتار بنگاه‌ها نیز ممکن است این روند را تقویت کند. فروشنده‌ای که نگران هزینه جایگزینی کالاست، در قیمت‌گذاری محتاط ‌تر می‌شود. تولیدکننده ممکن است خرید مواد اولیه را جلو بیندازد و واردکننده برای تامین ارز زودتر اقدام کند. در نتیجه، بخشی از تقاضای آینده به امروز منتقل می‌شود. البته اثر انتظارات نامحدود نیست. عرضه ارز، شرایط تجارت و سیاست‌های اقتصادی همچنان نقش دارند.

هزینه رکوردهای نزدیک‌تر برای مردم و تولید

اگر اقتصاد فرصت کمتری میان جهش‌ها داشته باشد، هزینه اصلی آن کاهش امکان برنامه‌ریزی است. خانوار نمی‌داند پس‌انداز ماهانه‌اش چه مقدار از هزینه خرید آینده را پوشش خواهد داد و بنگاه نمی‌تواند با اطمینان درباره قیمت فروش، خرید تجهیزات یا قرارداد بلندمدت تصمیم بگیرد.

این نااطمینانی ممکن است سرمایه‌گذاری را به تعویق بیندازد و انگیزه نگهداری دارایی‌های نقدشونده را بیشتر کند. برای حقوق‌بگیران نیز مشکل مضاعف است. هزینه‌ها می‌توانند در فاصله‌ای کوتاه تغییر کنند، در حالی که درآمد معمولا با همان سرعت تعدیل نمی‌شود.

کنترل پایدار این وضعیت به کاهش فشار کسری بودجه بر منابع پولی، مهار عوامل رشد نقدینگی، بهبود دسترسی به ارز و افزایش پیش‌بینی‌پذیری سیاست‌ها وابسته است. مداخله در بازار ممکن است از شدت التهاب بکاهد، اما دوام آن به اصلاح زمینه‌های ایجاد فشار بستگی دارد.

با این همه، کوتاه‌ترشدن فاصله جهش‌ها سرنوشتی قطعی نیست. تغییر در شرایط سیاسی، دسترسی ارزی یا سیاست‌های مالی و پولی می‌تواند مسیر بازار را تغییر دهد.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=74714
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه