
جغرافیای تورم در شهریور
تورم سالانه کشور در شهریور ۱۴۰۵ به ۷۳.۶ درصد و تورم نقطهبهنقطه به ۸۹.۸ درصد رسید. تورم سالانه خانوارهای شهری ۷۱.۱ درصد و روستایی ۸۸ درصد بود؛ فاصلهای ۱۶.۹ واحد درصدی. تورم نقطهبهنقطه نیز در شهر ۸۶.۵ و در روستا ۱۰۸.۹ درصد ثبت شد. تورم سالانه خوراکیها برای خانوارهای شهری ۱۰۷.۹ و روستایی ۱۱۲.۴ درصد بود.
به گزارش نماد اقتصاد، تورم سالانه کشور در شهریور ۱۴۰۵ به ۷۳.۶ درصد و تورم نقطهبهنقطه به ۸۹.۸ درصد رسید. تورم سالانه خانوارهای شهری ۷۱.۱ درصد و روستایی ۸۸ درصد بود؛ فاصلهای ۱۶.۹ واحد درصدی. تورم نقطهبهنقطه نیز در شهر ۸۶.۵ و در روستا ۱۰۸.۹ درصد ثبت شد. تورم سالانه خوراکیها برای خانوارهای شهری ۱۰۷.۹ و روستایی ۱۱۲.۴ درصد بود. در بخش غیرخوراکی و خدمات، این نرخ بهترتیب ۵۳.۵ و ۶۷.۹ درصد رسید. تهران با تورم سالانه ۶۱.۱ درصد در پایینتر و ایلام با ۹۱.۴ درصد در بالاترین سطح قرار داشت. هرمزگان نیز تورم ماهانه ۶.۷ درصدی و تورم نقطهبهنقطه خوراکی ۱۴۹.۸ درصدی داشت.
شکاف اعداد عمیق شد؟
شکاف میان اعداد، از خود عدد تورم مهمتر شده است. در حالی که تورم سالانه خانوارهای کشور در شهریور ۱۴۰۵ به ۷۳.۶ درصد رسیده، فاصله میان برخی استانها و همچنین میان مناطق شهری و روستایی آنقدر زیاد است که یک نرخ واحد نمیتواند تجربه افزایش قیمت برای همه خانوارها را توضیح دهد. در یک سوی این طیف، تهران با تورم سالانه ۶۱.۱ درصد قرار دارد و در سوی دیگر ایلام با ۹۱.۴ درصد؛ فاصلهای ۳۰.۳ واحد درصدی که فقط در مقیاس استانی دیده میشود. در مقایسه شهری و روستایی نیز فاصله تورم سالانه به ۱۶.۹ واحد درصد میرسد؛ ۷۱.۱ درصد برای خانوارهای شهری در برابر ۸۸ درصد برای خانوارهای روستایی.
این تفاوت در حالی شکل گرفته که فاصله تورم ماهانه دو گروه بسیار محدودتر است. خانوارهای شهری در شهریور با تورم ماهانه ۴.۲ درصد روبهرو بودهاند و این نرخ برای خانوارهای روستایی ۴.۵ درصد ثبت شده است؛ فقط سهدهم واحد درصد اختلاف. اما وقتی تغییرات قیمت در بازه یکساله محاسبه میشود، همین فاصله کوچک ماهانه در کنار روند ماههای قبل، به شکافی نزدیک به ۱۷ واحد درصد تبدیل شده است. همین تفاوت، یکی از مهمترین نکات موجود در آمار شهریور است: شدت تورم را نمیتوان تنها از روی تغییر قیمت در یک ماه سنجید.
شاخص قیمت مصرفکننده خانوارهای شهری در شهریور به ۷۱۲.۳ رسیده است. این شاخص برای خانوارهای روستایی ۸۳۶ بوده؛ عددی که تفاوت سطح شاخص را میان دو گروه نشان میدهد، اما نباید آن را با نرخ تورم یکسان گرفت. شاخص قیمت سطح شاخصی برای سنجش تغییرات قیمتها نسبت به دوره پایه است، در حالی که نرخ تورم، سرعت تغییر قیمتها در یک بازه زمانی مشخص را اندازه میگیرد. بنابراین، مقایسه ۷۱۲.۳ و ۸۳۶ بهتنهایی نمیتواند درباره ارزانتر یا گرانتر بودن زندگی در شهر و روستا حکم بدهد؛ آنچه در این گزارش اهمیت دارد، تفاوت نرخهای تورم و مسیر افزایش قیمتهاست.
فاصلهای که در یک ماه کوچک است و در یک سال بزرگ
بر اساس گزارش مرکز آمار، تورم نقطهبهنقطه نیز فاصله میان دو گروه را پررنگتر میکند. خانوارهای شهری در شهریور ۱۴۰۵ تورم نقطهبهنقطه ۸۶.۵ درصدی داشتهاند، در حالی که این نرخ برای خانوارهای روستایی به ۱۰۸.۹ درصد رسیده است؛ اختلافی ۲۲.۴ واحد درصدی. به این ترتیب، اگرچه نرخ تورم ماهانه دو گروه تقریباً در یک محدوده قرار دارد، مقایسه قیمتها با شهریور سال گذشته از فاصله بسیار بزرگتری خبر میدهد.
این شکاف در بخشهای مختلف سبد مصرف نیز یکسان نیست. در خوراکیها، تورم ماهانه خانوارهای شهری ۲.۳ درصد و برای خانوارهای روستایی ۲.۴ درصد بوده است؛ اختلافی تنها یکدهم واحد درصد. اما در مقایسه نقطهبهنقطه، نرخ تورم خوراکیهای خانوار شهری به ۱۲۰.۲ درصد و برای خانوار روستایی به ۱۲۸.۶ درصد رسیده است. تورم سالانه خوراکیها نیز در شهر ۱۰۷.۹ درصد و در روستا ۱۱۲.۴ درصد ثبت شده است.
بنابراین، در بخش خوراکی اگرچه فاصله میان شهر و روستا وجود دارد، اما اندازه آن بهاندازه شکاف کلی تورم نیست. اختلاف تورم سالانه خوراکیها میان دو گروه ۴.۵ واحد درصد است؛ فاصلهای که در برابر اختلاف ۱۶.۹ واحد درصدی تورم کل قرار میگیرد. این مقایسه نشان میدهد که برای توضیح تفاوت تورم شهری و روستایی، تنها نگاه کردن به قیمت مواد غذایی کافی نیست.
شکاف اصلی در غیرخوراکیها و خدمات
بخش غیرخوراکیها و خدمات تصویر متفاوتی ارائه میکند. تورم ماهانه این گروه برای خانوارهای شهری ۵.۵ درصد بوده، در حالی که خانوارهای روستایی تورم ماهانه ۶.۸ درصدی را ثبت کردهاند؛ فاصلهای ۱.۳ واحد درصدی که از اختلاف تورم ماهانه خوراکیها بیشتر است.
وقتی همین بخش در مقیاس سالانه بررسی میشود، اختلاف بزرگتر میشود. تورم سالانه کالاهای غیرخوراکی و خدمات برای خانوارهای شهری ۵۳.۵ درصد بوده، اما برای خانوارهای روستایی به ۶۷.۹ درصد رسیده است. فاصله دو گروه در این بخش ۱۴.۴ واحد درصد است؛ رقمی که بخش بزرگی از شکاف ۱۶.۹ واحد درصدی تورم کل میان شهر و روستا را توضیح میدهد.
در تورم نقطهبهنقطه نیز همین فاصله دیده میشود. خانوارهای شهری در بخش غیرخوراکی و خدمات با نرخ ۶۹.۱ درصد مواجه بودهاند، در حالی که این رقم برای خانوارهای روستایی ۹۱.۹ درصد ثبت شده است. بنابراین فاصله ۲۲.۸ واحد درصدی میان دو گروه در این بخش، از شکاف ۲۲.۴ واحد درصدی تورم نقطهبهنقطه کل آنها نیز بیشتر است.
این ارقام یک نکته مهم را برجسته میکند: تفاوت تجربه تورم در شهر و روستا صرفاً به مواد غذایی محدود نیست. خوراکیها در هر دو گروه با نرخهای بسیار بالا افزایش قیمت داشتهاند، اما فاصله میان دو گروه در کالاهای غیرخوراکی و خدمات بهمراتب بیشتر است. همین بخش است که باعث میشود نرخ تورم سالانه خانوارهای روستایی فاصله قابلتوجهی با خانوارهای شهری پیدا کند.
روستا؛ تورم سالانه ۸۸ درصدی
برای خانوارهای روستایی، مجموعه این اعداد به تورم سالانه ۸۸ درصدی منتهی شده است. تورم نقطهبهنقطه ۱۰۸.۹ درصدی نیز نشان میدهد که مقایسه هزینههای مصرفی با سال گذشته، فاصله بیشتری را آشکار میکند. در این میان، تورم سالانه خوراکیها با رقم ۱۱۲.۴ درصد از تورم کل نیز بالاتر است و در نقطهبهنقطه به ۱۲۸.۶ درصد میرسد.
در شهرها، نرخها پایینتر است، اما همچنان فاصله زیادی با ارقام متعارف سالهای قبل دارد. تورم سالانه ۷۱.۱ درصد، تورم نقطهبهنقطه ۸۶.۵ درصد و تورم ماهانه ۴.۲ درصد برای خانوارهای شهری ثبت شده است. خوراکیها با تورم سالانه ۱۰۷.۹ درصد و نقطهبهنقطه ۱۲۰.۲ درصد، همچنان یکی از بخشهای با افزایش قیمت شدید هستند؛ در مقابل، نرخ سالانه ۵۳.۵ درصد برای کالاهای غیرخوراکی و خدمات پایینتر از خوراکیها قرار دارد.
ترکیب همین اعداد است که باعث میشود میانگین کشوری ۷۳.۶ درصد، بهتنهایی برای توصیف وضعیت همه خانوارها کافی نباشد. این رقم یک شاخص کلان است و نه نرخ ثابتی که هر خانوار به یک اندازه با آن مواجه شود.
وقتی استانها را کنار هم میگذاریم
شکاف فقط میان شهر و روستا دیده نمیشود. مقایسه استانی نیز دامنه متفاوتی از تورم را نشان میدهد. ایلام با تورم سالانه ۹۱.۴ درصد در بالای این طیف قرار گرفته و شاخص قیمت آن ۹۱۴.۷ بوده است. پس از آن، کردستان با تورم سالانه ۹۰.۳ درصد و لرستان با ۸۹.۳ درصد قرار دارند.
در طرف دیگر، تهران تورم سالانه ۶۱.۱ درصدی داشته است. شاخص قیمت این استان ۶۱۹.۶ ثبت شده و تورم ماهانه آن ۳.۴ درصد بوده است. فاصله میان تورم سالانه تهران و ایلام، همان ۳۰.۳ واحد درصدی است که در ابتدای گزارش خود را نشان میدهد.
البته این تفاوت به معنای آن نیست که هزینه زندگی در تهران الزاماً از ایلام کمتر است. نرخ تورم درباره سرعت افزایش قیمتها صحبت میکند، نه درباره سطح مطلق قیمت کالاها و خدمات. ممکن است استانی سطح قیمت بالاتری داشته باشد اما نرخ رشد قیمتها در آن دوره کمتر باشد، یا برعکس. به همین دلیل، مقایسه نرخ تورم استانها باید با توجه به شاخص قیمت و ترکیب هزینههای خانوار انجام شود.
رقم شاخص قیمت تهران، یعنی ۶۱۹.۶، و ایلام، یعنی ۹۱۴.۷، نیز دقیقاً به همین دلیل در کنار نرخ تورم اهمیت پیدا میکنند، اما نباید این دو شاخص را بهصورت مستقیم بهعنوان مقیاس «گران بودن زندگی» تفسیر کرد. شاخص قیمت و نرخ تورم دو مفهوم متفاوتاند و هرکدام بخشی از وضعیت قیمتها را توضیح میدهند.
هرمزگان؛ جهش ماهانه و فشار بیشتر بر خوراکیها
در میان ارقام استانی، هرمزگان نیز با نرخ تورم ماهانه ۶.۷ درصدی در شهریور قابل توجه است. این نرخ فاصله محسوسی با تورم ماهانه ۴.۲ درصدی خانوارهای شهری و ۴.۵ درصدی خانوارهای روستایی دارد.
اهمیت هرمزگان تنها به تورم ماهانه محدود نمیشود. تورم نقطهبهنقطه خوراکیها در این استان به ۱۴۹.۸ درصد رسیده است؛ رقمی که نشان میدهد افزایش قیمت خوراکیها در این منطقه نسبت به شهریور سال گذشته، شدت بیشتری داشته است. چنین اختلافی بار دیگر نشان میدهد که میانگین کشوری نمیتواند شدت افزایش قیمت در یک گروه کالایی یا یک منطقه مشخص را بهطور کامل بازتاب دهد.
در آذربایجان شرقی نیز تورم نقطهبهنقطه ۹۹.۶ درصد و تورم سالانه ۸۱.۳ درصد ثبت شده است. آذربایجان غربی با تورم نقطهبهنقطه ۱۰۷.۷ درصد و تورم سالانه ۸۶ درصد، در سطح بالاتری قرار دارد. کنار هم گذاشتن این ارقام با نرخ ۷۳.۶ درصدی تورم سالانه کشور، دامنه پراکندگی تورم را روشنتر میکند؛ از ۶۱.۱ درصد در تهران تا ۹۱.۴ درصد در ایلام و در میان استانهایی مانند آذربایجان شرقی و غربی نیز فاصلههایی که بسته به شاخص مورد بررسی تغییر میکند.
میانگین کشوری، تجربه هیچ خانواری مشخصی نیست
وقتی گفته میشود تورم سالانه کشور در شهریور به ۷۳.۶ درصد رسیده، این عدد برای تحلیل روند کلی اقتصاد ضروری است، اما نباید آن را معادل افزایش هزینههای همه خانوارها دانست. سبد مصرف خانوارها یکسان نیست؛ سهم خوراکی، مسکن، حملونقل، خدمات، کالاهای بادوام و سایر اقلام در بودجه خانوارها تفاوت دارد و محل سکونت نیز بر این ترکیب اثر میگذارد.
حتی دو خانوار در یک شهر نیز میتوانند با نرخ افزایش هزینه متفاوتی روبهرو شوند، چون وزن کالاها و خدمات در هزینههای آنها یکسان نیست. برای خانواری که بخش بزرگتری از درآمد خود را صرف مواد غذایی میکند، تورم خوراکیها اهمیت بیشتری دارد؛ خانواری دیگر ممکن است افزایش قیمت خدمات یا کالاهای غیرخوراکی را بیشتر در هزینههای ماهانه خود احساس کند.
از همین زاویه، تورم ۱۲۰.۲ درصدی نقطهبهنقطه خوراکیهای شهری و ۱۲۸.۶ درصدی خوراکیهای روستایی، تنها یک عدد آماری نیستند؛ آنها نشان میدهند که بخشی از سبد مصرف با سرعتی متفاوت از سایر گروهها گران شده است. وقتی این تفاوت در کنار تورم ۵۳.۵ درصدی سالانه غیرخوراکی و خدمات در شهر یا ۶۷.۹ درصدی آن در روستا قرار میگیرد، مشخص میشود که ترکیب سبد مصرف برای فهم فشار قیمتی اهمیت زیادی دارد.
فاصلهای که فقط روی کاغذ نیست
تورم بالا فقط در جدولهای آماری باقی نمیماند. تغییرات مداوم قیمتها میتواند برنامهریزی مالی خانوار را دشوارتر کند؛ از خرید کالاهای بادوام گرفته تا تصمیم درباره پسانداز، جایگزینی کالاها و اولویتبندی هزینهها. شدت این فشار نیز برای همه خانوارها یکسان نیست، زیرا درآمد، نوع اشتغال، محل زندگی و ترکیب هزینهها با یکدیگر تفاوت دارد.
با این حال، از خود آمار تورم نمیتوان درباره رفتار تکتک خانوارها نتیجه قطعی گرفت. دادههای تورم میزان تغییر قیمتها را اندازه میگیرند، نه اینکه هر خانوار در واکنش به این تغییرات دقیقاً چه تصمیمی گرفته است. بنابراین، ارتباط میان افزایش قیمت و تغییر رفتار مصرفی نیازمند دادههای دیگری است که الگوی مصرف، درآمد و تصمیمهای خانوار را مستقیماً بررسی کنند.
آنچه آمار شهریور با وضوح بیشتری بیان میکند، پراکندگی افزایش قیمتهاست. تورم سالانه ۷۳.۶ درصدی کشور در کنار تورم ۷۱.۱ درصدی خانوارهای شهری و ۸۸ درصدی خانوارهای روستایی قرار دارد؛ در سطح استانها نیز فاصله از ۶۱.۱ درصد در تهران تا ۹۱.۴ درصد در ایلام کشیده شده است. در بخش خوراکیها نرخهای بالای ۱۰۰ درصد ثبت شده و در بخش غیرخوراکی و خدمات، شکاف شهری و روستایی به ۱۴.۴ واحد درصد در تورم سالانه رسیده است.
عدد ۷۳.۶ درصد، نقطه شروع است
شهریور ۱۴۰۵ را نمیتوان تنها با یک عدد خلاصه کرد. ۷۳.۶ درصد، نرخ تورم سالانه کشور است، اما پشت این میانگین مجموعهای از نرخهای متفاوت قرار دارد: ۷۱.۱ درصد برای خانوارهای شهری، ۸۸ درصد برای خانوارهای روستایی، ۱۰۷.۹ درصد برای تورم سالانه خوراکیهای شهری، ۱۱۲.۴ درصد برای خوراکیهای روستایی، ۵۳.۵ درصد برای کالاهای غیرخوراکی و خدمات شهری و ۶۷.۹ درصد برای همین گروه در مناطق روستایی.
در سطح استانها نیز دامنه تغییرات گسترده است؛ تهران با تورم سالانه ۶۱.۱ درصد و تورم ماهانه ۳.۴ درصد در یک سوی جدول قرار دارد و ایلام با تورم سالانه ۹۱.۴ درصد در سوی دیگر. هرمزگان با تورم ماهانه ۶.۷ درصد و تورم نقطهبهنقطه خوراکی ۱۴۹.۸ درصد، آذربایجان شرقی با تورم نقطهبهنقطه ۹۹.۶ درصد و سالانه ۸۱.۳ درصد و آذربایجان غربی با نرخهای ۱۰۷.۷ و ۸۶ درصد، بخش دیگری از این پراکندگی را نشان میدهند.
در نتیجه، برای خواندن تورم شهریور، خودِ میانگین کشوری کافی نیست. اختلاف میان مناطق، اختلاف میان گروههای کالایی و فاصله میان تورم ماهانه، نقطهبهنقطه و سالانه، هرکدام بخشی از داستان قیمتها را آشکار میکنند. عدد ۷۳.۶ درصد تصویر کلی را میدهد؛ اما جزئیات آن است که نشان میدهد این فشار قیمتی در کجا، برای کدام گروه و در کدام بخش از هزینههای خانوار با شدت بیشتری ظاهر شده است.
 copy.webp)
۰ دیدگاه